پرش به محتوا

انقلاب مشروطه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''انقلاب مشروطه''' (1284-1285ش). جنبشي آزادي‌خواهي و برقراري حكومت قانون مردم ايران به رهبري سيد محمد طباطبايي<sup>*</sup> و سيد عبدالله بهبهاني<sup>*</sup> كه سرانجام به صدور فرمان مشروطه (حكومت قانون) و تشكيل مجلس شوراي ملي<sup>*</sup> در ايران انجاميد. مظفرالد...» ایجاد کرد
 
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''انقلاب مشروطه''' (1284-1285ش). جنبشي آزادي‌خواهي و برقراري حكومت قانون مردم ايران به رهبري سيد محمد طباطبايي<sup>*</sup> و سيد عبدالله بهبهاني<sup>*</sup> كه سرانجام به صدور فرمان مشروطه (حكومت قانون) و تشكيل مجلس شوراي ملي<sup>*</sup> در ايران انجاميد.
'''[[انقلاب مشروطه]]''' (1284-1285ش). جنبشی آزادی‌خواهی و برقراری حکومت قانون مردم ایران به رهبری [[سید محمد طباطبایی]]<sup>*</sup> و [[سید عبدالله بهبهانی]]<sup>*</sup> که سرانجام به صدور فرمان مشروطه (حکومت قانون) و تشکیل [[مجلس شورای ملی]]<sup>*</sup> در ایران انجامید.


مظفرالدين شاه قاجار، پس از مرگ پدرش ناصرالدين شاه در 1313ق، در شرايطي بر تخت نشست كه وضعيت مالي كشور به شدت نابسامان و نارضايتي عمومي رو به افزايش بود. سياست‌هاي آشتي‌جويانة او نيز تنها به تشكيل سازمان‌هاي مخفي و گسترش نشريات منتقد منجر شد و فضاي جامعه را براي آغاز يك جنبش اجتماعي فراگير آماده كرد.<sup>1</sup>  
[[مظفرالدین شاه]] قاجار، پس از مرگ پدرش [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] در 1313ق، در شرایطی بر تخت نشست که وضعیت مالی کشور به شدت نابسامان و نارضایتی عمومی رو به افزایش بود. سیاست‌های آشتی‌جویانه او نیز تنها به تشکیل سازمان‌های مخفی و گسترش نشریات منتقد منجر شد و فضای جامعه را برای آغاز یک جنبش اجتماعی فراگیر آماده کرد<ref>  ملک‌زاده، مهدی. '''''تاریخ انقلاب مشروطیت ایران.''''' تهران: سقراط، ]بی تا[، ج 1، ص 153؛ ناظم‌الاسلام کرمانی. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ص 162؛ کسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: نگاه، 1382، ص 47.</ref>.


از سوي ديگر روشنفكران و اصلاح‌گران ايراني كه از عقب‌ماندگي كشور و ضعف مفرط آن در برابر كشورهاي اروپايي رنج مي‌بردند، چاره كار و ماية اقتدار و آباداني را در دو عامل «قانون» و «فناوري جديد» جستجو مي‌كردند.<sup>2</sup>
از سوی دیگر روشنفکران و اصلاح‌گران ایرانی که از عقب‌ماندگی کشور و ضعف مفرط آن در برابر کشورهای اروپایی رنج می‌بردند، چاره کار و مایه اقتدار و آبادانی را در دو عامل «قانون» و «فناوری جدید» جستجو می‌کردند<ref>  همایون کاتوزیان. '''''دولت و جامعه در ایران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوی'''''. ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مرکز، چ 1، 1379، ص 53.</ref>.


خشكسالي و عواقب جنگ روسيه با ژاپن در اواخر 1283ش باعث بروز يك بحران اقتصادي بزرگ و گراني مايحتاج عمومي شد كه نقطة آغاز انقلاب بود.<sup>3</sup> ابتدا بازرگانان و مردم كه از سخت‌گيري گمرك و رفتارهاي مسيو نوز، رئيس بلژيكي گمركات، به خاطر عكسي كه با لباس روحانيت گرفته بود خشمگين بودند، عزل او را خواستار شدند كه اين درخواست بي‌نتيجه ماند.<sup>4</sup> اما دستاورد بزرگ اين ماجرا همپيماني دو مجتهد با نفوذ پايتخت، طباطبايي و بهبهاني، براي ايستادگي در برابر دولت بود.  
خشکسالی و عواقب جنگ روسیه با ژاپن در اواخر 1283ش باعث بروز یک بحران اقتصادی بزرگ و گرانی مایحتاج عمومی شد که نقطه آغاز انقلاب بود<ref>آبراهامیان، یرواند. '''''ایران بین دو انقلاب'''''. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی‌ولیلایی، تهران: نی، 1382، ص 104.</ref>. ابتدا بازرگانان و مردم که از سخت‌گیری گمرک و رفتارهای مسیو نوز، رئیس بلژیکی گمرکات، به خاطر عکسی که با لباس روحانیت گرفته بود خشمگین بودند، عزل او را خواستار شدند که این درخواست بی‌نتیجه ماند<ref>  کسروی. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: نگاه، 1382. ص 60-59.</ref>. اما دستاورد بزرگ این ماجرا همپیمانی دو مجتهد با نفوذ پایتخت، طباطبایی و بهبهانی، برای ایستادگی در برابر دولت بود.  


نه ماه بعد علاءالدوله، حاكم تهران، چند بازرگان محترم را به بهانة گران كردن قند به فلك بست كه اعتراض گسترده‌اي به دنبال داشت. بازاريان معترض به رهبري طباطبايي و بهبهاني ابتدا در مسجد شاه گرد آمدند. سخنان تند سيد جمال‌الدين واعظ اصفهاني در اين گردهمايي موجب بروز درگيري شديد ميان تجمع‌كنندگان و مأموران حكومت شد. بهبهاني و طباطبايي به حضرت عبدالعظيم رفتند و آنجا بست نشستند. خواستة آنان تأسيس «عدالتخانه» بود كه شاه به ظاهر با آن موافقت كرد.<sup>5</sup> اما عين‌الدوله، صدراعظم وقت، و درباريان از اجراي وعدة شاه تن زدند و به يادآوري‌هاي مسالمت‌جويانة طباطبايي نيز بي اعتنا ماندند. در اين ميان انتشار شبنامه‌ها و تشكيل اجتماع‌هاي علني و مخفي منتقدان دولت ادامه يافت تا اينكه عين‌الدوله در صدد جلوگيري از تحريكات برآمد.  
نه ماه بعد علاءالدوله، حاکم تهران، چند بازرگان محترم را به بهانه گران کردن قند به فلک بست که اعتراض گسترده‌ای به دنبال داشت. بازاریان معترض به رهبری طباطبایی و بهبهانی ابتدا در مسجد شاه گرد آمدند. سخنان تند سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی در این گردهمایی موجب بروز درگیری شدید میان تجمع‌کنندگان و مأموران حکومت شد. بهبهانی و طباطبایی به حضرت عبدالعظیم رفتند و آنجا بست نشستند. خواسته آنان تأسیس «عدالتخانه» بود که شاه به ظاهر با آن موافقت کرد<ref>  ناظم‌الاسلام کرمانی. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تهران: امیرکبیر، 1381. ص 296.</ref>. اما عین‌الدوله، صدراعظم وقت، و درباریان از اجرای وعده شاه تن زدند و به یادآوری‌های مسالمت‌جویانه طباطبایی نیز بی اعتنا ماندند. در این میان انتشار شبنامه‌ها و تشکیل اجتماع‌های علنی و مخفی منتقدان دولت ادامه یافت تا اینکه عین‌الدوله در صدد جلوگیری از تحریکات برآمد.  


آخرين محرك انقلاب دستگيري واعظي در 1285ش بود كه از صدراعظم بدگويي كرده بود. طلبه‌اي در اين غائله كشته شد. قزاق‌ها تشييع جنازة پرشور او را به خون كشيدند و در نتيجه طباطبايي و بهبهاني در اعتراض به قم كوچيدند. شيخ فضل‌الله نوري نيز دو روز بعد به آنان پيوست. از سوي ديگر گروهي از تجّار و مردم به رهبري بازرگانان سرشناسي چون حاج محمدحسين امين‌الضرب و حاج محمدتقي بنكدار در سفارت بريتانيا در تهران تحصن كردند<sup>6</sup> و پايتخت به حال نيمه تعطيل در آمد. خواستة معترضان اين بار حكومت مشروطه و عزل صدراعظم بود. مظفرالدين شاه سرانجام تسليم شد و فرمان مشروطه و تشكيل مجلس شوراي ملي را صادر كرد.   
آخرین محرک انقلاب دستگیری واعظی در 1285ش بود که از صدراعظم بدگویی کرده بود. طلبه‌ای در این غائله کشته شد. قزاق‌ها تشییع جنازه پرشور او را به خون کشیدند و در نتیجه طباطبایی و بهبهانی در اعتراض به قم کوچیدند. شیخ فضل‌الله نوری نیز دو روز بعد به آنان پیوست. از سوی دیگر گروهی از تجّار و مردم به رهبری بازرگانان سرشناسی چون حاج محمدحسین امین‌الضرب و حاج محمدتقی بنکدار در سفارت بریتانیا در [[تهران مصور|تهران]] تحصن کردند<ref>کسروی. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: نگاه، 1382 . ص 118-116.</ref> و پایتخت به حال نیمه تعطیل در آمد. خواسته معترضان این بار حکومت مشروطه و عزل صدراعظم بود. مظفرالدین شاه سرانجام تسلیم شد و فرمان مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی را صادر کرد.   


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1-    ملك‌زاده، مهدي. '''''تاريخ انقلاب مشروطيت ايران.''''' تهران: سقراط، ]بي تا[، ج 1، ص 153؛ ناظم‌الاسلام كرماني. '''''تاريخ بيداري ايرانيان'''''. تهران: اميركبير، 1381، ص 162؛ كسروي، احمد. '''''تاريخ مشروطة ايران'''''. تهران: نگاه، 1382، ص 47.
* [[مجلس شورای ملی]]
* [[مظفرالدین شاه]]


2-    همايون كاتوزيان. '''''دولت و جامعه در ايران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوي'''''. ترجمة حسن افشار، تهران: نشر مركز، چ 1، 1379، ص 53.
== مآخذ ==
1-    ملک‌زاده، مهدی. '''''تاریخ انقلاب مشروطیت ایران.''''' تهران: سقراط، ]بی تا[، ج 1، ص 153؛ ناظم‌الاسلام کرمانی. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تهران: امیرکبیر، 1381، ص 162؛ کسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: نگاه، 1382، ص 47.


3-    آبراهاميان، يرواند. '''''ايران بين دو انقلاب'''''. ترجمة احمد گل‌محمدي و محمدابراهيم فتاحي‌وليلايي، تهران: ني، 1382، ص 104.
2-    همایون کاتوزیان. '''''دولت و جامعه در ایران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوی'''''. ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مرکز، چ 1، 1379، ص 53.


4-    كسروي. '''''همان'''''. ص 60-59.
3-    آبراهامیان، یرواند. '''''ایران بین دو انقلاب'''''. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی‌ولیلایی، تهران: نی، 1382، ص 104.


5-    ناظم‌الاسلام كرماني. '''''همان'''''. ص 296.
4-    کسروی. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: نگاه، 1382. ص 60-59.


6-    كسروي. '''''همان'''''. ص 118-116.
5-    ناظم‌الاسلام کرمانی. '''''تاریخ بیداری ایرانیان'''''. تهران: امیرکبیر، 1381. ص 296.


6-    کسروی. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: نگاه، 1382 . ص 118-116.
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
امید پارسانژاد
امید پارسانژاد

نسخهٔ ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۳

انقلاب مشروطه (1284-1285ش). جنبشی آزادی‌خواهی و برقراری حکومت قانون مردم ایران به رهبری سید محمد طباطبایی* و سید عبدالله بهبهانی* که سرانجام به صدور فرمان مشروطه (حکومت قانون) و تشکیل مجلس شورای ملی* در ایران انجامید.

مظفرالدین شاه قاجار، پس از مرگ پدرش ناصرالدین شاه در 1313ق، در شرایطی بر تخت نشست که وضعیت مالی کشور به شدت نابسامان و نارضایتی عمومی رو به افزایش بود. سیاست‌های آشتی‌جویانه او نیز تنها به تشکیل سازمان‌های مخفی و گسترش نشریات منتقد منجر شد و فضای جامعه را برای آغاز یک جنبش اجتماعی فراگیر آماده کرد[۱].

از سوی دیگر روشنفکران و اصلاح‌گران ایرانی که از عقب‌ماندگی کشور و ضعف مفرط آن در برابر کشورهای اروپایی رنج می‌بردند، چاره کار و مایه اقتدار و آبادانی را در دو عامل «قانون» و «فناوری جدید» جستجو می‌کردند[۲].

خشکسالی و عواقب جنگ روسیه با ژاپن در اواخر 1283ش باعث بروز یک بحران اقتصادی بزرگ و گرانی مایحتاج عمومی شد که نقطه آغاز انقلاب بود[۳]. ابتدا بازرگانان و مردم که از سخت‌گیری گمرک و رفتارهای مسیو نوز، رئیس بلژیکی گمرکات، به خاطر عکسی که با لباس روحانیت گرفته بود خشمگین بودند، عزل او را خواستار شدند که این درخواست بی‌نتیجه ماند[۴]. اما دستاورد بزرگ این ماجرا همپیمانی دو مجتهد با نفوذ پایتخت، طباطبایی و بهبهانی، برای ایستادگی در برابر دولت بود.

نه ماه بعد علاءالدوله، حاکم تهران، چند بازرگان محترم را به بهانه گران کردن قند به فلک بست که اعتراض گسترده‌ای به دنبال داشت. بازاریان معترض به رهبری طباطبایی و بهبهانی ابتدا در مسجد شاه گرد آمدند. سخنان تند سید جمال‌الدین واعظ اصفهانی در این گردهمایی موجب بروز درگیری شدید میان تجمع‌کنندگان و مأموران حکومت شد. بهبهانی و طباطبایی به حضرت عبدالعظیم رفتند و آنجا بست نشستند. خواسته آنان تأسیس «عدالتخانه» بود که شاه به ظاهر با آن موافقت کرد[۵]. اما عین‌الدوله، صدراعظم وقت، و درباریان از اجرای وعده شاه تن زدند و به یادآوری‌های مسالمت‌جویانه طباطبایی نیز بی اعتنا ماندند. در این میان انتشار شبنامه‌ها و تشکیل اجتماع‌های علنی و مخفی منتقدان دولت ادامه یافت تا اینکه عین‌الدوله در صدد جلوگیری از تحریکات برآمد.

آخرین محرک انقلاب دستگیری واعظی در 1285ش بود که از صدراعظم بدگویی کرده بود. طلبه‌ای در این غائله کشته شد. قزاق‌ها تشییع جنازه پرشور او را به خون کشیدند و در نتیجه طباطبایی و بهبهانی در اعتراض به قم کوچیدند. شیخ فضل‌الله نوری نیز دو روز بعد به آنان پیوست. از سوی دیگر گروهی از تجّار و مردم به رهبری بازرگانان سرشناسی چون حاج محمدحسین امین‌الضرب و حاج محمدتقی بنکدار در سفارت بریتانیا در تهران تحصن کردند[۶] و پایتخت به حال نیمه تعطیل در آمد. خواسته معترضان این بار حکومت مشروطه و عزل صدراعظم بود. مظفرالدین شاه سرانجام تسلیم شد و فرمان مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی را صادر کرد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

1-    ملک‌زاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: سقراط، ]بی تا[، ج 1، ص 153؛ ناظم‌الاسلام کرمانی. تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: امیرکبیر، 1381، ص 162؛ کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: نگاه، 1382، ص 47.

2-    همایون کاتوزیان. دولت و جامعه در ایران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوی. ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مرکز، چ 1، 1379، ص 53.

3-    آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی‌ولیلایی، تهران: نی، 1382، ص 104.

4-    کسروی. تاریخ مشروطه ایران. تهران: نگاه، 1382. ص 60-59.

5-    ناظم‌الاسلام کرمانی. تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: امیرکبیر، 1381. ص 296.

6-    کسروی. تاریخ مشروطه ایران. تهران: نگاه، 1382 . ص 118-116.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

امید پارسانژاد

  1.   ملک‌زاده، مهدی. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: سقراط، ]بی تا[، ج 1، ص 153؛ ناظم‌الاسلام کرمانی. تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: امیرکبیر، 1381، ص 162؛ کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: نگاه، 1382، ص 47.
  2.   همایون کاتوزیان. دولت و جامعه در ایران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوی. ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مرکز، چ 1، 1379، ص 53.
  3. آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی‌ولیلایی، تهران: نی، 1382، ص 104.
  4.   کسروی. تاریخ مشروطه ایران. تهران: نگاه، 1382. ص 60-59.
  5.   ناظم‌الاسلام کرمانی. تاریخ بیداری ایرانیان. تهران: امیرکبیر، 1381. ص 296.
  6. کسروی. تاریخ مشروطه ایران. تهران: نگاه، 1382 . ص 118-116.