پرش به محتوا

بازوبند: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۹: خط ۱۹:
[1] . Sukkalmakh: نمایندگان یا پیامبران بزرگ، نام سلسله‌ای ایلامی، 1800-1550پ‌م.
[1] . Sukkalmakh: نمایندگان یا پیامبران بزرگ، نام سلسله‌ای ایلامی، 1800-1550پ‌م.


[2].مجسمه گچی ظاهراً از شهرری، و نقوش روی بشقاب‌های کاشان<ref>129-Pope,vol X,Pp.643 B,651-653,665-693,vol XII,Pp.1308-1341</ref>. نقوش روی بشقاب و فنجان و پارچ و آفتابه نقره‌کوب، ری، ساوه، کاشان و همدان<ref>Grube, Pp.201-206,217,no 143-144,148,160-161</ref>.
[2].مجسمه گچی ظاهراً از شهرری، و نقوش روی بشقاب‌های [[کاشان]]<ref>129-Pope,vol X,Pp.643 B,651-653,665-693,vol XII,Pp.1308-1341</ref>. نقوش روی بشقاب و فنجان و پارچ و آفتابه نقره‌کوب، ری، ساوه، [[کاشان]] و [[همدان]]<ref>Grube, Pp.201-206,217,no 143-144,148,160-161</ref>.


== مآخذ ==
== مآخذ ==
خط ۲۹: خط ۲۹:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:پوشاک]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۲۰

بازوبند، نوار یا حلقه‌ای از پارچه، فلز یا چرم که معمولاً با سنگ‌های قیمتی و آرایه‌های دیگر تزئین می‌شد و به دور بازو می‌بستند. به تدریج استفاده از طرح بازوبند به صورت دو نوار اغلب طلایی، بر بازوان آستین‌های لباس‌های بلند، رواج یافت.

ایران باستان

یکی از قدیمی‌ترین بازوبندها، قبل از ورود آریایی‌ها به ایران، بر دست حاکمی از دوره سوکل مخهای(Sukkalmakh)[1] ایلام باستان دیده می‌شود که از حلقه‌های به هم متصل شده ای درست شده است[۱]. نوع دیگری از بازوبندها را از چندین ورقه بیضی شکل به هم متصل شده که وسطشان نقش +  داشت، تهیه می‌کردند[۲]. زنان نیز از بازوبند، که گاه به صورت دو حلقه در کنار هم بود، استفاده می‌کردند[۳][۴].  ظاهراً از دوره اشکانیان (ح‍ 250 پ‌م تا 226م) به بعد استفاده از طرح بازوبند بر بازوان قباهای آستین بلند رواج یافت[۵].

ابتدای اسلام تا مغول

درابتدا، قباهای برخی ازعلما دارای طرح دو بازوبند در دور بازوان بود[۶][۷][۸]. زنان نیز بر بازوان خود یا بازوبند می‌زدند[۹]، یا این که طرح آن را به شکل گل‌های چند پرطلایی بر بازوان آستین‌های بلند لباس خود، به کار می‌بردند[۱۰]. معمولاً این بازوبند‌های روی لباس، نوارهایی طلایی بودند[۱۱]، اما از نوارهایی به رنگ‌های آبی آسمانی، قرمز، زرد و گاه سفید نیز استفاده می‌شد، که اغلب نوشته‌هایی به رنگ قرمز یا سیاه بر خود داشت[2][۱۲][۱۳][۱۴].

مغول تا عصر حاضر

در این دوره نیز بازوبندها بیشتر به رنگ طلایی و اغلب بر محل بازوان آستین قباها دوخته می‌شد[۱۵][۱۶]. گاه نیز بازوبندها قرمز با نوشته‌هایی به رنگ طلایی، آبی یا سفید بود[۱۷][۱۸]. همچنین برخی دعاها و متون مذهبی مانند آیه‌هابی از قرآن را به بازوبند می‌بستند[۱۹]. فتحعلی‌شاه قاجار به هنگام پوشیدن لباس رسمی و سلطنتی، بازوبندهای پهن سه نواره‌ای، به بازوان خود می‌بست که روی آنها دانه‌های ریز و درشت مرواریدهای سفید و سنگ‌های قیمتی سبز و نارنجی، به صورت دایره‌ای، بیضی و مستطیل نشانده بودند[۲۰].

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1] . Sukkalmakh: نمایندگان یا پیامبران بزرگ، نام سلسله‌ای ایلامی، 1800-1550پ‌م.

[2].مجسمه گچی ظاهراً از شهرری، و نقوش روی بشقاب‌های کاشان[۲۱]. نقوش روی بشقاب و فنجان و پارچ و آفتابه نقره‌کوب، ری، ساوه، کاشان و همدان[۲۲].

مآخذ

  1.    Sumner,W.Excavations at Tall-i Malyan 1971-1972, IRAN: XII, 1974, pp. 172-179, fig 12, no I
  2. Scheil, V. Textes élamites-Anzanites, MDP, XI, Paris: 1911, pp. 76-77, Pl. 12
  3. Ghirshman, R. Bichapour, Paris: 1956-1971, Vol II, pp. 39-40, Pl. 4-5,7 no 1-2, Table 2
  4. Herrmann, G. The Iranian revival. Oxford: 1977, pp. 22-24
  5. Ghirshman, R. Iran. Parthes et Sassanides, Paris: 1962, P. 47, fig 60
  6. جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر، التاج فی اخلاق الملوک. تحقیق احمد زکی پاشا، قاهره: مطبعة الامیریه، 1332 ق/ 1914 م، ص 47 ، 49.
  7. تنوخی، قاضی ابوعلی محسن بن علی، الفرج بعد الشدة. قاهره: دارالطباعة المحمدیه، ترجمه و تألیف فارسی، حسین بن اسعد دهستانی، تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران: اطلاعات، 1363- 1364، ج1، ص 246.
  8. Lewis, B; C. Pellat; E. Bosworth. The world of Islam faith, people, culture. London: 1976, P. 196, no 11
  9. امیرعلی، سید. تاریخ العرب و التمدن الاسلامی. قاهره: 1938 م،ص 389
  10. ضیاءپور، جلیل. پوشاک زنان ایران از کهن‌ترین زمان تا آغاز شاهنشاهی پهلوی. تهران: وزارت فرهنگ و هنر، بی‌تا، ص 198، ش 134.
  11. Papadopoulo, A; Mazenod. L’Islam et l’art musulman, Paris: 1969, P.135, no 35.
  12. Grube, E. J. Islamic pottery of the eighth to the fifteenth century in the keir collection. Oxford: 1976, p.200, no 142
  13. Pope, A.U. A survey of Persian art, ed, P. Ackerman, Oxford: 1938-1939, vol III, P.1307
  14. pope, A.U. A survey of Persian art, ed, P. Ackerman,, Tehran, 1964-1967, vol X, pp. 673B,750
  15. Blair, S. A compendium of chronicles, the Nasser D. Khalili collection of Islamic art, ed, J. Raby, Oxford university press, vol XXVII, 1995, pp.74-75, 82-84, fig 39, 48
  16. نسخه جامع التواریخ، تبریز: ورقه‌های 276a ،289a . مجموعه خلیلی.
  17. Gray, B. La peinture Persane, Genève: 1977, pp. 37-40.
  18. نسخه کلیله و دمنه، تبریز: دانشگاه استانبول، آلبوم قصر یلدیز F.1422 ، پشت ورقه 11، و  ورقه .24
  19. Robinson, H.R. Oriental Armour, New York: 1967, P.38
  20. سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص 385-389 ، ش  155 ، 158.
  21. 129-Pope,vol X,Pp.643 B,651-653,665-693,vol XII,Pp.1308-1341
  22. Grube, Pp.201-206,217,no 143-144,148,160-161

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

محمدرضا چیت ساز