پرش به محتوا

آریاییان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''آرياييان،''' تيرة بزرگي از نژاد سفيد ساكن در سرزمين‌هاي شمالي در آسياي مركزي و دشت‌هاي اوراسي (اروپا ـ آسيا) (هزارة پنجم پ.م) و منشاء اقوام هند و اروپايي مهاجر به هند، ايران و اروپا در اوايل هزارة دوم پ.م.<sup>1</sup> آريا به معني سرور، ارباب و نجيب...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''آرياييان،''' تيرة بزرگي از نژاد سفيد ساكن در سرزمين‌هاي شمالي در آسياي مركزي و دشت‌هاي اوراسي (اروپا ـ آسيا) (هزارة پنجم پ.م) و منشاء اقوام هند و اروپايي مهاجر به هند، ايران و اروپا در اوايل هزارة دوم پ.م.<sup>1</sup>
'''[[آریاییان]]،''' تیره بزرگی از نژاد سفید ساکن در سرزمین‌های شمالی در آسیای مرکزی و دشت‌های اوراسی (اروپا ـ آسیا) (هزاره پنجم پ.م) و منشاء اقوام هند و اروپایی مهاجر به هند، [[ایران]] و اروپا در اوایل هزاره دوم پ.م<ref>Beykon, Elizabet, "Aryans". '''''Encyclopaedia Americana'''''. New York, 1976, V. 1.</ref>.


آريا به معني سرور، ارباب و نجيب كه ريشة آن در نام‌هاي ايران و ايرلند به چشم مي‌خورد، اصطلاحي است كه در سدة 19 م به يكي از گروه‌هاي زبان‌هاي هند و اروپايي يا همان شاخة هند و ايراني اطلاق شد.<sup>2</sup>
آریا به معنی سرور، ارباب و نجیب که ریشه آن در نام‌های [[ایران]] و ایرلند به چشم میخورد، اصطلاحی است که در سده 19 م به یکی از گروه‌های زبان‌های هند و اروپایی یا همان شاخه هند و ایرانی اطلاق شد<ref>Kent, Rorald. Persian, Gramer, text, Glossary, New York, 1961, P. 170</ref>.


مطابق متون ديني آرياييان هند و ايران، اين گروه قومي در آغاز يك قوم واحد بودند كه در يك مكان مي‌زيستند، كه از آن در اوستا با نام «ايران وئجه» و در سرودهاي مقدس هند باستان با نام «آرياورته» نام برده شده است، در اين متون از كوه‌ها و رودهايي نام برده شده كه ظاهراً در سكونتگاه اولية آريايي‌ها وجود داشته‌اند.<sup>3</sup> نخستين نشانه (؟) از حضور آريايي‌ها در تاريخ، با شكل‌گيري امپراطوري هتياني در شمال بين‌النهرين به دست اقوام هيتي كه يكي از شاخه‌هاي آريايي‌ها بودند، پديدار مي‌شود.<sup>4</sup> اقوام آريايي از غرب به شرق عبارت بودند از: سلت‌ها، ژرمن‌ها، هيتي‌ها، يونانيان، ارمنيان، ايرانيان، اسلاوها (در شمال ايران) و هنديان در شرق ايران و تخارها (شمال شرق ايران). آريايي‌ها مردماني چادرنشين، بيابانگرد و دامپرور بودند و با كشاورزي نيز آشنايي داشتند. اين اقوام پس از مهاجرتشان كه اغلب با قهر و غلبه همراه بود، به تدريج هر كدام در يك جا ساكن شدند و به مرور كشاورزي جزو پيشه‌هاي اصلي آنان در آمد. ابزارهاي اين اقوام در ابتدا سنگي بودند اما به تدريج با فلزات هم آشنا شده و با ذوب آنها ابزارهاي فلزي را نيز به كار گرفتند. آريايي‌ها اسب را رام كرده بودند و با ارابه‌هاي اسبي آشنايي داشته از ارابه براي حمل و نقل و جنگ استفاده مي‌كردند.<sup>5</sup> علت مهاجرت آرياييان ظاهراً سردي سكونت گاه اوليه و كمبود زمين و چراگاه براي دام‌هاي آنان بوده است. سردي مكان اولية زندگي آنان ظاهراً در متون ديني ايراني و هندي كهن تحت عنوان زمستان اهريمني (ملكوس[1]) منعكس شده است.<sup>6</sup> در حوالي سال 2000 پ.م گروه غربي موسوم به هند و ژرمني از گروه شرقي موسوم به هند و ايراني جدا شدند. جدايي هنديان و ايرانيان هم ظاهراً در همين زمان بوده است. در ابتدا گروه هندي به درة سند و پنجاب و سپس به سمت جنوب هند پيش رفتند. ايرانيان ظاهراً كمي پس از هنديان از دو سوي قفقاز و ماوراءالنهر به ايران روانه شدند پارتيان كه با سكاها نيز ارتباط داشتند، از دربند درياي مازندران تا نواحي خراسان (پارت = پرثوه) را در اختيار گرفتند. مادها در كنار درياچة اورميه نزديك به تمدن ماناها و پارس‌ها هم ابتدا در پارسوماش، جنوب درياچة اورميه، سپس در پارس كنوني ـ حوالي‌انشان ساكن شدند. مادها، پارس‌ها و پارت‌ها بعدها در ايران سلسله‌هاي پادشاهي را تشكيل دادند<sup>(7)</sup>  و اثرات اجتماعي ـ فرهنگي بسيار در ايران زمين بر جاي گذاردند. تخاريان در منطقة تركستان چين ساكن شده، هيتي‌ها به ايوني و آسياي صغير و سلت‌ها به فرانسه و آلمان كنوني وارد شدند. ژرمن‌ها در آلمان و سوئد كنوني و اسلاوها هم در اروپاي شرقي ساكن شدند. جامعه آرياييان، جامعه‌اي مردسالار و داراي سه طبقه جنگجويان، روحانيان و مردم عادي بود. تقسيمات ديگري در رده‌هاي بالاي جامعه آريايي نيز وجود داشت مانند شاه، اشراف جنگجو و كشاورزان آزاد.<sup>8</sup> چنانكه از اين تقسيم‌بندي بر مي‌آيد، آنان علاقة وافري به حادثه‌جويي و جنگ داشتند. فرماندة جنگي هر گروه از اقوام آريايي فرمانروايشان نيز بود اما قدرت و اختيارات او به توسط گروهي از سالخورده‌ترين اشخاص و سرداران جنگي محدود مي‌شد كه اين قدرت به مرور در دستان شاه متمركز شد به صورتي كه شاه در نزد آنان عالي‌ترين مقام شد و گاهي حتي او را از فرزندان خدايان، به شمار مي‌آوردند.<sup>9</sup> پي بردن به ويژگي‌هاي فرهنگي و ديني آريايي‌ها از طريق دين و فرهنگ ايرانيان و هنديان باستان امكان‌پذير مي‌گردد و اساطير، خدايان و جلوه‌هاي فرهنگي آريايي‌ها تا حدود زيادي در متون ديني آنان منعكس شده است. البته در اين ميان تغييرات مذهبي گاه منجر به تغييراتي مي‌شدند كه نقش اساطير و يا خدايان در نزد ايرانيان و هنديان به كلي با نقشي كه در نزد آريايي‌ها داشتند، متفاوت مي‌شد. چنانكه از متون ديني آنان استنباط مي‌شود، دين آريايي‌ها بسيار ابتدايي و در آستانة تغيير بود. آنان از يك سو عناصر طبيعي و عواملي را كه در زندگي معيشتي آنان تأثير داشت، مقدس مي‌شمردند و از سوي ديگر به چند خدا اعتقاد داشتند. خدا در نزد آريايي‌ها و به طور كلي اقوام هند و اروپايي مفهومي طبيعي و اجتماعي داشت كه نيروي سحرآميزي با نام آن در پيوند بود.<sup>10</sup> برخي از خدايان آريايي‌ها عبارت بودند از آناهيتا (خداي آب)، زروان (خداي زمان)، تير (خداي باران)، زم (خداي خاك)، وايو (خداي باد)، ايندرا[2] (خداي جنگ) و سوما (هوم). پرستش خورشيد از اركان اصلي دينشان بود. آنان آتش را كه از مظاهر نور و نابود كنندة تاريكي و مظاهر ظلمت بود، مقدّس مي‌شمردند<sup>11</sup> و آگني يا آتر[3] يكي ديگر از خدايانشان بود. آرياييان زمين و آسمان را يك جفت مي‌دانستند كه تمامي موجودات فرزندان آنان بودند. آنان به نيروهاي نامرئي اعتقاد داشتند كه در امور جهان و زندگي آنان تأثير داشتند. آنان ارواح را شايستة احترام و تا حدودي قابل پرستش مي‌دانستند. از نظر آنان روح بايد پس از مرگ به ديگر نياكان سزاوار بپيوندد كه به اين منظور آداب و رسوم معيني به جاي مي‌آوردند.<sup>12</sup>
مطابق متون دینی [[آریاییان]] هند و ایران، این گروه قومی در آغاز یک قوم واحد بودند که در یک مکان میزیستند، که از آن در [[اوستا]] با نام «ایران وئجه» و در سرودهای مقدس هند باستان با نام «آریاورته» نام برده شده است، در این متون از کوه‌ها و رودهایی نام برده شده که ظاهراً در سکونتگاه اولیه آریاییها وجود داشته‌اند<ref>Schmit. R. "Aryans", '''''Encyclopeadia Iranica'''''. London and New York. Routledge and Kegan Paul. 1986, V. 2. P. 684.</ref>. نخستین نشانه (؟) از حضور آریایی ها در تاریخ، با شکل‌گیری امپراطوری هتیانی در شمال بین‌النهرین به دست اقوام هیتی که یکی از شاخه‌های آریاییها بودند، پدیدار می شود<ref>Beykon, Ibid.</ref>. اقوام آریایی از غرب به شرق عبارت بودند از: سلت‌ها، ژرمن‌ها، هیتیها، یونانیان، ارمنیان، ایرانیان، اسلاوها (در شمال ایران) و هندیان در شرق [[ایران]] و تخارها (شمال شرق ایران). آریایی ها مردمانی چادرنشین، بیابانگرد و دامپرور بودند و با کشاورزی نیز آشنایی داشتند. این اقوام پس از مهاجرتشان که اغلب با قهر و غلبه همراه بود، به تدریج هر کدام در یک جا ساکن شدند و به مرور کشاورزی جزو پیشه‌های اصلی آنان در آمد. ابزارهای این اقوام در ابتدا سنگی بودند اما به تدریج با فلزات هم آشنا شده و با ذوب آنها ابزارهای فلزی را نیز به کار گرفتند. آریایی ها اسب را رام کرده بودند و با ارابه‌های اسبی آشنایی داشته از ارابه برای حمل و نقل و جنگ استفاده می کردند<ref>گیرشمن، رونالد. '''''ایران از آغاز تا اسلام.''''' ترجمه محمود بهفروزی، تهران: جامی، 1379، ص 65.</ref>. علت مهاجرت آریاییان ظاهراً سردی سکونت گاه اولیه و کمبود زمین و چراگاه برای دام‌های آنان بوده است. سردی مکان اولیه زندگی آنان ظاهراً در متون دینی ایرانی و هندی کهن تحت عنوان زمستان اهریمنی (ملکوس[Malkūs]) منعکس شده است<ref>زرین كوب، عبدالحسین. '''''تاریخ مردم ایران'''''. تهران: امیركبیر، 1364، ج 1، ص 16.</ref>.  


زبان آريايي‌ها به دو گروه غربي و شرقي تقسيم مي‌شد. از ويژگي‌هاي زبان آنان شعر گونه بودن آن است كه بازتاب آن در متون ديني ايران و هند باستان آشكار است. زبان‌هاي بازمانده از گروه غربي عبارتند از: ايتالي (رومي ـ لاتيني)، ژرمني، سلتي و يوناني (هلني). زبان‌هاي بازمانده از گروه شرقي نيز عبارتند از: آلبانيايي، آناتوليايي، ارمني، بالتي، اسلاوي، تخاري و هند و ايراني كه گروه اخير به شش گروه زبان‌هاي سنسكريت، هند و آريايي ميانه، هند و آريايي جديد، ايراني باستان، ايراني ميانه و ايراني جديد تقسيم مي‌شود.<sup>(13)</sup> در قرن نوزدهم نظريه‌اي ارائه شد كه مطابق آن آريايي‌ها نسبت به اقوام سامي، زردپوست و سياه پوست قوم برتر محسوب مي‌شدند. اين نظريه در سدة 20م دستاويزي براي توسعه طلبي‌هاي ارضي و سياست‌هاي نژادپرستانه‌اي شد كه جنگ دوم جهاني را رقم زد.
در حوالی سال 2000 پ.م گروه غربی موسوم به هند و ژرمنی از گروه شرقی موسوم به هند و ایرانی جدا شدند. جدایی هندیان و ایرانیان هم ظاهراً در همین زمان بوده است. در ابتدا گروه هندی به دره سند و پنجاب و سپس به سمت جنوب هند پیش رفتند. ایرانیان ظاهراً کمی پس از هندیان از دو سوی قفقاز و ماوراءالنهر به ایران روانه شدند [[پارتیان]] که با سکاها نیز ارتباط داشتند، از دربند دریای مازندران تا نواحی خراسان (پارت = پرثوه) را در اختیار گرفتند. مادها در کنار دریاچه اورمیه نزدیک به تمدن ماناها و پارس‌ها هم ابتدا در پارسوماش، جنوب دریاچه اورمیه، سپس در پارس کنونی ـ حوالیانشان ساکن شدند. مادها، [[پارسیان|پارس‌ها]] و [[پارتیان|پارت‌ها]] بعدها در ایران سلسله‌های پادشاهی را تشکیل دادند<ref>دیاكونوف. ا. م. '''''تاریخ ماد'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1357، ص 320.</ref> و اثرات اجتماعی ـ فرهنگی بسیار در [[ایران]] زمین بر جای گذاردند. تخاریان در منطقه ترکستان چین ساکن شده، هیتیها به ایونی و آسیای صغیر و سلت‌ها به فرانسه و آلمان کنونی وارد شدند.  


نيزنك: ماد، هخامنشيان، پارتيان (اشكانيان).
ژرمن‌ها در آلمان و سوئد کنونی و اسلاوها هم در اروپای شرقی ساکن شدند. جامعه آریاییان، جامعه‌ای مردسالار و دارای سه طبقه جنگجویان، روحانیان و مردم عادی بود. تقسیمات دیگری در رده‌های بالای جامعه آریایی نیز وجود داشت مانند شاه، اشراف جنگجو و کشاورزان آزاد<ref>Schmit. R. Ibid, P. 686</ref>. چنانکه از این تقسیم‌بندی بر می آید، آنان علاقه وافری به حادثه‌جویی و جنگ داشتند. فرمانده جنگی هر گروه از اقوام آریایی فرمانروایشان نیز بود اما قدرت و اختیارات او به توسط گروهی از سالخورده‌ترین اشخاص و سرداران جنگی محدود میشد که این قدرت به مرور در دستان شاه متمرکز شد به صورتی که شاه در نزد آنان عالیترین مقام شد و گاهی حتی او را از فرزندان خدایان، به شمار می آوردند<ref>بخش ادیان و فرق، '''''آریاییان، دائره‌المعارف بزرگ اسلامی.''''' تهران: مركز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1367، ج 1، ص 301.</ref>. پی بردن به ویژگیهای فرهنگی و دینی آریایی ها از طریق دین و فرهنگ ایرانیان و هندیان باستان امکان‌پذیر میگردد و اساطیر، خدایان و جلوه‌های فرهنگی آریایی ها تا حدود زیادی در متون دینی آنان منعکس شده است. البته در این میان تغییرات مذهبی گاه منجر به تغییراتی میشدند که نقش اساطیر و یا خدایان در نزد ایرانیان و هندیان به کلی با نقشی که در نزد آریاییها داشتند، متفاوت میشد. چنانکه از متون دینی آنان استنباط می شود، دین آریاییها بسیار ابتدایی و در آستانه تغییر بود. آنان از یک سو عناصر طبیعی و عواملی را که در زندگی معیشتی آنان تأثیر داشت، مقدس میشمردند و از سوی دیگر به چند خدا اعتقاد داشتند. خدا در نزد آریاییها و به طور کلی اقوام هند و اروپایی مفهومی طبیعی و اجتماعی داشت که نیروی سحرآمیزی با نام آن در پیوند بود<ref>فرای، ریچارد نلسون. '''''میراث باستانی ایران'''''. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1344، ص 33 و 40.</ref>.  


برخی از خدایان آریایی ها عبارت بودند از آناهیتا (خدای آب)، زروان (خدای زمان)، تیر (خدای باران)، زم (خدای خاک)، وایو (خدای باد)، ایندرا[ Indra] (خدای جنگ) و سوما (هوم). پرستش خورشید از ارکان اصلی دینشان بود. آنان آتش را که از مظاهر نور و نابود کننده تاریکی و مظاهر ظلمت بود، مقدّس می شمردند<ref>دوستخواه، جلیل ]گردآورنده و پژوهش[، '''''اوستا'''''. كهن‌ترین سرودهای ایرانیان، تهران: مروارید، 1382، ج 1، ص 324.</ref> و آگنی یا آتر[Ater or Athar] یکی دیگر از خدایانشان بود. آریاییان زمین و آسمان را یک جفت می دانستند که تمامی موجودات فرزندان آنان بودند. آنان به نیروهای نامرئی اعتقاد داشتند که در امور جهان و زندگی آنان تأثیر داشتند. آنان ارواح را شایسته احترام و تا حدودی قابل پرستش می دانستند. از نظر آنان روح باید پس از مرگ به دیگر نیاکان سزاوار بپیوندد که به این منظور آداب و رسوم معینی به جای می آوردند<ref>Hestinger. UNESCO. '''''The History of Development.''''' under Arians entry. New York. 1986. V. 2. P. 268.</ref>.


'''مآخذ:'''
زبان آریایی ها به دو گروه غربی و شرقی تقسیم میشد. از ویژگی های زبان آنان شعر گونه بودن آن است که بازتاب آن در متون دینی [[ایران باستان]] و هند باستان آشکار است. زبان‌های بازمانده از گروه غربی عبارتند از: ایتالی (رومی ـ لاتینی)، ژرمنی، سلتی و یونانی (هلنی). زبان‌های بازمانده از گروه شرقی نیز عبارتند از: آلبانیایی، آناتولیایی، ارمنی، بالتی، اسلاوی، تخاری و هند و ایرانی که گروه اخیر به شش گروه زبان‌های سنسکریت، هند و آریایی میانه، هند و آریایی جدید، ایرانی باستان، ایرانی میانه و ایرانی جدید تقسیم می شود<ref>'''''Encyclopeadia Britanic'''''. under "Aryan", London, 1995. V. 1, P. 611.</ref>. در قرن نوزدهم نظریه‌ای ارائه شد که مطابق آن آریاییها نسبت به اقوام سامی، زردپوست و سیاه پوست قوم برتر محسوب می شدند. این نظریه در سده 20م دستاویزی برای توسعه طلبی های ارضی و سیاست‌های نژادپرستانه‌ای شد که جنگ دوم جهانی را رقم زد.


# Beykon, Elizabet, "Aryans". '''''Encyclopaedia Americana'''''. New York, 1976, V. 1.
== نیز نگاه کنید به ==
# Kent, Rorald. Persian, Gramer, text, Glossary, New York, 1961, P. 170.
# Schmit. R. "Aryans", '''''Encyclopeadia Iranica'''''. London and New York. Routledge and Kegan Paul. 1986, V. 2. P. 684.
# Beykon, Ibid.
# گيرشمن، رونالد. '''''ايران از آغاز تا اسلام.''''' ترجمة محمود بهفروزي، تهران: جامي، 1379، ص 65.
# زرين كوب، عبدالحسين. '''''تاريخ مردم ايران'''''. تهران: اميركبير، 1364، ج 1، ص 16.
# دياكونوف. ا. م. '''''تاريخ ماد'''''. ترجمة كريم كشاورز، تهران: پيام، 1357، ص 320.
# Schmit. R. Ibid, P. 686.
# بخش اديان و فرق، '''''آرياييان، دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي.''''' تهران: مركز دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي، 1367، ج 1، ص 301.
# فراي، ريچارد نلسون. '''''ميراث باستاني ايران'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1344، ص 33 و 40.
# دوستخواه، جليل ]گردآورنده و پژوهش[، '''''اوستا'''''. كهن‌ترين سرودهاي ايرانيان، تهران: مرواريد، 1382، ج 1، ص 324.
# Hestinger. UNESCO. '''''The History of Development.''''' under Arians entry. New York. 1986. V. 2. P. 268.
# '''''Encyclopeadia Britanic'''''. under "Aryan", London, 1995. V. 1, P. 611.


[1]. Malkūs
* [[هخامنشیان]]
* [[پارتیان]]
* [[ماد]]<br />


[2]. Indra
== مآخذ ==
 
<references />
[3]. Ater or Athar
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
مهرداد شباهنگ
مهرداد شباهنگ
[[رده:تاریخ]]
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۱۸

آریاییان، تیره بزرگی از نژاد سفید ساکن در سرزمین‌های شمالی در آسیای مرکزی و دشت‌های اوراسی (اروپا ـ آسیا) (هزاره پنجم پ.م) و منشاء اقوام هند و اروپایی مهاجر به هند، ایران و اروپا در اوایل هزاره دوم پ.م[۱].

آریا به معنی سرور، ارباب و نجیب که ریشه آن در نام‌های ایران و ایرلند به چشم میخورد، اصطلاحی است که در سده 19 م به یکی از گروه‌های زبان‌های هند و اروپایی یا همان شاخه هند و ایرانی اطلاق شد[۲].

مطابق متون دینی آریاییان هند و ایران، این گروه قومی در آغاز یک قوم واحد بودند که در یک مکان میزیستند، که از آن در اوستا با نام «ایران وئجه» و در سرودهای مقدس هند باستان با نام «آریاورته» نام برده شده است، در این متون از کوه‌ها و رودهایی نام برده شده که ظاهراً در سکونتگاه اولیه آریاییها وجود داشته‌اند[۳]. نخستین نشانه (؟) از حضور آریایی ها در تاریخ، با شکل‌گیری امپراطوری هتیانی در شمال بین‌النهرین به دست اقوام هیتی که یکی از شاخه‌های آریاییها بودند، پدیدار می شود[۴]. اقوام آریایی از غرب به شرق عبارت بودند از: سلت‌ها، ژرمن‌ها، هیتیها، یونانیان، ارمنیان، ایرانیان، اسلاوها (در شمال ایران) و هندیان در شرق ایران و تخارها (شمال شرق ایران). آریایی ها مردمانی چادرنشین، بیابانگرد و دامپرور بودند و با کشاورزی نیز آشنایی داشتند. این اقوام پس از مهاجرتشان که اغلب با قهر و غلبه همراه بود، به تدریج هر کدام در یک جا ساکن شدند و به مرور کشاورزی جزو پیشه‌های اصلی آنان در آمد. ابزارهای این اقوام در ابتدا سنگی بودند اما به تدریج با فلزات هم آشنا شده و با ذوب آنها ابزارهای فلزی را نیز به کار گرفتند. آریایی ها اسب را رام کرده بودند و با ارابه‌های اسبی آشنایی داشته از ارابه برای حمل و نقل و جنگ استفاده می کردند[۵]. علت مهاجرت آریاییان ظاهراً سردی سکونت گاه اولیه و کمبود زمین و چراگاه برای دام‌های آنان بوده است. سردی مکان اولیه زندگی آنان ظاهراً در متون دینی ایرانی و هندی کهن تحت عنوان زمستان اهریمنی (ملکوس[Malkūs]) منعکس شده است[۶].

در حوالی سال 2000 پ.م گروه غربی موسوم به هند و ژرمنی از گروه شرقی موسوم به هند و ایرانی جدا شدند. جدایی هندیان و ایرانیان هم ظاهراً در همین زمان بوده است. در ابتدا گروه هندی به دره سند و پنجاب و سپس به سمت جنوب هند پیش رفتند. ایرانیان ظاهراً کمی پس از هندیان از دو سوی قفقاز و ماوراءالنهر به ایران روانه شدند پارتیان که با سکاها نیز ارتباط داشتند، از دربند دریای مازندران تا نواحی خراسان (پارت = پرثوه) را در اختیار گرفتند. مادها در کنار دریاچه اورمیه نزدیک به تمدن ماناها و پارس‌ها هم ابتدا در پارسوماش، جنوب دریاچه اورمیه، سپس در پارس کنونی ـ حوالیانشان ساکن شدند. مادها، پارس‌ها و پارت‌ها بعدها در ایران سلسله‌های پادشاهی را تشکیل دادند[۷] و اثرات اجتماعی ـ فرهنگی بسیار در ایران زمین بر جای گذاردند. تخاریان در منطقه ترکستان چین ساکن شده، هیتیها به ایونی و آسیای صغیر و سلت‌ها به فرانسه و آلمان کنونی وارد شدند.

ژرمن‌ها در آلمان و سوئد کنونی و اسلاوها هم در اروپای شرقی ساکن شدند. جامعه آریاییان، جامعه‌ای مردسالار و دارای سه طبقه جنگجویان، روحانیان و مردم عادی بود. تقسیمات دیگری در رده‌های بالای جامعه آریایی نیز وجود داشت مانند شاه، اشراف جنگجو و کشاورزان آزاد[۸]. چنانکه از این تقسیم‌بندی بر می آید، آنان علاقه وافری به حادثه‌جویی و جنگ داشتند. فرمانده جنگی هر گروه از اقوام آریایی فرمانروایشان نیز بود اما قدرت و اختیارات او به توسط گروهی از سالخورده‌ترین اشخاص و سرداران جنگی محدود میشد که این قدرت به مرور در دستان شاه متمرکز شد به صورتی که شاه در نزد آنان عالیترین مقام شد و گاهی حتی او را از فرزندان خدایان، به شمار می آوردند[۹]. پی بردن به ویژگیهای فرهنگی و دینی آریایی ها از طریق دین و فرهنگ ایرانیان و هندیان باستان امکان‌پذیر میگردد و اساطیر، خدایان و جلوه‌های فرهنگی آریایی ها تا حدود زیادی در متون دینی آنان منعکس شده است. البته در این میان تغییرات مذهبی گاه منجر به تغییراتی میشدند که نقش اساطیر و یا خدایان در نزد ایرانیان و هندیان به کلی با نقشی که در نزد آریاییها داشتند، متفاوت میشد. چنانکه از متون دینی آنان استنباط می شود، دین آریاییها بسیار ابتدایی و در آستانه تغییر بود. آنان از یک سو عناصر طبیعی و عواملی را که در زندگی معیشتی آنان تأثیر داشت، مقدس میشمردند و از سوی دیگر به چند خدا اعتقاد داشتند. خدا در نزد آریاییها و به طور کلی اقوام هند و اروپایی مفهومی طبیعی و اجتماعی داشت که نیروی سحرآمیزی با نام آن در پیوند بود[۱۰].

برخی از خدایان آریایی ها عبارت بودند از آناهیتا (خدای آب)، زروان (خدای زمان)، تیر (خدای باران)، زم (خدای خاک)، وایو (خدای باد)، ایندرا[ Indra] (خدای جنگ) و سوما (هوم). پرستش خورشید از ارکان اصلی دینشان بود. آنان آتش را که از مظاهر نور و نابود کننده تاریکی و مظاهر ظلمت بود، مقدّس می شمردند[۱۱] و آگنی یا آتر[Ater or Athar] یکی دیگر از خدایانشان بود. آریاییان زمین و آسمان را یک جفت می دانستند که تمامی موجودات فرزندان آنان بودند. آنان به نیروهای نامرئی اعتقاد داشتند که در امور جهان و زندگی آنان تأثیر داشتند. آنان ارواح را شایسته احترام و تا حدودی قابل پرستش می دانستند. از نظر آنان روح باید پس از مرگ به دیگر نیاکان سزاوار بپیوندد که به این منظور آداب و رسوم معینی به جای می آوردند[۱۲].

زبان آریایی ها به دو گروه غربی و شرقی تقسیم میشد. از ویژگی های زبان آنان شعر گونه بودن آن است که بازتاب آن در متون دینی ایران باستان و هند باستان آشکار است. زبان‌های بازمانده از گروه غربی عبارتند از: ایتالی (رومی ـ لاتینی)، ژرمنی، سلتی و یونانی (هلنی). زبان‌های بازمانده از گروه شرقی نیز عبارتند از: آلبانیایی، آناتولیایی، ارمنی، بالتی، اسلاوی، تخاری و هند و ایرانی که گروه اخیر به شش گروه زبان‌های سنسکریت، هند و آریایی میانه، هند و آریایی جدید، ایرانی باستان، ایرانی میانه و ایرانی جدید تقسیم می شود[۱۳]. در قرن نوزدهم نظریه‌ای ارائه شد که مطابق آن آریاییها نسبت به اقوام سامی، زردپوست و سیاه پوست قوم برتر محسوب می شدند. این نظریه در سده 20م دستاویزی برای توسعه طلبی های ارضی و سیاست‌های نژادپرستانه‌ای شد که جنگ دوم جهانی را رقم زد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. Beykon, Elizabet, "Aryans". Encyclopaedia Americana. New York, 1976, V. 1.
  2. Kent, Rorald. Persian, Gramer, text, Glossary, New York, 1961, P. 170
  3. Schmit. R. "Aryans", Encyclopeadia Iranica. London and New York. Routledge and Kegan Paul. 1986, V. 2. P. 684.
  4. Beykon, Ibid.
  5. گیرشمن، رونالد. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمه محمود بهفروزی، تهران: جامی، 1379، ص 65.
  6. زرین كوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: امیركبیر، 1364، ج 1، ص 16.
  7. دیاكونوف. ا. م. تاریخ ماد. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1357، ص 320.
  8. Schmit. R. Ibid, P. 686
  9. بخش ادیان و فرق، آریاییان، دائره‌المعارف بزرگ اسلامی. تهران: مركز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1367، ج 1، ص 301.
  10. فرای، ریچارد نلسون. میراث باستانی ایران. ترجمه مسعود رجب‌نیا، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1344، ص 33 و 40.
  11. دوستخواه، جلیل ]گردآورنده و پژوهش[، اوستا. كهن‌ترین سرودهای ایرانیان، تهران: مروارید، 1382، ج 1، ص 324.
  12. Hestinger. UNESCO. The History of Development. under Arians entry. New York. 1986. V. 2. P. 268.
  13. Encyclopeadia Britanic. under "Aryan", London, 1995. V. 1, P. 611.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

مهرداد شباهنگ