پرش به محتوا

تاجیک: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تاجيك'''، قومي مسلمان و فارسي زبان از نژاد آريايي و از قديم‌ترين ساكنان آسياي مركزي و افغانستان و ناحية سين كيانگ چين، و عمده‌ترين جمعيت جمهوري تاجيكستان در سدة چهاردهم. اين قوم در شمال هندوستان، ازبكستان، قرقيزستان، قزاقستان و ايران نيز...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''تاجيك'''، قومي مسلمان و فارسي زبان از نژاد آريايي و از قديم‌ترين ساكنان آسياي مركزي و افغانستان و ناحية سين كيانگ چين، و عمده‌ترين جمعيت جمهوري تاجيكستان در سدة چهاردهم.  
'''[[تاجیک]]'''، قومی مسلمان و [[فارسی]] زبان از نژاد [[آریاییان|آریایی]] و از قدیم‌ترین ساکنان آسیای مرکزی و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان] و ناحیه سین کیانگ [https://dmelal.ir/index.php?title=%DA%86%DB%8C%D9%86 چین]، و عمده‌ترین جمعیت [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 جمهوری تاجیکستان] در سده چهاردهم.  


اين قوم در شمال هندوستان، ازبكستان، قرقيزستان، قزاقستان و ايران نيز پراكنده‌اند. تاجيك‌ها در شرقي‌ترين منطقة ايران و عمدتاً در استان‌هاي خراسان و سيستان و بلوچستان به سر مي‌برند.<sup>1</sup>  
این قوم در شمال هندوستان، ازبکستان، قرقیزستان، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%82%D8%B2%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 قزاقستان] و ایران نیز پراکنده‌اند. تاجیک‌ها در شرقی‌ترین منطقه ایران و عمدتاً در استان‌های خراسان و [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان و بلوچستان]] به سر می‌برند<ref>کیهان، مسعود. '''''جغرافی مفصل ایران'''''. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211.</ref><ref>همام، «تاجیک‌ها»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 94. </ref>.


دربارة اصل و نسب تاجيك‌ها نظرها و آراء مختلفي وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طايفة غير عرب، طايفة غير ترك، قومي از ترك، غلام آزاد كشاورز و مردمي ايراني فارسي زبان دانسته‌اند.<sup>2</sup>  
درباره اصل و نسب تاجیک‌ها نظرها و آراء مختلفی وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ [[مغول ها|مغول]]، طایفه غیر عرب، طایفه غیر ترک، قومی از ترک، غلام آزاد کشاورز و مردمی ایرانی [[فارسی]] زبان دانسته‌اند<ref>برهان، محمدحسین بن خلف. '''''برهان قاطع'''''. به کوشش محمد معین، تهران: 1342، ذیل «تاجیک».</ref><ref>2-     سامی، شمس‌الدین بن خالد. '''''قاموس الاعلام'''''. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذیل ماده.</ref><ref>داعی الاسلام، محمدعلی'''. فرهنگ''' '''نظام'''. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل ماده.</ref><ref>آقه‌باش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقیق لفظ تاجیک»، '''''تاجیکان در مسیر''''' '''''تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 271. </ref>.


لفظ تاجيك به صورت‌هاي تازيك، تاژيك، تژِك و تازك نيز آمده است.<sup>3</sup> برخي اصطلاح «سارت» (از ريشة سَرْتْ هَوَهَه سانسكريت به معناي بازرگان) به معناهاي فارسي زبانانِ شهرنشين و روستانشين (= تاجيكتاجيك‌هاي خوارزم، فارسي زبانان، اهالي فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجيك مي‌دانند.<sup>4</sup>  
لفظ [[تاجیک]] به صورت‌های تازیک، تاژیک، تژِک و تازک نیز آمده است<ref>'''''بندهش'''''، [گردآوری] فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31.</ref><ref name=":0">داعی‌الاسلام، داعی الاسلام، محمدعلی'''. فرهنگ''' '''نظام'''. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل تازیک.</ref><ref>بیهقی، محمد بن حسین. '''''تاریخ بیهقی'''''. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520.</ref><ref>کاشغری، محمود بن حسین. '''''دیوان لغات الترک'''''. به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: 1375، ذیل «تژک». </ref>. برخی اصطلاح «سارت» (از ریشه سَرْتْ هَوَهَه سانسکریت به معنای بازرگان) به معناهای [[فارسی]] زبانانِ شهرنشین و روستانشین (= [[تاجیک]]تاجیک‌های خوارزم، [[فارسی]] زبانان، اهالی فرغانه و خوارزم و... را مترادف [[تاجیک]] می‌دانند<ref>بارتولد، واسیلی، ولادیمیروویچ. «تاجیکان»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 64.</ref><ref>میراحمدی، مریم. «قوم تاجیک و فرهنگ تاجیکی در آسیای مرکزی»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 244.</ref><ref>Masov, R., '''''Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī''''', Dushanbe, 1996, p. 126.</ref>.
[[پرونده:تاجیک‌ها با لباس محلی در مراسم نوروز.jpg|بندانگشتی|تاجیک‌ها با لباس محلی در مراسم نوروز،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/تاجیک%E2%80%8Cها /تاجیک%E2%80%8Cها/https://fa.wikipedia.org/wiki]]]
برخی، کلمه [[تاجیک]] را مأخوذ از قبیله «تاج» و «طی» می‌دانند. برخی نیز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام [[تاجیک]] دانسته‌اند<ref name=":0" /><ref>سوندرمان، ورنر. «یک گواهی کهن درباره نام تاجیکان» ترجمه فریدون مجلسی، '''''هستی'''''. دوره دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51.</ref><ref>سجادیه، محمدعلی. «باز هم تات و تاجیک»، '''''تاجیکان در مسیر تاریخ'''''. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1377، ص 177. </ref>.


برخي، كلمة تاجيك را مأخوذ از قبيلة «تاج» و «طي» مي‌دانند. برخي نيز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجيك دانسته‌اند.<sup>5</sup>
قوم [[تاجیک]] در سه مرحله و در سه منطقه تشکیل شده است: در دوره [[ساسانیان]] (حـ 226 ـ حـ 652 میلادی) در شمال شرقی خراسان؛ در سده اول و دوم هجری در ماوراءالنهر؛ در دوره [[سامانیان]] (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.  


قوم تاجيك در سه مرحله و در سه منطقه تشكيل شده است: در دورة ساسانيان (حـ 226 ـ حـ 652 ميلادي) در شمال شرقي خراسان؛ در سدة اول و دوم هجري در ماوراءالنهر؛ در دورة سامانيان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.  
قوم تاجیک شامل گروه‌هایی از سُغدی‌ها، باختری‌ها، مَرغیانی‌ها و پارت‌ها، خوارزمی‌ها، فَرغانی‌ها، سکاها و تورهاست<ref>غفوروف، باباجان. '''''تاجیکان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572.</ref><ref>Nimatov, N., '''''Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya,''''' Dushanbe, 1997, p. 84.</ref>. برخی منابع قبیله مشهور «تور» را که در آسیای مرکزی به سر می‌برند ـ به عنوان نیاکان اصلی تاجیک‌ها دانسته‌اند<ref>یعقوب‌شاه، یوسف‌شاه. «تاریخ شکل‌گیری تمدن تاجیکان»، به کوشش اردمهر و میرزا شکورزاده، '''''ایران شناخت'''''. ش 6 (پاییز 1376)، ص 217.</ref>.  


قوم تاجيك شامل گروه‌هايي از سُغدي‌ها، باختري‌ها، مَرغياني‌ها و پارت‌ها، خوارزمي‌ها، فَرغاني‌ها، سكاها و تورهاست.<sup>6</sup> برخي منابع قبيلة مشهور «تور» را كه در آسياي مركزي به سر مي‌برند ـ به عنوان نياكان اصلي تاجيك‌ها دانسته‌اند.<sup>7</sup>  
اقوام تشکیل‌دهنده تاجیک‌ها مانند سغدی‌ها، باختری‌ها و... همگی آریایی بودند و به زبان‌های باستانی ایرانی گفتگو می‌کردند و مناسبات بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و دیگر مشترکات فرهنگی‌شان در تشکیل اقوام تاجیکی نقش به سزایی داشت<ref>غفوروف، باباجان. '''''تاجیکان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 30، 31، 572.</ref><ref>Bābākhānov, M., '''''Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan,''''' Dushanbe, 1999, p. 27-28.</ref>. قوم تاجیک در سده چهارم و پنجم میلادی شکل گرفت. از مراکز فرهنگی تاجیک‌نشین که در تشکلشان نقش مهمی داشتند می‌توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند و... اشاره کرد<ref>Barthold, V. V., '''''Istoriya Kulturnoy Žizni''''', Turkestan, 1927, p. 17-21.</ref>.


اقوام تشكيل‌دهندة تاجيك‌ها مانند سغدي‌ها، باختري‌ها و... همگي آريايي بودند و به زبان‌هاي باستاني ايراني گفتگو مي‌كردند و مناسبات بازرگاني و اقتصادي و سياسي و ديگر مشتركات فرهنگي‌شان در تشكيل اقوام تاجيكي نقش به سزايي داشت.<sup>8</sup> قوم تاجيك در سدة چهارم و پنجم ميلادي شكل گرفت. از مراكز فرهنگي تاجيك‌نشين كه در تشكلشان نقش مهمي داشتند مي‌توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نيشابور، خجند و... اشاره كرد.<sup>9</sup>  
تاجیک‌ها در قسمت‌هایی از آسیای مرکزی دولت‌هایی را تشکیل دادند که می‌توان به دولت غوریان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولایت غور [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان]، گرْتْ‌ها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م  در سمرقند و حکومت‌های بخش‌های شرقیِ بخارا اشاره کرد<ref>Bābākhānov, M., '''''Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan,''''' Dushanbe, 1999, p. 71, .83-92</ref>. تاجیک‌ها اکثراً سنی حنفی هستند. عده‌ای از آن‌ها در پامیر شیعه اسماعیلی‌اند<ref>Bābākhānov, M., '''''Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan,''''' Dushanbe, 1999, p. 94-95.</ref>. تاجیک‌ها در کشاورزی و احیای زمین‌های مرده به اراضی کشاورزی و پرورش گیاهان و محصولات زراعی بسیار توانمند هستند<ref>Masov, R., '''''Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī''''', Dushanbe, 1996, p. 130-131, 145-146.</ref>.


تاجيك‌ها در قسمت‌هايي از آسياي مركزي دولت‌هايي را تشكيل دادند كه مي‌توان به دولت غوريان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولايت غور افغانستان، گرْتْ‌ها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م  در سمرقند و حكومت‌هاي بخش‌هاي شرقيِ بخارا اشاره كرد.<sup>10</sup>
پشتیبانی [[سامانیان]] از زبان و ادب [[فارسی]] دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم [[تاجیک]] شد به طوری که تا هزار سال بعد [[فارسی]] زبانِ رسمیِ دولتی قوم [[تاجیک]] شد<ref>غفوروف، باباجان. '''''تاجیکان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 572.</ref>. امروزه تاجیک‌ها به زبان [[تاجیکی]] یا [[فارسی]] تاجیکی که از زبان‌های ایرانی نو است و از اعضای خانواده هند و اروپایی‌ست، تکلم می‌کنند. از قرن دهم که در ایران حکومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حکومت سنّی شیبانی تشکیل شد و به دلایل مذهبی و ملی رابطه سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد رابطه ایران و تاجیک‌ها نیز کمتر شد.  


تاجيك‌ها اكثراً سني حنفي هستند. عده‌اي از آن‌ها در پامير شيعة اسماعيلي‌اند.<sup>11</sup>
از این زمان، زبان و ادب [[فارسی]] در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اکتبر 1917م / 1336ش در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87 روسیه] ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بی‌اطلاع ماندند. زبان [[فارسی]] در [[ایران]] در طول این دوران مفارقت شکوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژه‌های جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاجیکستان] به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیک‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تکانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنک» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد<ref>کاتسنر، کنت. '''''زبان‌های جهان'''''. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.</ref><ref>مسلمانیان قبادیانی، رحیم، " تاجیک"، '''''دانشنامه جهان اسلام'''''، ج6، ص70- 75.</ref>.


تاجيك‌ها در كشاورزي و احياي زمين‌هاي مرده به اراضي كشاورزي و پرورش گياهان و محصولات زراعي بسيار توانمند هستند.<sup>12</sup>
== نیز نگاه کنید به ==


پشتيباني سامانيان از زبان و ادب فارسي دري موجب استقلال فرهنگي و سياسي قوم تاجيك شد به طوري كه تا هزار سال بعد فارسي زبانِ رسميِ دولتي قوم تاجيك شد.<sup>13</sup> امروزه تاجيك‌ها به زبان تاجيكي يا فارسي تاجيكي كه از زبان‌هاي ايراني نو است و از اعضاي خانوادة هند و اروپايي‌ست، تكلم مي‌كنند. از قرن دهم كه در ايران حكومت شيعي صفويه و در ماوراءالنهر حكومت سنّي شيباني تشكيل شد و به دلايل مذهبي و ملي رابطة سياسي ايران با جهان خارج محدود شد رابطة ايران و تاجيك‌ها نيز كمتر شد.
* [[استان سیستان و بلوچستان]]
* [[ساسانیان]]
* [[سامانیان]]
* [[فارسی]]
* [[تاجیکی]]


از اين زمان، زبان و ادب فارسي در ايران و ماوراءالنهر به دو مسير جداگانه افتاد و با انقلاب اكتبر 1917م / 1336ش در روسيه ايرانيان و تاجيكان به كلي از يكديگر بي‌اطلاع ماندند. زبان فارسي در ايران در طول اين دوران مفارقت شكوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندي پديد آمد، واژه‌هاي جديد ساخته شد و به صورت علمي تا حدودي روزآمد شد. اما در تاجيكستان به ويژه در قرن اخير به زبان تاجيكي توجه چنداني نشد. برخي آداب تاجيك‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراري» (خانه تكاني)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوري) و «سُمَنك» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد.<sup>14</sup>
== مآخذ ==
 
<references />
تلخيص از مقالة تاجيك دانشنامة جهان اسلام، ج6، ص70- 75
 
               نوشتة رحيم مسلمانيان قبادياني
 
 
'''مآخذ:'''
 
1-    كيهان، مسعود. '''''جغرافي مفصل ايران'''''. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211، همام، «تاجيك‌ها»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 94.
 
2-    برهان، محمدحسين بن خلف. '''''برهان قاطع'''''. به كوشش محمد معين، تهران: 1342، ذيل «تاجيك»؛ سامي، شمس‌الدين بن خالد. '''''قاموس الاعلام'''''. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذيل ماده؛ داعي الاسلام، محمدعلي'''. فرهنگ''' '''نظام'''. حيدرآباد دكن: 1305-1318، ذيل ماده؛ آقه‌باش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقيق لفظ تاجيك»، '''''تاجيكان در مسير''''' '''''تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 271.
 
3-    '''''بندهش'''''، [گردآوري] فرنبغ دادگي، ترجمة مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31؛ داعي‌الاسلام، محمدعلي. '''''همان'''''. ذيل تازيك؛ بيهقي، محمد بن حسين. '''''تاريخ بيهقي'''''. به كوشش خليل خطيب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520؛ كاشغري، محمود بن حسين. '''''ديوان لغات الترك'''''. به كوشش محمد دبير سياقي، تهران: 1375، ذيل «تژك».
 
4-    بارتولد، واسيلي، ولاديميروويچ. «تاجيكان»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 64؛ ميراحمدي، مريم. «قوم تاجيك و فرهنگ تاجيكي در آسياي مركزي»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1373، ص 244؛
 
Masov, R., '''''Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī''''', Dushanbe, 1996, p. 126.
 
5-    داعي‌الاسلام، محمدعلي. همانجا؛ سوندرمان، ورنر. «يك گواهي كهن دربارة نام تاجيكان» ترجمة فريدون مجلسي، '''''هستي'''''. دورة دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51؛ سجاديه، محمدعلي. «باز هم تات و تاجيك»، '''''تاجيكان در مسير تاريخ'''''. به كوشش ميرزا شكورزاده، تهران: 1377، ص 177.
 
6-    غفوروف، باباجان. '''''تاجيكان'''''. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572؛
 
Nimatov, N., '''''Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya,''''' Dushanbe, 1997, p. 84.
 
7-    يعقوب‌شاه، يوسف‌شاه. «تاريخ شكل‌گيري تمدن تاجيكان»، به كوشش اردمهر و ميرزا شكورزاده، '''''ايران شناخت'''''. ش 6 (پاييز 1376)، ص 217.
 
8-    غفوروف. '''''همان'''''. ج 1، ص 30، 31، 572؛
 
Bābākhānov, M., '''''Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan,''''' Dushanbe, 1999, p. 27-28.
 
9-    Barthold, V. V., '''''Istoriya Kulturnoy Žizni''''', Turkestan, 1927, p. 17-21.
 
10-  Baba Khanov, M, '''''ibid''''', P. 71, 83-92.
 
11-  همام. '''''همان'''''. ص 94-95.
 
12-  Masov, R., '''''ibid''''', P. 130-131, 145-146.
 
13-  غفوروف. '''''همان'''''. ج 1، ص 572.
 
14-  كاتسنر، كنت. '''''زبان‌هاي جهان'''''. ترجمة رضي هيرمند، تهران: 1376، ص 157.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
رحیم مسلمانیان قبادیانی
رحیم مسلمانیان قبادیانی


تلخیص معصومه ابراهیمی
تلخیص معصومه ابراهیمی
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۱۸

تاجیک، قومی مسلمان و فارسی زبان از نژاد آریایی و از قدیم‌ترین ساکنان آسیای مرکزی و افغانستان و ناحیه سین کیانگ چین، و عمده‌ترین جمعیت جمهوری تاجیکستان در سده چهاردهم.

این قوم در شمال هندوستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ایران نیز پراکنده‌اند. تاجیک‌ها در شرقی‌ترین منطقه ایران و عمدتاً در استان‌های خراسان و سیستان و بلوچستان به سر می‌برند[۱][۲].

درباره اصل و نسب تاجیک‌ها نظرها و آراء مختلفی وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طایفه غیر عرب، طایفه غیر ترک، قومی از ترک، غلام آزاد کشاورز و مردمی ایرانی فارسی زبان دانسته‌اند[۳][۴][۵][۶].

لفظ تاجیک به صورت‌های تازیک، تاژیک، تژِک و تازک نیز آمده است[۷][۸][۹][۱۰]. برخی اصطلاح «سارت» (از ریشه سَرْتْ هَوَهَه سانسکریت به معنای بازرگان) به معناهای فارسی زبانانِ شهرنشین و روستانشین (= تاجیک)، تاجیک‌های خوارزم، فارسی زبانان، اهالی فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجیک می‌دانند[۱۱][۱۲][۱۳].

تاجیک‌ها با لباس محلی در مراسم نوروز،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از /تاجیک%E2%80%8Cها/https://fa.wikipedia.org/wiki

برخی، کلمه تاجیک را مأخوذ از قبیله «تاج» و «طی» می‌دانند. برخی نیز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجیک دانسته‌اند[۸][۱۴][۱۵].

قوم تاجیک در سه مرحله و در سه منطقه تشکیل شده است: در دوره ساسانیان (حـ 226 ـ حـ 652 میلادی) در شمال شرقی خراسان؛ در سده اول و دوم هجری در ماوراءالنهر؛ در دوره سامانیان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.

قوم تاجیک شامل گروه‌هایی از سُغدی‌ها، باختری‌ها، مَرغیانی‌ها و پارت‌ها، خوارزمی‌ها، فَرغانی‌ها، سکاها و تورهاست[۱۶][۱۷]. برخی منابع قبیله مشهور «تور» را که در آسیای مرکزی به سر می‌برند ـ به عنوان نیاکان اصلی تاجیک‌ها دانسته‌اند[۱۸].

اقوام تشکیل‌دهنده تاجیک‌ها مانند سغدی‌ها، باختری‌ها و... همگی آریایی بودند و به زبان‌های باستانی ایرانی گفتگو می‌کردند و مناسبات بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و دیگر مشترکات فرهنگی‌شان در تشکیل اقوام تاجیکی نقش به سزایی داشت[۱۹][۲۰]. قوم تاجیک در سده چهارم و پنجم میلادی شکل گرفت. از مراکز فرهنگی تاجیک‌نشین که در تشکلشان نقش مهمی داشتند می‌توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند و... اشاره کرد[۲۱].

تاجیک‌ها در قسمت‌هایی از آسیای مرکزی دولت‌هایی را تشکیل دادند که می‌توان به دولت غوریان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولایت غور افغانستان، گرْتْ‌ها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م  در سمرقند و حکومت‌های بخش‌های شرقیِ بخارا اشاره کرد[۲۲]. تاجیک‌ها اکثراً سنی حنفی هستند. عده‌ای از آن‌ها در پامیر شیعه اسماعیلی‌اند[۲۳]. تاجیک‌ها در کشاورزی و احیای زمین‌های مرده به اراضی کشاورزی و پرورش گیاهان و محصولات زراعی بسیار توانمند هستند[۲۴].

پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیک شد به طوری که تا هزار سال بعد فارسی زبانِ رسمیِ دولتی قوم تاجیک شد[۲۵]. امروزه تاجیک‌ها به زبان تاجیکی یا فارسی تاجیکی که از زبان‌های ایرانی نو است و از اعضای خانواده هند و اروپایی‌ست، تکلم می‌کنند. از قرن دهم که در ایران حکومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حکومت سنّی شیبانی تشکیل شد و به دلایل مذهبی و ملی رابطه سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد رابطه ایران و تاجیک‌ها نیز کمتر شد.

از این زمان، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اکتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بی‌اطلاع ماندند. زبان فارسی در ایران در طول این دوران مفارقت شکوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژه‌های جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیکستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیک‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تکانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنک» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد[۲۶][۲۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. کیهان، مسعود. جغرافی مفصل ایران. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211.
  2. همام، «تاجیک‌ها»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 94.
  3. برهان، محمدحسین بن خلف. برهان قاطع. به کوشش محمد معین، تهران: 1342، ذیل «تاجیک».
  4. 2-     سامی، شمس‌الدین بن خالد. قاموس الاعلام. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذیل ماده.
  5. داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل ماده.
  6. آقه‌باش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقیق لفظ تاجیک»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 271.
  7. بندهش، [گردآوری] فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ داعی‌الاسلام، داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل تازیک.
  9. بیهقی، محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520.
  10. کاشغری، محمود بن حسین. دیوان لغات الترک. به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: 1375، ذیل «تژک».
  11. بارتولد، واسیلی، ولادیمیروویچ. «تاجیکان»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 64.
  12. میراحمدی، مریم. «قوم تاجیک و فرهنگ تاجیکی در آسیای مرکزی»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 244.
  13. Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 126.
  14. سوندرمان، ورنر. «یک گواهی کهن درباره نام تاجیکان» ترجمه فریدون مجلسی، هستی. دوره دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51.
  15. سجادیه، محمدعلی. «باز هم تات و تاجیک»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1377، ص 177.
  16. غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572.
  17. Nimatov, N., Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya, Dushanbe, 1997, p. 84.
  18. یعقوب‌شاه، یوسف‌شاه. «تاریخ شکل‌گیری تمدن تاجیکان»، به کوشش اردمهر و میرزا شکورزاده، ایران شناخت. ش 6 (پاییز 1376)، ص 217.
  19. غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 30، 31، 572.
  20. Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 27-28.
  21. Barthold, V. V., Istoriya Kulturnoy Žizni, Turkestan, 1927, p. 17-21.
  22. Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 71, .83-92
  23. Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 94-95.
  24. Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 130-131, 145-146.
  25. غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 572.
  26. کاتسنر، کنت. زبان‌های جهان. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.
  27. مسلمانیان قبادیانی، رحیم، " تاجیک"، دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

رحیم مسلمانیان قبادیانی

تلخیص معصومه ابراهیمی