جذبه: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''جذبه،''' از اصطلاحات عرفاني. در لغت به معناي كشش است و در اصطلاح به اشتياق و سرمستياي گويند كه در اثر رؤيت ذات و صفات حق، ناگهان و بيهيچ كوشش و سلوكي به بنده دست ميدهد. گاهي صوفيان در توضيح مفهوم جذب از تمثيل آهنربا بهره بردهاند.<sup>1</sup> ج...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[جذبه]]،''' از اصطلاحات عرفانی. در لغت به معنای كشش است و در اصطلاح به اشتیاق و سرمستیای گویند كه در اثر رؤیت ذات و صفات [[حق]]، ناگهان و بیهیچ كوشش و سلوكی به بنده دست میدهد. گاهی [[صوفیه|صوفیان]] در توضیح مفهوم جذب از تمثیل آهنربا بهره بردهاند<ref>كاشانی، عزالدین محمود بن علی. '''''مصباح''''' '''''الهدایه''''' '''''و''''' '''''مفتاح''''' '''''الكفایه'''''. چاپ جلالالدین همایی، تهران: 1367ش، ص113.</ref>. جذبه معلول به عنایت و لطف خداوند است و آن را به برخی از خداجویان تفضل میكند<ref>كاشی، عبدالرزاق. '''''اصطلاحات''''' '''''الصوفیه'''''. چاپ محمدكمال ابراهیم جعفر. مصر: 1981، 39.</ref>. هر چند برخی امكان جذبه را در گرو استعداد و قابلیت انسان نیز دانستهاند<ref>همو، '''''شرح''''' '''''منازل''''' '''''السائرین'''''. چاپ محسن بیدارفر، قم: 1372ش، ص17.</ref>. جذبه (= كشش) در این معنا در مقابل [[سلوکیان|سلوک]](= كوشش) قرار میگیرد. از نظر [[صوفیه]] سیر باطنی به سوی [[حق]] به دو صورت ممكن است: سلوکیا جذبه. سلوک فعل انسان یعنی كوشش و سیر تدریجی سالک به سوی [[حق]] است. | ||
اما جذبه كشش و سیر ناگهانی و غیر تدریجی و حاصل توجه خاص خدا به انسان است. گاه نیز جذبه به جنون عرفانی منجر میشود. عقلای مجانین یا مجانین عقلا عارفانی هستند كه به این جنون رسیدهاند<ref>جامی، عبدالرحمن. '''''نفحات''''' '''''الانس'''''. چاپ محمود عابدی، تهران: 1370، ص314- 475.</ref>. همچنین ممكن است جذبه به تعطیل [[حواس]] بیانجامد<ref>جامی، عبدالرحمن. '''''نفحات''''' '''''الانس'''''. چاپ محمود عابدی، تهران ص401- 402، 497.</ref> و ممكن است در این حال، پارهای از حواس و تواناییهای باطنی برانگیخته شود، چنانكه گفتهاند [[ابن فارض|ابنفارض]] قصیده معروف تأئیه را بر اثر جذبه سروده است<ref>جامی، عبدالرحمن. '''''نفحات''''' '''''الانس'''''. چاپ محمود عابدی، تهران ص541.</ref>. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[حق]] | |||
* [[ابن فارض]] | |||
* [[حواس]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
امیر حسین ساکن اف | |||
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۴۰
جذبه، از اصطلاحات عرفانی. در لغت به معنای كشش است و در اصطلاح به اشتیاق و سرمستیای گویند كه در اثر رؤیت ذات و صفات حق، ناگهان و بیهیچ كوشش و سلوكی به بنده دست میدهد. گاهی صوفیان در توضیح مفهوم جذب از تمثیل آهنربا بهره بردهاند[۱]. جذبه معلول به عنایت و لطف خداوند است و آن را به برخی از خداجویان تفضل میكند[۲]. هر چند برخی امكان جذبه را در گرو استعداد و قابلیت انسان نیز دانستهاند[۳]. جذبه (= كشش) در این معنا در مقابل سلوک(= كوشش) قرار میگیرد. از نظر صوفیه سیر باطنی به سوی حق به دو صورت ممكن است: سلوکیا جذبه. سلوک فعل انسان یعنی كوشش و سیر تدریجی سالک به سوی حق است.
اما جذبه كشش و سیر ناگهانی و غیر تدریجی و حاصل توجه خاص خدا به انسان است. گاه نیز جذبه به جنون عرفانی منجر میشود. عقلای مجانین یا مجانین عقلا عارفانی هستند كه به این جنون رسیدهاند[۴]. همچنین ممكن است جذبه به تعطیل حواس بیانجامد[۵] و ممكن است در این حال، پارهای از حواس و تواناییهای باطنی برانگیخته شود، چنانكه گفتهاند ابنفارض قصیده معروف تأئیه را بر اثر جذبه سروده است[۶].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ كاشانی، عزالدین محمود بن علی. مصباح الهدایه و مفتاح الكفایه. چاپ جلالالدین همایی، تهران: 1367ش، ص113.
- ↑ كاشی، عبدالرزاق. اصطلاحات الصوفیه. چاپ محمدكمال ابراهیم جعفر. مصر: 1981، 39.
- ↑ همو، شرح منازل السائرین. چاپ محسن بیدارفر، قم: 1372ش، ص17.
- ↑ جامی، عبدالرحمن. نفحات الانس. چاپ محمود عابدی، تهران: 1370، ص314- 475.
- ↑ جامی، عبدالرحمن. نفحات الانس. چاپ محمود عابدی، تهران ص401- 402، 497.
- ↑ جامی، عبدالرحمن. نفحات الانس. چاپ محمود عابدی، تهران ص541.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
امیر حسین ساکن اف