سبک نثر مصنوع و سبک عراقی
در این دوره بهدلیل علاقهمندی مغولان به تاریخنگاری، نثر تاریخی گسترش مییابد و کتابهایی با موضوعات تاریخی تألیف میشوند. مهمترین تاریخ در این قرن - قرن هفتم - تاریخ جهانگشای جوینی تألیف عطاملک جوینی است که در حدود ۶۵۸ق تألیف گردید. از دیگر کتابهای تاریخی این دوره میتوان از جامعالتواریخ از رشیدالدین فضلالله (تألیف ۷۱۰ق) تجزیةالامصار و تزجیة الاعصار معروف به تاریخ وصاف از عبدالله بن فضل شیرازی (تألیف ۷۳۸ق)، تاریخ گزیدهی حمدالله مستوفی (تألیف ۷۳۰ق) و نظامالتواریخ از قاضی بیضاوی (تألیف ۶۷۴ق) نام برد. سبک این کتابها بهجز تاریخ جهانگشا و تاریخ وصاف ساده و سلیس است که به آثار منثور بازمانده از گذشته شباهت دارند. از دیگر پیروان سبک قدیم در این دوره میتوان از این افراد یاد کرد: محمد نسوی مؤلف نفثةالمصدور و سیرهی جلالالدین که آثارش به سبک کلیله و دمنه نزدیک است، سعدالدین وراوینی مترجم مرزباننامه که کاملاً از سبک کلیله و دمنه تقلید کردهاست.
البته مترجم مرزباننامه اندکی در بهکارگیری آرایههای ادبی در مرزباننامه خصوصاً در مقدمهی آن افراط کردهاست که گویا از مختصات سبکی عصر او بودهاست. مرصاد العباد اثر نجمالدین رازی هم به سبکی نزدیک بهکلیله و دمنه نوشته شده و اندکی از آن روانتر است. از آثار علمی معروف این عصر میتوان از المعجم فیمعاییر اشعار العجم از شمس قیس رازی و همچنین از آثار محمد عوفی به نام لبابالالباب و اثر ادبیاش جوامعالحکایات یاد کرد که سبک آنها به سبک قرن ششم نزدیک است. از کتابهای مصنوع این عصر میتوان از جهانگشای جوینی یاد کرد که تمام خصوصیات نثر مصنوع در آن وجود دارد. مؤلف جهانگشا در استشهاد به اشعار فارسی بیشتر به شعر فردوسی توجه دارد و ابیات زیادی از آن را متناسب مقام و جایگاه آوردهاست. اهمیت مردمشناسی و جامعهشناختی جهانگشا در توصیف اقوام مغول و رسوم آنان چنان است که این کتاب را به اثری علمی مانند ساختهاست که مؤلف مشاهدات خود را مینگارد. او یگانه مؤلفی است که به مغولستان رفته و سرزمینهای آسیای شرقی را براساس مشاهدات خود توصیف کردهاست. نثر فارسی در قرن هفتم با ظهور سعدی به اوج خود رسید. سعدی در آثار منثورش سه سبک گوناگون ارائه دادهاست:
- سبک کلیله و دمنه و مرزباننامه و اندکی جهانگشا؛
- سبک مقامات خواجه عبدالله انصاری؛
- سبک خاص سعدی.
علاوه بر گلستان سایر آثار منثور او نیز تمام مختصات سهگانه را دارد. سعدی از نظر محتوا در مجالس و رسالات خود سبک عرفانی را به نمایش میگذارد و از نظر زبانی سبک خواجه عبدالله انصاری را که سبک نثر موزون است و این در مجلس سوم کاملاً آشکار است. البته در مجموعهی آثار منثور سعدی، نثر فکاهی به شیوهی سوزنی سمرقندی هم دیده میشود که در انتساب آن به سعدی تردید وجود دارد. سبک گلستان به مقامهنویسی شباهت داردکهگویا تحت تأثیر آثار خواجه عبدالله است و از آن میتوان به عنوان یک مقامهی عالی یاد کرد. سعدی در گلستان از نهایت امکانات زبانی بهره برده و پیوسته مقام مخاطب را رعایت کردهاست. او از آرایههای شعری هم به حد مطلوب بهره برده است. البته بهکارگیری ابزارهای نظمآفرین چه در ساختهای آوایی، که در بعضی از عبارات وزن عروضی دارند، و چه در ساختهای واژگانی و نحوی، در گلستان تشخص بیشتری دارد. انتخاب موضوعات او مفاهیم سبکی را متنوع میسازد. ابواب هشتگانهی گلستان هر کدام موضوعی بالنسبه مستقلاند. در باب اول - سیرت پادشاهان - انتخاب در حوزهی واژگان مربوط به سیاست است. در باب پنجم، حوزهی واژگانی مربوط به عشق و غزل است، زیرا موضوع باب پنجم عشق و جوانی است و همینگونه در باب هفتم -در تأثیر تربیت - با مجموعهای از واژگان روانشناختی روبهرو میشویم که به استادی بهکار رفتهاست، مثل کودن، تعلیم، تربیت، عاقل، دیوانه، پند، هنر، معلم، تهذیب، علم ... که جایجای تکرار میشوند. اما در باب هشتم - در آداب صحبت - اوج هنرنمایی سعدی در استفاده از ساختهای نحوی و معنایی زبان بهعلاوه نقش و کاربرد آنهاست. جملات کوتاه -کلمات قصار - مشخصهی غالب این باب است و این مطابقت و همنوایی در صورت و محتوا در هیچ جای ادب فارسی سابقه ندارد.
سبک سعدی بههر روی در گلستان نسبت به عصر خود، نوآوری محسوب میشده و ما میتوانیم از آن به عنوان «سبک مرسل موزون و شاعرانه» یاد کنیم. سبک گلستان در ادبیات فارسی مورد توجه همگان قرار گرفت و چند تن از نویسندگان در مقام تقلید از آن برآمدند که هیچ یک موفق نبودند. نگارستان از جوینی، بهارستان از جامی و پریشان از قاآنی و در دورهی قاجار آثار قائم مقام از این دست بودند.
در قرن هشتم ضعف و سستی در نثر فارسی راه مییابد و مقدمات فساد نثر آشکار میشود[۱]. حتی کتابهای تاریخی هم در این دوره از حیث صحت مورد تردید است و مطالب آنها اعتبار چندانی ندارد. در قرن نهم هم این روند ادامه مییابد و حتی یکی از معروفترین تذکرههای فارسی - تذکرةالشعرای دولتشاه سمرقندی - دارای اطلاعات غلط و اشتباهات فراوانی است. از نظر سبک، کسانی چون شرفالدین علی یزدی مؤلف ظفرنامهی تیموری به سبک مصنوع جهانگشای جوینی روی آوردند، اما بنا به گفتهی بهار، نثر این دوره میانهی نثر ساده و فنی است که از آن جمله آثار میرخواند مثل روضةالصفا، آثار حافظ ابرو و آثار عبدالرزاق سمرقندین مثل مطلعالسعدی را میتوان نام برد. در قرن هشتم، نثر فکاهی و طنز هم در آثار عبید زاکانی دیدهمیشود که بیشتر ناظر بر مفاهیم اجتماعی است. اخلاقالاشراف و رسالهی دلگشا از جمله آثار معروف او هستند.
نثر فارسی در عهد صفوی به نثری منشیانه و متکلف تبدیل میشود که مملو از اتکلفات شاعرانه و پیچیدگیهای بیانی است.گویا قصد شاعر بیشتر اظهار فضل و فخرفروشی بوده تا بیان هنری و ادبی. اما آثاری نیز به نثر ساده دیده میشود، مثل عالم آرای شاه اسماعیل و اسکندرنامه[۲]. آثار شیخبهایی و علامهمجلسی دارای موضوعات و مضامین علمی و دینی است. بیشتر آثار این عصر به نثر مصنوع و متکلف است. معمولاً نثرهای این دوره بیشباهت به قصاید حوزهی آذربایجان در قرن ششم نیست. نویسنده در آغاز، چون قصیده، مقدمهای مفصل یا خطبهای مصنوع میآورد که در آن انواع پیچیدگیهای شعری دیده میشود، این شیوه در مکاتیب و نامهها و منشآت محسوستر است، مثل کتاب نوابگیتی و آثار وحید قزوینی.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
احمد تمیم داری