پرش به محتوا

ایلامیان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايلاميان،''' كشور پادشاهي باستاني در بخش بزرگي از نجد ايران. (تقريباً از 2600پ.م تا 646پ.م) قلمرو اصلي ايلام بخش وسيعي از غرب و جنوب غرب ايران زمين<sup>*</sup> با مركزيت خوزستان و شوش كنوني بود. برخي معتقدند، عيلامي‌ها نام سرزمين خود را هلتمتي (هتامتي=...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''ايلاميان،''' كشور پادشاهي باستاني در بخش بزرگي از نجد ايران. (تقريباً از 2600پ.م تا 646پ.م)
'''[[ایلامیان]]،''' کشور پادشاهی باستانی در بخش بزرگی از نجد ایران<ref>مجیدزاده، یوسف. '''''تاریخ و تمدن ایلام'''''. تهران: 1370، مرکز نشر دانشگاهی، ص5.</ref>. (تقریباً از 2600پ.م تا 646پ.م)


قلمرو اصلي ايلام بخش وسيعي از غرب و جنوب غرب ايران زمين<sup>*</sup> با مركزيت خوزستان و شوش كنوني بود. برخي معتقدند، عيلامي‌ها نام سرزمين خود را هلتمتي (هتامتي= هلتامتي [1]= التامت [2]) به معني «سرزمين خدا» مي‌خواندند و علامت "NIM" به معني سرزمين مرتفع در نوشته‌هاي سومري و اكدّي [3]را به عيلام نسبت مي‌دهند (علام = بالا) كه به انزان (انشان) [4]كوهستان‌هاي شرق جلگة سوزيانا (شوشون) [5]اشاره دارد. برخي ديگر نيز اَلَمْتُوي[6]سومري و اكدي را برگرفته از هلتمتي مي‌دانند.<sup>2</sup>
قلمرو اصلی ایلام بخش وسیعی از غرب و جنوب غرب [[ایران|ایران زمین]]<sup>*</sup> با مرکزیت [[استان خوزستان|خوزستان]] و [[شوش]] کنونی بود. برخی معتقدند، ایلامی‌ها نام سرزمین خود را هلتمتی (هتامتی= هلتامتی [Haltāmti]= التامت [ALtāmt]) به معنی «سرزمین خدا» می‌خواندند و علامت "NIM" به معنی سرزمین مرتفع در نوشته‌های سومری و اکدّی [AKKad]را به ایلام نسبت می‌دهند (علام = بالا) که به انزان (انشان) [Anzan(Anshan)]کوهستان‌های شرق جلگه سوزیانا (شوشون) [Shushun]اشاره دارد. برخی دیگر نیز اَلَمْتُوی[Elamtu]سومری و اکدی را برگرفته از هلتمتی می‌دانند<ref>Hinz, Walther, "Persia, C 2400- 1300. BC", in C H I (The cambridj History of Iran) Vol 1, Edited by fisher. Cambridge university press. p 644.</ref>.


در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان سه دوره را براي تمدن ايلام برشمرد: ايلام‌ كهن (قديم) از 2400-1600پ.م، عيلام ميانه از 1500-1100پ.م و عيلام جديد از 770-550پ.م . عيلام كهن به سه دورة پادشاهي اوان[7] (2400-2100پ.م)، پادشاهي سيماشكي[8] (2100-1970پ.م) و دوران سوكّل مخ‌ها[9] (1970-1600پ.م)، عيلام ميانه با سه سلسلة پادشاهي، كيدنيوها[10] (1500-1400پ.م)، ايگيهلي‌ها[11] (1400-1210پ.م) و شوتروكها[12] (1210-1100پ.م)<sup>3</sup> و پس از چند سده بي‌خبري از تاريخ عيلام، هم‌زمان با كوچ و استقرار آريايي‌ها<sup>*</sup> در غرب ايران (حدود 1000-835پ.م) نام «شاه هومبان- نيكاش[13]» به عنوان بنيانگذار اصلي سلسلة جديد عيلام و در جنگ با آشوري‌ها  به چشم مي‌خورد.<sup>4</sup> سلسله‌اي كه او بنياد گذاشت تا زمان هجوم‌هاي ويران‌گر آشور باني‌پال [14]علمي هم در 646پ.م در زمان هومبان هَلتْشْ سوم، [15]پا برجا ماند،<sup>5</sup> پس از آن نيز تا زمان داريوش اول<sup>*</sup> هخامنشي شاهان محلي ايلام در شوش حكومت‌هاي كوچكي داشتند. و از آن پس شوش از شهرهاي مهم هخامنشيان به شمار مي‌آمد.<sup>6</sup> شوش كه معبد- زيگورات- چغازنبيل (دوراونتاش) [16]مربوط به دورة پادشاهي اونتاش (اونتش) گال،[17]براي خداي بزرگ ايلام، اين شوشيناك [18]در آن قرار داشت به عنوان مهم‌ترين شهر و اوان (دزفول)، ماداكتو[19]در كرانة رود كرخه، ليان [20]در بوشهر، وانشان از مهم‌ترين شهرهاي عيلاميان بودند. كه آثار مهمي ازشهرسازي، معابد، صنايع‌دستي، كتيبه‌ها و نقش برجسته‌ها از اين شهرها به دست آمده است. سومريان، اكديان، بابليان و آشوريان در سراسر تاريخ ايلام، جنگ‌هايي با آن‌ها داشته‌اند و در زمان اونتاش‌گال و در دورة طلايي پادشاهاني مانند شوتروك ناهونته، [21]كويترناهونته [22]و شيلهاك اين شوشيناك [23]به پيروزي‌هاي بزرگي دست يافتند.<sup>7</sup> انتقال قانون‌نامة حمورابي به شهر دوراُنتش در پرتو اين پيروزي‌ها بود. در رأس جامعه عيلاميان، پادشاه و اعضاء خاندان سلطنتي كه در حكمراني او شريك بودند قرار داشتند.<sup>8</sup> در آغاز مادرسالاري بر عيلام حكمفرما بود و الهه‌هاي مادر مانند، پنيكير، كي‌ريريش و پرتي در رأس خدايان بودند. اما وقتي جامعه پدرسالار شد (اواسط هزارة دوم پ.م) خدايان مذكر مانند هومبن و انيشوشيناك (خداي شوش)، نهونته (خداي خورشيد و اجراي قانون) در رأس قرار گرفتند. خدايان نيرومند فوق طبيعي را كيتن[24] مي‌خواندند و كاهنان در معابد آنان مراسم ديني را به جا مي‌آوردند. آنان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشتند. جشن‌هاي توگ (در ارديبهشت) و جشن سال نو در پائيز از مهم‌ترين جشن‌هاي ايلاميان بودند. قانون از منزلت خاصي برخوردار بود. قانون ديني را كاهنان و قانون عرفي را پادشاهان وضع مي‌كردند.<sup>9</sup> زبان عيلاميان، كه به هيچ يك از گروه‌هاي شناخته شده در زبان‌هاي باستاني تعلق ندارد. در آغاز با خط تصويري، سپس به صورت ترسيمي و ميخي نوشته مي‌شد<sup>10</sup> و در مكاتبات از زبان سومري و اكدّي نيز استفاده مي‌كردند.<sup>11</sup>
در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان سه دوره را برای تمدن ایلام برشمرد:


بعدها در زمان هخامنشيان تداوم يافت و در كنار زبان آرامي در امور اداري به كار مي‌رفت. از آن‌جا كه عيلاميان در تقابل مستقيم سياسي و روابط تجاري با بين‌النهرين بودند از نظر فرهنگي تأثير و تأثرهاي فراوان داشتند. در شرق نيز با كاسي‌ها، و تمدن‌هاي داخلي نجد ايران در كاشان، كرمان و حتي دهانة سند روابطه بسيار داشته‌اند.<sup>12</sup>
* ایلام‌ کهن (قدیم) از 2400-1600پ.م؛
* ایلام میانه از 1500-1100پ.م؛
* ایلام جدید از 770-550پ.م .  


'''مآخذ:'''
ایلام کهن به سه دوره پادشاهی اوان[Avan] (2400-2100پ.م)، پادشاهی سیماشکی[Simashki] (2100-1970پ.م) و دوران سوکّل مخ‌ها[Sukkalmakh] (1970-1600پ.م)، ایلام میانه با سه سلسله پادشاهی، کیدنیوها[Kidinu] (1500-1400پ.م)، ایگیهلی‌ها[Ike/Igihalki] (1400-1210پ.م) و شوتروکها[Shutruk] (1210-1100پ.م)<ref>برای آگاهی بیشتر: جدول‌های تطبیقی سلسله‌های پادشاهی در، مجیدزاده، '''''تاریخ و تمدن ایلام'''''. ص39-49 و کامرون، جورج. '''''ایران در سپیده‌دم تاریخ'''''. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1374، علمی و فرهنگی، ص172-175. </ref> و پس از چند سده بی‌خبری از تاریخ ایلام، هم‌زمان با کوچ و استقرار آریایی‌ها<sup>*</sup> در غرب ایران (حدود 1000-835پ.م) نام «شاه هومبان- نیکاش[Humban-Nikash]» به عنوان بنیانگذار اصلی سلسله جدید ایلام و در جنگ با آشوری‌ها  به چشم می‌خورد<ref>هینتس، والتر. '''''دنیای گمشدة عیلام'''''. ترجمة فیروز فیروزنیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1371، ص163-165.</ref>. سلسله‌ای که او بنیاد گذاشت تا زمان هجوم‌های ویران‌گر آشور بانی‌پال [Ashurbanipal]علمی هم در 646پ.م در زمان هومبان هَلتْشْ سوم، [Humban- haltash III]پا برجا ماند<ref>آمیه، پیر. '''''تاریخ عیلام'''''. ترجمة شیرین بیانی، تهران: 1372، دانشگاه تهران، ص69-71.</ref>، پس از آن نیز تا زمان [[داریوش|داریوش اول]]<sup>*</sup> [[هخامنشیان|هخامنشی]] شاهان محلی ایلام در [[شوش]] حکومت‌های کوچکی داشتند. و از آن پس [[شوش]] از شهرهای مهم [[هخامنشیان]] به شمار می‌آمد<ref>کخ، هایدماری. '''''پژوهش‌های هخامنشی'''''. ترجمة امین‌حسین شالچی، تهران: 1379، آیته، ص13-16.</ref>. [[شوش]] که معبد- زیگورات- [[چغازنبیل]] (دوراونتاش) [Dur- untash]مربوط به دوره پادشاهی اونتاش (اونتش) گال،[Untash- Gal]برای خدای بزرگ ایلام، این شوشیناک [In- shushinak]در آن قرار داشت به عنوان مهم‌ترین شهر و اوان (دزفول)، ماداکتو[ Madaktu]در کرانه رود کرخه، لیان [Liyan]در [[بوشهر]]، وانشان از مهم‌ترین شهرهای ایلامیان بودند. که آثار مهمی ازشهرسازی، معابد، صنایع‌دستی، کتیبه‌ها و نقش برجسته‌ها از این شهرها به دست آمده است. 


1.    مجيدزاده، يوسف. '''''تاريخ و تمدن ايلام'''''. تهران: 1370، مركز نشر دانشگاهي، ص5.
سومریان، اکدیان، بابلیان و آشوریان در سراسر تاریخ ایلام، جنگ‌هایی با آن‌ها داشته‌اند و در زمان اونتاش‌گال و در دوره طلایی پادشاهانی مانند شوتروک ناهونته، [Shutrak- nahhunté]کویترناهونته [Shilhak- inshushinak]و شیلهاک این شوشیناک [Kutir- Nahhunté]به پیروزی‌های بزرگی دست یافتند<ref>Diakonoff. I. "Elam" in C H I (The Cambridg history of Iran, Edited by I. Gershevitch. '''''Cambridge university press''''', 1968. Vol 2. p. 16-18.</ref>. انتقال قانون‌نامه حمورابی به شهر دوراُنتش در پرتو این پیروزی‌ها بود. در رأس جامعه ایلامیان، پادشاه و اعضاء خاندان سلطنتی که در حکمرانی او شریک بودند قرار داشتند<ref>A, Kuhrt, '''''Ancient near east''''', London, 1995, vol 1. p. 374.</ref>. در آغاز مادرسالاری بر ایلام حکم فرما بود و الهه‌های مادر مانند، پنیکیر، کی‌ریریش و پرتی در رأس خدایان بودند. اما وقتی جامعه پدرسالار شد (اواسط هزاره دوم پ.م) خدایان مذکر مانند هومبن و انیشوشیناک (خدای شوش)، نهونته (خدای خورشید و اجرای قانون) در رأس قرار گرفتند. خدایان نیرومند فوق طبیعی را کیتن[Kitin] می‌خواندند و کاهنان در معابد آنان مراسم دینی را به جا می‌آوردند. آنان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند. جشن‌های توگ (در اردیبهشت) و جشن سال نو در پائیز از مهم‌ترین جشن‌های ایلامیان بودند. قانون از منزلت خاصی برخوردار بود. قانون دینی را کاهنان و قانون عرفی را پادشاهان وضع می‌کردند<ref>برای آگاهی بیشتر: مجیدزاده. '''''تاریخ و تمدن ایلام'''''. ص50-63 و هینتس. '''''دنیای گمشدة عیلام'''''. ص47-78 و 119-130.</ref>.  زبان عیلامیان، که به هیچ یک از گروه‌های شناخته شده در زبان‌های باستانی تعلق ندارد. در آغاز با خط تصویری، سپس به صورت ترسیمی و میخی نوشته می‌شد <ref>Grillot. F. Susini "Elamite Language", in '''''Encyclopaedia Iranica''''', VoL, 8. new york. 1998. Vol 8. p. 332-335</ref>و در مکاتبات از زبان سومری و اکدّی نیز استفاده می‌کردند<ref>S. Lackenbacher "non- Elamite tentsin Elam", In '''''Encyclopaedia Iranica, new  york, 1998. Vol 8. p. 342-343.'''''</ref>.  


2.    Hinz, Walther, "Persia, C 2400- 1300. BC", in C H I (The cambridj History of Iran) Vol 1, Edited by fisher. Cambridge university press. p 644.
بعدها در زمان [[هخامنشیان]] تداوم یافت و در کنار زبان آرامی در امور اداری به کار می‌رفت. از آن‌جا که ایلامیان در تقابل مستقیم سیاسی و روابط تجاری با بین‌النهرین بودند از نظر فرهنگی تأثیر و تأثرهای فراوان داشتند. در شرق نیز با کاسی‌ها، و تمدن‌های داخلی نجد [[ایران]] در [[کاشان]]، [[کرمان]] و حتی دهانه سند روابطه بسیار داشته‌اند<ref>Vallat. F. "Elam", in '''''Encyclopaedia Iranica, new  york, 1998, Vol 8. p. 301.'''''</ref>.  


3.     براي آگاهي بيشتر: جدول‌هاي تطبيقي سلسله‌هاي پادشاهي در، مجيدزاده، '''''تاريخ و تمدن ايلام'''''. ص39-49 و كامرون، جورج. '''''ايران در سپيده‌دم تاريخ'''''. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1374، علمي و فرهنگي، ص172-175.
== نیز نگاه کنید به ==


4.     هينتس، والتر. '''''دنياي گمشدة عيلام'''''. ترجمة فيروز فيروزنيا، تهران: علمي و فرهنگي، 1371، ص163-165.
* [[هخامنشیان]]
 
* [[شوش]]
5.     آميه، پير. '''''تاريخ عيلام'''''. ترجمة شيرين بياني، تهران: 1372، دانشگاه تهران، ص69-71.
* [[داریوش]]
 
* [[استان خوزستان]]<br />
6.     كخ، هايدماري. '''''پژوهش‌هاي هخامنشي'''''. ترجمة امين‌حسين شالچي، تهران: 1379، آيته، ص13-16.
 
7.    Diakonoff. I. "Elam" in C H I (The Cambridg history of Iran, Edited by I. Gershevitch. '''''Cambridge university press''''', 1968. Vol 2. p. 16-18.
 
8.    A, Kuhrt, '''''Ancient near east''''', London, 1995, vol 1. p. 374.
 
9.    براي آگاهي بيشتر: مجيدزاده. '''''تاريخ و تمدن ايلام'''''. ص50-63 و هينتس. '''''دنياي گمشدة عيلام'''''. ص47-78 و 119-130.
 
10.   Grillot. F. Susini "Elamite Language", in '''''Encyclopaedia Iranica''''', VoL, 8. new york. 1998. Vol 8. p. 332-335.
 
11.  S. Lackenbacher "non- Elamite tentsin Elam", In '''''Encyclopaedia Iranica, new  york, 1998. Vol 8. p. 342-343.'''''
 
12.  Vallat. F. "Elam", in '''''Encyclopaedia Iranica, new  york, 1998, Vol 8. p. 301.'''''


== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
حسین شیخ
حسین شیخ
 
[[رده:تاریخ]]
----[1]. Haltāmti
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]
 
[2]. ALtāmt
 
[3]. AKKad
 
[4]. Anzan(Anshan)
 
[5]. Shushun
 
[6]. Elamtu
 
[7]. Avan
 
[8]. Simashki
 
[9]. Sukkalmakh
 
[10]. Kidinu
 
[11]. Ike/Igihalki
 
[12]. Shutruk
 
[13]. Humban-Nikash
 
[14]. Ashurbanipal
 
[15]. Humban- haltash III
 
[16].Dur- untash
 
[17]. Untash- Gal
 
[18]. In- shushinak
 
[19]. Madaktu
 
[20]. Liyan
 
[21]. Shutrak- nahhunté
 
[22]. Shilhak- inshushinak
 
[23]. Kutir- Nahhunté
 
[24]. Kitin

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۴

ایلامیان، کشور پادشاهی باستانی در بخش بزرگی از نجد ایران[۱]. (تقریباً از 2600پ.م تا 646پ.م)

قلمرو اصلی ایلام بخش وسیعی از غرب و جنوب غرب ایران زمین* با مرکزیت خوزستان و شوش کنونی بود. برخی معتقدند، ایلامی‌ها نام سرزمین خود را هلتمتی (هتامتی= هلتامتی [Haltāmti]= التامت [ALtāmt]) به معنی «سرزمین خدا» می‌خواندند و علامت "NIM" به معنی سرزمین مرتفع در نوشته‌های سومری و اکدّی [AKKad]را به ایلام نسبت می‌دهند (علام = بالا) که به انزان (انشان) [Anzan(Anshan)]کوهستان‌های شرق جلگه سوزیانا (شوشون) [Shushun]اشاره دارد. برخی دیگر نیز اَلَمْتُوی[Elamtu]سومری و اکدی را برگرفته از هلتمتی می‌دانند[۲].

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان سه دوره را برای تمدن ایلام برشمرد:

  • ایلام‌ کهن (قدیم) از 2400-1600پ.م؛
  • ایلام میانه از 1500-1100پ.م؛
  • ایلام جدید از 770-550پ.م .

ایلام کهن به سه دوره پادشاهی اوان[Avan] (2400-2100پ.م)، پادشاهی سیماشکی[Simashki] (2100-1970پ.م) و دوران سوکّل مخ‌ها[Sukkalmakh] (1970-1600پ.م)، ایلام میانه با سه سلسله پادشاهی، کیدنیوها[Kidinu] (1500-1400پ.م)، ایگیهلی‌ها[Ike/Igihalki] (1400-1210پ.م) و شوتروکها[Shutruk] (1210-1100پ.م)[۳] و پس از چند سده بی‌خبری از تاریخ ایلام، هم‌زمان با کوچ و استقرار آریایی‌ها* در غرب ایران (حدود 1000-835پ.م) نام «شاه هومبان- نیکاش[Humban-Nikash]» به عنوان بنیانگذار اصلی سلسله جدید ایلام و در جنگ با آشوری‌ها  به چشم می‌خورد[۴]. سلسله‌ای که او بنیاد گذاشت تا زمان هجوم‌های ویران‌گر آشور بانی‌پال [Ashurbanipal]علمی هم در 646پ.م در زمان هومبان هَلتْشْ سوم، [Humban- haltash III]پا برجا ماند[۵]، پس از آن نیز تا زمان داریوش اول* هخامنشی شاهان محلی ایلام در شوش حکومت‌های کوچکی داشتند. و از آن پس شوش از شهرهای مهم هخامنشیان به شمار می‌آمد[۶]. شوش که معبد- زیگورات- چغازنبیل (دوراونتاش) [Dur- untash]مربوط به دوره پادشاهی اونتاش (اونتش) گال،[Untash- Gal]برای خدای بزرگ ایلام، این شوشیناک [In- shushinak]در آن قرار داشت به عنوان مهم‌ترین شهر و اوان (دزفول)، ماداکتو[ Madaktu]در کرانه رود کرخه، لیان [Liyan]در بوشهر، وانشان از مهم‌ترین شهرهای ایلامیان بودند. که آثار مهمی ازشهرسازی، معابد، صنایع‌دستی، کتیبه‌ها و نقش برجسته‌ها از این شهرها به دست آمده است.

سومریان، اکدیان، بابلیان و آشوریان در سراسر تاریخ ایلام، جنگ‌هایی با آن‌ها داشته‌اند و در زمان اونتاش‌گال و در دوره طلایی پادشاهانی مانند شوتروک ناهونته، [Shutrak- nahhunté]کویترناهونته [Shilhak- inshushinak]و شیلهاک این شوشیناک [Kutir- Nahhunté]به پیروزی‌های بزرگی دست یافتند[۷]. انتقال قانون‌نامه حمورابی به شهر دوراُنتش در پرتو این پیروزی‌ها بود. در رأس جامعه ایلامیان، پادشاه و اعضاء خاندان سلطنتی که در حکمرانی او شریک بودند قرار داشتند[۸]. در آغاز مادرسالاری بر ایلام حکم فرما بود و الهه‌های مادر مانند، پنیکیر، کی‌ریریش و پرتی در رأس خدایان بودند. اما وقتی جامعه پدرسالار شد (اواسط هزاره دوم پ.م) خدایان مذکر مانند هومبن و انیشوشیناک (خدای شوش)، نهونته (خدای خورشید و اجرای قانون) در رأس قرار گرفتند. خدایان نیرومند فوق طبیعی را کیتن[Kitin] می‌خواندند و کاهنان در معابد آنان مراسم دینی را به جا می‌آوردند. آنان به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند. جشن‌های توگ (در اردیبهشت) و جشن سال نو در پائیز از مهم‌ترین جشن‌های ایلامیان بودند. قانون از منزلت خاصی برخوردار بود. قانون دینی را کاهنان و قانون عرفی را پادشاهان وضع می‌کردند[۹]. زبان عیلامیان، که به هیچ یک از گروه‌های شناخته شده در زبان‌های باستانی تعلق ندارد. در آغاز با خط تصویری، سپس به صورت ترسیمی و میخی نوشته می‌شد [۱۰]و در مکاتبات از زبان سومری و اکدّی نیز استفاده می‌کردند[۱۱].

بعدها در زمان هخامنشیان تداوم یافت و در کنار زبان آرامی در امور اداری به کار می‌رفت. از آن‌جا که ایلامیان در تقابل مستقیم سیاسی و روابط تجاری با بین‌النهرین بودند از نظر فرهنگی تأثیر و تأثرهای فراوان داشتند. در شرق نیز با کاسی‌ها، و تمدن‌های داخلی نجد ایران در کاشان، کرمان و حتی دهانه سند روابطه بسیار داشته‌اند[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. مجیدزاده، یوسف. تاریخ و تمدن ایلام. تهران: 1370، مرکز نشر دانشگاهی، ص5.
  2. Hinz, Walther, "Persia, C 2400- 1300. BC", in C H I (The cambridj History of Iran) Vol 1, Edited by fisher. Cambridge university press. p 644.
  3. برای آگاهی بیشتر: جدول‌های تطبیقی سلسله‌های پادشاهی در، مجیدزاده، تاریخ و تمدن ایلام. ص39-49 و کامرون، جورج. ایران در سپیده‌دم تاریخ. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1374، علمی و فرهنگی، ص172-175.
  4. هینتس، والتر. دنیای گمشدة عیلام. ترجمة فیروز فیروزنیا، تهران: علمی و فرهنگی، 1371، ص163-165.
  5. آمیه، پیر. تاریخ عیلام. ترجمة شیرین بیانی، تهران: 1372، دانشگاه تهران، ص69-71.
  6. کخ، هایدماری. پژوهش‌های هخامنشی. ترجمة امین‌حسین شالچی، تهران: 1379، آیته، ص13-16.
  7. Diakonoff. I. "Elam" in C H I (The Cambridg history of Iran, Edited by I. Gershevitch. Cambridge university press, 1968. Vol 2. p. 16-18.
  8. A, Kuhrt, Ancient near east, London, 1995, vol 1. p. 374.
  9. برای آگاهی بیشتر: مجیدزاده. تاریخ و تمدن ایلام. ص50-63 و هینتس. دنیای گمشدة عیلام. ص47-78 و 119-130.
  10. Grillot. F. Susini "Elamite Language", in Encyclopaedia Iranica, VoL, 8. new york. 1998. Vol 8. p. 332-335
  11. S. Lackenbacher "non- Elamite tentsin Elam", In Encyclopaedia Iranica, new york, 1998. Vol 8. p. 342-343.
  12. Vallat. F. "Elam", in Encyclopaedia Iranica, new york, 1998, Vol 8. p. 301.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

حسین شیخ