آل زیار: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی « '''آل زیار (۴۳۳-۳۱۶ ق)''' مردآویج بن زیار (۳۲۳-۳۱۶ ق): مردآویج نخستین فردی از دودمان خود بود که سودای، پادشاهی و برقراری استقلال و آزادی ایران کهن را در سر داشت. وی از طرفداران علویان طبرستان و از اتباع اسفار بن شیرویه بود. پس از آنکه اسفار، داعی ص...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
مردآویج بن زیار (۳۲۳-۳۱۶ ق): مردآویج نخستین فردی از دودمان خود بود که سودای، پادشاهی و برقراری استقلال و آزادی [[کشور ایران|ایران]] کهن را در سر داشت. وی از طرفداران [[علویان طبرستان]] و از اتباع اسفار بن شیرویه بود. پس از آنکه اسفار، داعی صغیر راکشت، مردآویج نیز در ۳۱۶ ق اسفار را کشت و بر طبرستان و گرگان دست یافت. با هارونبن غریب، سردار خلیفه جنگید و او را منهزم ساخت. اما در ۳۲۱ ق مجبور شدگرگان را به سامانیان واگذارد. مردآویج در ۳۲۳ ق به دلیل خشونتی که در رفتارش بود به دست مخالفان خود کشتهشد. جانشینان وی عبارت بودند از: | |||
وشمگیر،که با امیرنصرسامانی و علیبن بویه چندینبار جنگید و در سال ۳۵۷ ق درگذشت. | |||
بهستون پسر وشمگیر که در ۳۶۶ ق درگذشت. | |||
قابوس پسر وشمگیر، که فخرالدوله پسر رکنالدوله دیلمی به وی پناه برد و برادرانش عضدالدوله و مؤیدالدوله او را از قابوس طلب کردند اما وی ابا نمود. وی از برادران [[آل بویه|آلبویه]] شکست خورد و به خراسان گریخت، اما مجدداً به گرگان بازگشت و در ۴۰۳ ق به علت درشتخویی و سختکشی به دست لشکریان خود کشته شد. | |||
منوچهر پسر قابوس که به علت رقابت با برادرش دارا، به [[محمود غزنوی]] متوسل شد ودختر او را به زنی گرفت. | |||
نوشیروانبن منوچهر، که چون طفلی خرد بود، باکالیجار از سوی وی حکومت میکرد و نوشیروان سرانجام تبعیت طغرل سلجوقی را پذیرفت و تا زمان مرگش در ۴۳۵ ق، این وضع همچنان ادامه داشت. | |||
اسکندربن قابوس که به دلیل تألیف [[قابوس نامه|قابوسنامه]] شهرت یافتهاست. او نیز دختر [[محمود غزنوی]] را به زنی داشت و مراتب فضل وی در امور کشوری، و خاصه در مسائل مربوط به ملوک، مشهور است<ref>جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به '''''الکامل'''''، ج ۱۳، ص ۲۰۹، ۲۲۶، ۲۲۹، ۲۵۵. ۲۵۸، ۲۷۳، ۲۸۸، ج ۱۴، صص ۲۸.۹-۲۰، ۷۹، ۱۱۰-۱۰۸، ۱۶۲، ۱۹۵، ۲۲۳، ج ۱۵، صص ۱۰۲، ۱۳۲، ۲۵۳، ۳۱۳، ۳۴۴؛ '''''قابوسنامه'''''، صص ۲۱۲.۸۵؛ '''''حبیبالسیر'''''، ج۲، صص ۴۹-۴۳۹؛ '''''مجملالتواریخ و القصص'''''، صص ۴۰۴-۳۸۸؛ '''''مروجالذهب'''''، صص ۷۵۴-۷۴۱؛ '''''تاریخ طبرستان'''''، ج ۱، صص ۳۰۰-۲۸۹.</ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[علویان طبرستان]] | |||
* [[دیلمیان]] | |||
* [[آل بویه 2]] | |||
* [[صفاریان 2]] | |||
* [[سامانیان 2]] | |||
== مآخذ == | |||
گزیده تاریخ ایران | <references /> | ||
== '''منبع اصلی''' == | |||
شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی]. | |||
== '''نویسنده مقاله''' == | |||
رضا شعبانی | |||
[[رده:تاریخ]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۲۲
مردآویج بن زیار (۳۲۳-۳۱۶ ق): مردآویج نخستین فردی از دودمان خود بود که سودای، پادشاهی و برقراری استقلال و آزادی ایران کهن را در سر داشت. وی از طرفداران علویان طبرستان و از اتباع اسفار بن شیرویه بود. پس از آنکه اسفار، داعی صغیر راکشت، مردآویج نیز در ۳۱۶ ق اسفار را کشت و بر طبرستان و گرگان دست یافت. با هارونبن غریب، سردار خلیفه جنگید و او را منهزم ساخت. اما در ۳۲۱ ق مجبور شدگرگان را به سامانیان واگذارد. مردآویج در ۳۲۳ ق به دلیل خشونتی که در رفتارش بود به دست مخالفان خود کشتهشد. جانشینان وی عبارت بودند از:
وشمگیر،که با امیرنصرسامانی و علیبن بویه چندینبار جنگید و در سال ۳۵۷ ق درگذشت.
بهستون پسر وشمگیر که در ۳۶۶ ق درگذشت.
قابوس پسر وشمگیر، که فخرالدوله پسر رکنالدوله دیلمی به وی پناه برد و برادرانش عضدالدوله و مؤیدالدوله او را از قابوس طلب کردند اما وی ابا نمود. وی از برادران آلبویه شکست خورد و به خراسان گریخت، اما مجدداً به گرگان بازگشت و در ۴۰۳ ق به علت درشتخویی و سختکشی به دست لشکریان خود کشته شد.
منوچهر پسر قابوس که به علت رقابت با برادرش دارا، به محمود غزنوی متوسل شد ودختر او را به زنی گرفت.
نوشیروانبن منوچهر، که چون طفلی خرد بود، باکالیجار از سوی وی حکومت میکرد و نوشیروان سرانجام تبعیت طغرل سلجوقی را پذیرفت و تا زمان مرگش در ۴۳۵ ق، این وضع همچنان ادامه داشت.
اسکندربن قابوس که به دلیل تألیف قابوسنامه شهرت یافتهاست. او نیز دختر محمود غزنوی را به زنی داشت و مراتب فضل وی در امور کشوری، و خاصه در مسائل مربوط به ملوک، مشهور است[۱].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به الکامل، ج ۱۳، ص ۲۰۹، ۲۲۶، ۲۲۹، ۲۵۵. ۲۵۸، ۲۷۳، ۲۸۸، ج ۱۴، صص ۲۸.۹-۲۰، ۷۹، ۱۱۰-۱۰۸، ۱۶۲، ۱۹۵، ۲۲۳، ج ۱۵، صص ۱۰۲، ۱۳۲، ۲۵۳، ۳۱۳، ۳۴۴؛ قابوسنامه، صص ۲۱۲.۸۵؛ حبیبالسیر، ج۲، صص ۴۹-۴۳۹؛ مجملالتواریخ و القصص، صص ۴۰۴-۳۸۸؛ مروجالذهب، صص ۷۵۴-۷۴۱؛ تاریخ طبرستان، ج ۱، صص ۳۰۰-۲۸۹.
منبع اصلی
شعبانی، رضا(1381). کتاب ایران: گزیده تاریخ ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی