سبک نثر دوره غزنوی و سلجوقی اول
در این دوره سبک نثر فارسی اندکاندک به سوی نثر فنی گرایش مییابد ریشهی تحول را باید در عوامل گوناگون سیاسی و اجتماعی، تکامل ذاتی نثر از سادگی به پیچیدگی، تسلط شعر بر حوزههای ادبی و تنوعات در علوم بلاغی جستجو کرد. بههر صورت در این دوره نثر فارسی حالتی بینابین دارد ولی توجه آن به سوی فنی شدن بیشتر است. نثرهای این دوره عموماً تاریخی، فلسفی و دینی و اندرزی است و نثرهای صوفیانه هم به گستردگی وجود دارند. نمونهی کامل نثر این دوره از لحاظ ویژگیهای سبکی نوشتههای بونصر مشکان و شاگردش ابوالفضل بیهقی است. بیهقی که مؤلف تاریخ بزرگ غزنویان است در سبک نثر به گفتهی بهار، از بونصر مشکان تقلید کردهاست[۱]. اما این عمل بیهقی تقلید صرف نبودهاست بلکه ابداع و خلاقیت او، اثرش را از تقلید به سوی سبکی عالی سوق دادهاست.
نثر فارسی در این دوره بر خلاف نثر دورهی قبل به اطناب گرایش یافتهاست، عبارات مفصلتر و جملات طولانیتر است و این مسئله در نثر بونصر و بیهقی کاملاً مشهود است این اطناب به علت علاقه به توصیف و منظرهسازی است و از این لحاظ نثر بیهقی نثری توصیفی است. بهار میگوید: «سبک بونصر و بیهقی حقیقیترین سبک نثر است[۲]». استشهاد و تمثیل به آیات و احادیث در این دوره در نثر رواج دارد اما از حد اعتدال برخوردار است و مانند دورههای بعد به افراط نرفتهاست، استشهاد در نثر، گویا به تأثیر از نثر فنی عربی در قرن چهارم است. اصولاً سبک نثر فارسی در این دوره سه گونه تأثیر از زبان عربیگرفته است:
- ورود لغات عربی تازه که در سبک سامانی وجود نداشت؛
- کاربرد کلمات تنویندار عربی؛
- کاربرد جملات عربی در آغاز بدون قصد تمثیل و استشهاد و کاربرد ساختار جملات عربی و شکل جملهبندی آنها[۳]. این خصوصیات در نثر بیهقی کاملاً آشکار است و در دورههای بعد بصورت گستردهتر بهکار میروند.
از دیگر آثار این دوره سیاستنامه یا سیرالملوک از خواجه نظامالملک است. نوع نثر این اثر میباید آموزشی و اندرزی باشد اما در آن حکایات تاریخی فراوانی آمدهاست. این اثر دارای دو ویژگی سبکی است: ساختار واژگانی و نحوی آن چون نثر بلعمی است و اصطلاحاً ساده است و از نظر ساختار معنایی و تمهیدات ادبی اندکی تازگی در آن دیده میشود که به نثر بیهقی شبیه است. بسامد واژگان عربی آن حدود ۱۰% است[۴]. چنین به نظر میرسد که نویسنده در بهکارگیری امکانات زبانی، مقام و موقعیت مخاطب را در نظر داشتهاست. سبک کتاب قابوسنامه نظیر سیاستنامه است اما وجه امتیاز آن استفاده از اشعار خود مؤلف در استشهاد است و نشان میدهد که ظاهراً مؤلف، شاعر هم بودهاست. از نظر نوع ادبی، قابوسنامه نمونهی کامل ادب تعلیمی است که در آن از شیوهی حکمت عملی سخن رفته است. آثار ناصرخسرو هم در این دوره اهمیت خاص دارند. سفرنامهی او از نوع ادبیات واقعگراست و زادالمسافرین او به سبک دورهی اول شبیه است. آثار ناصرخسرو از نظر محتوای سبکی، دارای سبک کلامی و فلسفی است و بهدلیل عقاید فلسفی و دینی او در مذهب اسماعیلیه اهمیت دارند. او در زادالمسافرین اصطلاحات فراوانی آوردهاست و حوزههای واژگانی او معمولاً مفاهیم فلسفی، دینی و مذهبی است. سفرنامه او لغات عربی کمتری دارد و به نسبت آنچه در دورهی او مرسوم بوده کهنگی دارد. اما قدرت نویسنده در توصیف و واقعنمایی است که نظیر آن را در تاریخ بیهقی میتوان یافت. از کتب معروف صوفیه در این دوره،کیمیای سعادت از امام محمد غزالی است.
او کتاب را به شیوهی نثر عرفا نگاشته و به کشفالمحجوب هجویری نظر داشتهاست و همین باعث شده تا نثر کتاب ساده و مرسل باشد. امام محمد غزالی در این کتاب مقام مخاطب را هم رعایت کردهاست، زیرا در اواخر عمر بنا به درخواست مردم خراسان آن را نگاشت. تألیف کتب صوفیه در این دوره با کتاب کشفالمحجوب هجویری (م ۴۶۵ ق) آغازگردید. سبک این کتاب به سبک عصر سامانی نزدیک است اما اندکی از نظر ساختار موسیقایی قویتر نشان میدهد و در آن از سجع و موازنه استفاده شده است. کتب اسرارالتوحید و تذکرةالاولیا هم به سبک سامانی نزدیکترند تا به سبک دورهی خود. تذکرةالاولیای عطار سخت تحت تأثیر سبک کشفالمحجوب است و این شباهت هم در ساختار معنایی آشکار است و هم در ساختار لفظی، و بهار در سبک شناسی دربارهی آن توضیح دادهاست. در همین دوره خواجه عبدالله انصاری (م ۴۸۱ ق) نثر موزون را در سبک فارسی گسترش میدهد. او ظاهراً نخستین کسی است که تمهیدات موسیقایی را بهصورت گسترده بکار بردهاست. از نظر محتوایی آثار او از مضامین بلند عرفانی برخوردارند. کتابهای زادالعارفین، کنزالسالکین، مناجاتنامه و صد میدان از معروفترین آثار اوست. سبک نثر خواجه عبدالله در قرن پنجم مورد استقبال واقع نشد، ولی در قرون بعد ادامه یافت.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ بهار، محمدتقی. سبکشناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص ۶۷.
- ↑ بهار، محمدتقی. سبکشناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص ۶۹.
- ↑ بهار، محمدتقی. سبکشناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337، ص71.
- ↑ بهار، محمدتقی. سبکشناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر،1337،ص96.
منبع اصلی
تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
احمد تمیم داری