پرش به محتوا

مهر پرستی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''مهرپرستی'''، آئین پرستش خدای مهر (میثراس) [1]كه در سراسر امپراتوری روم رواج یافت.  
'''[[مهر پرستی|مهرپرستی]]'''، آئین پرستش خدای [[مهر]] (میثراس) (Mithras)که در سراسر امپراتوری روم رواج یافت.  


نیایش مهر در ایران پیشینة بس قدیم داشته و یكی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا كه [[ایران]] را خاستگاه آئین مهرپرستی تلقی كرده‌اند.<sup>1</sup>  
نیایش [[مهر]] در [[کشور ایران|ایران]] پیشینه بس قدیم داشته و یکی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا که [[ایران]] را خاستگاه آئین [[مهر پرستی|مهرپرستی]] تلقی کرده‌اند<ref>Groli, G. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion''''', vol. 9, ed. M.


پس از ظهور زرتشت و به واسطة الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیة خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یكی از ایزدان در دین زرتشت حفظ شد و در واقع در دورة هخامنشی پرستش مهر بار دیگر مطرح گردید. مهر از طریق مرزهای فرهنگی ایران به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی تركیة كنونی) رفت و آئینی كه حول پرستش او شكل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مركزی و غربی پراكنده شد. سرانجام در امپراتوری روم كیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شكوفائی خود رسید.<sup>2</sup> كسانی هستند كه بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «مهر» كه در عهد اشكانی در ایران ظهور كرد نسبت می‌دهند.<sup>3</sup>
. Eliade, New York, London: 1987;  </ref><ref>پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 407 به بعد.</ref>.


با توجه به اینكه در آئین مهری اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده می‌شد و نیز تعقیب و آزار نومسیحی‌شدگان هیچ اثر مكتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشكار نیست.<sup>4</sup> پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژه‌ای در معابد غارمانند مهری انجام می‌شد و نوآموز باید آداب تشرف را كه با غسل و تطهیر همراه بود اجرا كند. نوآموز به وسیلة آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختی‌ها مورد آزمایش و تأدیب قرار می‌گرفت و باید سوگندنامه‌ای را قرائت می‌كرد.<sup>5</sup> پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد می‌شد و به طی طریق در مراحل هفتگانه‌ای می‌پرداخت كه ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یك از آن‌ها با جرم فلكی خاصی ارتباط داشت؛ عالی‌ترین مرحله مقام پدر یا پیر بود كه مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهدة او بود.<sup>6</sup>  
پس از ظهور [[زرتشت]] و به واسطه الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیه خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یکی از ایزدان در [[زرتشتی، دین|دین زرتشت]] حفظ شد و در واقع در [[هخامنشیان|دوره هخامنشی]] پرستش [[مهر]] بار دیگر مطرح گردید. [[مهر]] از طریق مرزهای فرهنگی [[کشور ایران|ایران]] به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی ترکیه کنونی) رفت و آئینی که حول پرستش او شکل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مرکزی و غربی پراکنده شد. سرانجام در امپراتوری روم کیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شکوفائی خود رسید<ref>کومون، فرانتس. '''''ادیان شرقی در امپراتوری روم'''''. ترجمه ملیحه معلم، پروانه مروج‌نیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد. </ref><ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد.</ref><ref>Vermaseren,  M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22.</ref><ref name=":0">Stuart J. H. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion and Ethics''''', vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980</ref><ref name=":1">Groli, "Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion''''', vol. 9, ed. M.


آموزه‌های مهرپرستی به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی كه بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیس‌ها و سنگ نگاره‌های مهری اروپائی را مرتبط با صور فلكی دانسته‌اند.<sup>7</sup> همچنین غار و معبد مهری را نشانه‌ای از كیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یكی از صور فلكی انگاشته‌اند.<sup>8</sup>
Eliade, New York, London: 1987</ref>. کسانی هستند که بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «[[مهر]]» که در عهد اشکانی در [[کشور ایران|ایران]] ظهور کرد نسبت می‌دهند<ref>مقدم، محمد. '''''جستار درباره مهر و ناهید'''''. تهران: مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، 1357، ص 59-60. </ref>.


از آنجا كه خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقة سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب می‌شد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند.<sup>9</sup>  
با توجه به اینکه در [[مهر پرستی|آئین مهری]] اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده می‌شد و نیز تعقیب و آزار نومسیحی‌شدگان هیچ اثر مکتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشکار نیست<ref>پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 400.</ref><ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33.</ref><ref>Stuart. ibid.; «Mithraism», '''''Encyclopedia Britannica'''''. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.</ref>. پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژه‌ای در معابد غارمانند مهری انجام می‌شد و نوآموز باید آداب تشرف را که با غسل و تطهیر همراه بود اجرا کند. نوآموز به وسیله آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختی‌ها مورد آزمایش و تأدیب قرار می‌گرفت و باید سوگندنامه‌ای را قرائت می‌کرد<ref name=":1" /><ref name=":0" /><ref>Vermaseren,  M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965,  P. 105 </ref><ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 176 به بعد. </ref>. پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد می‌شد و به طی طریق در مراحل هفتگانه‌ای می‌پرداخت که ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یک از آن‌ها با جرم فلکی خاصی ارتباط داشت؛ عالی‌ترین مرحله مقام پدر یا پیر بود که مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهده او بود<ref name=":1" /><ref>هینلز، جان. '''''شناخت اساطیر ایران'''''. ترجمه احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد.</ref><ref>Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87</ref><ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 194 به بعد.</ref><ref>Vermaseren,  M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965. P. 113</ref>.


عبادتگاه‌های مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا كه مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاه‌ها در كنار چشمه و آب روان برپا می‌شدند.<sup>10</sup> از مهم ترین نمادهای مهرپرستی كه در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی كشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل آفرینش تعبیر كرده‌اند<sup>11</sup> و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال كشاورزی دانسته‌اند.<sup>12</sup>  
آموزه‌های [[مهر پرستی|مهرپرستی]] به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی که بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیس‌ها و سنگ نگاره‌های مهری اروپائی را مرتبط با صور فلکی دانسته‌اند<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 46. </ref>. همچنین غار و معبد مهری را نشانه‌ای از کیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یکی از صور فلکی انگاشته‌اند<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 49، 54. </ref>. از آنجا که خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقه سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب می‌شد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند<ref name=":1" /><ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 221 به بعد.</ref><ref>Vermaseren,  M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22.. P. 113. P. 133</ref>.


بنا بر نگاره‌های مهری، با كشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفه‌اش حیوانات مفید به وجود می‌آیند.<sup>13</sup>  
عبادتگاه‌های مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا که مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاه‌ها در کنار چشمه و آب روان برپا می‌شدند<ref name=":1" /><ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 57 به بعد.</ref><ref>Vermaseren,  M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965,P. 113. P. 133ff</ref>. از مهم ترین نمادهای [[مهر پرستی|مهرپرستی]] که در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی کشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل [[آفرینش(دردین زرتشت)|آفرینش]] تعبیر کرده‌اند<ref name=":0" /><ref name=":1" /><ref>ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 112 به بعد.</ref><ref> 


با اینكه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیكن با پذیرش و قدرت گرفتن دین مسیحی در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس[2]، در 394م نابودیش شتاب كلی گرفت تا اینكه در سدة 5م به طور كامل به فراموشی سپرده شد.<sup>14</sup> لكن تأثیر كیش پرستش میثراس در مسیحیت و وام‌هایی كه این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از كیش مزبور گرفت، غیرقابل انكار است.<sup>15</sup>
Vermaseren,  M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, P. 133.  


;</ref> و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال کشاورزی دانسته‌اند<ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 137-140. </ref>. بنا بر نگاره‌های مهری، با کشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفه‌اش حیوانات مفید به وجود می‌آیند<ref>«Mithraism», '''''Encyclopedia Britannica'''''. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.</ref>.


'''مآخذ:'''  
با اینکه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیکن با پذیرش و قدرت گرفتن [[مسیحی، دین|دین مسیحی]] در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس(Theodosius)، در 394م نابودیش شتاب کلی گرفت تا اینکه در سده 5م به طور کامل به فراموشی سپرده شد<ref name=":1" /><ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 35؛ ؛ Groli. ibid..</ref><ref>پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 411.</ref>. لکن تأثیر کیش پرستش میثراس در [[مسیحی، دین|مسیحیت]] و وام‌هایی که این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از کیش مزبور گرفت، غیرقابل انکار است<ref>پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 414.</ref><ref>اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 33.</ref>.


1-    Groli, G. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion''''', vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987;
== نیز نگاه کنید به ==


               پورداود، ابراهیم. '''''یشتها'''''. تهران: 1356، ص 407 به بعد.
* [[مهر]]
* [[مسیحی، دین]]
* [[زرتشت]]


2-    كومون، فرانتس. '''''ادیان شرقی در امپراتوری روم'''''. ترجمة ملیحه معلم، پروانه مروج‌نیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد؛ ورمازرن، مارتن. '''''آئین میترا'''''. ترجمة بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد؛ نیزنك:
== '''مآخذ''' ==
<references />


Vermaseren, M. J. '''''Mithras, Geschichte Eines Kultes'''''. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22; Stuart J. H. «Mithraism», '''''Encyclopedia of Religion and Ethics''''', vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980; Groli, ibid.  
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


3-    مقدم، محمد. '''''جستار دربارة مهر و ناهید'''''. تهران: مركز ایرانی مطالعة فرهنگ‌ها، 1357، ص 59-60.
== نویسنده مقاله ==
 
نامعلوم
4-    پورداود. همان. ص 400؛ اولانسی، دیوید. '''''پژوهشی نو در میتراپرستی'''''. ترجمة مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33؛
[[رده:ادیان و مذاهب]]
 
[[رده:ادیان]]
Stuart. ibid.; «Mithraism», '''''Encyclopedia Britannica'''''. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.
 
5-    ورمازرن. همان. ص 176 به بعد؛Vermaseren. Ibid. P. 105 ff; Stuart. ibid; Groli, ibid..
 
6-    هینلز، جان. '''''شناخت اساطیر ایران'''''. ترجمة احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد؛ ورمازرن. ص 194 به بعد؛
 
Vermaseren. Ibid. P. 113ff.; Hinnells, J.R. '''''Persian Mythology'''''. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87; Groli. ibid.
 
7-    اولانسی. همان. ص 46.
 
8-    همان. ص 49، 54.
 
9-    ورمازرن. همان. ص 221 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
 
10-  ورمازرن. همان. ص 57 به بعد؛ Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Groli. Ibid.
 
11-  ورمازرن. همان. ص 112 به بعد؛ Groli. Ibid.؛  Vermaseren. Ibid. P. 133ff; Stuart Jones, art.cit
 
12-  اولانسی. همان. ص 137-140.
 
13-          '''''Encyclopedia Britannica'''''. Ibid.
 
14-  اولانسی. همان. ص 35؛ پورداود. همان. ص 411؛ Groli. ibid..
 
15-  اولانسی. همان. ص 33؛ پورداود. همان. ص 414.
----[1]. Mithras
 
[2]. Theodosius

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۷:۴۱

مهرپرستی، آئین پرستش خدای مهر (میثراس) (Mithras)که در سراسر امپراتوری روم رواج یافت.

نیایش مهر در ایران پیشینه بس قدیم داشته و یکی از ایزدان مهم در دین مزدایی به شمار آمده است تا آنجا که ایران را خاستگاه آئین مهرپرستی تلقی کرده‌اند[۱][۲].

پس از ظهور زرتشت و به واسطه الهیات توحیدی او، مهر جایگاه اولیه خود را از دست داد، ولی مدتی بعد به عنوان یکی از ایزدان در دین زرتشت حفظ شد و در واقع در دوره هخامنشی پرستش مهر بار دیگر مطرح گردید. مهر از طریق مرزهای فرهنگی ایران به ماوراءالنهر و آسیای غربی (نواحی غربی ترکیه کنونی) رفت و آئینی که حول پرستش او شکل گرفت از آنجا در سراسر اروپای مرکزی و غربی پراکنده شد. سرانجام در امپراتوری روم کیش رازآمیز پرستش میثراس به اوج شکوفائی خود رسید[۳][۴][۵][۶][۷]. کسانی هستند که بدون استدلال علمی آئین مهرپرستی رومی را به پیامبری به نام «مهر» که در عهد اشکانی در ایران ظهور کرد نسبت می‌دهند[۸].

با توجه به اینکه در آئین مهری اهمیت فراوانی به حفظ اسرار داده می‌شد و نیز تعقیب و آزار نومسیحی‌شدگان هیچ اثر مکتوبی از آن در دست نیست، از این رو ماهیت تعالیم مهری به روشنی آشکار نیست[۹][۱۰][۱۱]. پذیرش اعضای جدید در جمع رازآموزان با تشریفات ویژه‌ای در معابد غارمانند مهری انجام می‌شد و نوآموز باید آداب تشرف را که با غسل و تطهیر همراه بود اجرا کند. نوآموز به وسیله آب، آتش، گرسنگی، تشنگی، سرما و دوری از خانواده، برای افزایش توان مقابله با سختی‌ها مورد آزمایش و تأدیب قرار می‌گرفت و باید سوگندنامه‌ای را قرائت می‌کرد[۷][۶][۱۲][۱۳]. پس از آن، نوآموز برادر سایرین قلمداد می‌شد و به طی طریق در مراحل هفتگانه‌ای می‌پرداخت که ظاهراً نماد صعود روان به آسمان بود و هر یک از آن‌ها با جرم فلکی خاصی ارتباط داشت؛ عالی‌ترین مرحله مقام پدر یا پیر بود که مسئولیت تربیت مؤمنان بر عهده او بود[۷][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷].

آموزه‌های مهرپرستی به شدت با نجوم و اعتقاد به سعد و نحس ستارگان درآمیخته بود تا جایی که بعضی از دانشمندان نمادهای موجود در تندیس‌ها و سنگ نگاره‌های مهری اروپائی را مرتبط با صور فلکی دانسته‌اند[۱۸]. همچنین غار و معبد مهری را نشانه‌ای از کیهان و نمادهای آن را تجسم گردش ستارگان و حتی خود مهر را یکی از صور فلکی انگاشته‌اند[۱۹]. از آنجا که خدای مهر اصلاً خدای جنگ و مورد توجه و علاقه سربازان بود، مهرپرستی نیز دینی مردانه و خاص جنگجویان محسوب می‌شد و زنان حق ورود به محافل مهری را نداشتند[۷][۲۰][۲۱].

عبادتگاه‌های مهری در ابتدا غارهای طبیعی بودند و از آنجا که مراسم مهری با غسل و تطهیر همراه بود، عبادتگاه‌ها در کنار چشمه و آب روان برپا می‌شدند[۷][۲۲][۲۳]. از مهم ترین نمادهای مهرپرستی که در تمام معابد مهری وجود دارد، نبرد میثراس با گاو است. برخی کشتن گاو به دست میثراس را نماد عمل آفرینش تعبیر کرده‌اند[۶][۷][۲۴][۲۵] و برخی نیز آن را تجسم نبرد شیر و گاو و رمزی از اعتدال بهاری و آغاز سال کشاورزی دانسته‌اند[۲۶]. بنا بر نگاره‌های مهری، با کشتن گاو، از بدن او گیاهان سودمند، از مغز حرام او گندم و از نطفه‌اش حیوانات مفید به وجود می‌آیند[۲۷].

با اینکه آئین سری مهری در اروپا بیش از سیصد سال دوام آورد، لیکن با پذیرش و قدرت گرفتن دین مسیحی در روم و رنج و آزار مهرپرستان، این آئین رو به افول گذاشت و سرانجام با شروع امپراتوری تئودوسیوس(Theodosius)، در 394م نابودیش شتاب کلی گرفت تا اینکه در سده 5م به طور کامل به فراموشی سپرده شد[۷][۲۸][۲۹]. لکن تأثیر کیش پرستش میثراس در مسیحیت و وام‌هایی که این دین، لااقل در ظواهر مراسم، و نیز در بعضی باورها، از کیش مزبور گرفت، غیرقابل انکار است[۳۰][۳۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Groli, G. «Mithraism», Encyclopedia of Religion, vol. 9, ed. M. . Eliade, New York, London: 1987;
  2. پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 407 به بعد.
  3. کومون، فرانتس. ادیان شرقی در امپراتوری روم. ترجمه ملیحه معلم، پروانه مروج‌نیا، تهران: 1377، ص 127 به بعد.
  4. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 42 به بعد.
  5. Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ Stuart J. H. «Mithraism», Encyclopedia of Religion and Ethics, vol. 8, ed. J. Hastings, Edinburg: 1980
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ ۷٫۵ ۷٫۶ Groli, "Mithraism», Encyclopedia of Religion, vol. 9, ed. M. Eliade, New York, London: 1987
  8. مقدم، محمد. جستار درباره مهر و ناهید. تهران: مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، 1357، ص 59-60.
  9. پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 400.
  10. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 32-33.
  11. Stuart. ibid.; «Mithraism», Encyclopedia Britannica. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.
  12. Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, P. 105
  13. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 176 به بعد.
  14. هینلز، جان. شناخت اساطیر ایران. ترجمه احمد تفضلی، ژاله آموزگار، تهران: 1372، ص 139 به بعد.
  15. Hinnells, J.R. Persian Mythology. London: Hamlyn, 1975, PP. 86-87
  16. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 194 به بعد.
  17. Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965. P. 113
  18. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 46.
  19. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 49، 54.
  20. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 221 به بعد.
  21. Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, PP. 20-22.. P. 113. P. 133
  22. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 57 به بعد.
  23. Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965,P. 113. P. 133ff
  24. ورمازرن، مارتن. آئین میترا. ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: دهخدا، 1345، ص 112 به بعد.
  25.   Vermaseren, M. J. Mithras, Geschichte Eines Kultes. Stuttgart: W. Kohlhammer, 1965, P. 133.
  26. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 137-140.
  27. «Mithraism», Encyclopedia Britannica. vol. 8, Encyclopedia Britannica Inc., 1989.
  28. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 35؛ ؛ Groli. ibid..
  29. پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 411.
  30. پورداود، ابراهیم. یشتها. تهران: 1356، ص 414.
  31. اولانسی، دیوید. پژوهشی نو در میتراپرستی. ترجمه مریم امینی، تهران: چشمه، 1380، ص 33.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

نامعلوم