پرش به محتوا

شاهنامه فردوسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''شاهنامة فردوسي،''' به معناي خاص كتاب حماسه‌هاي ملي و تاريخ و سرگذشت پادشاهان ايران به زبان فارسي و منظوم در بحر متقارب و سرودة حكيم ابوالقاسم فردوسي<sup>*</sup>. '''اين كتاب''' روايات اساطيري، ‌پهلواني و تاريخي ايران از عهد كيومرث تا پايان روزگار ي...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''شاهنامة فردوسي،''' به معناي خاص كتاب حماسه‌هاي ملي و تاريخ و سرگذشت پادشاهان ايران به زبان فارسي و منظوم در بحر متقارب و سرودة حكيم ابوالقاسم فردوسي<sup>*</sup>.
'''شاهنامه فردوسی،''' به معنای خاص کتاب حماسه‌های ملی و تاریخ و سرگذشت پادشاهان ایران به [[فارسی|زبان فارسی]] و منظوم در بحر متقارب و سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی.


'''اين كتاب''' روايات اساطيري، ‌پهلواني و تاريخي ايران از عهد كيومرث تا پايان روزگار يزدگرد سوم ساساني (حك 632-651م) را در بر دارد.<sup>1</sup> فردوسي (د 411 يا 416ق / 1020 يا 1025م) در حدود 370 تا 371ق / 980 تا 981م با به دست آوردن نسخه‌اي از شاهنامة ابومنصوري (تأليف 346ق / 957م) نظم آن را آغاز كرد.<sup>2</sup> او در 384ق / 994م نخستين نسخة ''شاهنامه'' را به پايان برد. در 400ق / 1010م نسخة ديگري نوشت و سرانجام در 402ق / 1011م نسخه چهارمي را ترتيب داد.<sup>3</sup> گويند فردوسي با معرفي ابوالعباس فضل بن احمد اسفرايني (د 404ق / 1013م) وزير سلطان محمود غزنوي (حك 389-421ق / 999-1030م) اثر خود را به آن سلطان تقديم كرد، اما چون پاداش مناسبي از او دريافت نكرد، ‌او را هجو گفت و از غزنين به خراسان رفت.<sup>4</sup> منابع ''شاهنامه''، به جز ''شاهنامة ابومنصوري''، كتاب ''اوستا''، بند''هشن'' و جز آنها بوده است.<sup>5</sup> شاهنامه خزانة لغت و گنجينة فصاحت زبان فارسي به شمار مي‌رود و شيوة بيان آن ساده و روشن است.<sup>6</sup> او در حدود 370 تا 371ق / 980م با به دست آوردن نسخه‌اي از ''شاهنامه ابومنصوري'' نظم خود را آغاز كرد و در حدود 400ق / 1010م آن را به پايان برد. پس از اتمام چندين بار آن را بازبيني و سپس به سلطان محمود غزنوي تقديم كرد. مطالب ''شاهنامة فردوسي'' را مي‌توان به سه دوره: 1ـ دورة افسانه‌اي، ‌يعني عهد كيومرث، هوشنگ، ‌طهمورث، ‌جمشيد، ‌ضحاك تا ظهور فريدون، 2ـ دورة پهلواني، ‌از قيام كاوه تا قتل رستم و سلطنت بهمن پسر اسفنديار، 3ـ دورة تاريخي از اسكندر تا اسلام تقسيم كرده‌اند.<sup>7</sup>
'''این کتاب''' روایات اساطیری، ‌پهلوانی و تاریخی ایران از عهد کیومرث تا پایان روزگار [[یزدگرد سوم]] [[ساسانیان|ساسانی]] (حک 632-651م) را در بر دارد<ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. ج 2، ص 1445.</ref>.<sup>1</sup> فردوسی (د 411 یا 416ق / 1020 یا 1025م) در حدود 370 تا 371ق / 980 تا 981م با به دست آوردن نسخه‌ای از شاهنامه ابومنصوری (تألیف 346ق / 957م) نظم آن را آغاز کرد<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوسی، 1364، ج 1، ص 472، 473.</ref>. او در 384ق / 994م نخستین نسخه ''شاهنامه'' را به پایان برد. در 400ق / 1010م نسخه دیگری نوشت و سرانجام در 402ق / 1011م نسخه چهارمی را ترتیب داد<ref name=":0">نفیسی، سعید. '''''تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی'''''. تهران: فروغی، 1344، ج 1، ص 475.</ref>. گویند فردوسی با معرفی ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی (د 404ق / 1013م) وزیر سلطان محمود غزنوی (حک 389-421ق / 999-1030م) اثر خود را به آن سلطان تقدیم کرد، اما چون پاداش مناسبی از او دریافت نکرد، ‌او را هجو گفت و از غزنین به خراسان رفت<ref>خانلری (کیا)، زهرا. '''''فرهنگ ادبیات فارسی'''''. ‌تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ‌ص 371.</ref>. منابع ''شاهنامه''، به جز ''شاهنامه ابومنصوری''، کتاب ''[[اوستا]]''، بند''هشن'' و جز آنها بوده است<ref>تمیم‌داری، احمد. ''کتاب ایران، '''تاریخ ادب پارسی'''''. تهران:‌ انتشارات بین‌المللی الهدی، 1379، ص 145 و 146.</ref>. شاهنامه خزانه لغت و گنجینه فصاحت [[فارسی|زبان فارسی]] به شمار می‌رود و شیوه بیان آن ساده و روشن است<ref>زرین‌کوب، عبدالحسین. '''''با کاروان حلّه'''''. ‌تهران: آریا، ‌1343، ص 17.</ref>. او در حدود 370 تا 371ق / 980م با به دست آوردن نسخه‌ای از ''شاهنامه ابومنصوری'' نظم خود را آغاز کرد و در حدود 400ق / 1010م آن را به پایان برد. پس از اتمام چندین بار آن را بازبینی و سپس به [[محمود غزنوی|سلطان محمود غزنوی]] تقدیم کرد. مطالب ''شاهنامه فردوسی'' را می‌توان به سه دوره:  


اين منظومه كه يكي از والاترين ارزش‌هاي فرهنگي ادبيات فارسي است، در ميان شاهكارهاي ادبيات جهان جايي استوار و درخشان دارد.<sup>8</sup> به تعبيري، ‌فردوسي منادي عزّت و شرف ملت ايران و ''شاهنامه'' معتبرترين و موثق‌ترين سند هويت تاريخي و ملي ايران است.<sup>9</sup> امروز چهار نسخة متداول آن به ترتيب 48000، ‌52000، ‌55000 و 61000 بيت دارند.<sup>10</sup> از ترجمه‌هاي مشهور آن، ترجمة البنداري به عربي، شاك[1] به آلماني و ژول مول[2] به فرانسوي است. اته[3]، نولدكه[4] و تروبنر[5] نيز تحقيقات با ارزشي دربارة فردوسي و ''شاهنامه'' انجام داده‌اند.<sup>11</sup>  
# دوره افسانه‌ای، ‌یعنی عهد کیومرث، هوشنگ، ‌طهمورث، ‌جمشید، ‌ضحاک تا ظهور فریدون؛
# دوره پهلوانی، ‌از قیام کاوه تا قتل رستم و سلطنت بهمن پسر اسفندیار؛
# دوره تاریخی از اسکندر تا اسلام تقسیم کرده‌اند<ref>خانلری(کیا)، زهرا. '''''فرهنگ ادبیات فارسی'''''. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 292- 294.</ref>.


'''مآخذ:'''
این منظومه که یکی از والاترین ارزش‌های فرهنگی ادبیات فارسی است، در میان شاهکارهای ادبیات جهان جایی استوار و درخشان دارد<ref>برتلس، یوگنی ادواردویچ. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''. ترجمه سیروس ایزدی، تهران: هیرمند،  1374، ‌ج 1، ص 362.</ref>. به تعبیری، ‌فردوسی منادی عزّت و شرف ملت ایران و ''شاهنامه'' معتبرترین و موثق‌ترین سند هویت تاریخی و ملی ایران است<ref>مرتضوی، منوچهر. '''''فردوسی و شاهنامه'''''. ‌تهران:مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، ‌1372، ص نه (مقدمه).</ref>. امروز چهار نسخه متداول آن به ترتیب 48000، ‌52000، ‌55000 و 61000 بیت دارند<ref name=":0" />. از ترجمه‌های مشهور آن، ترجمه البنداری به عربی، شاک[ Schack] به آلمانی و ژول مول[ J. Mohl] به فرانسوی است. اته[ Ethé]، نولدکه[Nöldeke] و تروبنر[Trubner] نیز تحقیقات با ارزشی درباره فردوسی و ''شاهنامه'' انجام داده‌اند<ref>براون، ‌ادوارد. '''''از فردوسی تا سعدی'''''. ترجمه فتح‌الله مجتبایی، تهران: مروارید، چ 2، 1355، ص 187.</ref><ref>مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''.  ج 2، ص 1446. </ref><ref>رزمجو، ‌حسین. '''''قلمرو ادبیات حماسی ایران'''''. ‌تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1381، ‌ج 2.</ref><ref>فردوسی، ‌ابوالقاسم. '''''شاهنامه'''''. به کوشش ژول مول، تهران: جیبی، ‌ج 3، 1363.</ref><ref>مینوی، مجتبی. '''''فردوسی و شعر او'''''. ‌تهران: توس، ‌چ 3، 1372.</ref>.


# مصاحب، غلامحسين. '''''دايرةالمعارف فارسي'''''. ج 2، ص 1445.
== نیز نگاه کنید به ==
# صفا، ذبيح‌الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: فردوسي، 1364، ج 1، ص 472، 473.
# نفيسي، سعيد. '''''تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسي'''''. تهران: فروغي، 1344، ج 1، ص 475.
# خانلري (كيا)، زهرا. '''''فرهنگ ادبيات فارسي'''''. ‌تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ‌ص 371.
# تميم‌داري، احمد. ''كتاب ايران، '''تاريخ ادب پارسي'''''. تهران:‌ انتشارات بين‌المللي الهدي، 1379، ص 145 و 146.
# زرين‌كوب، عبدالحسين. '''''با كاروان حلّه'''''. ‌تهران: آريا، ‌1343، ص 17.
# خانلري(كيا)، زهرا. '''''فرهنگ ادبيات فارسي'''''. تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 292- 294.
# برتلس، يوگني ادواردويچ. '''''تاريخ ادبيات فارسي'''''. ترجمة سيروس ايزدي، تهران: هيرمند، چ 1، 1374، ‌ج 1، ص 362.
# مرتضوي، منوچهر. '''''فردوسي و شاهنامه'''''. ‌تهران:مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي (پژوهشگاه)، ‌1372، ص نه (مقدمه).
# نفيسي. همان جا.
# براون، ‌ادوارد. '''''از فردوسي تا سعدي'''''. ترجمة فتح‌الله مجتبايي، تهران: مرواريد، چ 2، 1355، ص 187؛ مصاحب. همان. ج 2، ص 1446. نيز نك. رزمجو، ‌حسين. '''''قلمرو ادبيات حماسي ايران'''''. ‌تهران: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، 1381، ‌ج 2؛ فردوسي، ‌ابوالقاسم. '''''شاهنامه'''''. به كوشش ژول مول، تهران: جيبي، ‌چ 3، 1363؛ مينوي، مجتبي. '''''فردوسي و شعر او'''''. ‌تهران: توس، ‌چ 3، 1372.


[1].  Schack
* [[ساسانیان]]
* [[یزدگرد سوم]]
* [[محمود غزنوی]]


[2].  J. Mohl
== مآخذ ==
<references />


[3].  Ethé
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
[4].  Nöldeke
 
[5].  Trubner


== نویسنده مقاله ==
ابوالقاسم رادفر
ابوالقاسم رادفر
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:ادبیات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۰

شاهنامه فردوسی، به معنای خاص کتاب حماسه‌های ملی و تاریخ و سرگذشت پادشاهان ایران به زبان فارسی و منظوم در بحر متقارب و سروده حکیم ابوالقاسم فردوسی.

این کتاب روایات اساطیری، ‌پهلوانی و تاریخی ایران از عهد کیومرث تا پایان روزگار یزدگرد سوم ساسانی (حک 632-651م) را در بر دارد[۱].1 فردوسی (د 411 یا 416ق / 1020 یا 1025م) در حدود 370 تا 371ق / 980 تا 981م با به دست آوردن نسخه‌ای از شاهنامه ابومنصوری (تألیف 346ق / 957م) نظم آن را آغاز کرد[۲]. او در 384ق / 994م نخستین نسخه شاهنامه را به پایان برد. در 400ق / 1010م نسخه دیگری نوشت و سرانجام در 402ق / 1011م نسخه چهارمی را ترتیب داد[۳]. گویند فردوسی با معرفی ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی (د 404ق / 1013م) وزیر سلطان محمود غزنوی (حک 389-421ق / 999-1030م) اثر خود را به آن سلطان تقدیم کرد، اما چون پاداش مناسبی از او دریافت نکرد، ‌او را هجو گفت و از غزنین به خراسان رفت[۴]. منابع شاهنامه، به جز شاهنامه ابومنصوری، کتاب اوستا، بندهشن و جز آنها بوده است[۵]. شاهنامه خزانه لغت و گنجینه فصاحت زبان فارسی به شمار می‌رود و شیوه بیان آن ساده و روشن است[۶]. او در حدود 370 تا 371ق / 980م با به دست آوردن نسخه‌ای از شاهنامه ابومنصوری نظم خود را آغاز کرد و در حدود 400ق / 1010م آن را به پایان برد. پس از اتمام چندین بار آن را بازبینی و سپس به سلطان محمود غزنوی تقدیم کرد. مطالب شاهنامه فردوسی را می‌توان به سه دوره:

  1. دوره افسانه‌ای، ‌یعنی عهد کیومرث، هوشنگ، ‌طهمورث، ‌جمشید، ‌ضحاک تا ظهور فریدون؛
  2. دوره پهلوانی، ‌از قیام کاوه تا قتل رستم و سلطنت بهمن پسر اسفندیار؛
  3. دوره تاریخی از اسکندر تا اسلام تقسیم کرده‌اند[۷].

این منظومه که یکی از والاترین ارزش‌های فرهنگی ادبیات فارسی است، در میان شاهکارهای ادبیات جهان جایی استوار و درخشان دارد[۸]. به تعبیری، ‌فردوسی منادی عزّت و شرف ملت ایران و شاهنامه معتبرترین و موثق‌ترین سند هویت تاریخی و ملی ایران است[۹]. امروز چهار نسخه متداول آن به ترتیب 48000، ‌52000، ‌55000 و 61000 بیت دارند[۳]. از ترجمه‌های مشهور آن، ترجمه البنداری به عربی، شاک[ Schack] به آلمانی و ژول مول[ J. Mohl] به فرانسوی است. اته[ Ethé]، نولدکه[Nöldeke] و تروبنر[Trubner] نیز تحقیقات با ارزشی درباره فردوسی و شاهنامه انجام داده‌اند[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. ج 2، ص 1445.
  2. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوسی، 1364، ج 1، ص 472، 473.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ نفیسی، سعید. تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی. تهران: فروغی، 1344، ج 1، ص 475.
  4. خانلری (کیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی. ‌تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ‌ص 371.
  5. تمیم‌داری، احمد. کتاب ایران، تاریخ ادب پارسی. تهران:‌ انتشارات بین‌المللی الهدی، 1379، ص 145 و 146.
  6. زرین‌کوب، عبدالحسین. با کاروان حلّه. ‌تهران: آریا، ‌1343، ص 17.
  7. خانلری(کیا)، زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 292- 294.
  8. برتلس، یوگنی ادواردویچ. تاریخ ادبیات فارسی. ترجمه سیروس ایزدی، تهران: هیرمند، 1374، ‌ج 1، ص 362.
  9. مرتضوی، منوچهر. فردوسی و شاهنامه. ‌تهران:مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، ‌1372، ص نه (مقدمه).
  10. براون، ‌ادوارد. از فردوسی تا سعدی. ترجمه فتح‌الله مجتبایی، تهران: مروارید، چ 2، 1355، ص 187.
  11. مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. ج 2، ص 1446.
  12. رزمجو، ‌حسین. قلمرو ادبیات حماسی ایران. ‌تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1381، ‌ج 2.
  13. فردوسی، ‌ابوالقاسم. شاهنامه. به کوشش ژول مول، تهران: جیبی، ‌ج 3، 1363.
  14. مینوی، مجتبی. فردوسی و شعر او. ‌تهران: توس، ‌چ 3، 1372.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر