پرش به محتوا

جنبه های مختلف جشن نوروز: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «جشن نوروز و جنبه‌های مختلف آن درباره اسطوره‌های نوروزی وجوه مشترکی در میان بسیاری از ملل و مردم منطقه ازگذشته‌های دور تا امروز وجود داشته است و چه‌بسا که ۱- به نقل از: اورنگ، جشن نوروز، جشن آفرینش آدمیان، ناشر نویسنده، ص ۳۹. ۲- همان کتاب، هما...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
جشن نوروز و جنبه‌های مختلف آن
درباره اسطوره‌های [[نوروز بزرگ|نوروزی]] وجوه مشترکی در میان بسیاری از ملل و مردم منطقه ازگذشته‌های دور تا امروز وجود داشته است و چه‌بسا که بسیاری از آنها را بتوان با یکدیگر نزدیک شمرد. چه هر یک از گروههای صاحب نام ادواری از پریشانی و درماندگی و ضعف را در حیات جمعی خویش آزموده‌اند و خاطره‌های آنها را نیز در طیّ مدتهای مدید با خود حفظ کرده‌اند. آنگاه که اندیشه‌های انسان به سویی سوق داده شد که مبدائی برای جهان بشناسد، هستی از درون آشفتگی پدید آمد و نظم و ترتیب و آئینی خاص یافت.


درباره اسطوره‌های نوروزی وجوه مشترکی در میان بسیاری از ملل و مردم منطقه ازگذشته‌های دور تا امروز وجود داشته است و چه‌بسا که ۱- به نقل از: اورنگ، جشن نوروز، جشن آفرینش آدمیان، ناشر نویسنده، ص ۳۹. ۲- همان کتاب، همان جا.
یادآوری شد که آئین‌های مربوط به آغاز سال نیز معمولاً با تکراری از آشفتگی و سپس نظم نخستین جهان همراه است. قبل از آغاز سال باید آتش‌ها کشته شود و نظم و قانون در خانه و روستا و دیار از میانه برخیزد. نیز پدیدآمدن مراسم بازگشت مردگان، که بصورت ظاهر شدن افرادی با صورتک‌های سیاه در کوچه‌ها و خیابان‌ها جلوه می‌کند، خود نمادی برای از میان رفتن نظم و قانون و موزه‌های هستی و نیستی و مرگ و زندگی است. آئین دیگری که وقتی پیش از عید برقرار بوده است، آئین ارجی یا هم‌بستری گروهی است که معمولاً در تاریکی انجام می‌یافته است. این امر خود به معنای برآشفتن نظم و ارته در جامعه است، به‌خصوص اگر توجه کنیم که مراسم ارجی به هنگام تاریکی انجام می‌یافته است و تاریکی خود از نمادهای آشفتگی نخستین است. در [[ایران باستان]] و در ایران اسلامی به هنگام نوروز اجرای بسیاری از آئین‌های ستودنی مانند پاکیزه‌ساختن خانه وکاشانه، که آن را خانه‌تکانی می‌نامیم عمومیت دارد. هنوز هم در شب پیش از عید، گرمابه‌ها پر از مشتری است تا مردم در آغاز سال مطهر باشند. افروختن شمع تازه بر سر سفره عید یا روشن‌کردن چراغ، بازمانده آئین افروختن آتش است. البته می‌توان باور کرد که فروکشتن [[آتش|آتش‌ها]] به سبب احترامی که از آن [[آتش]] است، در [[کشور ایران|ایران]] مرسوم نبود و فقط به برافروختن آتشی تازه می‌پرداختند. فراخواندن [[قرآن]] با دیگر کتابهای دینی در مراسم تحویل سال، سبب می‌شود که دیوان و شیاطین از محیط خانه و روستا و شهر بیرون رانده بشوند، و درست به هنگام تحویل سال از خداوند بخشایش گناهان خویش را خواستن به معنای ترک گذشته و آغاز حیاتی نواست. از سنت راه افتادن دسته‌ها با صورتک‌های سیاه، آنچه در ایران بازمانده است مراسم [[حاجی فیروز|حاجی‌فیروز]] است با صورت‌هایی که به عمد سیاه گشته است. ارتباط نوروز و مردگان را هنوز هم مردم ما با دیدار پیش از عید از گور مردگانشان و افروختن چراغ بر مزارها حفظ می‌کنند و نیز همین امر را از مراسم [[زرتشتی، دین|زرتشتیان]] در مورد گذاشتن غذا بر بام‌ها برای فروشی‌های مردگان، می‌توان دریافت. فروردین یشت [[اوستا]] بازگوی اعتقاد مردم به بازگشت ارواح مردگان به خانه و کاشانه خویش است که به هنگام آغاز سال انجام می‌یابد. نام فروردین خود در ارتباط با نام فره‌وشی‌هاست که در اساطیر ایرانی بعضی از وظایف عمده ارواح مردگان بر عهده ایشان نهاده شده است. برای درک مضامین رفتن و رسیدن به مرزها و بازگشت به خانه و کاشانه در حدَ مسابقات و زورآزمایی‌ها که نماد نبرد خدایان با دیوان است، می‌توان هنوز هم به روستاها رفت و به تماشای این نبردها نشست و لذت برد[1]. در این روزها گاه خروس‌ها را نیز با یکدیگر به جنگ وامی‌دارند، چون اندیشه اصلی مبارزه تن به تن است<ref>همایونی، صادق(1348)، '''''فرهنگ مردم سروستان'''''، تهران، وزارت اطلاعات، تهران، ص ۹۲-۳۹۱.</ref>.


اما عیاشی‌های مربوط به این عید بهاری و اعیاد فصلی که گوشه‌ای از به آشوب‌کشیده شدن نظم و قرار جامعه به‌شمار می‌آمده، در [[کشور ایران|ایران]] به شادمانی عمومی تبدیل شده است. دین [[زرتشت|زردشت]] و دیانت مقدّس [[اسلام]] اجازه بدین‌گونه عیاشی‌ها نمی‌داده‌اند، زیرا اصولاً دین در [[کشور ایران|ایران]] پیوسته از نوعی والایی اخلاقی و معنویت خاص بهره‌مند است و کلیتاً در ادیان رسمی ایران در طی تاریخ جایی برای عیاشی وجود نداشته است. از آئین‌های دیگری که مربوط به درهم ریختن نظم اجتماعی است جابه‌جا شدن مقام ارباب و بنده با یکدیگر است که نشانه‌های کهن آن را از دوران تمدن بابلی در دست داریم. و محتملاً بعدها به پدیده میر نوروزی معروف شده است. میر نوروزی حکومتی پنج روزه دارد. بنابراین آئین، به هنگام نوروز امیر یا حاکم محل بر حسب ظاهر از امارت و حکومت می‌افتاد و به جای وی امیر یا حاکمی موقت می‌نشست. این شخص در طی چند روز، حکومتی صوری می‌کرد و به عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره می‌پرداخت و سپس، چون حکومت پنج روزه‌اش به سر می‌رسید، حاکم اصلی به جای خویش برمی‌گشت[2].<ref>فلسفی، نصرالله (1353)، '''''زندگانی شاه عباس اول''''' (۵ جلد)، چاپ پنجم، دانشگاه تهران، جلد 2، ص ۳۴۲ - ۳۴۱.</ref>


نوروز و جنبه‌های مختلف أن
اما رسمی کهن که اینک دیگر اثری از آن باز نمانده و بخصوص در آسیای میانه مرسوم بوده، آئین سیاوشی است که به احتمال بسیار در اعصار کهن‌تر در آغاز تابستان و سال نو صیفی انجام می‌یافته است و به احتمال در زیر تأثیر نوروز بابلی در [[هخامنشیان|عصر هخامنشیان]] به اوّل بهار افتاده است. اما تا عصر ابوریحان تقویم‌های سغدی و خوارزمی با آغاز تابستان شروع می‌شد و آنان تقویم خود را با روز تولّد سیاوش در روز ششم فروردین  آغاز می‌کردند. این روزی است که در تقویم ما نوروز بزرگ نام دارد و بنا به اساطیر [[زرتشتی، دین|زردشتی]] در آن روز کین سیاوش گرفته شد. به تعبیر دکتر بهار اگر باور کنیم که افسانه‌های مربوط به سیاوش با دموزی یا تموز بین‌النهرین مربوط است و یادبود همان خلاف است که هر ساله به هنگام عید نوروز از جهان مردگان بازمی‌آورد، و نیز آئین‌های عیاشی و راه افتادن دسته‌های مردم را در بین‌النهرین باستان با صورتکهای سیاه و بازمانده آن را به صورت [[حاجی فیروز|حاجی‌فیروز]] در [[کشور ایران|ایران]]، به خاطر آوریم، شاید نام سیاوش نیز معنای آئینی و اسطوره‌ای دیگری پیدا کند. او چون از جهان مردگان بازمی‌گردد و نماد عیاشی‌ها و دسته‌های نوروزی است که به سبب بازگشت وی و ازدواج مجدد با الهه‌ی باروری ظهور می‌یابد. عیاشی‌ها و آئین ارجی دقیقاً تکرار آئینی [[ازدواج]] این خدای برکت بخشنده با الهه‌ی باروری است. و محتمل است که نام سیاوش نیز در اوستا به معنای مرد سیاه باشد. شاید چهره تموز اسطوره‌ای نیز سیاه بوده است.<ref>جستاری چند در فرهنگ ایران، یادشده، ص ۲۲۴.</ref>


۵۵
باید افزود که جنگ در میان نیروهای خوب و خیررسان با نیروهای بد و زیانبار البته در فرهنگ ایرانی جایگاه خاص خود را دارد و اعتقاد عام بر آن بوده است که سرانجام اهریمن و دیوان مغلوب می‌شوند و به گاه رستاخیز تمام انسان‌ها برای آنکه مورد آخرین داوری واقع شوند و در بازگشت و تجدید نهایی دنیای نیکی حضور داشته باشند زنده می‌گردند. زین سبب است که به عنوان مظهری از اراده خالق عالم همه ساله نوروز جشن گرفته می‌شود. آنطور که از کتب و متون پهلوی برمی‌آید این جشن که موسم آن مُقارن با بازگشت بهار و جان‌گرفتن نباتات مرده است نشانه و مظهری از رستاخیز واقعی بدن است و با حفظ قدمت تاریخی به زمانهایی برمی‌گردد که ایرانیان به طور ثابت، زیست جمعی و ظفرمندانه خود را آغاز کرده‌اند. در ادواری که قدرت دین و مفاهیم آن به طور صریحی بر حیات آنان فائق آمده. برپای داشتن این جشن بر هر [[زرتشتی، دین|زرتشتی]] واجب بوده و یکی از مقدّس‌ترین عیدها به شمار می‌رفته است بدان نحوکه هر ساله در کمال سرور و شادی آن را جشن می‌گرفته‌اند<ref>فردوسی، ابوالقاسم، '''''شاهنامه''''' به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی.</ref><ref>میرنیا، سیدعلی(1369)، '''''فرهنگ مردم'''''، تهران، پارسا، ص ۲۵.</ref>.


بسیاری از آنها را بتوان با یکدیگر نزدیک شمرد. چه هر یک از گروههای صاحب نام ادواری از پریشانی و درماندگی و ضعف را در حیات جمعی خویش آزموده‌اند و خاطره‌های آنها را نیز در طیّ مدتهای مدید با خود حفظ کرده‌اند. آنگاه که اندیشه‌های انسان به سویی سوق داده شد که مبدائی برای جهان بشناسد، هستی از درون آشفتگی پدید آمد و نظم و ترتیب و آئینی خاص یافت.
== نیز نگاه کنید به ==


یادآوری شد که آئین‌های مربوط به آغاز سال نیز معمولاً با تکراری از آشفتگی و سپس نظم نخستین جهان همراه است. قبل از آغاز سال باید آتش‌ها کشته شود و نظم و قانون در خانه و روستا و دیار از میانه برخیزد. نیز پدیدآمدن مراسم بازگشت مردگان، که بصورت ظاهر شدن افرادی با صورتک‌های سیاه در کوچه‌ها و خیابان‌ها جلوه می‌کند، خود نمادی برای از میان رفتن نظم و قانون و موزه‌های هستی و نیستی و مرگ و زندگی است. آئین دیگری که وقتی پیش از عید برقرار بوده است، آئین ارجی یا هم‌بستری گروهی است که معمولاً در تاریکی انجام می‌یافته است. این امر خود به معنای برآشفتن نظم و ارته در جامعه است، به‌خصوص اگر توجه کنیم که مراسم ارجی به هنگام تاریکی انجام می‌یافته است و تاریکی خود از نمادهای آشفتگی نخستین است. در ایران باستان و در ایران اسلامی به هنگام نوروز اجرای بسیاری از آئین‌های ستودنی مانند پاکیزه‌ساختن خانه وکاشانه، که آن را خانه‌تکانی می‌نامیم عمومیت دارد. هنوز هم در شب پیش از عید، گرمابه‌ها پر از مشتری است تا مردم در آغاز سال مطهر باشند. افروختن شمع تازه بر سر سفره عید یا روشن‌کردن چراغ، بازمانده آئین افروختن آتش است. البته می‌توان باور
* [[نامگذاری و علل پیدایش نوروز]]
* [[نوروز در شعر فردوسی]]


* [[نوروز جشن طبیعت]]


۵۶
== پاورقی ==
<small>[1]. محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.</small>


آداب و رسوم نوروز
<small>[2]. آخرین نمونه تاریخی و حقیقی از این نوع، کناره‌گیری شاه عباس اول از سلطنت است که در سال ۱۰۰۱ هق اتفاق افتاد. که ملحدی نقطوی را به جای وی نشانیدند و پس از سه روز معزول و مقتولش کردند.</small>


کرد که فروکشتن آتش‌ها به سبب احترامی که از آن آتش است، در ایران مرسوم نبود و فقط به برافروختن آتشی تازه می‌پرداختند. فراخواندن قرآن با دیگر کتابهای دینی در مراسم تحویل سال، سبب می‌شود که دیوان و شیاطین از محیط خانه و روستا و شهر بیرون رانده بشوند، و درست به هنگام تحویل سال از خداوند بخشایش گناهان خویش را خواستن به معنای ترک گذشته و آغاز حیاتی نواست. از سنت راه افتادن دسته‌ها با صورتک‌های سیاه، آنچه در ایران بازمانده است مراسم حاجی‌فیروز است با صورت‌هایی که به عمد سیاه گشته است. ارتباط نوروز و مردگان را هنوز هم مردم ما با دیدار پیش از عید از گور مردگانشان و افروختن چراغ بر مزارها حفظ می‌کنند و نیز همین امر را از مراسم زرتشتیان در مورد گذاشتن غذا بر بام‌ها برای فروشی‌های مردگان، می‌توان دریافت. فروردین یشت اوستا بازگوی اعتقاد مردم به بازگشت ارواح مردگان به خانه و کاشانه خویش است که به هنگام آغاز سال انجام می‌یابد. نام فروردین خود در ارتباط با نام فره‌وشی‌هاست که در اساطیر ایرانی بعضی از وظایف عمده ارواح مردگان بر عهده ایشان نهاده شده است. برای درک مضامین رفتن و رسیدن به مرزها و بازگشت به خانه و کاشانه در حدَ مسابقات و زورآزمایی‌ها که نماد نبرد خدایان با دیوان است، می‌توان هنوز هم به روستاها رفت و به تماشای این نبردها نشست و لذت برد. در این روزها گاه خروس‌ها را نیز با یکدیگر به جنگ وامی‌دارند، چون اندیشه اصلی مبارزه تن به تن است.
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]


اما عیاشی‌های مربوط به این عید بهاری و اعیاد فصلی که گوشه‌ای از به آشوب‌کشیده شدن نظم و قرار جامعه به‌شمار می‌آمده، در ایران به
== نویسنده مقاله ==
 
رضا شعبانی
 
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]]
نوروز و جنبه‌های مختلف آن
 
۵۷
 
شادمانی عمومی تبدیل شده است. دین زردشت و دیانت مقدّس اسلام اجازه بدین‌گونه عیاشی‌ها نمی‌داده‌اند، زیرا اصولاً دین در ایران پیوسته از نوعی والایی اخلاقی و معنویت خاص بهره‌مند است و کلیتاً در ادیان رسمی ایران در طی تاریخ جایی برای عیاشی وجود نداشته است. از آئین‌های دیگری که مربوط به درهم ریختن نظم اجتماعی است جابه‌جا شدن مقام ارباب و بنده با یکدیگر است که نشانه‌های کهن آن را از دوران تمدن بابلی در دست داریم. و محتملاً بعدها به پدیده میر نوروزی معروف شده است. میر نوروزی حکومتی پنج روزه دارد. بنابراین آئین، به هنگام نوروز امیر یا حاکم محل بر حسب ظاهر از امارت و حکومت می‌افتاد و به جای وی امیر یا حاکمی موقت می‌نشست. این شخص در طی چند روز، حکومتی صوری می‌کرد و به عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره می‌پرداخت و سپس، چون حکومت پنج روزه‌اش به سر می‌رسید، حاکم اصلی به جای خویش برمی‌گشت.' اما رسمی کهن که اینک دیگر اثری از آن باز نمانده و بخصوص در آسیای میانه مرسوم بوده، آئین سیاوشی است که به احتمال بسیار در اعصار کهن‌تر در آغاز تابستان و سال نوصیفی انجام می‌یافته است و به احتمال در زیر تأثیر نوروز بابلی در عصر هخامنشیان به اوّل بهار افتاده است. اما تا عصر ابوریحان تقویم‌های سغدی و خوارزمی با آغاز تابستان شروع می‌شد و آنان تقویم خود را با روز تولّد سیاوش در روز ششم فروردین ۱- آخرین نمونه تاریخی و حقیقی از این نوع، کناره‌گیری شاه عباس اول از سلطنت است که در سال ۱۰۰۱ هق اتفاق افتاد. که ملحدی نقطوی را به جای وی نشانیدند و پس از سه روز معزول و مقتولش کردند. فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول (۵ جلد)، مجلد دوم، چاپ پنجم، دانشگاه تهران، ۱۳۵۳، صص ۳۴۲ - ۳۴۱.
 
 
۵۸
 
آداب و رسوم نوروز
 
آغاز می‌کردند. این روزی است که در تقویم ما نوروز بزرگ نام دارد و بنا به اساطیر زردشتی در آن روز کین سیاوش گرفته شد. به تعبیر دکتر بهار اگر باور کنیم که افسانه‌های مربوط به سیاوش با دموزی یا تموز بین‌النهرین مربوط است و یادبود همان خلاف است که هر ساله به هنگام عید نوروز از جهان مردگان بازمی‌آورد، و نیز آئین‌های عیاشی و راه افتادن دسته‌های مردم را در بین‌النهرین باستان با صورتکهای سیاه و بازمانده آن را به صورت حاجی‌فیروز در ایران، به خاطر آوریم، شاید نام سیاوش نیز معنای آئینی و اسطوره‌ای دیگری پیدا کند. او چون از جهان مردگان بازمی‌گردد و نماد عیاشی‌ها و دسته‌های نوروزی است که به سبب بازگشت وی و ازدواج مجدد با الهه‌ی باروری ظهور می‌یابد. عیاشی‌ها و آئین ارجی دقیقاً تکرار آئینی ازدواج این خدای برکت بخشنده با الهه‌ی باروری است. و محتمل است که نام سیاوش نیز در اوستا به معنای مرد سیاه باشد. شاید چهره تموز اسطوره‌ای نیز سیاه بوده است.۱
 
باید افزود که جنگ در میان نیروهای خوب و خیررسان با نیروهای بد و زیانبار البته در فرهنگ ایرانی جایگاه خاص خود را دارد و اعتقاد عام بر آن بوده است که سرانجام اهریمن و دیوان مغلوب می‌شوند و به گاه رستاخیز تمام انسان‌ها برای آنکه مورد آخرین داوری واقع شوند و در بازگشت و تجدید نهایی دنیای نیکی حضور داشته باشند زنده می‌گردند. زین سبب است که به عنوان مظهری از اراده خالق عالم همه ساله نوروز جشن گرفته می‌شود. آنطور که از کتب و متون پهلوی برمی‌آید این جشن که موسم آن مُقارن با بازگشت بهار و جان‌گرفتن نباتات مرده است نشانه و ۱- جستاری چند در فرهنگ ایران، یادشده، ص ۲۲۴.
 
 
نوروز و جنبه‌های مختلف آن
 
۵۹
 
مظهری از رستاخیز واقعی بدن است و با حفظ قدمت تاریخی به زمانهایی برمی‌گردد که ایرانیان به طور ثابت، زیست جمعی و ظفرمندانه خود را آغاز کرده‌اند. در ادواری که قدرت دین و مفاهیم آن به طور صریحی بر حیات آنان فائق آمده. برپای داشتن این جشن بر هر زرتشتی واجب بوده و یکی از مقدّس‌ترین عیدها به شمار می‌رفته است بدان نحوکه هر ساله در کمال سرور و شادی آن را جشن می‌گرفته‌اند.'

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۳۷

درباره اسطوره‌های نوروزی وجوه مشترکی در میان بسیاری از ملل و مردم منطقه ازگذشته‌های دور تا امروز وجود داشته است و چه‌بسا که بسیاری از آنها را بتوان با یکدیگر نزدیک شمرد. چه هر یک از گروههای صاحب نام ادواری از پریشانی و درماندگی و ضعف را در حیات جمعی خویش آزموده‌اند و خاطره‌های آنها را نیز در طیّ مدتهای مدید با خود حفظ کرده‌اند. آنگاه که اندیشه‌های انسان به سویی سوق داده شد که مبدائی برای جهان بشناسد، هستی از درون آشفتگی پدید آمد و نظم و ترتیب و آئینی خاص یافت.

یادآوری شد که آئین‌های مربوط به آغاز سال نیز معمولاً با تکراری از آشفتگی و سپس نظم نخستین جهان همراه است. قبل از آغاز سال باید آتش‌ها کشته شود و نظم و قانون در خانه و روستا و دیار از میانه برخیزد. نیز پدیدآمدن مراسم بازگشت مردگان، که بصورت ظاهر شدن افرادی با صورتک‌های سیاه در کوچه‌ها و خیابان‌ها جلوه می‌کند، خود نمادی برای از میان رفتن نظم و قانون و موزه‌های هستی و نیستی و مرگ و زندگی است. آئین دیگری که وقتی پیش از عید برقرار بوده است، آئین ارجی یا هم‌بستری گروهی است که معمولاً در تاریکی انجام می‌یافته است. این امر خود به معنای برآشفتن نظم و ارته در جامعه است، به‌خصوص اگر توجه کنیم که مراسم ارجی به هنگام تاریکی انجام می‌یافته است و تاریکی خود از نمادهای آشفتگی نخستین است. در ایران باستان و در ایران اسلامی به هنگام نوروز اجرای بسیاری از آئین‌های ستودنی مانند پاکیزه‌ساختن خانه وکاشانه، که آن را خانه‌تکانی می‌نامیم عمومیت دارد. هنوز هم در شب پیش از عید، گرمابه‌ها پر از مشتری است تا مردم در آغاز سال مطهر باشند. افروختن شمع تازه بر سر سفره عید یا روشن‌کردن چراغ، بازمانده آئین افروختن آتش است. البته می‌توان باور کرد که فروکشتن آتش‌ها به سبب احترامی که از آن آتش است، در ایران مرسوم نبود و فقط به برافروختن آتشی تازه می‌پرداختند. فراخواندن قرآن با دیگر کتابهای دینی در مراسم تحویل سال، سبب می‌شود که دیوان و شیاطین از محیط خانه و روستا و شهر بیرون رانده بشوند، و درست به هنگام تحویل سال از خداوند بخشایش گناهان خویش را خواستن به معنای ترک گذشته و آغاز حیاتی نواست. از سنت راه افتادن دسته‌ها با صورتک‌های سیاه، آنچه در ایران بازمانده است مراسم حاجی‌فیروز است با صورت‌هایی که به عمد سیاه گشته است. ارتباط نوروز و مردگان را هنوز هم مردم ما با دیدار پیش از عید از گور مردگانشان و افروختن چراغ بر مزارها حفظ می‌کنند و نیز همین امر را از مراسم زرتشتیان در مورد گذاشتن غذا بر بام‌ها برای فروشی‌های مردگان، می‌توان دریافت. فروردین یشت اوستا بازگوی اعتقاد مردم به بازگشت ارواح مردگان به خانه و کاشانه خویش است که به هنگام آغاز سال انجام می‌یابد. نام فروردین خود در ارتباط با نام فره‌وشی‌هاست که در اساطیر ایرانی بعضی از وظایف عمده ارواح مردگان بر عهده ایشان نهاده شده است. برای درک مضامین رفتن و رسیدن به مرزها و بازگشت به خانه و کاشانه در حدَ مسابقات و زورآزمایی‌ها که نماد نبرد خدایان با دیوان است، می‌توان هنوز هم به روستاها رفت و به تماشای این نبردها نشست و لذت برد[1]. در این روزها گاه خروس‌ها را نیز با یکدیگر به جنگ وامی‌دارند، چون اندیشه اصلی مبارزه تن به تن است[۱].

اما عیاشی‌های مربوط به این عید بهاری و اعیاد فصلی که گوشه‌ای از به آشوب‌کشیده شدن نظم و قرار جامعه به‌شمار می‌آمده، در ایران به شادمانی عمومی تبدیل شده است. دین زردشت و دیانت مقدّس اسلام اجازه بدین‌گونه عیاشی‌ها نمی‌داده‌اند، زیرا اصولاً دین در ایران پیوسته از نوعی والایی اخلاقی و معنویت خاص بهره‌مند است و کلیتاً در ادیان رسمی ایران در طی تاریخ جایی برای عیاشی وجود نداشته است. از آئین‌های دیگری که مربوط به درهم ریختن نظم اجتماعی است جابه‌جا شدن مقام ارباب و بنده با یکدیگر است که نشانه‌های کهن آن را از دوران تمدن بابلی در دست داریم. و محتملاً بعدها به پدیده میر نوروزی معروف شده است. میر نوروزی حکومتی پنج روزه دارد. بنابراین آئین، به هنگام نوروز امیر یا حاکم محل بر حسب ظاهر از امارت و حکومت می‌افتاد و به جای وی امیر یا حاکمی موقت می‌نشست. این شخص در طی چند روز، حکومتی صوری می‌کرد و به عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره می‌پرداخت و سپس، چون حکومت پنج روزه‌اش به سر می‌رسید، حاکم اصلی به جای خویش برمی‌گشت[2].[۲]

اما رسمی کهن که اینک دیگر اثری از آن باز نمانده و بخصوص در آسیای میانه مرسوم بوده، آئین سیاوشی است که به احتمال بسیار در اعصار کهن‌تر در آغاز تابستان و سال نو صیفی انجام می‌یافته است و به احتمال در زیر تأثیر نوروز بابلی در عصر هخامنشیان به اوّل بهار افتاده است. اما تا عصر ابوریحان تقویم‌های سغدی و خوارزمی با آغاز تابستان شروع می‌شد و آنان تقویم خود را با روز تولّد سیاوش در روز ششم فروردین آغاز می‌کردند. این روزی است که در تقویم ما نوروز بزرگ نام دارد و بنا به اساطیر زردشتی در آن روز کین سیاوش گرفته شد. به تعبیر دکتر بهار اگر باور کنیم که افسانه‌های مربوط به سیاوش با دموزی یا تموز بین‌النهرین مربوط است و یادبود همان خلاف است که هر ساله به هنگام عید نوروز از جهان مردگان بازمی‌آورد، و نیز آئین‌های عیاشی و راه افتادن دسته‌های مردم را در بین‌النهرین باستان با صورتکهای سیاه و بازمانده آن را به صورت حاجی‌فیروز در ایران، به خاطر آوریم، شاید نام سیاوش نیز معنای آئینی و اسطوره‌ای دیگری پیدا کند. او چون از جهان مردگان بازمی‌گردد و نماد عیاشی‌ها و دسته‌های نوروزی است که به سبب بازگشت وی و ازدواج مجدد با الهه‌ی باروری ظهور می‌یابد. عیاشی‌ها و آئین ارجی دقیقاً تکرار آئینی ازدواج این خدای برکت بخشنده با الهه‌ی باروری است. و محتمل است که نام سیاوش نیز در اوستا به معنای مرد سیاه باشد. شاید چهره تموز اسطوره‌ای نیز سیاه بوده است.[۳]

باید افزود که جنگ در میان نیروهای خوب و خیررسان با نیروهای بد و زیانبار البته در فرهنگ ایرانی جایگاه خاص خود را دارد و اعتقاد عام بر آن بوده است که سرانجام اهریمن و دیوان مغلوب می‌شوند و به گاه رستاخیز تمام انسان‌ها برای آنکه مورد آخرین داوری واقع شوند و در بازگشت و تجدید نهایی دنیای نیکی حضور داشته باشند زنده می‌گردند. زین سبب است که به عنوان مظهری از اراده خالق عالم همه ساله نوروز جشن گرفته می‌شود. آنطور که از کتب و متون پهلوی برمی‌آید این جشن که موسم آن مُقارن با بازگشت بهار و جان‌گرفتن نباتات مرده است نشانه و مظهری از رستاخیز واقعی بدن است و با حفظ قدمت تاریخی به زمانهایی برمی‌گردد که ایرانیان به طور ثابت، زیست جمعی و ظفرمندانه خود را آغاز کرده‌اند. در ادواری که قدرت دین و مفاهیم آن به طور صریحی بر حیات آنان فائق آمده. برپای داشتن این جشن بر هر زرتشتی واجب بوده و یکی از مقدّس‌ترین عیدها به شمار می‌رفته است بدان نحوکه هر ساله در کمال سرور و شادی آن را جشن می‌گرفته‌اند[۴][۵].

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.

[2]. آخرین نمونه تاریخی و حقیقی از این نوع، کناره‌گیری شاه عباس اول از سلطنت است که در سال ۱۰۰۱ هق اتفاق افتاد. که ملحدی نقطوی را به جای وی نشانیدند و پس از سه روز معزول و مقتولش کردند.

مآخذ

  1. همایونی، صادق(1348)، فرهنگ مردم سروستان، تهران، وزارت اطلاعات، تهران، ص ۹۲-۳۹۱.
  2. فلسفی، نصرالله (1353)، زندگانی شاه عباس اول (۵ جلد)، چاپ پنجم، دانشگاه تهران، جلد 2، ص ۳۴۲ - ۳۴۱.
  3. جستاری چند در فرهنگ ایران، یادشده، ص ۲۲۴.
  4. فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیاقی.
  5. میرنیا، سیدعلی(1369)، فرهنگ مردم، تهران، پارسا، ص ۲۵.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی