پرش به محتوا

فیلمنامه

از ویکی ایران

فیلمنامه‌نویسی در ایران از نخستین روزهای ساخت فیلم‌های فارسی نه رنگ و بوی فرهنگ بومی داشت و نه بر پایه‌های اصولی و اساسی غربی استوار بود مانند آبی و رابی (آوانس اوگانیانس ـ 1309) که از کارهای زوج کمیک دانمارکی به نام «پات و پاتاشون» الهام گرفته شده که سرآغاز تقلید و شبیه‌سازی بود و صدها فیلم براساس فیلم‌های خارجی ساخته شد. دومین عامل اُفت فیلمنامه در ایران بیگانگی فیلمنامه‌نویسان با فرهنگ و سنت و اعتقادات مردم بود و گاه نیز مسایل و تضادها و حوادثی را محور کار قرار می‌دادند که ریشه در واقعیت نداشت و یا نگاهی سطحی به موضوع‌ها و درگیری‌های گوناگون قشرهای کوچک مانند ماجراهای پهلوان محله، جاهل محله و رقاصه محله و... بود. سرآغاز این نگرش فیلمنامه طوفان زندگی (اسماعیل کوشان، 1327) نوشته نظام وفاست. یک دهه بعد، فیلمنامه خسیس (1366) نوشته رضا زندی همین مسیر را طی می‌کند و در دهه چهل موضوع فیلمنامه عسل تلخ (1341) حسین و مجید محسنی مدنی نیز بر این محور می‌چرخد و در دهه پنجاه این شباهت‌ها آشکارتر می‌شود. فیلمنامه‌های سینمای ایران از آغاز تا 1357 دارای یازده مضمون تکراری و پی در پی بودند این مضمون‌ها عبارتند از:

  • قهرمان فیلمنامه دلباخته کسی است که به دست آوردنش ناممکن است، بلبل مزرعه، (مجید محسنی‌ـ 1336)؛
  • قهرمان اصلی مستخدمه‌ای است که ارباب‌خانه به او نظر دارد، خروس بی‌محل (اسماعیل پورسعید ـ 1340)؛
  • قهرمان اصلی داستان شخصیتی ثروتمند است و ضد قهرمان فیلمنامه می‌کوشد ثروتش را از چنگش خارج کند، اما سرانجام به دست قانون می‌افتد؛ ریکاردو (احمد نجیب‌زاده‌ـ 1347)؛
  • به پهلوان، لات یا بزن‌بهادر محله تهمت می‌زنند، ولی از او رفع اتهام می‌شود، لات جوانمرد (مجید محسنی‌ـ 1337)؛
  • محور اصلی داستان زندگی رقاصه کاباره است، اوستا کریم (پرویز خطیبی‌ـ 1353)؛
  • داستان حول تقسیم ثروت به ارث رسیده از یک متوفی است، دالاهو (ابراهیم زمانی آشتیانی‌ـ 1346)؛
  • قهرمان دلباخته کسی است که او به دیگری علاقه دارد، جوانمرد (احمد نجیب‌زاده‌ـ 1353)؛
  • فرد اصلی قصه به دردسرهای گوناگون گرفتار می‌شود، گربه وحشی (پرویز خطیبی‌ـ 1341)؛
  • فرد به خاطر هتک حرمت به زن یا خواهرش عصیان می‌کند، صادق کرده (ناصر تقوایی‌ـ 1351)؛
  • قهرمان برنده «بلیت بخت آزمایی» می‌شود و حوادث جالبی برایش روی می‌دهد، پخمه (مهدی مصیبی‌ـ 1351)؛
  • در دهه پنجاه فیلم‌هایی براساس مجموعه‌های موفق و مردم فریب تلویزیون ساخته شدند، صمد آرتیست می‌شود (پرویز صیاد‌ـ 1351)[۱].

پس بحث انگیز‌ترین و بحرانی‌ترین عرصه در سینمای پس از انقلاب، فیلمنامه‌نویسی است که برای مقابله با این مشکل، کارهای فراوانی از ترجمه و انتشار کتاب‌های آموزش فیلمنامه‌نویسی تا برگزاری دوره‌های آموزشی انجام گرفت که تا اندازه‌ای توانستند در آموزش علمی به فراگیران مؤثر باشند. فیلمنامه‌هایی چون هامون (داریوش مهرجویی‌ـ 1368)، از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمی‌کیا‌ـ 1371)، مادر (علی حاتمی‌ـ 1368)، نارونی (سعید ابراهیمی‌فردـ 1367)، لیلی با من است (کمال تبریزی‌ـ 1374) و ... آثاری‌اند که علاوه بر رعایت قواعد و اسلوب‌های نظری، ساختاری ویژه، نو و هنرمندانه نیز دارند[۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مهرابی، مسعود (1368). تاریخ سینمای ایران از آغاز تا 1357. تهران: انتشارات فیلم، ص407- 414.
  2. طالبی‌نژاد، احمد (1377). در حضور سینما، تاریخ تحلیلی سینمای پس از انقلاب. تهران: انتشارات بنیاد سینمای فارابی، ص78- 81.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

عباس بهارلو