سلطان محمد خوارزمشاه: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''خوارزمشاه، سلطانمحمد:''' ملقب به قطبالدين، پنجمين خوارزمشاه (حك 596 – 617ق/ 1200- 1220م). سلطانمحمد خوارزمشاه در زمان پيروزي پدرش، تكش، بر سپاهيان خليفة عباسي، الناصرلدين الله، (590ق)، از طرف خليفه لقب قطبالدين دريافت كرد<sup>1</sup> و در 596ق به جاي...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''خوارزمشاه، سلطانمحمد | [[پرونده:8790909.jpg|بندانگشتی|سلطان محمد خوارزمشاه، قابل بازیابی از https://taghvimetarikh.com/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87/]] | ||
'''[[سلطان محمد خوارزمشاه|خوارزمشاه، سلطانمحمد]]،''' ملقب به قطبالدین، پنجمین [[خوارزمشاهیان|خوارزمشاه]] (حک 596 – 617ق/ 1200- 1220م). | |||
سلطانمحمد خوارزمشاه در زمان | سلطانمحمد خوارزمشاه در زمان پیروزی پدرش، تکش، بر سپاهیان خلیفه عباسی، الناصرلدین الله، (590ق)، از طرف خلیفه لقب قطبالدین دریافت کرد<ref>ابناثیر، عزالدین. '''''تاریخ''''' '''''کامل'''''. ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران: علمی، 1371، ج24، ص219.</ref> و در 596ق به جای پدر به سلطنت رسید. در اغاز با حملات [[غوریان]] که گرگانج مرکز خوارزم را محاصره کرده بودند مواجه شد. اما با کمک قراختاییان [[غوریان]] را شکست داد و در 612ق/ م با تصرف بامیان، هرات و غزنه به موجودیت سیاسی آنان پایان داد<ref>جوزجانی، منهاج سراج. '''''طبقات ناصری'''''. تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: دنیای کتاب، 1371، ج1، ص90- 96.</ref>. سلطانمحمد پس از فتح [[استان مازندران|مازندران]] <ref>ابناسفندیار، '''''تاریخ طبرستان.''''' تصحیح عباس اقبال، تهران: بینا، 1320، ج2، ص172.</ref> به حکومت قراختاییان در سمرقند که از شرق ماوراءالنهر در معرض حملات نایمانها قرار داشتند، پایان داد <ref>جوینی، عطاملک. '''''تاریخ جهانگشای'''''. تصحیح محمد قزوینی، تهران: ارغوان، 1367، ج2، ص124- 126.</ref> و نواحی داخلی [[ایران]] را نیز تا کرانههای خلیج فارس ضمیمه قلمرو خود کرد و «پادشاه مستقل گشت» <ref>خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی. '''''جامعالتواریخ''''' (قسمت اسماعیلیان و فاطمیان). به کوشش محمدتقی دانشپژوه و محمدمدرس زنجانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1338، ج1، ص340.</ref> اما خلیفه عباسی فتوحات او را تأئید نکرد و خوارزمشاه با اعلام حمایت از خلافت سادات حسینی در حالی به سوی بغداد لشکر کشید (614ق/ 1217م) که در مسیر اتابکِ فارس (سعد) و اتابک آذربایجان (اوزبک) را شکست داد <ref> ابنکثیر، عمادالدین ابوالفداء. '''''البدایهو النهایة'''''. قاهره: مطبعه سعاده، 1348، الجزء الثالث عشر، ص76.</ref>اما سپاهیان او در اثر برف و سرمای اسدآباد [[همدان]] از پای درامدند<ref>نسوی، محمد بن احمد. '''''سیرت جلالالدین منکبرنی'''''. تصحیح مجتبی مینوی، تهران: علمی و فرهنگی، 1365، ص22 و 23.</ref>. در طی این مدت روابط خوارزمشاه با [[اسماعیلیه|اسماعیلیان]] نزاری که در پیرامون الموت ـ قزوین ـ صاحب قدرت و در جدال با [[خوارزمشاهیان]] بودند صلحجویانه بود و جلالالدین حسن نو مسلمان پیشوای [[اسماعیلیه|اسماعیلیان]] با پشت کردن به عقاید اسماعیلیه حتی به نام [[خوارزمشاهیان|خوارزمشاه]] خطبه خواند اما دیری نپایید که اختلافاتشان به جدال انجامید<ref>خلعتبری، اللهیار و شرفی، محبوبه. '''''تاریخ خوارزمشاهیان'''''. تهران: سمت، 1385، ص81- 98.</ref>. | ||
این در حالی بود که اخبار پیروزی [[مغول ها|مغولان]] بر نایمانها و پیشروی آنان پراکنده شده بود. سلطانمحمد پیش از این هیأتی نزد چنگیزخان در پکن فرستاده بود و خان مغول نیز در فرستادن هیأتی سیاسی ـ بازرگانی در نامهای خوارزمشاه را «عزیزترین فرزندان» خود خواند<ref>اشپولر، بارتولد. '''''تاریخ مغول در ایران'''''. ترجمهمحمود میرافتاب، تهران: علمی و فرهنگی، 1365، ص26.</ref> و درخواست کرد راه را بر بازرگانان باز کند. اگر چه فرستاده چنگیزخان، محمود خوارزمی، معاهده دوستی با سلطانمحمد بست، اما امیران کاروان تجاری خان مغول در شهر اترار به قتل رسیدند و این روابط تیره شد. سلطانمحمد خوارزمشاه در حالی جزیره ابسکون دریای [[استان مازندران|مازندران]] درگذشت (617ق) که یورش [[مغول ها|مغولان]] به سوی [[ایران]] آغاز شده بود. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[خوارزمشاهیان]] | |||
* [[جلال الدین خوارزمشاه]] | |||
* [[اسماعیلیه]] | |||
* [[مغول ها]]<br /> | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
اللهیار خلعتبری و محبوبه شرفی | اللهیار خلعتبری و محبوبه شرفی | ||
[[رده:تاریخ]] | |||
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۸:۴۰

خوارزمشاه، سلطانمحمد، ملقب به قطبالدین، پنجمین خوارزمشاه (حک 596 – 617ق/ 1200- 1220م).
سلطانمحمد خوارزمشاه در زمان پیروزی پدرش، تکش، بر سپاهیان خلیفه عباسی، الناصرلدین الله، (590ق)، از طرف خلیفه لقب قطبالدین دریافت کرد[۱] و در 596ق به جای پدر به سلطنت رسید. در اغاز با حملات غوریان که گرگانج مرکز خوارزم را محاصره کرده بودند مواجه شد. اما با کمک قراختاییان غوریان را شکست داد و در 612ق/ م با تصرف بامیان، هرات و غزنه به موجودیت سیاسی آنان پایان داد[۲]. سلطانمحمد پس از فتح مازندران [۳] به حکومت قراختاییان در سمرقند که از شرق ماوراءالنهر در معرض حملات نایمانها قرار داشتند، پایان داد [۴] و نواحی داخلی ایران را نیز تا کرانههای خلیج فارس ضمیمه قلمرو خود کرد و «پادشاه مستقل گشت» [۵] اما خلیفه عباسی فتوحات او را تأئید نکرد و خوارزمشاه با اعلام حمایت از خلافت سادات حسینی در حالی به سوی بغداد لشکر کشید (614ق/ 1217م) که در مسیر اتابکِ فارس (سعد) و اتابک آذربایجان (اوزبک) را شکست داد [۶]اما سپاهیان او در اثر برف و سرمای اسدآباد همدان از پای درامدند[۷]. در طی این مدت روابط خوارزمشاه با اسماعیلیان نزاری که در پیرامون الموت ـ قزوین ـ صاحب قدرت و در جدال با خوارزمشاهیان بودند صلحجویانه بود و جلالالدین حسن نو مسلمان پیشوای اسماعیلیان با پشت کردن به عقاید اسماعیلیه حتی به نام خوارزمشاه خطبه خواند اما دیری نپایید که اختلافاتشان به جدال انجامید[۸].
این در حالی بود که اخبار پیروزی مغولان بر نایمانها و پیشروی آنان پراکنده شده بود. سلطانمحمد پیش از این هیأتی نزد چنگیزخان در پکن فرستاده بود و خان مغول نیز در فرستادن هیأتی سیاسی ـ بازرگانی در نامهای خوارزمشاه را «عزیزترین فرزندان» خود خواند[۹] و درخواست کرد راه را بر بازرگانان باز کند. اگر چه فرستاده چنگیزخان، محمود خوارزمی، معاهده دوستی با سلطانمحمد بست، اما امیران کاروان تجاری خان مغول در شهر اترار به قتل رسیدند و این روابط تیره شد. سلطانمحمد خوارزمشاه در حالی جزیره ابسکون دریای مازندران درگذشت (617ق) که یورش مغولان به سوی ایران آغاز شده بود.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ابناثیر، عزالدین. تاریخ کامل. ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران: علمی، 1371، ج24، ص219.
- ↑ جوزجانی، منهاج سراج. طبقات ناصری. تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: دنیای کتاب، 1371، ج1، ص90- 96.
- ↑ ابناسفندیار، تاریخ طبرستان. تصحیح عباس اقبال، تهران: بینا، 1320، ج2، ص172.
- ↑ جوینی، عطاملک. تاریخ جهانگشای. تصحیح محمد قزوینی، تهران: ارغوان، 1367، ج2، ص124- 126.
- ↑ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی. جامعالتواریخ (قسمت اسماعیلیان و فاطمیان). به کوشش محمدتقی دانشپژوه و محمدمدرس زنجانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1338، ج1، ص340.
- ↑ ابنکثیر، عمادالدین ابوالفداء. البدایهو النهایة. قاهره: مطبعه سعاده، 1348، الجزء الثالث عشر، ص76.
- ↑ نسوی، محمد بن احمد. سیرت جلالالدین منکبرنی. تصحیح مجتبی مینوی، تهران: علمی و فرهنگی، 1365، ص22 و 23.
- ↑ خلعتبری، اللهیار و شرفی، محبوبه. تاریخ خوارزمشاهیان. تهران: سمت، 1385، ص81- 98.
- ↑ اشپولر، بارتولد. تاریخ مغول در ایران. ترجمهمحمود میرافتاب، تهران: علمی و فرهنگی، 1365، ص26.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اللهیار خلعتبری و محبوبه شرفی