طراز: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
محمدرضا چیت ساز | محمدرضا چیت ساز | ||
[[رده:پوشاک]] | |||
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]] | |||
نسخهٔ ۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۳۵
طِراز، جامه یا پارچهای آراسته به نوارها یا كنارههای پر نقش و نگار زردوزی شده و مزین به علامات، نوشتهها یا كتیبههای پارچهای یا کاغذی به رنگهایی بجز رنگ زمینه پارچه كه جنبه رسمی داشت و شاهان و مامورین حکومتی و یا اشخاص صاحب جاه از آن استفاده میكردند.
ایران باستان
مدارک روشنی از طرازهای ایران باستان برجای نمانده است. با این همه برخی نقش برجستههای ساسانی به ویژه در طاق بستان[۱][۲] و نیز بررسی بقایایی از کتاب خداینامه که در آن صورت و لباس شاهان ساسانی را نقاشی کرده بودند[1][۳]، تا حدی به كاربرد طراز در آن دوره اشاره دارند.
ابتدای اسلام تا مغول
مسلمانان طراز را از حکومتهای ساسانی و رومیان اقتباس کرده بودند. ظاهراً نوشتههای این طرازها در ابتدا به خط پهلوی جنوبی( ساسانی) بوده است[۴][۵][۶]، اما از زمان حکومت خلیفه اموی عبدالملک بن مروان (65-86ق/685-705م) و به دستور او، نوشتههای طرازها از خط پهلوی به خط عربی تبدیل شد و به صورت لا اله الی الله در آمد[۷][۸][۹]. در قصرهای خلفای اموی و عباسی کارگاههایی برای بافتن جامههای طراز (مُطرز) وجود داشت که آن را دارالطراز و رئیس آن را صاحبالطراز مینامیدند. مسلمانان به دلیل حرمت داشتن کشیدن تصویر، از تصاویر در این طرازها، استفاده نمیکردند[۱۰][۱۱].
منصور خلیفه عباسی دستور داده بود تا دولتیان و دیوانیان که بسیاری از آنها ایرانی بودند، بخشی از آیه 137 سوره بقره «فسیكفیكهم الله و هو السمیع العلیم» را بر پشت لباس خود بنویسند[۱۲][۱۳]. این نوشتهها اغلب به خط کوفی بود[۱۴]. طراز لباس درباریان سامانی مُطَرَّز به نام سلاطین وقت بود مانند «امیر منصور ابوالقاسم نوح بن منصور»[۱۵][۱۶]. لباس تجار نیز گاه طرازدوزی شده بود[۱۷][۱۸][۱۹]. روی بازوان آستینها و جلوی سینه قبای حاجب و غلامان خاصه دربار، نام حاجب بزرگ مُطرَّز بود[۱۵][۲۰][۲۱][۲۲]. بجز پیراهن بهاءالدوله شاه بویی، که اکنون در موزه کلمبیا نگهداری میشود و سینه و بازوان آن مُطرَّز است، شماری از کفنهای ابریشمی و دوپودی بدست آمده از دوره بوئیان نقش عقاب یک سر و دو سر دارند، و نوشتههای آنها به خط کوفی است[۲۳][۲۴]. کلین فشافویه در حوالی تهران، فسا در فارس، جنابه، قرقوب، شوش و شوشتر در خوزستان در تولید طرازهای سلطانی شهرت داشتند[۲۵][۲۶][۲۷][۲۸]. در دوره حکومتهای ترک در ایران نیز، طرازی با نام سلطان وقت رایج بود[۲۹]. کارخانههای شاهی تحت نظارت یک مِشْرِف (بازرس و ناظر) «طراز فاخری» میبافتند[۳۰][۳۱]. در اصفهان کوچهای به نام کوطراز بود[۳۲]. نمونههایی از این پارچهها را که زمینه آبی تیره و نقوش گیاهی با حاشیه خط کوفی دارند، میشناسیم[۲۵][۲۶][۲۷][۲۸].
مغول تا عصر حاضر
با اینكه در دوره مغول، زنان نیز دوشادوش مردان در مراحل مختلف تهیه و تولید منسوجات و هم چنین طرازدوزی شرکت داشتهاند، ولیكن آن طور كه مینماید در این دوره طراز رواج و اهمیت دیرین خود را تا حدی از دست داده بوده است[۳۳]. به هرحال، پارچه ابریشمی گلدار و زربفتی به نام طراز ابوسعید،که نوشتههایی به خط عربی داشت، از ایران برای تدفین رودُلف شاه آلمان فرستاده شد[۳۴]. شیراز در دوره تیموریان، زرههای طرازدار زرکش صیقلی میساخت[۳۵]. شاید آخرین نشانههای استفاده از طراز در ایران طلادوزخانه دوره صفوی باشد که روی پارچه را کارهای تزئینی میكرد و ملک التجار وقت بر کار آن نظارت داشت[۳۶].
نیز نگاه کنید به
پاورقی
[1]. مسعودی این کتاب را که مورخ 113 ق بود، و برای هشام خلیفه اموی از پهلوی به عربی ترجمه شده بود، نزد یکی از ایرانیان استخر دیده بود. خلاصهای از مندرجات این کتاب را میتوان در، سنی ملوک حمزه اصفهانی، و مجمل التواریخ دید.
مآخذ
- ↑ hirshman,R.Iran.Parthes et sassanides,Paris,Gallimard,1962,Pp.192-199,fig 235-238
- ↑ Curtis,J.Ancient Persia,British museum,1989,Pp.65-67,fig 77-78
- ↑ قزوینی، محمدبن عبدالوهاب. یادداشتها. به کوشش ایرج افشار، انتشارات علمی، 1363، ج4، ص192-194 ، ج 7، ص 229.
- ↑ زیدان، جرجی. تاریخ التمدن الاسلامی. طبع حسین مونس، مصر: دارالهلال،1902- 1906م، ج1، ص96-97.
- ↑ حسن ابراهیم، حسن،تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعة الثالثه،1953م، ج1،ص487.
- ↑ Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845, Pp.1-20.
- ↑ ماوردی، علی بن محمد. الاحکام السلطانیه. مصر: مطبعه الساده،1327م، ص178.
- ↑ جهشیاری، محمد بن عبدوس. الوزراء و الکتاب. قاهره: 1938م، ص38؛ زیدان، ج1، ص96-97.
- ↑ Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845.Pp.1-20.
- ↑ صابی، هلال بن محسن بن ابراهیم، تحفه الامراء فی تاریخ الوزراء. تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر: داراحیاء الکتب العربی، 1958م، ص15-27.
- ↑ سعیدالشیخلی، صباح ابراهیم. اصناف در عصر عباسی. ترجمه هادی عالمزاده، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1362،ص22.
- ↑ صفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد. مکتب تحقیق، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415ق/1994م، الطبعه الاولی، ج10، ص407.
- ↑ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج2، ص186-187.
- ↑ یعقوبی، احمد بن ابییعقوب. تاریخ. بیروت: دارصادر،1960م، ج3، ص147؛ زیدان، ج1، ص96-97.
- ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ عتبی، ابونصرمحمد بن عبدالجبار. تاریخ یمینی،شرح منینی. مصر: مطبعه وهبیه، 1286ق، 2جلد، ترجمه ابوالشرف ناصح جرفادقانی، به اهتمام جعفر شعار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345،ص36.
- ↑ Kabir,M; The Buwayhid dynasty of Baghdad,Clacutta,1964,Pp.52-53
- ↑ ابن کثیر، القرشیالدمشقی. البدایه و النهایه فی التاریخ. الطبعه الاولی، قاهره: مطبعه السعاده، 1351- 1358ق/ 1939- 1945م، ج12، ص12.
- ↑ سعیدالشیخلی، صباح ابراهیم. اصناف در عصر عباسی. ترجمه هادی عالمزاده، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1362، ص68.
- ↑ Dozy,R.P.R; Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.339-343
- ↑ ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن. لمنتظم فی تاریخ الملوک و الامم. دایرهالمعارف عثمانیه، حیدرآباد دکن: 1358- 1359ق، ج8، ص136.
- ↑ متز، آدام. الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع. نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنه التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج1، ص167، ج2، ص296.
- ↑ Kabir,M; The Buwayhid dynasty of Baghdad,Clacutta,1964. 52-53.
- ↑ روح فر، زهره. نقش عقاب بر کفنهای آلبویه. مجله باستانشناسی و تاریخ، سال دوم، شماره دوم، بهار و تابستان 1367، ص23-27.
- ↑ Pope,A.U.A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Tehran,1964-1967,vol 12,pl. 989a,b
- ↑ ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ نظام الملک، خواجه ابوعلی حسن. سیرالملوک (سیاستنامه). چاپ مرتضی مدرسی، تهران: زوار،1357، ص233.
- ↑ ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ابن حوقل. صوره الارض. الطبعه الثانیه، لیدن: بریل، 1938-1939م، ص261.
- ↑ ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م،ص. 402-416، ص442.
- ↑ ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ابن حوقل، ص239؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب. مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372،ص375، 227-231، 385.
- ↑ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیبرهبر، تهران: سعدی، 1368، ج1، ص66.
- ↑ می، نجمالدین ابوالرجاء. تاریخ الوزراء. به کوشش محمدتقی دانشپژوه، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363، ص146.
- ↑ جوینی، علاءالدین عطاملک. تاریخ جهانگشای. تصحیح محمد قزوینی، به همت محمد رمضانی، تهران: 1366، ج2، ص۳.
- ↑ ناصرخسرو قبادیانی، ابومعین. سفرنامه. چاپ م. غنیزاده، برلین: 1922م، ص138.
- ↑ بن بطوطه، شرفالدین ابوعبدالله. سفرنامه. ترجمه محمدعلی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج1، ص376.
- ↑ Sims, E. Clothing ix, Iranica, P.780
- ↑ ونیزیان، (دالساندری، باربارو، و...)، سفرنامههای ونیزیان در ایران. ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، ص90- 293.
- ↑ کمپفر، انگلبرت، سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 106،150- 151.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز