پرش به محتوا

فلات پهناور ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''فلات پهناور ايران،''' سرزميني كوهستاني و بلند است كه در جنوب باختري قارة آسيا قرار دارد. اين سرزمين فلات ارمنستان و آسياي صغير [آناتولي] را در شمال باختري به فلات‌هاي پامير و تبت در خاور مرتبط مي‌سازد. از نظر موقعيت طبيعي، يكي از ويژگي‌هاي اس...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''فلات پهناور ايران،''' سرزميني كوهستاني و بلند است كه در جنوب باختري قارة آسيا قرار دارد. اين سرزمين فلات ارمنستان و آسياي صغير [آناتولي] را در شمال باختري به فلات‌هاي پامير و تبت در خاور مرتبط مي‌سازد. از نظر موقعيت طبيعي، يكي از ويژگي‌هاي اساسي فلات ايران تعلق آن به سيستم بزرگ كوه‌هاي چين‌خوردة اورآسيا است. ديوارة عظيم البرز در شمال و رشته كوه زاگرس در باختر و جنوب باختري مؤيد اين ادعا است.<sup>1</sup>
فلات پهناور ایران، سرزمینی کوهستانی و بلند است که در جنوب باختری قاره آسیا قرار دارد. این سرزمین فلات ارمنستان و آسیای صغیر [آناتولی] را در شمال باختری به فلات‌های پامیر و تبت در خاور مرتبط می‌سازد. از نظر موقعیت طبیعی، یکی از ویژگی‌های اساسی فلات ایران تعلق آن به سیستم بزرگ کوه‌های چین‌خورده اورآسیا است. دیواره عظیم البرز در شمال و رشته کوه [[زاگرس]] در باختر و جنوب باختری مؤید این ادعا است<ref>سازمان نقشه‌برداری کشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور). '''''اطلس‌ زمین‌شناسی (اطلس ملی ایران).''''' چ1، تهران: 1382، سازمان نقشه‌برداری کشور، ص1.</ref>.


فلات ايران، يك واحد مستقل، به هم پيوسته و داراي تشخص طبيعي در قارة آسيا است به گونه‌اي كه اين وحدت جغرافيايي در زمينه‌هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي نيز موجب ايجاد نوعي هويت يگانة تاريخي شده است. وجود درياها و چاله‌هاي پست و هموار در حاشية فلات ايران، مانند درياي خزر و بيابان تركمنستان در شمال، خليج فارس و درياي عمان در جنوب، جلگة دجله و فرات در باختر و جلگة سند و پنجاب در خاور، استقلال اين واحد جغرافيايي را معنايي خاص بخشيده است.<sup>2</sup>  
فلات ایران، یک واحد مستقل، به هم پیوسته و دارای تشخص طبیعی در قاره آسیا است به گونه‌ای که این وحدت جغرافیایی در زمینه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز موجب ایجاد نوعی هویت یگانه تاریخی شده است. وجود دریاها و چاله‌های پست و هموار در حاشیه فلات ایران، مانند [[دریاچه خزر|دریای خزر]] و بیابان ترکمنستان در شمال، [[خلیج فارس]] و دریای عمان در جنوب، جلگه دجله و فرات در باختر و جلگه سند و پنجاب در خاور، استقلال این واحد جغرافیایی را معنایی خاص بخشیده است<ref>'''''همان'''''. همان‌جا.</ref>.


فلات ايران، سرزميني است كه تقريباً در مركز كمربند خشك و بزرگ دنياي قديم [اورآسيا] قرار گرفته و در فاصله‌اي يكسان از نواحي بياباني و استپي داراي زمستان سرد آسياي مركزي و مناطق خشك و هميشه گرم شمال آفريقا سر برافراشته است. اين تودة مرتفع كه به طور متوسط 800 تا 1000 متر ارتفاع دارد و از نظر همبستگي ناهمواري‌ها و شبكة آبها، بخش وسيعي از همساية شرقي يعني كشور افغانستان را نيز در بر مي‌گيرد، از تمام جهات به وسيلة رشته كوه‌هاي مرتفعي احاطه شده است.<sup>3</sup>  
فلات ایران، سرزمینی است که تقریباً در مرکز کمربند خشک و بزرگ دنیای قدیم [اورآسیا] قرار گرفته و در فاصله‌ای یکسان از نواحی بیابانی و استپی دارای زمستان سرد آسیای مرکزی و مناطق خشک و همیشه گرم شمال آفریقا سر برافراشته است. این توده مرتفع که به طور متوسط 800 تا 1000 متر ارتفاع دارد و از نظر همبستگی ناهمواری‌ها و شبکه آبها، بخش وسیعی از همسایه شرقی یعنی کشور افغانستان را نیز در بر می‌گیرد، از تمام جهات به وسیله رشته کوه‌های مرتفعی احاطه شده است<ref>  اهلرز، اکارت. ایران: '''''مبانی یک کشورشناسی جغرافیایی'''''. ج1، جغرافیای طبیعی. چ1، تهران: 1365، مؤسسه جغرافیایی و کاتوگرافی سحاب. ص33.</ref>.


اگر فلات ايران را به صورت مثلثي تقريباً متساوي‌الساقين فرض كنيم، قاعدة آن از شرق افغانستان تا ساحل درياي عمان و محل تلاقي دو ساق آن در مرز تركيه قرار دارد. فلات ايران افزون بر ايران و افغانستان، قسمتي از غرب پاكستان را نيز در بر مي‌گيرد، اما محدوة جغرافيايي كنوني ايران تقريباً 90 درصد آن را پوشانده است. در داخل فلات ايران سرزمين‌هاي پست و كم ارتفاع بسياري نيز ديده مي‌شوند كه دشت كوير، كوير لوت و دشت‌هاي ديگري در افغانستان و پاكستان از آن جمله‌اند. مرتفع‌ترين نقطة فلات ايران قلة دماوند به بلندي 5610 متر است كه در شمال شرقي تهران و در جنوب استان مازندران واقع است.<sup>4</sup>
اگر فلات ایران را به صورت مثلثی تقریباً متساوی‌الساقین فرض کنیم، قاعده آن از شرق افغانستان تا ساحل دریای عمان و محل تلاقی دو ساق آن در مرز ترکیه قرار دارد. فلات ایران افزون بر ایران و افغانستان، قسمتی از غرب پاکستان را نیز در بر می‌گیرد، اما محدوه جغرافیایی کنونی ایران تقریباً 90 درصد آن را پوشانده است. در داخل فلات ایران سرزمین‌های پست و کم ارتفاع بسیاری نیز دیده می‌شوند که [[دشت کویر]]، [[کویر لوت]] و دشت‌های دیگری در افغانستان و پاکستان از آن جمله‌اند. مرتفع‌ترین نقطه فلات ایران [[دماوند|قله دماوند]] به بلندی 5610 متر است که در شمال شرقی تهران و در جنوب [[استان مازندران]] واقع است<ref>جعفری، عباس. '''''گیتا‌شناسی ایران.''''' ج1، '''''کوه‌ها و کوهنامه ایران.''''' چ2، تهران: 1379، گیتا‌شناسی، ص256.</ref>.<sup>4</sup>


در امتداد سه ضلع مثلث فلات ايران، سه رشته كوه عظيم قرار دارد كه در واقع لبه‌هاي فلات هستند. رشته كوه البرز كه از آذربايجان تا شمال خراسان كشيده شده است، با قله‌هاي متعدد، لبة شمالي فلات ايران را تشكيل مي‌دهد كه در جبهة شمالي به جلگه و سواحل درياي خزر (از مغان تا مرز تركمنستان) متصل مي‌شود. امتداد لبة شمالي فلات ايران پس از عبور از ايران به كوه‌هاي هندوكش در افغانستان مي‌رسد. رشته كوه سليمان در غرب پاكستان (در غرب جلگة سند و پنجاب)، ضلع شرقي فلات ايران را تشكيل داده و در امتداد غرب تا جنوب شرقي نيز رشته كوه زاگروس قرار دارد. به طو خلاصه مي‌توان گفت كه فلات ايران «فلاتي وسيع و نسبتاً مرتفع در آسياي غربي است كه از غرب به شرق از دره‌هاي دجله و فرات تا درّة رود سند و پامير و از شمال به جنوب از درياي خزر و بيابان توران تا خليج فارس و اقيانوس هند ممتد است...».<sup>5</sup>
در امتداد سه ضلع مثلث فلات ایران، سه رشته کوه عظیم قرار دارد که در واقع لبه‌های فلات هستند. رشته کوه البرز که از آذربایجان تا شمال خراسان کشیده شده است، با قله‌های متعدد، لبه شمالی فلات ایران را تشکیل می‌دهد که در جبهه شمالی به جلگه و سواحل دریای خزر (از مغان تا مرز ترکمنستان) متصل می‌شود. امتداد لبه شمالی فلات ایران پس از عبور از ایران به کوه‌های هندوکش در افغانستان می‌رسد. رشته کوه سلیمان در غرب پاکستان (در غرب جلگه سند و پنجاب)، ضلع شرقی فلات ایران را تشکیل داده و در امتداد غرب تا جنوب شرقی نیز رشته کوه زاگروس قرار دارد. به طو خلاصه می‌توان گفت که فلات ایران «فلاتی وسیع و نسبتاً مرتفع در آسیای غربی است که از غرب به شرق از دره‌های دجله و فرات تا درّه رود سند و پامیر و از شمال به جنوب از دریای خزر و بیابان توران تا خلیج فارس و اقیانوس هند ممتد است...».<sup>5</sup>


اصولاً «كوه‌هاي زاگروس در جنوب غرب و جنوب با ارتفاعي در حدود 4550 متر (زردكوه) و نيز امتداد آن يعني كوه‌هاي ساحلي جنوب شرق ايران (كوه‌هاي مكران)، تا به امروز نيز مانع بزرگي براي ارتباط با فلات داخلي ايران به شمار مي‌آيند. مشكلات ارتباطي ناشي از وضع كوهستاني فلات داخلي ايران همواره به عنوان مانعي اساسي در راه نفوذ اثرات بسيار زياد طبيعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي از خارج خود نمايي كرده است. اين مشكل ارتباطي بدون ترديد در شكل‌گيري برخي روندهاي تكاملي و ويژگي‌هاي ايران در مقايسه با سرزمين‌هاي مجاور، تأثير به‌سزايي داشته است».<sup>6</sup>
اصولاً «کوه‌های زاگروس در جنوب غرب و جنوب با ارتفاعی در حدود 4550 متر (زردکوه) و نیز امتداد آن یعنی کوه‌های ساحلی جنوب شرق ایران (کوه‌های مکران)، تا به امروز نیز مانع بزرگی برای ارتباط با فلات داخلی ایران به شمار می‌آیند. مشکلات ارتباطی ناشی از وضع کوهستانی فلات داخلی ایران همواره به عنوان مانعی اساسی در راه نفوذ اثرات بسیار زیاد طبیعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از خارج خود نمایی کرده است. این مشکل ارتباطی بدون تردید در شکل‌گیری برخی روندهای تکاملی و ویژگی‌های ایران در مقایسه با سرزمین‌های مجاور، تأثیر به‌سزایی داشته است».<sup>6</sup>


جغرافي‌دانان متقدم نيز در آثار خود به نوعي به حدود فلات ايران اشاراتي داشته‌اند، از جمله: «ايران زمين در ميان و ديگرها (شش اقليم) پيرامون آن و حد زمين ايران كه ميان جهان است، از ميان رود بلخ است از كنار جيحون (= ماوراءالنهر) تا آذرآبادگان و ارمنيه (= قفقاز) تا به قادسيه و فرات (= بين‌النهرين يا ميان‌رودان) و بحريمن و درياي فارس و مكران (= سند) تا به كابل و طخارستان...».<sup>7</sup>
جغرافی‌دانان متقدم نیز در آثار خود به نوعی به حدود فلات ایران اشاراتی داشته‌اند، از جمله: «ایران زمین در میان و دیگرها (شش اقلیم) پیرامون آن و حد زمین ایران که میان جهان است، از میان رود بلخ است از کنار جیحون (= ماوراءالنهر) تا آذرآبادگان و ارمنیه (= قفقاز) تا به قادسیه و فرات (= بین‌النهرین یا میان‌رودان) و بحریمن و دریای فارس و مکران (= سند) تا به کابل و طخارستان...».<sup>7</sup>


دربارة پيوستگي و همگرايي فلات ايران، اكارت‌ اهلرز، جغرافيدان آلماني همچون بسياري ديگر از جغرافي‌دانان و مورخان عقيده دارد كه: «در دوره‌هاي ضعف سياسي يا نظامي سلسله‌هاي ايراني و تسلط بيگانگان نيز، فلات ايران پيوسته يكپارچگي سياسي و فرهنگي خود را حفظ كرده است. به ديگر سخن چه در دوره‌هاي توسعه و شكوفايي قدرت حكومتي و چه در مراحل فروپاشي سياسي كشور، فلات ايران به عنوان كانون تبلور و مركز هويت اقوام ايراني و حاكميت ارضي آنان محسوب مي‌شده است».<sup>8</sup>
درباره پیوستگی و همگرایی فلات ایران، اکارت‌ اهلرز، جغرافیدان آلمانی همچون بسیاری دیگر از جغرافی‌دانان و مورخان عقیده دارد که: «در دوره‌های ضعف سیاسی یا نظامی سلسله‌های ایرانی و تسلط بیگانگان نیز، فلات ایران پیوسته یکپارچگی سیاسی و فرهنگی خود را حفظ کرده است. به دیگر سخن چه در دوره‌های توسعه و شکوفایی قدرت حکومتی و چه در مراحل فروپاشی سیاسی کشور، فلات ایران به عنوان کانون تبلور و مرکز هویت اقوام ایرانی و حاکمیت ارضی آنان محسوب می‌شده است».<sup>8</sup>


گرچه در حال حاضر بخش وسيعي از فلات ايران را بيابان‌ها و كويرهاي خشك و نمكزارهاي متعدد و وسيعي فرا گرفته است، امّا اين فلات با وسعت تقريبي 2600000 كمـ (با احتساب ايران، افغانستان و بخشي از پاكستان)، در روزگاري نه چندان دور، سرزميني پوشيده از جنگل بوده است كه به مرور و بر اثر عوامل طبيعي و استاني يا به كلي نابود شده و يا به كم‌ترين حد از وسعت خود رسيده است. براي نمونه «كينت كرس» [*]كه حوادث و لشكركشي‌هاي اسكندر مقدوني را به رشتة تحرير در آورده است در كوه‌هاي زاگرس، منطقة بين اصفهان و دزفول را يك منطقة كاملاً جنگلي توصيف كرده است.<sup>9</sup>  
گرچه در حال حاضر بخش وسیعی از فلات ایران را بیابان‌ها و کویرهای خشک و نمکزارهای متعدد و وسیعی فرا گرفته است، امّا این فلات با وسعت تقریبی 2600000 کمـ (با احتساب ایران، افغانستان و بخشی از پاکستان)، در روزگاری نه چندان دور، سرزمینی پوشیده از جنگل بوده است که به مرور و بر اثر عوامل طبیعی و استانی یا به کلی نابود شده و یا به کم‌ترین حد از وسعت خود رسیده است. برای نمونه «کینت کرس» [*]که حوادث و لشکرکشی‌های اسکندر مقدونی را به رشته تحریر در آورده است در کوه‌های زاگرس، منطقه بین اصفهان و دزفول را یک منطقه کاملاً جنگلی توصیف کرده است.<sup>9</sup>  


هرودت تاريخ‌نويس يوناني نيز از جنگلي بودن سرزمين ماد شمالي و نيز منطقة شمال غرب آذربايجان سخن به ميان آورده است.<sup>10</sup> بر پاية پژوهش‌هاي جغرافيايي و شناسايي تاريخ جغرافياي طبيعي «در درون اين سرزمين وسيع [فلات ايران] درياچه‌ها و رودخانه‌هاي عريض و طويل وجود داشته است. همچنين در كل منطقه، از درياهايي در دورة سوم زمين‌شناسي سخن رفته است كه اكنون خشك شده‌اند (= كوير)، اما يادگارهاي آن‌ها چون درياچه‌هاي اورميه [شهرآب]، قم، ني‌ريز، همان وجراين‌ها باقي مانده است».<sup>11</sup>
هرودت تاریخ‌نویس یونانی نیز از جنگلی بودن سرزمین ماد شمالی و نیز منطقه شمال غرب آذربایجان سخن به میان آورده است.<sup>10</sup> بر پایه پژوهش‌های جغرافیایی و شناسایی تاریخ جغرافیای طبیعی «در درون این سرزمین وسیع [فلات ایران] دریاچه‌ها و رودخانه‌های عریض و طویل وجود داشته است. همچنین در کل منطقه، از دریاهایی در دوره سوم زمین‌شناسی سخن رفته است که اکنون خشک شده‌اند (= کویر)، اما یادگارهای آن‌ها چون دریاچه‌های اورمیه [شهرآب]، قم، نی‌ریز، همان وجراین‌ها باقی مانده است».<sup>11</sup>




'''مآخذ:'''
4.  


1.   سازمان نقشه‌برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور). '''''اطلس‌ زمين‌شناسي (اطلس ملي ايران).''''' چ1، تهران: 1382، سازمان نقشه‌برداري كشور، ص1.
5.   جعفری، عباس. '''''گیتاشناسی'''''. ج3، '''''دایرهالمعارف جغرافیایی ایران'''''. چ1، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص885..
 
2.  '''''همان'''''. همان‌جا.
 
3.  اهلرز، اكارت. ايران: '''''مباني يك كشورشناسي جغرافيايي'''''. ج1، جغرافياي طبيعي. چ1، تهران: 1365، مؤسسة جغرافيايي و كاتوگرافي سحاب. ص33.
 
4.   جعفري، عباس. '''''گيتا‌شناسي ايران.''''' ج1، '''''كوه‌ها و كوهنامة ايران.''''' چ2، تهران: 1379، گيتا‌شناسي، ص256.
 
5.   جعفري، عباس. '''''گيتاشناسي'''''. ج3، '''''دايرةالمعارف جغرافيايي ايران'''''. چ1، تهران: 1379، گيتاشناسي، ص885..


6.  منبع 3. ص34.
6.  منبع 3. ص34.


7.  '''''مجمل‌التواريخ و القصص'''''. به اهتمام ملك‌الشعراي بهار، تهران: 1318، رمضاني، ص478.
7.  '''''مجمل‌التواریخ و القصص'''''. به اهتمام ملک‌الشعرای بهار، تهران: 1318، رمضانی، ص478.


8.  منبع 3. ص40 و 41.
8.  منبع 3. ص40 و 41.


9.  دوپلانول، گزاويه. «انهدام پوشش جنگلي ايران». '''''فصلنامة تحقيقات جغرافيايي'''''. ترجمة دكتر علي‌اصغر نظريان، مشهد: زمستان1365، آستان قدس رضوي، شماره مسلسل 3، ص80.
9.  دوپلانول، گزاویه. «انهدام پوشش جنگلی ایران». '''''فصلنامه تحقیقات جغرافیایی'''''. ترجمه دکتر علی‌اصغر نظریان، مشهد: زمستان1365، آستان قدس رضوی، شماره مسلسل 3، ص80.


10.                 '''''همان'''''. ص81.
10.                 '''''همان'''''. ص81.


11.                 تكميل‌همايون، ناصر. '''''گسترة فرهنگي و مرزهاي تاريخي ايران زمين'''''. چ1، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي. ص17.
11.                 تکمیل‌همایون، ناصر. '''''گستره فرهنگی و مرزهای تاریخی ایران زمین'''''. چ1، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی. ص17.





نسخهٔ ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۴۱

فلات پهناور ایران، سرزمینی کوهستانی و بلند است که در جنوب باختری قاره آسیا قرار دارد. این سرزمین فلات ارمنستان و آسیای صغیر [آناتولی] را در شمال باختری به فلات‌های پامیر و تبت در خاور مرتبط می‌سازد. از نظر موقعیت طبیعی، یکی از ویژگی‌های اساسی فلات ایران تعلق آن به سیستم بزرگ کوه‌های چین‌خورده اورآسیا است. دیواره عظیم البرز در شمال و رشته کوه زاگرس در باختر و جنوب باختری مؤید این ادعا است[۱].

فلات ایران، یک واحد مستقل، به هم پیوسته و دارای تشخص طبیعی در قاره آسیا است به گونه‌ای که این وحدت جغرافیایی در زمینه‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز موجب ایجاد نوعی هویت یگانه تاریخی شده است. وجود دریاها و چاله‌های پست و هموار در حاشیه فلات ایران، مانند دریای خزر و بیابان ترکمنستان در شمال، خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، جلگه دجله و فرات در باختر و جلگه سند و پنجاب در خاور، استقلال این واحد جغرافیایی را معنایی خاص بخشیده است[۲].

فلات ایران، سرزمینی است که تقریباً در مرکز کمربند خشک و بزرگ دنیای قدیم [اورآسیا] قرار گرفته و در فاصله‌ای یکسان از نواحی بیابانی و استپی دارای زمستان سرد آسیای مرکزی و مناطق خشک و همیشه گرم شمال آفریقا سر برافراشته است. این توده مرتفع که به طور متوسط 800 تا 1000 متر ارتفاع دارد و از نظر همبستگی ناهمواری‌ها و شبکه آبها، بخش وسیعی از همسایه شرقی یعنی کشور افغانستان را نیز در بر می‌گیرد، از تمام جهات به وسیله رشته کوه‌های مرتفعی احاطه شده است[۳].

اگر فلات ایران را به صورت مثلثی تقریباً متساوی‌الساقین فرض کنیم، قاعده آن از شرق افغانستان تا ساحل دریای عمان و محل تلاقی دو ساق آن در مرز ترکیه قرار دارد. فلات ایران افزون بر ایران و افغانستان، قسمتی از غرب پاکستان را نیز در بر می‌گیرد، اما محدوه جغرافیایی کنونی ایران تقریباً 90 درصد آن را پوشانده است. در داخل فلات ایران سرزمین‌های پست و کم ارتفاع بسیاری نیز دیده می‌شوند که دشت کویر، کویر لوت و دشت‌های دیگری در افغانستان و پاکستان از آن جمله‌اند. مرتفع‌ترین نقطه فلات ایران قله دماوند به بلندی 5610 متر است که در شمال شرقی تهران و در جنوب استان مازندران واقع است[۴].4

در امتداد سه ضلع مثلث فلات ایران، سه رشته کوه عظیم قرار دارد که در واقع لبه‌های فلات هستند. رشته کوه البرز که از آذربایجان تا شمال خراسان کشیده شده است، با قله‌های متعدد، لبه شمالی فلات ایران را تشکیل می‌دهد که در جبهه شمالی به جلگه و سواحل دریای خزر (از مغان تا مرز ترکمنستان) متصل می‌شود. امتداد لبه شمالی فلات ایران پس از عبور از ایران به کوه‌های هندوکش در افغانستان می‌رسد. رشته کوه سلیمان در غرب پاکستان (در غرب جلگه سند و پنجاب)، ضلع شرقی فلات ایران را تشکیل داده و در امتداد غرب تا جنوب شرقی نیز رشته کوه زاگروس قرار دارد. به طو خلاصه می‌توان گفت که فلات ایران «فلاتی وسیع و نسبتاً مرتفع در آسیای غربی است که از غرب به شرق از دره‌های دجله و فرات تا درّه رود سند و پامیر و از شمال به جنوب از دریای خزر و بیابان توران تا خلیج فارس و اقیانوس هند ممتد است...».5

اصولاً «کوه‌های زاگروس در جنوب غرب و جنوب با ارتفاعی در حدود 4550 متر (زردکوه) و نیز امتداد آن یعنی کوه‌های ساحلی جنوب شرق ایران (کوه‌های مکران)، تا به امروز نیز مانع بزرگی برای ارتباط با فلات داخلی ایران به شمار می‌آیند. مشکلات ارتباطی ناشی از وضع کوهستانی فلات داخلی ایران همواره به عنوان مانعی اساسی در راه نفوذ اثرات بسیار زیاد طبیعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از خارج خود نمایی کرده است. این مشکل ارتباطی بدون تردید در شکل‌گیری برخی روندهای تکاملی و ویژگی‌های ایران در مقایسه با سرزمین‌های مجاور، تأثیر به‌سزایی داشته است».6

جغرافی‌دانان متقدم نیز در آثار خود به نوعی به حدود فلات ایران اشاراتی داشته‌اند، از جمله: «ایران زمین در میان و دیگرها (شش اقلیم) پیرامون آن و حد زمین ایران که میان جهان است، از میان رود بلخ است از کنار جیحون (= ماوراءالنهر) تا آذرآبادگان و ارمنیه (= قفقاز) تا به قادسیه و فرات (= بین‌النهرین یا میان‌رودان) و بحریمن و دریای فارس و مکران (= سند) تا به کابل و طخارستان...».7

درباره پیوستگی و همگرایی فلات ایران، اکارت‌ اهلرز، جغرافیدان آلمانی همچون بسیاری دیگر از جغرافی‌دانان و مورخان عقیده دارد که: «در دوره‌های ضعف سیاسی یا نظامی سلسله‌های ایرانی و تسلط بیگانگان نیز، فلات ایران پیوسته یکپارچگی سیاسی و فرهنگی خود را حفظ کرده است. به دیگر سخن چه در دوره‌های توسعه و شکوفایی قدرت حکومتی و چه در مراحل فروپاشی سیاسی کشور، فلات ایران به عنوان کانون تبلور و مرکز هویت اقوام ایرانی و حاکمیت ارضی آنان محسوب می‌شده است».8

گرچه در حال حاضر بخش وسیعی از فلات ایران را بیابان‌ها و کویرهای خشک و نمکزارهای متعدد و وسیعی فرا گرفته است، امّا این فلات با وسعت تقریبی 2600000 کمـ (با احتساب ایران، افغانستان و بخشی از پاکستان)، در روزگاری نه چندان دور، سرزمینی پوشیده از جنگل بوده است که به مرور و بر اثر عوامل طبیعی و استانی یا به کلی نابود شده و یا به کم‌ترین حد از وسعت خود رسیده است. برای نمونه «کینت کرس» [*]که حوادث و لشکرکشی‌های اسکندر مقدونی را به رشته تحریر در آورده است در کوه‌های زاگرس، منطقه بین اصفهان و دزفول را یک منطقه کاملاً جنگلی توصیف کرده است.9

هرودت تاریخ‌نویس یونانی نیز از جنگلی بودن سرزمین ماد شمالی و نیز منطقه شمال غرب آذربایجان سخن به میان آورده است.10 بر پایه پژوهش‌های جغرافیایی و شناسایی تاریخ جغرافیای طبیعی «در درون این سرزمین وسیع [فلات ایران] دریاچه‌ها و رودخانه‌های عریض و طویل وجود داشته است. همچنین در کل منطقه، از دریاهایی در دوره سوم زمین‌شناسی سخن رفته است که اکنون خشک شده‌اند (= کویر)، اما یادگارهای آن‌ها چون دریاچه‌های اورمیه [شهرآب]، قم، نی‌ریز، همان وجراین‌ها باقی مانده است».11


4.  

5.   جعفری، عباس. گیتاشناسی. ج3، دایرهالمعارف جغرافیایی ایران. چ1، تهران: 1379، گیتاشناسی، ص885..

6.  منبع 3. ص34.

7.  مجمل‌التواریخ و القصص. به اهتمام ملک‌الشعرای بهار، تهران: 1318، رمضانی، ص478.

8.  منبع 3. ص40 و 41.

9.  دوپلانول، گزاویه. «انهدام پوشش جنگلی ایران». فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. ترجمه دکتر علی‌اصغر نظریان، مشهد: زمستان1365، آستان قدس رضوی، شماره مسلسل 3، ص80.

10.                 همان. ص81.

11.                 تکمیل‌همایون، ناصر. گستره فرهنگی و مرزهای تاریخی ایران زمین. چ1، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌های فرهنگی. ص17.


کبری حکیمیان


[*] Quinte_ curce

  1. سازمان نقشه‌برداری کشور (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور). اطلس‌ زمین‌شناسی (اطلس ملی ایران). چ1، تهران: 1382، سازمان نقشه‌برداری کشور، ص1.
  2. همان. همان‌جا.
  3.   اهلرز، اکارت. ایران: مبانی یک کشورشناسی جغرافیایی. ج1، جغرافیای طبیعی. چ1، تهران: 1365، مؤسسه جغرافیایی و کاتوگرافی سحاب. ص33.
  4. جعفری، عباس. گیتا‌شناسی ایران. ج1، کوه‌ها و کوهنامه ایران. چ2، تهران: 1379، گیتا‌شناسی، ص256.