پرش به محتوا

دشتکی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''دشتكی،''' عنوان خاندانی شیرازی از اهل دین، كلام و فلسفه، در سده‌های 9 و 10 و 11ق، به ویژه در اوان ظهور سلسله صفویه. از این خاندان تاكنون دو شاخه شناخته شده است. شاخه نخست در زمان تیموریان در هرات صاحب شهرت بودند و شاخه دیگر، در انقلابات روزگار پرتشویش تركمانان قراقویونلو و اق‌قویونلو تا انتقال قدرت قطعی در ایران به سلسله صفویه، در شیراز و سپس در دیگر شهرها و كشورها سكونت داشتند. افراد این خاندان تا اوایل سده10ق/ 16م، یعنی تا روزگار صدرالدین محمد (828- 903ق) اهل سنت بوده و پس از او به تشیع گرایش یافتند<ref>قاضی‌ نورالله شوشتری. '''''مجالس''''' '''''المؤمنین'''''. تهران: 1375ق، 1/526-527.</ref>.
'''دشتکی،''' عنوان خاندانی شیرازی از اهل دین، کلام و فلسفه، در سده‌های 9 و 10 و 11ق، به ویژه در اوان ظهور [[صفویان|سلسله صفویه]]. از این خاندان تاکنون دو شاخه شناخته شده است. شاخه نخست در زمان [[تیموریان]] در هرات صاحب شهرت بودند و شاخه دیگر، در انقلابات روزگار پرتشویش ترکمانان قراقویونلو و اق‌قویونلو تا انتقال قدرت قطعی در ایران به [[صفویان|سلسله صفویه]]، در [[شیراز]] و سپس در دیگر شهرها و کشورها سکونت داشتند. افراد این خاندان تا اوایل سده10ق/ 16م، یعنی تا روزگار صدرالدین محمد (828- 903ق) اهل سنت بوده و پس از او به تشیع گرایش یافتند<ref name=":0">قاضی‌ نورالله شوشتری. '''''مجالس''''' '''''المؤمنین'''''. تهران: 1375ق، 1/526-527.</ref>.


'''شاخه هرات:''' 1- اصیل‌الدین عبدالله، د. ربیع‌الاول 803ق/ نوامبر 1400م، اهل ورع و تقوی و وعظ بود كه در روزگار ابوسعید تیموری از شیراز به هرات كوچید و در ان‌جا اقبال یافت. وی صاحب كتاب ''درج‌الدرر'' ''فی احوال سیدالبشر'' و رساله ''مزارات هرات'' می‌باشد<ref>قاضی‌ نورالله شوشتری. '''''مجالس''''' '''''المؤمنین'''''. تهران: 1375ق، 1/526-527.</ref>.  
=== شاخه هرات ===
1- اصیل‌الدین عبدالله، د. ربیع‌الاول 803ق/ نوامبر 1400م، اهل ورع و تقوی و وعظ بود که در روزگار ابوسعید تیموری از [[شیراز]] به هرات کوچید و در آن‌جا اقبال یافت. وی صاحب کتاب ''درج‌الدرر'' ''فی احوال سیدالبشر'' و رساله ''مزارات هرات'' می‌باشد<ref name=":0" />.  


2- جمال‌الدین عطاء‌الله، برادرزادهاصیل‌الدین، در هرات شهرت بسیار داشت و بخشی از عمر خویش را تا پایان ان به گوشه‌گیری گذراند. وی صاحب كتاب ''روضهالاحباب فی سیرهالنبی و الال و الاصحاب'' بود.  
2- جمال‌الدین عطاء‌الله، برادرزادهاصیل‌الدین، در هرات شهرت بسیار داشت و بخشی از عمر خویش را تا پایان ان به گوشه‌گیری گذراند. وی صاحب کتاب ''روضه الاحباب فی سیره النبی و الال و الاصحاب'' بود.  


3- نسیم‌الدین میركشاه پسر عطا‌ءالله پس از پدر جانشین او در تدریس و اداره شاگردان گردید<ref>'''''همو'''''. 1/527- 528؛ خوانساری، محمدباقر. '''''روضات''''' '''''الجنات'''''. بیروت: 1411ق، 1991م، 5/181- 182.</ref>.  
3- نسیم‌الدین میرکشاه پسر عطا‌ءالله پس از پدر جانشین او در تدریس و اداره شاگردان گردید<ref>قاضی‌ نورالله شوشتری. '''''مجالس''''' '''''المؤمنین'''''. تهران: 1375ق، 1/526-528.</ref><ref>خوانساری، محمدباقر. '''''روضات''''' '''''الجنات'''''. بیروت: 1411ق، 1991م، جلد 5، ص. 181-182.</ref>.  


'''شاخه شیراز:''' از میان مردان این خاندان كه در شیراز ماندند تنی چند در علم و فلسفه و كلام شهرت یافتند و شهرت این خاندان نیز بیشتر به جهت همین شاخه است. از اوایل شهرت این خاندان، كسانی كه در علم دین دست داشتند، صدرالدین محمد بن اسحاق معروف به صدر اول، و نوهاو صدرالدین محمد بن ابراهیم بن محمد معروف به صدر دوم، هر دو در زمان خویش مشهور بوده راویان حدیث از انان حدیث نقل كرده‌اند. به جز این دو در اغاز و چند تن دیگر در میانه كه صاحب اثار بسیاری نیز می‌باشند، سه تن از خاندان دشتكی مهم‌تر به شمار می‌روند.
=== شاخه [[شیراز]] ===
از میان مردان این خاندان که در شیراز ماندند تنی چند در علم و فلسفه و کلام شهرت یافتند و شهرت این خاندان نیز بیشتر به جهت همین شاخه است. از اوایل شهرت این خاندان، کسانی که در علم دین دست داشتند، صدرالدین محمد بن اسحاق معروف به صدر اول، و نوه او صدرالدین محمد بن ابراهیم بن محمد معروف به صدر دوم، هر دو در زمان خویش مشهور بوده راویان حدیث از آنان حدیث نقل کرده‌اند. به جز این دو در آغاز و چند تن دیگر در میانه که صاحب آثار بسیاری نیز می‌باشند، سه تن از خاندان دشتکی مهم‌تر به شمار می‌روند.


1- امیر صدرالدین محمد پسر غیاث‌الدین منصور، مقتول در رمضان 903ق/ 1498م. وی سومین صدرالدین از خاندان خود به شمار می‌رود و به صدركبیر مشهور است و گفته شده است كه همو بود كه از مذهب سنت كناره گرفت و به تشیع گرائید. بیشتر اموزش‌های خود را نزد بزرگان خاندان خود، از جمله پدرش اموخت و در فلسفه و كلام ورزیده شد. او كه همزمان محقق دوانی بود ظاهراً در مناظره از او پیش می‌افتاد و این دو مباحثات گوناگون با یكدیگر داشته‌اند. از اثاری كه از او نام برده شده، پیداست كه علاوه بر فلسفه و كلام در ریاضیات، كشاورزی و رشته‌هائی از طبیعت مانند شناخت جواهر و خواص ان‌ها و كیفیت تشكیل رنگین‌كمان دست داشته است. وی مدرسه منصوریه را در شیراز بنا كرد. بیشتر اثار صدر، شرح و حاشیه هستند. او در حادثه‌ای كه چگونگی ان معلوم نیست به دست گروهی از تركمانان بایندریه كشته شد<ref>قاضی‌ نورالله. 1/229-230؛ خوانساری. 7/167.</ref>.
1- امیر صدرالدین محمد پسر غیاث‌الدین منصور، مقتول در رمضان 903ق/ 1498م. وی سومین صدرالدین از خاندان خود به شمار می‌رود و به صدرکبیر مشهور است و گفته شده است که همو بود که از مذهب سنت کناره گرفت و به تشیع گرائید. بیشتر اموزش‌های خود را نزد بزرگان خاندان خود، از جمله پدرش اموخت و در فلسفه و کلام ورزیده شد. او که همزمان [[جلال الدین محمد دوانی|محقق دوانی]] بود ظاهراً در مناظره از او پیش می‌افتاد و این دو مباحثات گوناگون با یکدیگر داشته‌اند. از آثاری که از او نام برده شده، پیداست که علاوه بر فلسفه و کلام در ریاضیات، کشاورزی و رشته‌هائی از طبیعت مانند شناخت جواهر و خواص آن‌ها و کیفیت تشکیل رنگین‌کمان دست داشته است. وی مدرسه منصوریه را در [[شیراز]] بنا کرد. بیشتر اثار صدر، شرح و حاشیه هستند. او در حادثه‌ای که چگونگی ان معلوم نیست به دست گروهی از ترکمانان بایندریه کشته شد<ref>قاضی‌ نورالله شوشتری. '''''مجالس''''' '''''المؤمنین'''''. تهران: 1375ق، جلد 1، ص. 229-230. </ref><ref>خوانساری، محمدباقر. '''''روضات''''' '''''الجنات'''''. بیروت: 1411ق، 1991م،  جلد 7، ص. 167.</ref>.


2- امیرغیاث‌الدین منصور پسر صدرالدین كبیر، د. 948ق/ 1541م، مشهورترین فرد این خاندان به لحاظ علمی و كثرت تألیفات به شمار می‌رود. گذشته از مقام علمی شامخی كه در فلسفه و كلام یافت، مدتی نیز وزیر شاه تهماسب صفوی بود و ظاهراً به خاطر قشریگری دربار او، ان مقام را ترك كرد و به شیراز رفت. او اثار بسیاری تألیف كرد از جمله ان‌چه میان پدرش و محقق دوانی از مباحثات علمی و فلسفی و دینی گذشته بود با نام ''محاكمات'' نگاشت. به جز فلسفه اثاری نیز در علم هئیت و طب از او مانده است. از میان دو پسرش، شرف‌الدین علی كه جانب دینی در او قوی‌تر بود، و صدرالدین محمد كه هوش و ذكاوت بیشتر نشان می‌داد، غیاث‌الدین به دومی توجه بیشتر داشت و او را جانشین علمی خود می‌دانست<ref>'''''همو'''''. 7/166- 170.</ref>.
2- امیرغیاث‌الدین منصور پسر صدرالدین کبیر، د. 948ق/ 1541م، مشهورترین فرد این خاندان به لحاظ علمی و کثرت تألیفات به شمار می‌رود. گذشته از مقام علمی شامخی که در فلسفه و کلام یافت، مدتی نیز وزیر شاه تهماسب صفوی بود و ظاهراً به خاطر قشریگری دربار او، ان مقام را ترک کرد و به شیراز رفت. او آثار بسیاری تألیف کرد از جمله آن‌چه میان پدرش و [[جلال الدین محمد دوانی|محقق دوانی]] از مباحثات علمی و فلسفی و دینی گذشته بود با نام ''محاکمات'' نگاشت. به جز فلسفه آثاری نیز در علم هئیت و طب از او مانده است. از میان دو پسرش، شرف‌الدین علی که جانب دینی در او قوی‌تر بود، و صدرالدین محمد که هوش و ذکاوت بیشتر نشان می‌داد، غیاث‌الدین به دومی توجه بیشتر داشت و او را جانشین علمی خود می‌دانست<ref>خوانساری، محمدباقر. '''''روضات الجنات'''''. بیروت: 1411ق، 1991م،  جلد 7، ص. 166-170.</ref>.


3- سید علیخان پسر نظام‌الدین احمد بن محمد معصوم، د. 1120ق/ 1708م، مشهور به سید علیخان مدنی، از دانشمندان ''كثیرالتألیف'' اواخر دورهصفویه به شمار می‌رود و در این زمان دیگر زمان درازی بود كه تشیع در این خاندان مذهب رسمی محسوب می‌شد. علیخان مدنی در شهر مدینه به دنیا امد. او در جوانی به حیدراباد رفت و پس از ان به خدمت اورنگ زیب پادشاه هند درامد و از بزرگان دولت او گردید. سپس برای زیارت حج به مكه رفت و بعد از ان به ایران امد. اثر معروف او ''سلافة‌العصر''، در رجال است و در عین حال تعداد كثیری كتاب و رساله در لغت و نحو عربی و شرحی مشهور بر صحیفه سجادیه دارد. نیز دیوان شعری از او باقی است. بی‌گمان سید علیخان پس از مدت‌ها یكی از دانشمندان درجهاول این خاندان همچون اجدادش غیاث‌الدین و صدرالدین به شمار می‌رود<ref>همو. 4/378- 381.</ref>.
3- سید علیخان پسر نظام‌الدین احمد بن محمد معصوم، د. 1120ق/ 1708م، مشهور به سید علیخان مدنی، از دانشمندان ''کثیرالتألیف'' اواخر دوره صفویه به شمار می‌رود و در این زمان دیگر زمان درازی بود که تشیع در این خاندان مذهب رسمی محسوب می‌شد. علیخان مدنی در [[مدینه|شهر مدینه]] به دنیا آمد. او در جوانی به حیدرآباد رفت و پس از ان به خدمت اورنگ زیب پادشاه هند درآمد و از بزرگان دولت او گردید. سپس برای زیارت حج به [[مکه]] رفت و بعد از ان به ایران امد. اثر معروف او ''سلافه العصر''، در رجال است و در عین حال تعداد کثیری کتاب و رساله در لغت و نحو عربی و شرحی مشهور بر [[صحیفه سجادیه]] دارد. نیز دیوان شعری از او باقی است. بی‌گمان سید علیخان پس از مدت‌ها یکی از دانشمندان درجه اول این خاندان همچون اجدادش غیاث‌الدین و صدرالدین به شمار می‌رود<ref>خوانساری، محمدباقر. '''''روضات الجنات'''''. بیروت: 1411ق، 1991م،  جلد 4، ص. 378-381.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[جلال الدین محمد دوانی]]
* [[صحیفه سجادیه]]<br />


 
== مآخذ ==
== ماخذ ==
<references />
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
منوچهر پزشک
منوچهر پزشک
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۶

دشتکی، عنوان خاندانی شیرازی از اهل دین، کلام و فلسفه، در سده‌های 9 و 10 و 11ق، به ویژه در اوان ظهور سلسله صفویه. از این خاندان تاکنون دو شاخه شناخته شده است. شاخه نخست در زمان تیموریان در هرات صاحب شهرت بودند و شاخه دیگر، در انقلابات روزگار پرتشویش ترکمانان قراقویونلو و اق‌قویونلو تا انتقال قدرت قطعی در ایران به سلسله صفویه، در شیراز و سپس در دیگر شهرها و کشورها سکونت داشتند. افراد این خاندان تا اوایل سده10ق/ 16م، یعنی تا روزگار صدرالدین محمد (828- 903ق) اهل سنت بوده و پس از او به تشیع گرایش یافتند[۱].

شاخه هرات

1- اصیل‌الدین عبدالله، د. ربیع‌الاول 803ق/ نوامبر 1400م، اهل ورع و تقوی و وعظ بود که در روزگار ابوسعید تیموری از شیراز به هرات کوچید و در آن‌جا اقبال یافت. وی صاحب کتاب درج‌الدرر فی احوال سیدالبشر و رساله مزارات هرات می‌باشد[۱].

2- جمال‌الدین عطاء‌الله، برادرزادهاصیل‌الدین، در هرات شهرت بسیار داشت و بخشی از عمر خویش را تا پایان ان به گوشه‌گیری گذراند. وی صاحب کتاب روضه الاحباب فی سیره النبی و الال و الاصحاب بود.

3- نسیم‌الدین میرکشاه پسر عطا‌ءالله پس از پدر جانشین او در تدریس و اداره شاگردان گردید[۲][۳].

شاخه شیراز

از میان مردان این خاندان که در شیراز ماندند تنی چند در علم و فلسفه و کلام شهرت یافتند و شهرت این خاندان نیز بیشتر به جهت همین شاخه است. از اوایل شهرت این خاندان، کسانی که در علم دین دست داشتند، صدرالدین محمد بن اسحاق معروف به صدر اول، و نوه او صدرالدین محمد بن ابراهیم بن محمد معروف به صدر دوم، هر دو در زمان خویش مشهور بوده راویان حدیث از آنان حدیث نقل کرده‌اند. به جز این دو در آغاز و چند تن دیگر در میانه که صاحب آثار بسیاری نیز می‌باشند، سه تن از خاندان دشتکی مهم‌تر به شمار می‌روند.

1- امیر صدرالدین محمد پسر غیاث‌الدین منصور، مقتول در رمضان 903ق/ 1498م. وی سومین صدرالدین از خاندان خود به شمار می‌رود و به صدرکبیر مشهور است و گفته شده است که همو بود که از مذهب سنت کناره گرفت و به تشیع گرائید. بیشتر اموزش‌های خود را نزد بزرگان خاندان خود، از جمله پدرش اموخت و در فلسفه و کلام ورزیده شد. او که همزمان محقق دوانی بود ظاهراً در مناظره از او پیش می‌افتاد و این دو مباحثات گوناگون با یکدیگر داشته‌اند. از آثاری که از او نام برده شده، پیداست که علاوه بر فلسفه و کلام در ریاضیات، کشاورزی و رشته‌هائی از طبیعت مانند شناخت جواهر و خواص آن‌ها و کیفیت تشکیل رنگین‌کمان دست داشته است. وی مدرسه منصوریه را در شیراز بنا کرد. بیشتر اثار صدر، شرح و حاشیه هستند. او در حادثه‌ای که چگونگی ان معلوم نیست به دست گروهی از ترکمانان بایندریه کشته شد[۴][۵].

2- امیرغیاث‌الدین منصور پسر صدرالدین کبیر، د. 948ق/ 1541م، مشهورترین فرد این خاندان به لحاظ علمی و کثرت تألیفات به شمار می‌رود. گذشته از مقام علمی شامخی که در فلسفه و کلام یافت، مدتی نیز وزیر شاه تهماسب صفوی بود و ظاهراً به خاطر قشریگری دربار او، ان مقام را ترک کرد و به شیراز رفت. او آثار بسیاری تألیف کرد از جمله آن‌چه میان پدرش و محقق دوانی از مباحثات علمی و فلسفی و دینی گذشته بود با نام محاکمات نگاشت. به جز فلسفه آثاری نیز در علم هئیت و طب از او مانده است. از میان دو پسرش، شرف‌الدین علی که جانب دینی در او قوی‌تر بود، و صدرالدین محمد که هوش و ذکاوت بیشتر نشان می‌داد، غیاث‌الدین به دومی توجه بیشتر داشت و او را جانشین علمی خود می‌دانست[۶].

3- سید علیخان پسر نظام‌الدین احمد بن محمد معصوم، د. 1120ق/ 1708م، مشهور به سید علیخان مدنی، از دانشمندان کثیرالتألیف اواخر دوره صفویه به شمار می‌رود و در این زمان دیگر زمان درازی بود که تشیع در این خاندان مذهب رسمی محسوب می‌شد. علیخان مدنی در شهر مدینه به دنیا آمد. او در جوانی به حیدرآباد رفت و پس از ان به خدمت اورنگ زیب پادشاه هند درآمد و از بزرگان دولت او گردید. سپس برای زیارت حج به مکه رفت و بعد از ان به ایران امد. اثر معروف او سلافه العصر، در رجال است و در عین حال تعداد کثیری کتاب و رساله در لغت و نحو عربی و شرحی مشهور بر صحیفه سجادیه دارد. نیز دیوان شعری از او باقی است. بی‌گمان سید علیخان پس از مدت‌ها یکی از دانشمندان درجه اول این خاندان همچون اجدادش غیاث‌الدین و صدرالدین به شمار می‌رود[۷].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ قاضی‌ نورالله شوشتری. مجالس المؤمنین. تهران: 1375ق، 1/526-527.
  2. قاضی‌ نورالله شوشتری. مجالس المؤمنین. تهران: 1375ق، 1/526-528.
  3. خوانساری، محمدباقر. روضات الجنات. بیروت: 1411ق، 1991م، جلد 5، ص. 181-182.
  4. قاضی‌ نورالله شوشتری. مجالس المؤمنین. تهران: 1375ق، جلد 1، ص. 229-230.
  5. خوانساری، محمدباقر. روضات الجنات. بیروت: 1411ق، 1991م، جلد 7، ص. 167.
  6. خوانساری، محمدباقر. روضات الجنات. بیروت: 1411ق، 1991م، جلد 7، ص. 166-170.
  7. خوانساری، محمدباقر. روضات الجنات. بیروت: 1411ق، 1991م، جلد 4، ص. 378-381.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

منوچهر پزشک