لکی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
[[لکی]]læki/ / از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی و مرتبط با زبانهای | [[لکی]]læki/ / از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی و مرتبط با زبانهای [[کردی]]، [[گیلکی]]، گورانی، طالشی، سمنانی. [[زبان های ایرانی|زبانهای ایرانی]] شمال غربی از لهجههای باستانی که در سرزمین ماد و پارت (بخش شمال غربی ایران) رایج بودهاند، ریشه میگیرند<ref>ماناللهی بهاروند، اسكندر. ''قوم لر'' (پژوهشی درباره پیوستگی قومی و پراكندگی جغرافیایی لرها در ایران). تهران: مؤسسه انتشاراتاگاه، 1370، ص51.</ref><ref>برگرفته از https://www.ethnologue.com</ref>. زبان لکی با [[کردی]] کرمانشاهی شباهت فراوان دارد<ref>دولتیاری، روحالدین. '''''لرستان (سرزمین كهن)'''''. خرمآباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.</ref> و حتی در بعضی منابع به عنوان یکی از گویشهای [[کردی]] معرفی شده است<ref>Mackenzie, D.N. "'''''kurd, kurdestān'''''" ''Encyclopeadia of Islam'', LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 479.</ref>. در عین حال ازانجا که این زبان در [[استان لرستان|لرستان]] نیز رواج دارد در بعضی منابع به همراه [[لری]] یکی از [[زبان های ایرانی|زبانهای ایرانی]] شاخه جنوب غربی به شمار آمده است<ref name=":0">ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص40.</ref>. اهالی هرسین و طوایف کاکاوند، بالاوند، جلالوند و عثمانوند که در مسیر مرز بین اکراد کلهر و زنگنه و [[استان لرستان|لرستان]] واقع شدهاند نیز به لکی تکلم میکنند<ref name=":1">سلطانی، محمدعلی. '''''جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان'''''. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270. </ref>. لک های [[استان لرستان|لرستان]] در اصل در سه بخش به نامهای هرو /horru/ یا چقلوندی، سله سله یا الشتر و دلفان ساکن بودهاند. سپس به برخی مناطق دیگر مهاجرت کردهاند، مانند لکهای دلفان و خواجهوند که به کلاردشت مازندران یا دشت و کوهستان کجور رفته و با همین نام درانجا زندگی میکنند و لکهای کرمان، صحنه، بوشهر و نقاط دیگر ایران<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص170.</ref>. نواحی که لکها درآن سکونت دارند از جمله [[استان لرستان|لرستان]] شمالی و شمال غربی، گاهی لکستان نامیده میشود<ref>Minorsky, V. "lak" '''''Encyclopeadia of Islam''''', LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 616.</ref>. لکها ازان جهت اهمیت دارند که خاندان زند از میانانها برخاستهاند<ref>مصاحب، غلامحسین. «لک». '''''دایره المعارف فارسی'''.'' تهران: امیركبیر، 1380، جلد2، ص 2498. </ref>. امروزه احتمالاً حدود1/000/000نفر به این زبان سخن میگویند که از این تعداد 000/150 نفر تک زبانه لک میباشند<ref>Gordon, Raymond. G., Jr. (ed) 2005. Ethenologue. '''''Languages of the world''''', 15<sup>th</sup> Edition. Dallas, Tex: sil International</ref>. لکی امیختهای از واژگان کردی کلهری و [[لری]] میباشد به انضمام لغاتی از گویش اورامی که به سبب شیوع مسلک اهل [[حق]] و حضور مبلغانان طی قرنها بینانها رواج یافته است<ref name=":1" />. لکی از [[فارسی]] نیز تأثیر پذیرفته است. تعدادی از کلمات لکی کاربرد خود را از دست دادهاند و جای خود را به کلمات فارسی دادهاند: /Čam/ (رودخانه)، /čerika/ (فریاد)<ref name=":2" /> از ویژگیهایاوایی خاص زبان لکی به موارد زیر میتوان اشاره کرد: | ||
در بسیاری کلمات /x/ در تقابل با /G/ فارسی قرار میگیرد: /merx/ «مرغ» و /xam/ «غم» و /h/ در جایگاهاغاز واژه در تقابل با /x/ فارسی است: /hovârdan/ «خوردن». در بعضی کلمات لکی /ž/ در تقابل با /z/ فارسی است: /Žan/ «زن»؛ در بسیاری از کلمات /ân/ پایان کلمات | در بسیاری کلمات /x/ در تقابل با /G/ فارسی قرار میگیرد: /merx/ «مرغ» و /xam/ «غم» و /h/ در جایگاهاغاز واژه در تقابل با /x/ [[فارسی]] است: /hovârdan/ «خوردن». در بعضی کلمات لکی /ž/ در تقابل با /z/ فارسی است: /Žan/ «زن»؛ در بسیاری از کلمات /ân/ پایان کلمات [[فارسی]]، در لکی به صورت /o/ مشاهده میشود، مانند /no/ «نان» و /?o/ «جان»؛ /v/ و /z/ اوستایی هنوز در لکی باقی است، مانند /vâ/ «باد» و /zomâ/ «داماد»<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص46.</ref>. | ||
در لکی نشانههای جمع عربی وجود ندارد و نشانه جمع /-ay/ است، مانند /kâray/ «کارها»؛ نشانه نکره در لکی /-ey/ است، مثل /kârey/ «کاری»<ref>عالیپور خرمآبادی، كامین. '''''دستور زبان لكی، ضربالمثلها و واژهنامه'''''. خرمآباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105.</ref>. صرف فعل و قواعد مربوط بهان در زبان لکی، در بیشتر موارد شبیه فارسی است (به عنوان مثال همانند فارسی، لکی نیز در سوم شخص مفرد شناسه ندارد) و تفاوتهای احتمالی در شکل تلفظ است، مثلاً درگویش لکی در بعضی موارد شناسهها هنگام صرف فعل دران ادغام میشوند و یا در بعضی مواقع حذف میگردند، به گونهای که در بعضی افعال تشخیص شناسه از بن فعل دشوار است. (/me:m/ «میدهم» از مصدر /dâ- yen/ «دادن»<ref>عالیپور خرمآبادی، كامین. '''''دستور زبان لكی، ضربالمثلها و واژهنامه'''''. خرمآباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105-ص28.</ref>. لکی از نظر واژه غنی است، به عنوان مثال برای گاو کلمات مختلفی دارد که موقعیت سنی، کاری و جنس گاو را مشخص میکند:<ref name=":2">برگرفته از [https://satellites.pro/ https://satellites.pro/Lakestan_map]</ref> نوکل /nukal/ گاو ماده سه ساله)؛ کلگا /kalgâ/ (گاو نر)؛ جیل /jeyal/ (گاو نری که تازه کاری شده است) و غیره<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص134، 104 و 36.</ref>. همچنین در لکی برای صداهای موجود در طبیعت و صدای حیوانات نیز واژه خاصی وجود دارد:<ref name=":2" /> صدای غرش خرس /bulbal/، زوزه سگ و روباه /loila/، صدای تندر /gerem hor/، صدای افتادن چیزی دراب /šelpa/<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص15، 122، 113 و 84.</ref> نحو و کلمات لکی تحت تأثیر لری که از زبانهای ایرانی جنوب غربی است تغییر فراوانی پیدا کرده است. با این حال دستور و نظام پایه فعل لکی و شباهتان به کردی حاکی از تعلق این زبان به شاخه زبانهای ایرانی شمال غربی است<ref>برگرفته از [https://www.lexilogos.com/ https://www.lexilogos.com/english/kurdish_dictionary.htm]</ref>. لکی زبان شعر و بیان حال، عشق، اعتقاد و حماسه بوده است<ref name=":0" />. از ویژگیهای منحصر به فرد لکی وجود هوره است. هوره در واقع راهی برای بیان احساسات درونی است که همزمان در بطن خویشاهنگ شعر و موسیقی را به همراه دارد<ref>برگرفته از [https://satellites.pro/ https://satellites.pro/Lakestan_map] به نقل از: سیدجلال رحیمی. «'''''ارتباط گویش لكی با زبانهای فارسی قدیم'''''».</ref>. اثار لکی مکتوب فراوان است. | در لکی نشانههای جمع [[عربی]] وجود ندارد و نشانه جمع /-ay/ است، مانند /kâray/ «کارها»؛ نشانه نکره در لکی /-ey/ است، مثل /kârey/ «کاری»<ref>عالیپور خرمآبادی، كامین. '''''دستور زبان لكی، ضربالمثلها و واژهنامه'''''. خرمآباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105.</ref>. صرف فعل و قواعد مربوط بهان در زبان لکی، در بیشتر موارد شبیه فارسی است (به عنوان مثال همانند فارسی، لکی نیز در سوم شخص مفرد شناسه ندارد) و تفاوتهای احتمالی در شکل تلفظ است، مثلاً درگویش لکی در بعضی موارد شناسهها هنگام صرف فعل دران ادغام میشوند و یا در بعضی مواقع حذف میگردند، به گونهای که در بعضی افعال تشخیص شناسه از بن فعل دشوار است. (/me:m/ «میدهم» از مصدر /dâ- yen/ «دادن»<ref>عالیپور خرمآبادی، كامین. '''''دستور زبان لكی، ضربالمثلها و واژهنامه'''''. خرمآباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105-ص28.</ref>. لکی از نظر واژه غنی است، به عنوان مثال برای گاو کلمات مختلفی دارد که موقعیت سنی، کاری و جنس گاو را مشخص میکند:<ref name=":2">برگرفته از [https://satellites.pro/ https://satellites.pro/Lakestan_map]</ref> نوکل /nukal/ گاو ماده سه ساله)؛ کلگا /kalgâ/ (گاو نر)؛ جیل /jeyal/ (گاو نری که تازه کاری شده است) و غیره<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص134، 104 و 36.</ref>. همچنین در لکی برای صداهای موجود در طبیعت و صدای حیوانات نیز واژه خاصی وجود دارد:<ref name=":2" /> صدای غرش خرس /bulbal/، زوزه سگ و روباه /loila/، صدای تندر /gerem hor/، صدای افتادن چیزی دراب /šelpa/<ref>ایزدپناه، حمید. '''''فرهنگ لكی'''''. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص15، 122، 113 و 84.</ref> نحو و کلمات لکی تحت تأثیر لری که از [[زبان های ایرانی|زبانهای ایرانی]] جنوب غربی است تغییر فراوانی پیدا کرده است. با این حال دستور و نظام پایه فعل لکی و شباهتان به کردی حاکی از تعلق این زبان به شاخه [[زبان های ایرانی|زبانهای ایرانی]] شمال غربی است<ref>برگرفته از [https://www.lexilogos.com/ https://www.lexilogos.com/english/kurdish_dictionary.htm]</ref>. لکی زبان شعر و بیان حال، عشق، اعتقاد و حماسه بوده است<ref name=":0" />. از ویژگیهای منحصر به فرد لکی وجود هوره است. هوره در واقع راهی برای بیان احساسات درونی است که همزمان در بطن خویشاهنگ شعر و موسیقی را به همراه دارد<ref>برگرفته از [https://satellites.pro/ https://satellites.pro/Lakestan_map] به نقل از: سیدجلال رحیمی. «'''''ارتباط گویش لكی با زبانهای فارسی قدیم'''''».</ref>. اثار لکی مکتوب فراوان است. مانندآثار ملامنوچهر کولیوند که به منوچهر لک مشهور است. دستنویسهایی هم از داستانهایی از شاهنامه فردوسی به لکی موجود است<ref name=":1" />. | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* | * [[زبان های ایرانی]] | ||
* [[کردی]] | |||
* | * [[سنندجی]] | ||
* | * [[مهابادی]] | ||
* | * [[کرمانشاهی]] | ||
* | * [[لری]] | ||
* [[استان لرستان]] | |||
== مآخذ == | |||
== | |||
<references /> | <references /> | ||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
نسخهٔ ۱۷ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۰۷
لکیlæki/ / از زبانهای ایرانی شاخه شمال غربی و مرتبط با زبانهای کردی، گیلکی، گورانی، طالشی، سمنانی. زبانهای ایرانی شمال غربی از لهجههای باستانی که در سرزمین ماد و پارت (بخش شمال غربی ایران) رایج بودهاند، ریشه میگیرند[۱][۲]. زبان لکی با کردی کرمانشاهی شباهت فراوان دارد[۳] و حتی در بعضی منابع به عنوان یکی از گویشهای کردی معرفی شده است[۴]. در عین حال ازانجا که این زبان در لرستان نیز رواج دارد در بعضی منابع به همراه لری یکی از زبانهای ایرانی شاخه جنوب غربی به شمار آمده است[۵]. اهالی هرسین و طوایف کاکاوند، بالاوند، جلالوند و عثمانوند که در مسیر مرز بین اکراد کلهر و زنگنه و لرستان واقع شدهاند نیز به لکی تکلم میکنند[۶]. لک های لرستان در اصل در سه بخش به نامهای هرو /horru/ یا چقلوندی، سله سله یا الشتر و دلفان ساکن بودهاند. سپس به برخی مناطق دیگر مهاجرت کردهاند، مانند لکهای دلفان و خواجهوند که به کلاردشت مازندران یا دشت و کوهستان کجور رفته و با همین نام درانجا زندگی میکنند و لکهای کرمان، صحنه، بوشهر و نقاط دیگر ایران[۷]. نواحی که لکها درآن سکونت دارند از جمله لرستان شمالی و شمال غربی، گاهی لکستان نامیده میشود[۸]. لکها ازان جهت اهمیت دارند که خاندان زند از میانانها برخاستهاند[۹]. امروزه احتمالاً حدود1/000/000نفر به این زبان سخن میگویند که از این تعداد 000/150 نفر تک زبانه لک میباشند[۱۰]. لکی امیختهای از واژگان کردی کلهری و لری میباشد به انضمام لغاتی از گویش اورامی که به سبب شیوع مسلک اهل حق و حضور مبلغانان طی قرنها بینانها رواج یافته است[۶]. لکی از فارسی نیز تأثیر پذیرفته است. تعدادی از کلمات لکی کاربرد خود را از دست دادهاند و جای خود را به کلمات فارسی دادهاند: /Čam/ (رودخانه)، /čerika/ (فریاد)[۱۱] از ویژگیهایاوایی خاص زبان لکی به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
در بسیاری کلمات /x/ در تقابل با /G/ فارسی قرار میگیرد: /merx/ «مرغ» و /xam/ «غم» و /h/ در جایگاهاغاز واژه در تقابل با /x/ فارسی است: /hovârdan/ «خوردن». در بعضی کلمات لکی /ž/ در تقابل با /z/ فارسی است: /Žan/ «زن»؛ در بسیاری از کلمات /ân/ پایان کلمات فارسی، در لکی به صورت /o/ مشاهده میشود، مانند /no/ «نان» و /?o/ «جان»؛ /v/ و /z/ اوستایی هنوز در لکی باقی است، مانند /vâ/ «باد» و /zomâ/ «داماد»[۱۲].
در لکی نشانههای جمع عربی وجود ندارد و نشانه جمع /-ay/ است، مانند /kâray/ «کارها»؛ نشانه نکره در لکی /-ey/ است، مثل /kârey/ «کاری»[۱۳]. صرف فعل و قواعد مربوط بهان در زبان لکی، در بیشتر موارد شبیه فارسی است (به عنوان مثال همانند فارسی، لکی نیز در سوم شخص مفرد شناسه ندارد) و تفاوتهای احتمالی در شکل تلفظ است، مثلاً درگویش لکی در بعضی موارد شناسهها هنگام صرف فعل دران ادغام میشوند و یا در بعضی مواقع حذف میگردند، به گونهای که در بعضی افعال تشخیص شناسه از بن فعل دشوار است. (/me:m/ «میدهم» از مصدر /dâ- yen/ «دادن»[۱۴]. لکی از نظر واژه غنی است، به عنوان مثال برای گاو کلمات مختلفی دارد که موقعیت سنی، کاری و جنس گاو را مشخص میکند:[۱۱] نوکل /nukal/ گاو ماده سه ساله)؛ کلگا /kalgâ/ (گاو نر)؛ جیل /jeyal/ (گاو نری که تازه کاری شده است) و غیره[۱۵]. همچنین در لکی برای صداهای موجود در طبیعت و صدای حیوانات نیز واژه خاصی وجود دارد:[۱۱] صدای غرش خرس /bulbal/، زوزه سگ و روباه /loila/، صدای تندر /gerem hor/، صدای افتادن چیزی دراب /šelpa/[۱۶] نحو و کلمات لکی تحت تأثیر لری که از زبانهای ایرانی جنوب غربی است تغییر فراوانی پیدا کرده است. با این حال دستور و نظام پایه فعل لکی و شباهتان به کردی حاکی از تعلق این زبان به شاخه زبانهای ایرانی شمال غربی است[۱۷]. لکی زبان شعر و بیان حال، عشق، اعتقاد و حماسه بوده است[۵]. از ویژگیهای منحصر به فرد لکی وجود هوره است. هوره در واقع راهی برای بیان احساسات درونی است که همزمان در بطن خویشاهنگ شعر و موسیقی را به همراه دارد[۱۸]. اثار لکی مکتوب فراوان است. مانندآثار ملامنوچهر کولیوند که به منوچهر لک مشهور است. دستنویسهایی هم از داستانهایی از شاهنامه فردوسی به لکی موجود است[۶].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ماناللهی بهاروند، اسكندر. قوم لر (پژوهشی درباره پیوستگی قومی و پراكندگی جغرافیایی لرها در ایران). تهران: مؤسسه انتشاراتاگاه، 1370، ص51.
- ↑ برگرفته از https://www.ethnologue.com
- ↑ دولتیاری، روحالدین. لرستان (سرزمین كهن). خرمآباد: انتشارات افلاک، 1375، ص104.
- ↑ Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān" Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 479.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص40.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان. تهران: مؤسسه فرهنگی نشر سها، 1374، ص270.
- ↑ ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص170.
- ↑ Minorsky, V. "lak" Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P 616.
- ↑ مصاحب، غلامحسین. «لک». دایره المعارف فارسی. تهران: امیركبیر، 1380، جلد2، ص 2498.
- ↑ Gordon, Raymond. G., Jr. (ed) 2005. Ethenologue. Languages of the world, 15th Edition. Dallas, Tex: sil International
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ برگرفته از https://satellites.pro/Lakestan_map
- ↑ ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص46.
- ↑ عالیپور خرمآبادی، كامین. دستور زبان لكی، ضربالمثلها و واژهنامه. خرمآباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105.
- ↑ عالیپور خرمآبادی، كامین. دستور زبان لكی، ضربالمثلها و واژهنامه. خرمآباد: انتشارات افلاک، 1383، ص 105-ص28.
- ↑ ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص134، 104 و 36.
- ↑ ایزدپناه، حمید. فرهنگ لكی. گیلان: مؤسسه جهانگیری، 1367، ص15، 122، 113 و 84.
- ↑ برگرفته از https://www.lexilogos.com/english/kurdish_dictionary.htm
- ↑ برگرفته از https://satellites.pro/Lakestan_map به نقل از: سیدجلال رحیمی. «ارتباط گویش لكی با زبانهای فارسی قدیم».
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اتوسا رستم بیک