پرش به محتوا

سبک نثر دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان اول: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Arghavan (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Arghavan (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
=== '''سبک نثر فارسی در دوره‌ی سوم''' ===
نویسندگان در نثر این دوره نیز، همانند اشعار به ساخت‌های مضاعف موسیقایی و تکرار واژگان و توازن‌های ممتد در نثر از طریق واژگان و مفردات عربی گرایش یافتند. در سطح معنایی نیز عموماً از جمله‌های مترادف که دارای معنایی واحد است سود می جستند. به‌گونه‌ای که یک مضمون را به طرق مختلف بیان می‌کردند و این به اطناب و اطاله‌ی کلام می‌افزود. آیات و احادیث در نثر این دوره کارکردی استدلالی دارند، به گونه‌ای که نثر این دوره تأثیر زیادی از نثر عربی گرفته است. در سطح معنایی به‌دلیل استفاده از آرایه‌های ادبی و فنون شعری، پیچیدگی مشاهده می‌شود و بدین‌خاطر بهار، نثر این دوره را «نثر فنی» می‌نامد<ref>بهار، محمدتقی. '''سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی'''. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص۲۵۵.</ref>.  
نویسندگان در نثر این دوره نیز، همانند اشعار به ساخت‌های مضاعف موسیقایی و تکرار واژگان و توازن‌های ممتد در نثر از طریق واژگان و مفردات عربی گرایش یافتند. در سطح معنایی نیز عموماً از جمله‌های مترادف که دارای معنایی واحد است سود می جستند. به‌گونه‌ای که یک مضمون را به طرق مختلف بیان می‌کردند و این به اطناب و اطاله‌ی کلام می‌افزود. آیات و احادیث در نثر این دوره کارکردی استدلالی دارند، به گونه‌ای که نثر این دوره تأثیر زیادی از نثر عربی گرفته است. در سطح معنایی به‌دلیل استفاده از آرایه‌های ادبی و فنون شعری، پیچیدگی مشاهده می‌شود و بدین‌خاطر بهار، نثر این دوره را «نثر فنی» می‌نامد<ref>بهار، محمدتقی. '''سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی'''. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص۲۵۵.</ref>.  


خط ۲۷: خط ۲۶:
احمد تمیم داری
احمد تمیم داری
[[رده:ادبیات]]
[[رده:ادبیات]]
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]

نسخهٔ ‏۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۰۳

نویسندگان در نثر این دوره نیز، همانند اشعار به ساخت‌های مضاعف موسیقایی و تکرار واژگان و توازن‌های ممتد در نثر از طریق واژگان و مفردات عربی گرایش یافتند. در سطح معنایی نیز عموماً از جمله‌های مترادف که دارای معنایی واحد است سود می جستند. به‌گونه‌ای که یک مضمون را به طرق مختلف بیان می‌کردند و این به اطناب و اطاله‌ی کلام می‌افزود. آیات و احادیث در نثر این دوره کارکردی استدلالی دارند، به گونه‌ای که نثر این دوره تأثیر زیادی از نثر عربی گرفته است. در سطح معنایی به‌دلیل استفاده از آرایه‌های ادبی و فنون شعری، پیچیدگی مشاهده می‌شود و بدین‌خاطر بهار، نثر این دوره را «نثر فنی» می‌نامد[۱].

نماینده‌ی کامل نثر این دوره کتاب کلیله و دمنه ترجمه‌ی ابوالمعالی نصرالله منشی است. در کلیله و دمنه مختصات سبکی بسیاری وجود دارد، ولی لغات و ترکیبات تازه‌ای در آن آمده که در دوره‌های قبل رایج نبوده‌است[۲]. ترکیبات فعلی مرکب از کلمه‌های عربی و فارسی در آن به‌کار رفته است و کاربرد واژگان عربی در آن نسبت به قرن پنجم بیشتر است. از آرایه‌های موازنه، سجع، قرینه‌سازی برای ایجاد ساختار موسیقایی فراوان استفاده گردیده‌است و در ساختار بیانی از آرایه‌ی شعری چون تشبیه، استعاره، کنایه ... می‌توان در آن فراوان یافت. استشهاد به آیات و احادیث و امثال و اشعار عربی و فارسی در آن بسیار است. در بیان حکایت و داستان‌پردازی عموماً از روش داستان در داستان (labirent) استفاده شده است. حکایات آن کارکرد تمثیلی دارند، این کتاب نوع ادبی تعلیمی است و حکایات آن بیشتر برای اقناع مخاطب آمده‌است. مثلاً در مقدمه‌ی باب هشتم «باب بوم و غراب» می‌گوید:

«رای گفت ... اکنون ... بازگوید از جهت من مَثَل دشمنی که بدو فریفته نشاید گشت ...[۳]».

اما کلیله و دمنه به‌خاطر همین داستان‌پردازی است که دارای زیبایی‌های هنری است و به آن وجه ادبی بخشیده‌است. بیان اعمال و رفتار قهرمانان به زبان حیوانات و نقش آنان در سرتاسر حکایات، نوع ادبی را به‌وجود آورده که معادل آن Fable در ادب اروپایی است. این حیوانات درواقع مثل افراد زمانه‌اند که در حکایات جلوه یافته‌اند. پس، از این رو کلیله و دمنه از نوع ادب تمثیلی نیز به‌شمار می‌آید.

یکی از کتاب‌های معاصر با کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی، چهار مقاله‌ی نظامی عروضی به نثر است. این اثر نسبت به آثار عصر خود کهنه‌تر است و گویا به نثر اواخر قرن پنجم شباهت دارد و سبک آن چون قابوس‌نامه و سیاست‌نامه است. هریک از این چهار مقاله به دلیل تنوع در مطلب - شاعری، دبیری، نجوم و طب - دارای حوزه‌ی واژگانی متفاوت با دیگری است. مضافاً اینکه نویسنده بر آن بوده‌است که حتی در حکایات و روایات تاریخی نیز جنبه‌ی واقع‌نمایی را حفظ کند. به‌هر روی چهار مقاله میان دو جریان سبکی نثر مرسل قدیم و نثر فنی جدید است.

در نثر قرن ششم سبک دیگری از نگارش به نام «مقامه» رواج یافت. مقامه یا مقامات به سخنان معروفی می‌گفتند که واعظان در پند و موعظت و حکمت بر منبرها و انجمن‌ها می‌گفتند و اصطلاح «مجلس‌گفتن» ظاهراً از اینجاست. زیرا مجلس‌گفتن تقریباً مترادف «مقامه» است، ولی اصطلاحاً روایات و افسانه‌هایی است که شخصی آنها را تدوین کرده با عباراتی آهنگین می‌خواند[۴]. مقامات در زبان فارسی به تقلید از عربی است و به روایت حریری در مقدمه مقامات، بدیع‌الزمان همدانی اولین کسی است که در زبان عربی مقامه‌نویسی کرد. بعضی بر این باورند که قبل از همدانی، احمدبن فارسی (م ۳۹۵ق) مقامه نویسی کرده‌است[۵]. در زبان فارسی در آثار خواجه عبدالله انصاری قطعاتی شبیه مقامات هست، اما استادان اصلی مقامات فارسی، قاضی حمیدالدین ابوبکر بلخی (م ۵۵۹ق) در قرن ششم و شیخ مصلح‌الدین سعدی در قرن هفتم هستند. سبک مقامات قاضی حمیدالدین یا مقامات حمیدی سبکی اقتباسی از مقامات همدانی و حریری در عربی است. البته در مقامات حمیدی خصوصیاتی وجود دارد که جلوه‌ای خاص به آن بخشیده‌است. در اکثر ۲۴ مقامه سبک غالب، سبک ادبی است، یعنی از ساختارهای ادبی و زبان هنری بهره یافته‌است. اما در کنار آن از سبک‌های فرعی هم برخوردار است. مقامه‌هایی که درباره‌ی جنون، آداب سفر و تصوف نوشته شده، دارای سبک عرفانی و فلسفی است. مقامه نهم «در مناظره‌ی ملحد و سنی» از سبک دینی و جدلی برخوردار است. نویسنده از سبک طنز و هجو در مقامه‌ی شانزدهم و هفدهم سود جسته‌است، همچنین از سبک علمی، در مقامه‌ی بیستم «در مناظره‌ی طبیب و منجم» استفاده کرده‌است که نشان‌دهنده اطلاعات علمی نویسنده در این فن است و در مقامه‌ی بیست و چهارم از سبک تاریخی استفاده کرده‌است. مختصه‌ی عمومی این مقامه‌ها، کاربرد گسترده‌ی عبارات و جملات عربی به‌صورت شعر، مثل، آیه و حدیث است. بهره‌گیری از نهایت عوامل ایجاد ساختار موسیقایی کلام به گونه‌ای است که در بسیاری از عبارات وزن عروضی می‌بینیم که به صورت جملات متقارن و متوازی خود را نشان می‌دهد. در به‌کارگیری تکنیک‌های معنایی از نهایت ابهام ادبی سود می‌جوید که در بعضی از جاها مخل فصاحت می‌شود.

تاریخ بیهقی از کتاب‌های صاحب‌سبک قرن ششم است. تاریخ تألیف آن حدود سال ۵۶۳ ق است. نثر تاریخی این‌کتاب، زبانی آمیخته با سبک قرن پنجم و ششم است. گویا به شیوه‌ی چهار مقاله نزدیک است. اما گاه‌گاه در آن عبارات و اشعار عربی دیده می‌شود. کاربرد آرایه‌های بیانی در آن به استادی صورت پذیرفته‌است. عتبةالکتبه، رسائل بهاءالدین بغدادی، التوسل الی الترسل و تاریخ یمینی از دیگر کتاب‌های قرن ششم هستند. این کتابها عموماً به سبک ابوالمعالی نصرالله در کلیله و دمنه توجه دارند. کتب علمی این عصر از قبیل تفسیر روض‌الجنان از ابوالفتوح رازی به سبک قرن پنجم و بینابین، آثار حبیش بن‌ابراهیم تفلیسی، امام فخر رازی و رشیدالدین وطواط در علم بدیع به‌نام حدائق‌السحر فی دقایق الشعر از سبکی کهنه برخوردارند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص۲۵۵.
  2. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص ۲۶۷ - ۲۶۳.
  3. منشی، نصرالله. کلیله و دمنه. تهران: نشر ثالث، ۱۳۶۸، ص ۱۹۱.
  4. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ج ۲، ص ۳۲۵.
  5. خطیبی، محمدعلی. فن نثر در ادب پارسی. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۰، ج ۱، ص ۵۵۲.

منبع اصلی

تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

احمد تمیم داری