پرش به محتوا

تاجیکی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''تاجيكي/ tajiki/،''' يكي از سه گونة اصلي زبان فارسي است كه خود عضوي از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي محسوب مي‌شود<sup>1</sup> و متعلق است به شاخه هند و ايراني يعني شرقي‌ترين شاخه اصلي خانواده بزرگ هند و اروپايي.<sup>2</sup> سه گونه اصلي فارسي عبارتند از: فارسي د...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''تاجيكي/ tajiki/،''' يكي از سه گونة اصلي زبان فارسي است كه خود عضوي از زبان‌هاي ايراني جنوب غربي محسوب مي‌شود<sup>1</sup> و متعلق است به شاخه هند و ايراني يعني شرقي‌ترين شاخه اصلي خانواده بزرگ هند و اروپايي.<sup>2</sup> سه گونه اصلي فارسي عبارتند از: فارسي در ايران، تاجيكي در تاجيكستان و دري در افغانستان؛ كه هر سه زبان رسمي و معيار شده‌اند<sup>3</sup> و به طور مستقيم دنباله فارسي ميانه‌اند.<sup>4</sup>  
[[پرونده:تاجیکی زبان بومی در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان.png|بندانگشتی|تاجیکی زبان بومی در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/تاجیکی https://fa.wikipedia.org]]]
'''تاجیکی/ tajiki/،''' یکی از سه گونه اصلی زبان [[فارسی]] است که خود عضوی از زبان‌های ایرانی جنوب غربی محسوب می‌شود<ref name=":0">Windfuhr, G.L. "Persian", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 3, P. 183.</ref> و متعلق است به شاخه هند و ایرانی یعنی شرقی‌ترین شاخه اصلی خانواده بزرگ هند و اروپایی<ref>Cardona, G. "Indo – Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 212</ref><ref>Payne, J.R. "Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 228</ref>. سه گونه اصلی فارسی عبارتند از: [[فارسی]] در [[کشور ایران|ایران]]، [[تاجیکی]] در تاجیکستان و [[دری]] در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان]؛ که هر سه زبان رسمی و معیار شده‌اند<ref name=":0" /> و به طور مستقیم دنباله [[فارسی]] میانه‌اند<ref name=":1">Kamensky, I.S. "Tadjiki, 1. Languages", '''''Encyclopedia of Islam.''''' Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64</ref><ref>Payne, J.R. "Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 229</ref>.


در مورد وجه تسميه واژه «تاجيك» فراوان بحث شده است. براساس بسياري از آرا اين واژه با كلمات «تاج و تاج‌دار» رابطه بسيار نزديكي دارد.<sup>5</sup> به نظر مي‌رسد «تاجيك» واژه‌اي است كه فرهنگ وباروهايي كه مردم تاجيك از قديم با خود دارند بيان مي‌كند.<sup>6</sup> از زمان‌هاي قديم زنيت «سر» نزد مردم اين سرزمين اهميت فراوان داشته است. اين زينت به صورت كلاه و يا كلاه زينتي (تاج) بوده كه اكنون نيز وجود دارد.<sup>7</sup> در زمان امروزي «تاجيك» به معناي «تاج داروعالي تبار» است.<sup>8</sup> «تاجيك» و نيز «تازيك و تاژيك» كه بر وزن و معني تاجيك است به معني غير عرب و غير ترك نيز كاربرد داشته است.<sup>9</sup> تركان نام «تاجيك» را مانند «تات» به ايرانيان اطلاق مي‌كردند.<sup>10</sup> تاجيك‌ها علاوه بر تاجيكستان ـ كه مركز اصلي سكونت آن‌ها است ـ در افغانستان، ازبكستان و بعضي نواحي قزاقستان، قرقيزستان، تركمنستان و حتي چين زندگي مي‌كنند.<sup>11</sup> تاجيك‌هاي افغانستان بيشتر در شهرهاي كابل، هرات، مزار شريف و فيض‌آباد ساكن هستند.<sup>12</sup> تعداد قابل ملاحظه‌اي از ساكنين سرقند و بخارا نيز تاجيك هستند.<sup>13</sup> به گونه‌اي كه به نظر مي‌رسد تاريخ قوم تاجيك را بدون اين دو شهر نمي‌توان تصور كرد.<sup>14</sup> جمعيت سخن‌گويان تاجيكي در تاجيكستان حداقل 3 ميليون نفر و بيش از اين تعداد نيز در ساير مناطق ساكن هستند.<sup>15</sup> مي‌توان گونه‌هاي تاجيكي را در آسياي مركزي اين چنين تفكيك نمود: گروه زبان‌هاي شمالي (بخارا، سمرقند، خجند و فرغانه)، مركزي (زرافشان، هزار، دوشنبه)، جنوب شرقي (بدخشان، دروازه) و جنوب غربي (كول‌ياب، ختلان).<sup>16</sup>
در مورد وجه تسمیه واژه «تاجیک» فراوان بحث شده است. براساس بسیاری از آرا این واژه با کلمات «تاج و تاج‌دار» رابطه بسیار نزدیکی دارد<ref>یعقوب‌شاه، یوسف‌شاه. «تاجیکان (پیرامون اتنوگینز)»، '''''تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 129.</ref>. به نظر می‌رسد «تاجیک» واژه‌ای است که فرهنگ وباروهایی که مردم تاجیک از قدیم با خود دارند بیان می‌کند<ref name=":2">میرشاهی، مسعود. «پیش‌گفتار»، '''''جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان'''''. محمد جان شکوری بخارایی، تهران: اساطیر، 1382، ص 8.</ref>. از زمان‌های قدیم زنیت «سر» نزد مردم این سرزمین اهمیت فراوان داشته است. این زینت به صورت کلاه و یا کلاه زینتی (تاج) بوده که اکنون نیز وجود دارد<ref name=":2" />. در زمان امروزی «تاجیک» به معنای «تاج داروعالی تبار» است<ref name=":2" />. «تاجیک» و نیز «تازیک و تاژیک» که بر وزن و معنی تاجیک است به معنی غیر عرب و غیر ترک نیز کاربرد داشته است<ref>دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه'''''. تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج 4، ص 5394.</ref>.  


تاجيكي يا گونه فارسي فرارودي (ماوراء‌النهري) با زبان فارسي بسياري از حوزه‌هاي جغرافياي ايران تفاوت‌هاي واژگاني، ساختاري و آوايي دارد.<sup>17</sup> اثرپذيري فارسي تاجيكي از زبان‌هاي ايراني ميانه، به ويژه زبان سغدي، از عوامل مهم ناهمگوني آن با گونه‌هاي ديگر فارسي است. با تسلط تركان ازبك برفرارود (918هـ) و پا گرفتن صفويان در ايران، ميان و فرارود جدايي فرهنگي و تاريخي بزرگي پيش آمد. جنگ‌هاي مذهبي بين ازبك‌ها و صوفيان، به گسستگي زباني و فرهنگي ايران و فرارود افزود.<sup>19</sup> با اين حال ناهمخواني زباني ميان گونه‌هاي زبان فارسي سه كشور ايران، تاجيكستان و افغانستان بدان اندازه نيست كه از درك سخن يكديگر بازمانيم. بعضي از ويژگي‌هاي آوايي و واژگاني تاجيكي معاصر كه آن را از فارسي معاصر متمايز مي‌كند، ناشي از تماس نزديك اين زبان با زبان‌هاي تركي (به ويژه ازبكي) در سده‌هاي گذشته و زبان روسي در دهه‌هاي اخير است.<sup>21</sup> براي مفاهيم مربوط به تمدن امروزي واژه‌هاي روسي يا با زبان تاجيكي تطبيق داده شده‌اند و يا به صورت گرته‌برداري در اين زبان مورد استفاده قرار مي‌گيرند، در حالي كه براي بيان چنين مفاهيمي در زبان فارسي بيشتر از وام واژه‌هاي فرانسوي يا انگليسي استفاده مي‌شود.<sup>22</sup> براي زبان فارسي در ايران واژه‌هاي بسياري ساخته شده و اين زبان به طرف علمي شدن حركت كرده است، اما تاجيكي به ويژه در سدة اخير و پس از انقلاب شوروي در 1917م، آن‌چنان مورد توجه قرار نگرفته است. تاجيكي گرچه بسياري از لغات و ويژگي‌هاي فارسي قديم ايران را در خود حفظ كرده است، به نظر اغلب صاحب‌نظران شيوايي و رواني فارسي امروز ايران را ندارد.<sup>23</sup> نظام واجي تاجيكي متشكل از 6 واكه و 24 همخوان است. بنابراين يك همخوان از زبان فارسي معيار در ايران بيشتر دارد.<sup>24</sup> برخي از وجوه افتراق بين تاجيكي و فارسي در جريان يك تحول تاريخي خاص به وجود آمده است. مثلاً /a/ در فارسي معاصر به طور منظم با /o/ در تاجيكي معاصر متناظر است. مانند /bod/ باز، /nam/ نام و /bodom/ بادام.<sup>25</sup> در حقيقت /o/ در تاجيكي و /a/ در فارسي معاصر از /a:/ (a كشيده) قديم‌تر گرفته شده‌اند.<sup>26</sup> تاجيكي از لحاظ واژگاني و دستوري نيز تفاوت‌هاي قابل ملاحظه‌اي با زبان فارسي در ايران دارد. بارزترين اين تفاوت‌ها صرف فعل است كه در تاجيكي مفصل‌تر است. مثلاً /xondæ istodæ – æst/ او الان دارد مي‌خواند (حال استمراري) / xondæ istodæ – bul/ او داشت مي‌خواند (در زمان يعني در گذشته).<sup>27</sup> همچنين درحوزه نحو، كاربرد اسم مصدر، صفت مفعولي و وجه وصفي در تاجيكي رايج‌تر و انعطاف‌پذيرتر است.<sup>28</sup> كاربرد فراوان مصدر در تاجيكي در مقابل صورت‌هاي فعلي به ويژه «حال التزامي» از ديگر تفاوت‌هاي شاخص اين زبان با فارسي ايران است. اين مصدرها حتي الامكان در جايگاه آغازين قرار مي‌گيرند: «گفتن نمي‌توانم» (= نمي‌توانم بگويم)، «رفتن نمي‌توانست» (= نمي‌توانست برود) و «ديدن مي‌خواهم» (= مي‌خواهم ببينم).<sup>29</sup>
ترکان نام «تاجیک» را مانند «تات» به ایرانیان اطلاق می‌کردند<ref>کلباسی، ایران. '''''فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 9.</ref>. تاجیک‌ها علاوه بر تاجیکستان ـ که مرکز اصلی سکونت آن‌ها است ـ در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان]، ازبکستان و بعضی نواحی [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%82%D8%B2%D8%A7%D9%82%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 قزاقستان]، قرقیزستان، ترکمنستان و حتی [https://dmelal.ir/index.php?title=%DA%86%DB%8C%D9%86 چین] زندگی می‌کنند<ref name=":3">کلباسی، ایران. '''''فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 11.</ref>. تاجیک‌های افغانستان بیشتر در شهرهای کابل، هرات، مزار شریف و فیض‌آباد ساکن هستند<ref name=":3" />. تعداد قابل ملاحظه‌ای از ساکنین سرقند و بخارا نیز تاجیک هستند<ref name=":3" /><ref>لازار، ژیلبر. «فارسی» '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضایی‌باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 439.</ref>.


به نظر مي‌رسد اولين متن تاجيكي كشف شده مربوط به اوايل سدة 13م بر روي سنگي در قبرستان سمرقند باشد.<sup>30</sup> مانند فارسي ايران و افغانستان، براي نوشتن تاجيكي قرن‌ها از خط عربي استفاده مي‌شد. تا آن‌كه در 198م خط لاتيني به كار گرفته شد.<sup>31</sup> از روند تبديل خط عربي به الفباي لاتين تاريخ دقيقي در دست نيست اما به يقين از 1930م در مدارس تاجيكستان آموزش الفباي لاتين شروع و كتاب‌هاي درسي از جمله دستور زبان تاجيكي به خط لاتين منتشر شد.<sup>32</sup> از 1939م در تاجيكستان خط سيريلي جانشين خط لاتين شد كه تاكنون نيز استفاده مي‌شود. براي نشان دادن تعدادي از آواهاي تاجيكي كه در روسي وجود ندارد، چندين حرف روسي را تغيير دادند تا بيانگر واج‌هايي مانند /q/، h، j/ شود.<sup>34</sup> در 1989م پارلمان تاجيكستان قانوني را تصويب كرد كه براساس آن دوباره خط فارسي مورد استفاده قرار مي‌گرفت، گرچه اين قانون هنوز اجرا نشده است.<sup>35</sup> دورة سامانيان، دورة پيدايش ادبيات كلاسيك تاجيك و فارسي محسوب مي‌شود. البته اين دوران زمان به وجود آمدن ادبيات نوين تاجيك و فارسي نيست، بلكه فقط دوره‌اي است كه اين ادبيات رسماً پذيرفته مي‌شود و به شكل نوشتاري در مي‌آيد.<sup>36</sup> سده 10م و سده‌هاي پس از آن، دورة نشو نماي ادبيات كلاسيك تاجيك و فارسي به حساب مي‌آيد.<sup>37</sup> علي‌رغم تشابهات قابل ملاحظه‌ ادبيات فارسي ايران و تاجيكي، به نظر مي‌رسد ادبيات فارسي در فرارودان (ماورالنهر) اززمان سامانيان به بعد ويژگي‌هايي را دارد كه فارسي ساير مناطق ايران زمين فاقد آن است.<sup>38</sup> سادگي و بي‌تكلفي و نيز كم بودن واژه‌هاي عربي از اين ويژگي‌ها است.<sup>39</sup> برخي از واژه‌هاي رايج در تاجيكي كه در ايران كمتر استفاده مي‌شوند و يا معادل عربي آن‌ها كاربرد دارد، عبارتند از: دوزنده (= خياط)، كژدم (= عقرب)، روي (= صورت)، اجرا كننده (= مجري)، طلبگان (= طلاب)، ضررناك (= مضر)، ازار (= شلوار) و پگاه (صبح، صبح زود).<sup>40</sup> ادبيات فارسي در قرون وسطي به شعر گرايش داشت ولي ادبيات كنوني تاجيكي با نثر ادبي (رمان، داستان و غيره) نيز آشناست.<sup>41</sup> صدرالدين عيني (1954- 1878)، نويسنده و شاعر تاجيكي در تكوين و تكامل زبان ادبي تاجيكي نقش به سزايي داشته است. او در آثار خويش به جاي پيروي از قواعد قديمي دستور زبان از زبان زنده مردم استفاه كرد و اكنون بسياري از شعراء و نويسندگان تاجيك از سبك نگارش او پيروي مي‌كنند.<sup>42</sup>
به گونه‌ای که به نظر می‌رسد تاریخ قوم تاجیک را بدون این دو شهر نمی‌توان تصور کرد<ref>حاتم‌اف، نماز. «در بخارا بخار گردیدیم» '''''تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران'''''. گردآوری: میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 265.</ref>. جمعیت سخن‌گویان [[تاجیکی]] در [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاجیکستان] حداقل 3 میلیون نفر و بیش از این تعداد نیز در سایر مناطق ساکن هستند<ref name=":1" />. می‌توان گونه‌های تاجیکی را در آسیای مرکزی این چنین تفکیک نمود: گروه زبان‌های شمالی (بخارا، سمرقند، خجند و فرغانه)، مرکزی (زرافشان، هزار، دوشنبه)، جنوب شرقی (بدخشان، دروازه) و جنوب غربی (کول‌یاب، ختلان)<ref name=":1" />. [[تاجیکی]] یا گونه [[فارسی]] فرارودی (ماوراء‌النهری) با زبان [[فارسی]] بسیاری از حوزه‌های جغرافیای ایران تفاوت‌های واژگانی، ساختاری و آوایی دارد<ref name=":4">رواقی، علی. '''''زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]'''''. تهران: هرمس، 1383، ص 10.</ref>. اثرپذیری فارسی تاجیکی از زبان‌های ایرانی میانه، به ویژه زبان سغدی، از عوامل مهم ناهمگونی آن با گونه‌های دیگر [[فارسی]] است<ref name=":4" />. با تسلط ترکان ازبک برفرارود (918هـ) و پا گرفتن [[صفویان]] در ایران، میان و فرارود جدایی فرهنگی و تاریخی بزرگی پیش آمد. جنگ‌های مذهبی بین ازبک‌ها و صوفیان، به گسستگی زبانی و فرهنگی ایران و فرارود افزود<ref>رواقی، علی. '''''زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]'''''. تهران: هرمس، 1383، ص 49.</ref>. با این حال ناهمخوانی زبانی میان گونه‌های [[فارسی|زبان فارسی]] سه کشور ایران، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاجیکستان] و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان] بدان اندازه نیست که از درک سخن یکدیگر بازمانیم<ref>رواقی، علی. '''''زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]'''''. تهران: هرمس، 1383، ص 62.</ref>. بعضی از ویژگی‌های آوایی و واژگانی تاجیکی معاصر که آن را از فارسی معاصر متمایز می‌کند، ناشی از تماس نزدیک این زبان با زبان‌های [[ترکی]] (به ویژه ازبکی) در سده‌های گذشته و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C زبان روسی] در دهه‌های اخیر است<ref>ارانسکی، یوسیف. م. '''''زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 31.</ref>. برای مفاهیم مربوط به تمدن امروزی واژه‌های روسی یا با زبان تاجیکی تطبیق داده شده‌اند و یا به صورت گرته‌برداری در این زبان مورد استفاده قرار می‌گیرند، در حالی که برای بیان چنین مفاهیمی در [[فارسی|زبان فارسی]] بیشتر از وام واژه‌های فرانسوی یا انگلیسی استفاده می‌شود<ref name=":5">لازار، ژیلبر. «فارسی» '''''راهنمای زبان‌های ایرانی'''''. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضایی‌باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 476.</ref>.


نك. فارسي، دري
برای زبان [[فارسی]] در [[ایران]] واژه‌های بسیاری ساخته شده و این زبان به طرف علمی شدن حرکت کرده است، اما [[تاجیکی]] به ویژه در سده اخیر و پس از انقلاب شوروی در 1917م، آن‌چنان مورد توجه قرار نگرفته است. تاجیکی گرچه بسیاری از لغات و ویژگی‌های [[فارسی]] قدیم [[ایران]] را در خود حفظ کرده است، به نظر اغلب صاحب‌نظران شیوایی و روانی [[فارسی]] امروز ایران را ندارد<ref>کلباسی، ایران. '''''فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 36 و 37.</ref>. نظام واجی [[تاجیکی]] متشکل از 6 واکه و 24 همخوان است. بنابراین یک همخوان از زبان [[فارسی]] معیار در [[ایران]] بیشتر دارد<ref name=":1" />. برخی از وجوه افتراق بین تاجیکی و [[فارسی]] در جریان یک تحول تاریخی خاص به وجود آمده است. مثلاً /a/ در [[فارسی]] معاصر به طور منظم با /o/ در تاجیکی معاصر متناظر است. مانند /bod/ باز، /nam/ نام و /bodom/ بادام<ref name=":6">ارانسکی، یوسیف. م. '''''زبان‌های ایرانی'''''. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 29.</ref>. در حقیقت /o/ در تاجیکی و /a/ در فارسی معاصر از /a:/ (a کشیده) قدیم‌تر گرفته شده‌اند<ref name=":6" />. تاجیکی از لحاظ واژگانی و دستوری نیز تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای با زبان [[فارسی]] در [[ایران]] دارد. بارزترین این تفاوت‌ها صرف فعل است که در [[تاجیکی]] مفصل‌تر است. مثلاً /xondæ istodæ – æst/ او الان دارد می‌خواند (حال استمراری) / xondæ istodæ – bul/ او داشت می‌خواند (در زمان یعنی در گذشته)<ref name=":1" /><ref name=":5" />. همچنین درحوزه نحو، کاربرد اسم مصدر، صفت مفعولی و وجه وصفی در [[تاجیکی]] رایج‌تر و انعطاف‌پذیرتر است<ref name=":5" />. کاربرد فراوان مصدر در تاجیکی در مقابل صورت‌های فعلی به ویژه «حال التزامی» از دیگر تفاوت‌های شاخص این زبان با [[فارسی]] ایران است. این مصدرها حتی الامکان در جایگاه آغازین قرار می‌گیرند: «گفتن نمی‌توانم» (= نمی‌توانم بگویم)، «رفتن نمی‌توانست» (= نمی‌توانست برود) و «دیدن می‌خواهم» (= می‌خواهم ببینم)<ref>کلباسی، ایران. '''''فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 116 و 117.</ref>.


به نظر می‌رسد اولین متن [[تاجیکی]] کشف شده مربوط به اوایل سده 13م بر روی سنگی در قبرستان سمرقند باشد<ref>غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرن‌های 9 و 10م)»، '''''تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 92.</ref>. مانند [[فارسی]] ایران و [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 افغانستان]، برای نوشتن تاجیکی قرن‌ها از خط [[عربی]] استفاده می‌شد. تا آن‌که در 198م خط لاتینی به کار گرفته شد<ref>رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص 551.</ref>. از روند تبدیل خط [[عربی]] به الفبای لاتین تاریخ دقیقی در دست نیست اما به یقین از 1930م در مدارس [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاجیکستان] آموزش الفبای لاتین شروع و کتاب‌های درسی از جمله دستور زبان [[تاجیکی]] به خط لاتین منتشر شد<ref>نیکولایوا، لاریسا. '''''تاجیکستان، تحولات سیاسی ـ اجتماعی در یکصد سال اخیر'''''. ویراستار: صفا اخوان، تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1380، ص 228.</ref>. از 1939م در تاجیکستان خط سیریلی جانشین خط لاتین شد که تاکنون نیز استفاده می‌شود. برای نشان دادن تعدادی از آواهای تاجیکی که در روسی وجود ندارد، چندین حرف روسی را تغییر دادند تا بیانگر واج‌هایی مانند /q/، h، j/ شود<ref>ارانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 295.</ref>. در 1989م پارلمان [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاجیکستان] قانونی را تصویب کرد که براساس آن دوباره خط فارسی مورد استفاده قرار می‌گرفت، گرچه این قانون هنوز اجرا نشده است<ref name=":1" />. دوره [[سامانیان]]، دوره پیدایش ادبیات کلاسیک تاجیک و [[فارسی]] محسوب می‌شود. البته این دوران زمان به وجود آمدن ادبیات نوین تاجیک و فارسی نیست، بلکه فقط دوره‌ای است که این ادبیات رسماً پذیرفته می‌شود و به شکل نوشتاری در می‌آید<ref>غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرن‌های 9 و 10م)»، '''''تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 95.</ref>. سده 10م و سده‌های پس از آن، دوره نشو نمای ادبیات کلاسیک تاجیک و [[فارسی]] به حساب می‌آید<ref>غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرن‌های 9 و 10م)»، '''''تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران'''''. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 85.</ref>. علی‌رغم تشابهات قابل ملاحظه‌ ادبیات فارسی ایران و تاجیکی، به نظر می‌رسد ادبیات [[فارسی]] در فرارودان (ماورالنهر) اززمان [[سامانیان]] به بعد ویژگی‌هایی را دارد که [[فارسی]] سایر مناطق [[ایران]] زمین فاقد آن است<ref name=":7">میرشاهی، مسعود. «پیش‌گفتار» '''''جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان'''''. ص 16.</ref>. سادگی و بی‌تکلفی و نیز کم بودن واژه‌های عربی از این ویژگی‌ها است<ref name=":7" />. برخی از واژه‌های رایج در [[تاجیکی]] که در [[ایران]] کمتر استفاده می‌شوند و یا معادل [[عربی]] آن‌ها کاربرد دارد، عبارتند از: دوزنده (= خیاط)، کژدم (= عقرب)، روی (= صورت)، اجرا کننده (= مجری)، طلبگان (= طلاب)، ضررناک (= مضر)، ازار (= شلوار) و پگاه (صبح، صبح زود)<ref>مسلمانیان قبادیانی، رحیم. '''''زبان و ادب فارسی در فرارود'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1367، ص 10.</ref>. ادبیات [[فارسی]] در قرون وسطی به شعر گرایش داشت ولی ادبیات کنونی تاجیکی با نثر ادبی (رمان، داستان و غیره) نیز آشناست<ref name=":8">ارانسکی، ای. م. '''''مقدمه فقه اللغه ایرانی'''''. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 294.</ref>. صدرالدین عینی (1954- 1878)، نویسنده و شاعر [[تاجیکی]] در تکوین و تکامل زبان ادبی [[تاجیکی]] نقش به سزایی داشته است. او در آثار خویش به جای پیروی از قواعد قدیمی دستور زبان از زبان زنده مردم استفاه کرد و اکنون بسیاری از شعراء و نویسندگان تاجیک از سبک نگارش او پیروی می‌کنند<ref name=":8" />.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.             Windfuhr, G.L. "Persian", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 3, P. 183.
* [[فارسی]]
* [[تاتی]]


2.             Payne, J.R. "Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 228 & Cardona, G. "Indo – Iranian Languages", '''''International Encyclopedia of Linguistics'''''. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 212.
* [[تالشی]]


3.             Windfuhr. Ibid. P. 183.
* [[ترکمنی]]


4.             Payne. Ibid. P. 229 & Kamensky, I.S. "Tadjiki, 1. Languages", '''''Encyclopedia of Islam.''''' Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64.
* [[ترکی]]


5.           يعقوب‌شاه، يوسف‌شاه. «تاجيكان (پيرامون اتنوگينز)»، '''''تاجيكان، آريايي‌ها و فلات ايران'''''. گردآوري ميرزا شكورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 129.
* [[آذربایجانی]]


6.           ميرشاهي، مسعود. «پيش‌گفتار»، '''''جستارها دربارة زبان، ادب و فرهنگ تاجيكستان'''''. محمد جان شكوري بخارايي، تهران: اساطير، 1382، ص 8.
* [[قشقایی]]


7.           همان‌جا.
* [[سامانیان]]


8.           همان‌جا.
* [[دری]]
== '''مآخذ'''        ==
<references />


9.           دهخدا، علي‌اكبر. '''''لغت‌نامه'''''. تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج 4، ص 5394.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
10.        كلباسي، ايران. '''''فارسي ايران و تاجيكستان (يك بررسي مقابله‌اي)'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 9.
 
11.        همان. ص 11.
 
12.        همان‌جا.
 
13.        همان‌جا؛ لازار، ژيلبر. «فارسي» '''''راهنماي زبان‌هاي ايراني'''''. ويراستار: روديگر اشميت، ترجمه حسن رضايي‌باغ‌بيدي، تهران: ققنوس، 1383، ص 439.
 
14.        حاتم‌اف، نماز. «در بخارا بخار گرديديم» '''''تاجيكان، آريايي‌ها و فلات ايران'''''. گردآوري: ميرزا شكورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 265.
 
15.          Kamensky, Ibid. P. 64.
 
16.        همان‌جا.
 
17.        رواقي، علي. '''''زبان فارسي فرارودي [تاجيكي]'''''. تهران: هرمس، 1383، ص ده.
 
18.        همان‌جا.
 
19.        همان. ص چهل و نه.
 
20.        همان. ص شصت و دو.
 
21.        ارانسكي، يوسيف. م. '''''زبان‌هاي ايراني'''''. ترجمة علي اشرف صادقي، تهران: سخن، 1378، ص 31.
 
22.        لازار. همان. ص 476.
 
23.        كلباسي. همان. ص 36 و 37.
 
24.          Kamensky, Ibid. P. 64.
 
25.        ارانسكي. همان. ص 29.
 
26.        همان‌جا.
 
27.        لازار. همان. ص 476؛
 
Kamensky, Ibid. P. 64.
 
28.        لازار. همان. ص 476.
 
29.        كلباسي. همان. ص 116 و 117.
 
30.        غفوروف، باباجان. «تشكل مردم تاجيك و سازمان دولتي آن در دولت طاهريان، صفاريان و سامانيان (قرن‌هاي 9 و 10م)»، '''''تاجيكان، آريايي‌ها و فلات ايران'''''. گردآوري ميرزا شكورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 92.
 
31.        رضايي باغ‌بيدي، حسن. «زبان‌هاي ايراني»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج10، ص 551.
 
32.        نيكولايوا، لاريسا. '''''تاجيكستان، تحولات سياسي ـ اجتماعي در يكصد سال اخير'''''. ويراستار: صفا اخوان، تهران: مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي، 1380، ص 228.
 
33.        رضايي باغ‌بيدي. همان. ص 551.
 
34.        ارانسكي، اي. م. '''''مقدمه فقه اللغه ايراني'''''. ترجمة كريم كشاورز، تهران: پيام، 1379، ص 295.
 
35.          Bečka, J. "Tadjiki, 2. Literature" '''''Encyclopedia of Islam.''''' Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64.
 
36.        غفوروف. همان. ص 95.
 
37.        همان. ص 85.
 
38.        ميرشاهي، مسعود. «پيش‌گفتار» '''''جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجيكستان'''''. ص 16.
 
39.        همان‌جا.
 
40.        مسلمانيان قبادياني، رحيم. '''''زبان و ادب فارسي در فرارود'''''. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1367، ص 10.
 
41.        ارانسكي. '''''مقدمه فقه اللغه ايراني'''''. ص 294.
 
42.        همان‌جا.


== نویسنده مقاله ==
فرزین فهیم نیا
فرزین فهیم نیا
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:زبان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۰

تاجیکی زبان بومی در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از https://fa.wikipedia.org

تاجیکی/ tajiki/، یکی از سه گونه اصلی زبان فارسی است که خود عضوی از زبان‌های ایرانی جنوب غربی محسوب می‌شود[۱] و متعلق است به شاخه هند و ایرانی یعنی شرقی‌ترین شاخه اصلی خانواده بزرگ هند و اروپایی[۲][۳]. سه گونه اصلی فارسی عبارتند از: فارسی در ایران، تاجیکی در تاجیکستان و دری در افغانستان؛ که هر سه زبان رسمی و معیار شده‌اند[۱] و به طور مستقیم دنباله فارسی میانه‌اند[۴][۵].

در مورد وجه تسمیه واژه «تاجیک» فراوان بحث شده است. براساس بسیاری از آرا این واژه با کلمات «تاج و تاج‌دار» رابطه بسیار نزدیکی دارد[۶]. به نظر می‌رسد «تاجیک» واژه‌ای است که فرهنگ وباروهایی که مردم تاجیک از قدیم با خود دارند بیان می‌کند[۷]. از زمان‌های قدیم زنیت «سر» نزد مردم این سرزمین اهمیت فراوان داشته است. این زینت به صورت کلاه و یا کلاه زینتی (تاج) بوده که اکنون نیز وجود دارد[۷]. در زمان امروزی «تاجیک» به معنای «تاج داروعالی تبار» است[۷]. «تاجیک» و نیز «تازیک و تاژیک» که بر وزن و معنی تاجیک است به معنی غیر عرب و غیر ترک نیز کاربرد داشته است[۸].

ترکان نام «تاجیک» را مانند «تات» به ایرانیان اطلاق می‌کردند[۹]. تاجیک‌ها علاوه بر تاجیکستان ـ که مرکز اصلی سکونت آن‌ها است ـ در افغانستان، ازبکستان و بعضی نواحی قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان و حتی چین زندگی می‌کنند[۱۰]. تاجیک‌های افغانستان بیشتر در شهرهای کابل، هرات، مزار شریف و فیض‌آباد ساکن هستند[۱۰]. تعداد قابل ملاحظه‌ای از ساکنین سرقند و بخارا نیز تاجیک هستند[۱۰][۱۱].

به گونه‌ای که به نظر می‌رسد تاریخ قوم تاجیک را بدون این دو شهر نمی‌توان تصور کرد[۱۲]. جمعیت سخن‌گویان تاجیکی در تاجیکستان حداقل 3 میلیون نفر و بیش از این تعداد نیز در سایر مناطق ساکن هستند[۴]. می‌توان گونه‌های تاجیکی را در آسیای مرکزی این چنین تفکیک نمود: گروه زبان‌های شمالی (بخارا، سمرقند، خجند و فرغانه)، مرکزی (زرافشان، هزار، دوشنبه)، جنوب شرقی (بدخشان، دروازه) و جنوب غربی (کول‌یاب، ختلان)[۴]. تاجیکی یا گونه فارسی فرارودی (ماوراء‌النهری) با زبان فارسی بسیاری از حوزه‌های جغرافیای ایران تفاوت‌های واژگانی، ساختاری و آوایی دارد[۱۳]. اثرپذیری فارسی تاجیکی از زبان‌های ایرانی میانه، به ویژه زبان سغدی، از عوامل مهم ناهمگونی آن با گونه‌های دیگر فارسی است[۱۳]. با تسلط ترکان ازبک برفرارود (918هـ) و پا گرفتن صفویان در ایران، میان و فرارود جدایی فرهنگی و تاریخی بزرگی پیش آمد. جنگ‌های مذهبی بین ازبک‌ها و صوفیان، به گسستگی زبانی و فرهنگی ایران و فرارود افزود[۱۴]. با این حال ناهمخوانی زبانی میان گونه‌های زبان فارسی سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان بدان اندازه نیست که از درک سخن یکدیگر بازمانیم[۱۵]. بعضی از ویژگی‌های آوایی و واژگانی تاجیکی معاصر که آن را از فارسی معاصر متمایز می‌کند، ناشی از تماس نزدیک این زبان با زبان‌های ترکی (به ویژه ازبکی) در سده‌های گذشته و زبان روسی در دهه‌های اخیر است[۱۶]. برای مفاهیم مربوط به تمدن امروزی واژه‌های روسی یا با زبان تاجیکی تطبیق داده شده‌اند و یا به صورت گرته‌برداری در این زبان مورد استفاده قرار می‌گیرند، در حالی که برای بیان چنین مفاهیمی در زبان فارسی بیشتر از وام واژه‌های فرانسوی یا انگلیسی استفاده می‌شود[۱۷].

برای زبان فارسی در ایران واژه‌های بسیاری ساخته شده و این زبان به طرف علمی شدن حرکت کرده است، اما تاجیکی به ویژه در سده اخیر و پس از انقلاب شوروی در 1917م، آن‌چنان مورد توجه قرار نگرفته است. تاجیکی گرچه بسیاری از لغات و ویژگی‌های فارسی قدیم ایران را در خود حفظ کرده است، به نظر اغلب صاحب‌نظران شیوایی و روانی فارسی امروز ایران را ندارد[۱۸]. نظام واجی تاجیکی متشکل از 6 واکه و 24 همخوان است. بنابراین یک همخوان از زبان فارسی معیار در ایران بیشتر دارد[۴]. برخی از وجوه افتراق بین تاجیکی و فارسی در جریان یک تحول تاریخی خاص به وجود آمده است. مثلاً /a/ در فارسی معاصر به طور منظم با /o/ در تاجیکی معاصر متناظر است. مانند /bod/ باز، /nam/ نام و /bodom/ بادام[۱۹]. در حقیقت /o/ در تاجیکی و /a/ در فارسی معاصر از /a:/ (a کشیده) قدیم‌تر گرفته شده‌اند[۱۹]. تاجیکی از لحاظ واژگانی و دستوری نیز تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای با زبان فارسی در ایران دارد. بارزترین این تفاوت‌ها صرف فعل است که در تاجیکی مفصل‌تر است. مثلاً /xondæ istodæ – æst/ او الان دارد می‌خواند (حال استمراری) / xondæ istodæ – bul/ او داشت می‌خواند (در زمان یعنی در گذشته)[۴][۱۷]. همچنین درحوزه نحو، کاربرد اسم مصدر، صفت مفعولی و وجه وصفی در تاجیکی رایج‌تر و انعطاف‌پذیرتر است[۱۷]. کاربرد فراوان مصدر در تاجیکی در مقابل صورت‌های فعلی به ویژه «حال التزامی» از دیگر تفاوت‌های شاخص این زبان با فارسی ایران است. این مصدرها حتی الامکان در جایگاه آغازین قرار می‌گیرند: «گفتن نمی‌توانم» (= نمی‌توانم بگویم)، «رفتن نمی‌توانست» (= نمی‌توانست برود) و «دیدن می‌خواهم» (= می‌خواهم ببینم)[۲۰].

به نظر می‌رسد اولین متن تاجیکی کشف شده مربوط به اوایل سده 13م بر روی سنگی در قبرستان سمرقند باشد[۲۱]. مانند فارسی ایران و افغانستان، برای نوشتن تاجیکی قرن‌ها از خط عربی استفاده می‌شد. تا آن‌که در 198م خط لاتینی به کار گرفته شد[۲۲]. از روند تبدیل خط عربی به الفبای لاتین تاریخ دقیقی در دست نیست اما به یقین از 1930م در مدارس تاجیکستان آموزش الفبای لاتین شروع و کتاب‌های درسی از جمله دستور زبان تاجیکی به خط لاتین منتشر شد[۲۳]. از 1939م در تاجیکستان خط سیریلی جانشین خط لاتین شد که تاکنون نیز استفاده می‌شود. برای نشان دادن تعدادی از آواهای تاجیکی که در روسی وجود ندارد، چندین حرف روسی را تغییر دادند تا بیانگر واج‌هایی مانند /q/، h، j/ شود[۲۴]. در 1989م پارلمان تاجیکستان قانونی را تصویب کرد که براساس آن دوباره خط فارسی مورد استفاده قرار می‌گرفت، گرچه این قانون هنوز اجرا نشده است[۴]. دوره سامانیان، دوره پیدایش ادبیات کلاسیک تاجیک و فارسی محسوب می‌شود. البته این دوران زمان به وجود آمدن ادبیات نوین تاجیک و فارسی نیست، بلکه فقط دوره‌ای است که این ادبیات رسماً پذیرفته می‌شود و به شکل نوشتاری در می‌آید[۲۵]. سده 10م و سده‌های پس از آن، دوره نشو نمای ادبیات کلاسیک تاجیک و فارسی به حساب می‌آید[۲۶]. علی‌رغم تشابهات قابل ملاحظه‌ ادبیات فارسی ایران و تاجیکی، به نظر می‌رسد ادبیات فارسی در فرارودان (ماورالنهر) اززمان سامانیان به بعد ویژگی‌هایی را دارد که فارسی سایر مناطق ایران زمین فاقد آن است[۲۷]. سادگی و بی‌تکلفی و نیز کم بودن واژه‌های عربی از این ویژگی‌ها است[۲۷]. برخی از واژه‌های رایج در تاجیکی که در ایران کمتر استفاده می‌شوند و یا معادل عربی آن‌ها کاربرد دارد، عبارتند از: دوزنده (= خیاط)، کژدم (= عقرب)، روی (= صورت)، اجرا کننده (= مجری)، طلبگان (= طلاب)، ضررناک (= مضر)، ازار (= شلوار) و پگاه (صبح، صبح زود)[۲۸]. ادبیات فارسی در قرون وسطی به شعر گرایش داشت ولی ادبیات کنونی تاجیکی با نثر ادبی (رمان، داستان و غیره) نیز آشناست[۲۹]. صدرالدین عینی (1954- 1878)، نویسنده و شاعر تاجیکی در تکوین و تکامل زبان ادبی تاجیکی نقش به سزایی داشته است. او در آثار خویش به جای پیروی از قواعد قدیمی دستور زبان از زبان زنده مردم استفاه کرد و اکنون بسیاری از شعراء و نویسندگان تاجیک از سبک نگارش او پیروی می‌کنند[۲۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ       

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Windfuhr, G.L. "Persian", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 3, P. 183.
  2. Cardona, G. "Indo – Iranian Languages", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 212
  3. Payne, J.R. "Iranian Languages", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 228
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ Kamensky, I.S. "Tadjiki, 1. Languages", Encyclopedia of Islam. Leiden: Brill, 2000, Vol. X, P. 64
  5. Payne, J.R. "Iranian Languages", International Encyclopedia of Linguistics. W. Bright (ed.). Oxford: OUP, 1992, Vol. 2, P. 229
  6. یعقوب‌شاه، یوسف‌شاه. «تاجیکان (پیرامون اتنوگینز)»، تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 129.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ میرشاهی، مسعود. «پیش‌گفتار»، جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان. محمد جان شکوری بخارایی، تهران: اساطیر، 1382، ص 8.
  8. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه. تهران: موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج 4، ص 5394.
  9. کلباسی، ایران. فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای). تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 9.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ کلباسی، ایران. فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای). تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 11.
  11. لازار، ژیلبر. «فارسی» راهنمای زبان‌های ایرانی. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضایی‌باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 439.
  12. حاتم‌اف، نماز. «در بخارا بخار گردیدیم» تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران. گردآوری: میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 265.
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ رواقی، علی. زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]. تهران: هرمس، 1383، ص 10.
  14. رواقی، علی. زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]. تهران: هرمس، 1383، ص 49.
  15. رواقی، علی. زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]. تهران: هرمس، 1383، ص 62.
  16. ارانسکی، یوسیف. م. زبان‌های ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 31.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ لازار، ژیلبر. «فارسی» راهنمای زبان‌های ایرانی. ویراستار: رودیگر اشمیت، ترجمه حسن رضایی‌باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1383، ص 476.
  18. کلباسی، ایران. فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای). تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 36 و 37.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ارانسکی، یوسیف. م. زبان‌های ایرانی. ترجمه علی اشرف صادقی، تهران: سخن، 1378، ص 29.
  20. کلباسی، ایران. فارسی ایران و تاجیکستان (یک بررسی مقابله‌ای). تهران: موسسه چاپ و انتشارات امور خارجه، 1374، ص 116 و 117.
  21. غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرن‌های 9 و 10م)»، تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 92.
  22. رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص 551.
  23. نیکولایوا، لاریسا. تاجیکستان، تحولات سیاسی ـ اجتماعی در یکصد سال اخیر. ویراستار: صفا اخوان، تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1380، ص 228.
  24. ارانسکی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 295.
  25. غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرن‌های 9 و 10م)»، تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 95.
  26. غفوروف، باباجان. «تشکل مردم تاجیک و سازمان دولتی آن در دولت طاهریان، صفاریان و سامانیان (قرن‌های 9 و 10م)»، تاجیکان، آریایی‌ها و فلات ایران. گردآوری میرزا شکورزاده، تهران: سروش، 1380، ص 85.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ میرشاهی، مسعود. «پیش‌گفتار» جستارها درباره زبان، ادب و فرهنگ تاجیکستان. ص 16.
  28. مسلمانیان قبادیانی، رحیم. زبان و ادب فارسی در فرارود. تهران: موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، 1367، ص 10.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ارانسکی، ای. م. مقدمه فقه اللغه ایرانی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: پیام، 1379، ص 294.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

فرزین فهیم نیا