مطبوعات طنز و فکاهی در ایران: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''مطبوعات طنز و | '''[[مطبوعات طنز و فکاهی در ایران]]،''' طنز معادل واژه انگلیسی "Satire" است که در ادبیات فارسی به کار برده میشود، و منظور روش ویژهای در نویسندگی است که معایب و مفاسد جامعه را به صورتی زشتتر از آنچه هست نمایش میدهد و اغلب غیرمستقیم و به تعریض عیوب کسی یا کاری را بازگو میکند<ref>آرینپور، یحیی. '''''از صبا تا نیما'''''. تهران: ج 2، انتشارات زوار، 1379، ص36ـ37.</ref>. | ||
با آغاز قرن بیستم | با آغاز قرن بیستم همچنانکه کشور به سوی بحران و ناآرامی پیش میرفت و دگرگونی در متغیرهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مشاهده میشد، مطبوعات نیز به مرور رشد و تکوین مییافت. تحت تأثیر همین فرآیند باروری مطبوعات در اشکال مختلف، گونههایی از ادبیات نیز شکل میگرفت. پیدایش طنزنویسی در مطبوعات ایران نیز محصول همین دگردیسی فکری و ادبی که سعی داشت با بیان شوخ و به سخریه گرفتن مسائل، اندیشه خود را از وضع موجود بازگوید. البته بسیاری از محققان رویآوری مطبوعات ایرانی به طنز اجتماعی ـ سیاسی را ناشی دو عامل میدانند: 1) رواج نشریاتی از این دست در کشورهای همجوار ما 2) تابع جو سیاسی زمانه ـ یا به تعبیری آن را عنصری تابع و وارداتی ـ میدانند. به هر ترتیب به لحاظ زمانبندی مطبوعات طنز در سه مقطع زمانی قرار میگیرند. | ||
=== سالهای پیش از [[انقلاب مشروطه]] === | === سالهای پیش از [[انقلاب مشروطه]] === | ||
شیوه طنز کلاسیک را میتوان تحت عنوان «هجو» در متون قدیم بیابیم. اما تاریخچه «طنز نوین» تقریباً همزمان با ورود مطبوعات و بخصوص مطبوعات فکاهی و طنز در ایران میباشد. البته توضیح این نکته حائز اهمیت است که حضور طنز و کاریکاتور در برخی از روزنامهها همزمان و همراه است، اما حضور اولیه انتقاد آمیخته با شوخی و طنز را میتوان در نشریاتی چون «شاهسون» (اسلامبول، 1306ق / 1888م) به مدیریت حاجی عبدالرحیم طالبوف؛ «طلوع» (بوشهر، 1318ق / 1900م) به مدیریت عبدالحمیدخان متینالسلطنه؛ «ادب» در (مشهد 1318ق / 1900م و تهران 1321ق / 1903م). به مدیریت ادیبالممالک؛ «شبنامه» (1306ـ1324ق / 1888ـ1906م) مشاهده کرد<ref>صدرهاشمی، محمد. '''''تاریخ جرائد و مجلات ایران'''''. اصفهان: کمال، 1363، ج1، ص80- 82 ، 88- 94 و ج3، ص56، 58، 154- 157.</ref>. | |||
البته صدرهاشمی به نقل از براون معتقد است | البته صدرهاشمی به نقل از براون معتقد است که روزنامه مصور و کمیک «طلوع» اولین روزنامه طنز و کاریکاتوری ایران به مدیری و مؤسسی (عبدالحمیدخان متینالسلطنه) در شهر [[بوشهر]] با چاپ سنگی طبع در 1318ق. منتشر شده است<ref>صدرهاشمی، محمد. '''''تاریخ جرائد و مجلات ایران'''''. اصفهان: کمال، 1363 ، ج 2، ص 154، 155.</ref>. با این حال طنز به عنوان عنصری نوین و جدی بعدها در مطبوعات جای گشود. | ||
'''از انقلاب مشروطه تا روی | '''از [[انقلاب مشروطه]] تا روی کار آمدن رضاشاه''' | ||
مطبوعات طنز این دوره فرآیندی صعودی مییابد، و حتی در برخی روزنامههایی | مطبوعات طنز این دوره فرآیندی صعودی مییابد، و حتی در برخی روزنامههایی که جدی هستند ستون طنز ملاحظه میشود. با این حال میتوان اذعان داشت که روزنامه «ملانصرالدین» (1324ـ1340ق / 1906ـ1921م)، با قطع cm24×32، در 8 صفحه به زبان ترکی ـ فارسی در تفلیس منتشر میگشت، اسلوب اولیه طنز نوشتاری را در کنار کاریکاتورها برای ایرانیان ارائه میکند. این سبک که با نوشتههای جلیل محمدقلیزاده، شعرهای علیاکبر صابر، در کنار کاریکاتورهای دو نقاش آلمانی در این روزنامه منتشر میشوند. این روزنامه نه تنها به مطالب و مسائل سیاسی منطقهای محدود نبود، بلکه جریانات مهم دنیا در اوایل قرن 20 را با تیزبینی نقادی میکند. این روزنامه الگو و سرمشقی برای نشریات بعدی مانند: بهلول (باکو 1907م)، آذربایجان (باکو 1907م) به مدیریت علییف، کشکول (تهران 1325ق/ 1907م)؛ صوراسرافیل (1325ق / 1907م و نیز 1327ق / 1909م)، نسیم شمال ( در رشت 1325ق / 1907م، و نیز تهران 1333ق / 1915م) و حشراتالارض (تبریز 1326ق / 1908م) شد<ref> '''''آذربایجان'''''، شمارههای 1- 20، 1325؛ '''''کشکول'''''، شمارههای 1- 31، 1325</ref><ref>پروین، ناصرالدین. '''''تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان'''''. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1379، ج2، ص 660ـ661، 685</ref><ref>صدرهاشمی محمد. '''''تاریخ جرائد و مجلات ایران'''''. اصفهان: کمال، 1363، ج 1، ص 106ـ111.</ref>. | ||
هفتهنامه بهلول یک سال پس از ملانصرالدین ـ به مدیر مسئولی «علییف» ـ در باکو منتشر شد. این نشریه مدافع «ارگان حزب دموکرات» در ایران بود. این نشریه طنزی تندی داشت به همین سبب فقط 9 شماره از آن منتشر شد. | |||
روزنامه «آذربایجان» نیز از الگوی ملانصرالدین پیروی میکرد و شخصیتی تمثیلی چون «حاجیبابا» را به تقلید از «ملا عمو»ی بازسازی کرد. البته باید آن را اولین روزنامه طنز و فکاهی ایرانی دانست که به زبان ترکی ـ فارسی به انتقاد از اوضاع و مسائل اجتماعی ـ سیاسی میپرداخت. مدیر مسئول آذربایجان علیقلیخان صفراوف کاریکاتوریست بود، بنابراین این روزنامه هم به دو جنبه (طنز و کاریکاتور) حائز اهمیت داشت<ref> کسروی، احمد. '''''تاریخ مشروطه ایران'''''. تهران: امیرکبیر، 1357، ج1، ص 268ـ278.</ref>. | |||
پس از انتشار | پس از انتشار روزنامه آذربایجان با اندک زمانی در [[تهران مصور|تهران]]، [[تبریز]] و [[اصفهان]] نشریات دیگری به چاپ رسیدند که به ترتیب: کشکول با مدیریت مجدالاسلام کرمانی ـ که در دوره مظفرالدینشاه ناشر روزنامه «ادب» در [[تهران مصور|تهران]] ـ بود. این روزنامه پس از ملانصرالدین، بهلول (باکو) و آذربایجان از اهمیت ویژهای در طنز برخوردار است. | ||
روزنامههای «قاسمالاخبار بلدیه» (تهران 1325ق / 1907م) با مدیریت میرزا ابوالقاسمخان همدانی ـ با | روزنامههای «قاسمالاخبار بلدیه» (تهران 1325ق / 1907م) با مدیریت میرزا ابوالقاسمخان همدانی ـ با یک نوشته طنز و فکاهی ـ و «تنبیه» ([[تهران مصور|تهران]] 1325ق / 1907م) به مدیریت معتضدالاطباء در فاصلهای کمتر از یک ماه منتشر شدند. «تنبیه» نشریهای طنز و انتقادی بود که انتشار طولانی داشت. در 5 جمادیالثانی 1325 «مجله استبداد» به مدیریت شیخ محمدقمی که عموماً گزارش «انجمن سرّی» طرفداران استبداد در تهران با سبکی هجوآمیز و سراسر شایعات و گزارشهای بیپرده سیاسی منتشر شد. همچنین «نقش جهان» (اصفهان 1325ق) ـ به مدیریت اعتلاءالدوله که ضمیمه طنز روزنامه «اصفهان» بود ـ به چاپ رسید. از روزنامههای مهم طنز این دوره «حشراتالارض» است که در 14 صفر 1326ق، به مدیریت حاج میرزاآقا بلوری و نویسنده آن میرزاآقا ملقب به ناله ملت، آغاز به کار کرد. «غفار وکیل» دیوانه بیآزاری است که تبریزیان او را میشناختند و انتقادات طنزآمیز «حشراتالارض» از زبان اوست. براون این روزنامه را از بهترین مطبوعات فکاهی میدانست. | ||
عموماً میتوان دو شیوه در درج طنز در مطبوعات را مشاهده | عموماً میتوان دو شیوه در درج طنز در مطبوعات را مشاهده کرد: | ||
'''1- مطبوعات طنز با ستون ثابت''' | '''1- مطبوعات طنز با ستون ثابت''' | ||
«خورشید» (مشهد 1325ق / 1907م) به صاحب امتیازی محمدصادق تبریزی | «خورشید» (مشهد 1325ق / 1907م) به صاحب امتیازی محمدصادق تبریزی که ستون طنز آن «مناقشه قلمی ملا بیپروای خراسانی و میرزا ترسوی کاشانی» نام داشت. دیگر ستون «چرند و پرند» روزنامه «[[صوراسرافیل]]» (تهران 1325ق / 1907م) به صاحب امتیازی میرزا جهانگیرخان شیرازی ـ میرزا علیاکبر دهخدا که حائز اهمیت بود. دیگر روزنامه «تشویق تهران» (تهران 1325ق / 1907م)، به مدیریت میرزاسیدعلی طباطبایی، با ستون طنز « شر و ور» بود. «گنجینه انصار» (اصفهان 1325ق) به مدیریت حاجمیرزا حسنخان انصاری با ستون «گفتگوی ملافصیح هراتی و آقا وجیه گجراتی» که مطالب طنز داشت. «بلدیه اصفهان» (اصفهان 1325ق) به مدیریت میرزا عباسخان چهارمحالی، با ستون «جفنگیات»؛ «نفخه صور» (تهران 1326ق / 1908م) «جفنگ مفنگ»؛ روزنامه «تمدن تهران» از سال دوم با ستون طنز «حمام جنیان» و به تقلید از امضای «دخو»ی دهخدا با «فضول محله» امضاء میکرد؛ خیرالکلام (رشت 1325، از شماره 12 در [[تهران مصور|تهران]] 1325) به مدیریت افصحالمتکلمین نیز از سال دوم ستونی تحت عنوان «پاسخ و ناسخ» برای طنز داشت. روزنامه «ناقور» (اصفهان 1326)، به مدیریت آقا مسیح تویسرکانی، ستونی به نام «زشت و زیبا» اختصاص داد که به شیوه «چرند و پرند» دهخدا چاپ میشد. اوقیانوس (تهران 1326)، به مدیریت سیدفرجالله کاشانی، دارای ستونی به نام «لطائف» با شخیصت «شیخلطیف» بود. از این روزنامه 13 شماره منتشر شد. از روزنامههای مهم «[[نسیم شمال]]» (رشت 1325 در تهران 1333ق) به مدیریت سیداشرفالدین گیلانی بود که در ابتدا جدی و از شماره یازدهم آن طنز به مرور در آنجا جایگاهی ویژه یافت. طنزهای نسیم شمال همراه با شعرهای ساده و عامیانه بود. | ||
'''2- مطبوعات طنز و ستون متغیر''' | '''2- مطبوعات طنز و ستون متغیر''' | ||
البته ستون فرعی به معنای بیاهمیتی طنزشان نیست | البته ستون فرعی به معنای بیاهمیتی طنزشان نیست بلکه گاه مشاهده میشود که میزان طنزشان بیش از روزنامههایی که ستونی برای این امر در نظر گرفته بودند. | ||
طنز در | طنز در «آئینه غیبنما» (تهران 1325) به مدیریت سیدعبدالرحیم کاشانی؛ «عبرت» (تبریز 1324)؛ «گلستان سعادت» (تهران 1325) به مدیریت میرزانصراللهخان؛ «کشکول» ([[اصفهان]] 1327) به مدیریت مجدالاسلام کرمانی که بر خلاف چاپ تهران مطالب جدی نیز داشت. «زاینده رود» (اصفهان 1327ق) به مدیریت معینالاسلام خوانساری که مطالب را به طنز درج میکردند<ref> '''''گلستان سعادت'''''، شمارههای 1- 10، 1325؛ '''''آئینهغیبنما'''''، شمارههای 1- 29، 1325</ref><ref>صدرهاشمی محمد. '''''تاریخ جرائد و مجلات ایران'''''. اصفهان: کمال، 1363، ج 1، ص 43 و ج 3، ص 1ـ4.</ref>. | ||
«زبان خرم» (ربیعالاول 1325)؛ تیاتر (تهران 1326)، به مدیریت میرزارضاخان طباطبایی نائینی، در تیاتر «شیخعلیمیرزای | «زبان خرم» (ربیعالاول 1325)؛ تیاتر ([[تهران مصور|تهران]] 1326)، به مدیریت میرزارضاخان طباطبایی نائینی، در تیاتر «شیخعلیمیرزای حاکم ملایر و تویسرکان و عروسی با دختر شاه پریان» در پنج پرده نمایش داده بود. «شرافت» (تهران 1326)، به مدیریت آسیدحسین که مقالاتی تحت عنوان مشهدی با طنزی عامیانه داشت. طنز «بشارت»، «نطق غیبی» یا «اشاره لاریبی» به طنز دهخدا نزدیک بود، عدهای بر این باورند که او در این روزنامهها قلم میزد. «طنز روحالقدس» (تهران 1325) برای مدیرش دردسرزا بود؛ «مساوات« (تهران 1325). | ||
به نظر میرسد | به نظر میرسد که روزنامهها در سالهای آغازین طنز خود را از مطبوعات اروپایی الهام میگرفتند. اما به طور کل باید اذعان کرد که طنز این روزنامهها بیشتر تحت تأثیر مسائل سیاسی و اجتماعی این دوران بود. همچنین بهرهگیری از زبان عامیانه و محاورهای در طنز، از این دوره آغاز شد. شاید به علت ارتباط و نزدیکی با تمامی اقشار جامعه و تأثیر بیشتر بر آنها بود، اگر چه به علت کمسوادی یا بیسوادی اکثریت جامعه کاری ساده نبود<ref>صدرهاشمی، ج 2، ص 16، 147ـ150؛ ج 3، ص 58ـ59 و ج 4، ص 205ـ210.</ref>. | ||
'''دوران رضاشاه''' | '''دوران رضاشاه''' | ||
این دوره به مرور عصر افول مطبوعات است تعداد مطبوعات سیر نزولی طی | این دوره به مرور عصر افول مطبوعات است تعداد مطبوعات سیر نزولی طی میکند و به تعداد انگشت شمار میرسد مطبوعات طنز نیز خارج از این گردونه نبود. ذکر این نکته لازم است که همانند بسیاری مطبوعات این دوران، چاپ روزنامههای سنگی به مرور با پیشرفت صنعت چاپ اینها هم متحول گشتند. مطبوعات طنز فکاهی در ابتدا بالاخص در صدر مشروطه غالباً سیاسی و مسائل اجتماعی تابع هستند. تأثیر رویدادهای داخلی، خارجی و حتی مسائل بینالمللی مطرح میشوند و بیشتر در مقام مقایسه قرار داشتند. متون طنز در غالب اوقات با شعر همراه بود، و تابع جناحبندیهای سیاسی احزاب و کشمکشهای ناشی از آن بود. متنهای طنز و فکاهی ساده و استفاده از لغات عامیانه و مردمپسند در آن بیشتر به چشم میخورد. دیگر آنکه رشد و شکوفایی این بخش ادبیات در مطبوعات ایران در دورههای مختلف، تابع شرایط مختلف بود و غالباً همیشه با ظهور تحولات سیاستی ـ اجتماعی و آزادیهای موقت همزمان بوده است<ref> پروین، ج 2، ص 661ـ685؛ '''''اسناد مطبوعات'''''. به کوشش کاوه بیات ـ مسعود کوهستانینژاد، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، مقدمه.</ref>. | ||
نیز نگاه کنید به | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[نسیم شمال]] | |||
* [[انقلاب مشروطه]] | |||
== '''مآخذ''' == | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
'''سعاد پیرا''' | '''سعاد پیرا''' | ||
نسخهٔ ۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۷
مطبوعات طنز و فکاهی در ایران، طنز معادل واژه انگلیسی "Satire" است که در ادبیات فارسی به کار برده میشود، و منظور روش ویژهای در نویسندگی است که معایب و مفاسد جامعه را به صورتی زشتتر از آنچه هست نمایش میدهد و اغلب غیرمستقیم و به تعریض عیوب کسی یا کاری را بازگو میکند[۱].
با آغاز قرن بیستم همچنانکه کشور به سوی بحران و ناآرامی پیش میرفت و دگرگونی در متغیرهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مشاهده میشد، مطبوعات نیز به مرور رشد و تکوین مییافت. تحت تأثیر همین فرآیند باروری مطبوعات در اشکال مختلف، گونههایی از ادبیات نیز شکل میگرفت. پیدایش طنزنویسی در مطبوعات ایران نیز محصول همین دگردیسی فکری و ادبی که سعی داشت با بیان شوخ و به سخریه گرفتن مسائل، اندیشه خود را از وضع موجود بازگوید. البته بسیاری از محققان رویآوری مطبوعات ایرانی به طنز اجتماعی ـ سیاسی را ناشی دو عامل میدانند: 1) رواج نشریاتی از این دست در کشورهای همجوار ما 2) تابع جو سیاسی زمانه ـ یا به تعبیری آن را عنصری تابع و وارداتی ـ میدانند. به هر ترتیب به لحاظ زمانبندی مطبوعات طنز در سه مقطع زمانی قرار میگیرند.
سالهای پیش از انقلاب مشروطه
شیوه طنز کلاسیک را میتوان تحت عنوان «هجو» در متون قدیم بیابیم. اما تاریخچه «طنز نوین» تقریباً همزمان با ورود مطبوعات و بخصوص مطبوعات فکاهی و طنز در ایران میباشد. البته توضیح این نکته حائز اهمیت است که حضور طنز و کاریکاتور در برخی از روزنامهها همزمان و همراه است، اما حضور اولیه انتقاد آمیخته با شوخی و طنز را میتوان در نشریاتی چون «شاهسون» (اسلامبول، 1306ق / 1888م) به مدیریت حاجی عبدالرحیم طالبوف؛ «طلوع» (بوشهر، 1318ق / 1900م) به مدیریت عبدالحمیدخان متینالسلطنه؛ «ادب» در (مشهد 1318ق / 1900م و تهران 1321ق / 1903م). به مدیریت ادیبالممالک؛ «شبنامه» (1306ـ1324ق / 1888ـ1906م) مشاهده کرد[۲].
البته صدرهاشمی به نقل از براون معتقد است که روزنامه مصور و کمیک «طلوع» اولین روزنامه طنز و کاریکاتوری ایران به مدیری و مؤسسی (عبدالحمیدخان متینالسلطنه) در شهر بوشهر با چاپ سنگی طبع در 1318ق. منتشر شده است[۳]. با این حال طنز به عنوان عنصری نوین و جدی بعدها در مطبوعات جای گشود.
از انقلاب مشروطه تا روی کار آمدن رضاشاه
مطبوعات طنز این دوره فرآیندی صعودی مییابد، و حتی در برخی روزنامههایی که جدی هستند ستون طنز ملاحظه میشود. با این حال میتوان اذعان داشت که روزنامه «ملانصرالدین» (1324ـ1340ق / 1906ـ1921م)، با قطع cm24×32، در 8 صفحه به زبان ترکی ـ فارسی در تفلیس منتشر میگشت، اسلوب اولیه طنز نوشتاری را در کنار کاریکاتورها برای ایرانیان ارائه میکند. این سبک که با نوشتههای جلیل محمدقلیزاده، شعرهای علیاکبر صابر، در کنار کاریکاتورهای دو نقاش آلمانی در این روزنامه منتشر میشوند. این روزنامه نه تنها به مطالب و مسائل سیاسی منطقهای محدود نبود، بلکه جریانات مهم دنیا در اوایل قرن 20 را با تیزبینی نقادی میکند. این روزنامه الگو و سرمشقی برای نشریات بعدی مانند: بهلول (باکو 1907م)، آذربایجان (باکو 1907م) به مدیریت علییف، کشکول (تهران 1325ق/ 1907م)؛ صوراسرافیل (1325ق / 1907م و نیز 1327ق / 1909م)، نسیم شمال ( در رشت 1325ق / 1907م، و نیز تهران 1333ق / 1915م) و حشراتالارض (تبریز 1326ق / 1908م) شد[۴][۵][۶].
هفتهنامه بهلول یک سال پس از ملانصرالدین ـ به مدیر مسئولی «علییف» ـ در باکو منتشر شد. این نشریه مدافع «ارگان حزب دموکرات» در ایران بود. این نشریه طنزی تندی داشت به همین سبب فقط 9 شماره از آن منتشر شد.
روزنامه «آذربایجان» نیز از الگوی ملانصرالدین پیروی میکرد و شخصیتی تمثیلی چون «حاجیبابا» را به تقلید از «ملا عمو»ی بازسازی کرد. البته باید آن را اولین روزنامه طنز و فکاهی ایرانی دانست که به زبان ترکی ـ فارسی به انتقاد از اوضاع و مسائل اجتماعی ـ سیاسی میپرداخت. مدیر مسئول آذربایجان علیقلیخان صفراوف کاریکاتوریست بود، بنابراین این روزنامه هم به دو جنبه (طنز و کاریکاتور) حائز اهمیت داشت[۷].
پس از انتشار روزنامه آذربایجان با اندک زمانی در تهران، تبریز و اصفهان نشریات دیگری به چاپ رسیدند که به ترتیب: کشکول با مدیریت مجدالاسلام کرمانی ـ که در دوره مظفرالدینشاه ناشر روزنامه «ادب» در تهران ـ بود. این روزنامه پس از ملانصرالدین، بهلول (باکو) و آذربایجان از اهمیت ویژهای در طنز برخوردار است.
روزنامههای «قاسمالاخبار بلدیه» (تهران 1325ق / 1907م) با مدیریت میرزا ابوالقاسمخان همدانی ـ با یک نوشته طنز و فکاهی ـ و «تنبیه» (تهران 1325ق / 1907م) به مدیریت معتضدالاطباء در فاصلهای کمتر از یک ماه منتشر شدند. «تنبیه» نشریهای طنز و انتقادی بود که انتشار طولانی داشت. در 5 جمادیالثانی 1325 «مجله استبداد» به مدیریت شیخ محمدقمی که عموماً گزارش «انجمن سرّی» طرفداران استبداد در تهران با سبکی هجوآمیز و سراسر شایعات و گزارشهای بیپرده سیاسی منتشر شد. همچنین «نقش جهان» (اصفهان 1325ق) ـ به مدیریت اعتلاءالدوله که ضمیمه طنز روزنامه «اصفهان» بود ـ به چاپ رسید. از روزنامههای مهم طنز این دوره «حشراتالارض» است که در 14 صفر 1326ق، به مدیریت حاج میرزاآقا بلوری و نویسنده آن میرزاآقا ملقب به ناله ملت، آغاز به کار کرد. «غفار وکیل» دیوانه بیآزاری است که تبریزیان او را میشناختند و انتقادات طنزآمیز «حشراتالارض» از زبان اوست. براون این روزنامه را از بهترین مطبوعات فکاهی میدانست.
عموماً میتوان دو شیوه در درج طنز در مطبوعات را مشاهده کرد:
1- مطبوعات طنز با ستون ثابت
«خورشید» (مشهد 1325ق / 1907م) به صاحب امتیازی محمدصادق تبریزی که ستون طنز آن «مناقشه قلمی ملا بیپروای خراسانی و میرزا ترسوی کاشانی» نام داشت. دیگر ستون «چرند و پرند» روزنامه «صوراسرافیل» (تهران 1325ق / 1907م) به صاحب امتیازی میرزا جهانگیرخان شیرازی ـ میرزا علیاکبر دهخدا که حائز اهمیت بود. دیگر روزنامه «تشویق تهران» (تهران 1325ق / 1907م)، به مدیریت میرزاسیدعلی طباطبایی، با ستون طنز « شر و ور» بود. «گنجینه انصار» (اصفهان 1325ق) به مدیریت حاجمیرزا حسنخان انصاری با ستون «گفتگوی ملافصیح هراتی و آقا وجیه گجراتی» که مطالب طنز داشت. «بلدیه اصفهان» (اصفهان 1325ق) به مدیریت میرزا عباسخان چهارمحالی، با ستون «جفنگیات»؛ «نفخه صور» (تهران 1326ق / 1908م) «جفنگ مفنگ»؛ روزنامه «تمدن تهران» از سال دوم با ستون طنز «حمام جنیان» و به تقلید از امضای «دخو»ی دهخدا با «فضول محله» امضاء میکرد؛ خیرالکلام (رشت 1325، از شماره 12 در تهران 1325) به مدیریت افصحالمتکلمین نیز از سال دوم ستونی تحت عنوان «پاسخ و ناسخ» برای طنز داشت. روزنامه «ناقور» (اصفهان 1326)، به مدیریت آقا مسیح تویسرکانی، ستونی به نام «زشت و زیبا» اختصاص داد که به شیوه «چرند و پرند» دهخدا چاپ میشد. اوقیانوس (تهران 1326)، به مدیریت سیدفرجالله کاشانی، دارای ستونی به نام «لطائف» با شخیصت «شیخلطیف» بود. از این روزنامه 13 شماره منتشر شد. از روزنامههای مهم «نسیم شمال» (رشت 1325 در تهران 1333ق) به مدیریت سیداشرفالدین گیلانی بود که در ابتدا جدی و از شماره یازدهم آن طنز به مرور در آنجا جایگاهی ویژه یافت. طنزهای نسیم شمال همراه با شعرهای ساده و عامیانه بود.
2- مطبوعات طنز و ستون متغیر
البته ستون فرعی به معنای بیاهمیتی طنزشان نیست بلکه گاه مشاهده میشود که میزان طنزشان بیش از روزنامههایی که ستونی برای این امر در نظر گرفته بودند.
طنز در «آئینه غیبنما» (تهران 1325) به مدیریت سیدعبدالرحیم کاشانی؛ «عبرت» (تبریز 1324)؛ «گلستان سعادت» (تهران 1325) به مدیریت میرزانصراللهخان؛ «کشکول» (اصفهان 1327) به مدیریت مجدالاسلام کرمانی که بر خلاف چاپ تهران مطالب جدی نیز داشت. «زاینده رود» (اصفهان 1327ق) به مدیریت معینالاسلام خوانساری که مطالب را به طنز درج میکردند[۸][۹].
«زبان خرم» (ربیعالاول 1325)؛ تیاتر (تهران 1326)، به مدیریت میرزارضاخان طباطبایی نائینی، در تیاتر «شیخعلیمیرزای حاکم ملایر و تویسرکان و عروسی با دختر شاه پریان» در پنج پرده نمایش داده بود. «شرافت» (تهران 1326)، به مدیریت آسیدحسین که مقالاتی تحت عنوان مشهدی با طنزی عامیانه داشت. طنز «بشارت»، «نطق غیبی» یا «اشاره لاریبی» به طنز دهخدا نزدیک بود، عدهای بر این باورند که او در این روزنامهها قلم میزد. «طنز روحالقدس» (تهران 1325) برای مدیرش دردسرزا بود؛ «مساوات« (تهران 1325).
به نظر میرسد که روزنامهها در سالهای آغازین طنز خود را از مطبوعات اروپایی الهام میگرفتند. اما به طور کل باید اذعان کرد که طنز این روزنامهها بیشتر تحت تأثیر مسائل سیاسی و اجتماعی این دوران بود. همچنین بهرهگیری از زبان عامیانه و محاورهای در طنز، از این دوره آغاز شد. شاید به علت ارتباط و نزدیکی با تمامی اقشار جامعه و تأثیر بیشتر بر آنها بود، اگر چه به علت کمسوادی یا بیسوادی اکثریت جامعه کاری ساده نبود[۱۰].
دوران رضاشاه
این دوره به مرور عصر افول مطبوعات است تعداد مطبوعات سیر نزولی طی میکند و به تعداد انگشت شمار میرسد مطبوعات طنز نیز خارج از این گردونه نبود. ذکر این نکته لازم است که همانند بسیاری مطبوعات این دوران، چاپ روزنامههای سنگی به مرور با پیشرفت صنعت چاپ اینها هم متحول گشتند. مطبوعات طنز فکاهی در ابتدا بالاخص در صدر مشروطه غالباً سیاسی و مسائل اجتماعی تابع هستند. تأثیر رویدادهای داخلی، خارجی و حتی مسائل بینالمللی مطرح میشوند و بیشتر در مقام مقایسه قرار داشتند. متون طنز در غالب اوقات با شعر همراه بود، و تابع جناحبندیهای سیاسی احزاب و کشمکشهای ناشی از آن بود. متنهای طنز و فکاهی ساده و استفاده از لغات عامیانه و مردمپسند در آن بیشتر به چشم میخورد. دیگر آنکه رشد و شکوفایی این بخش ادبیات در مطبوعات ایران در دورههای مختلف، تابع شرایط مختلف بود و غالباً همیشه با ظهور تحولات سیاستی ـ اجتماعی و آزادیهای موقت همزمان بوده است[۱۱].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
سعاد پیرا
- ↑ آرینپور، یحیی. از صبا تا نیما. تهران: ج 2، انتشارات زوار، 1379، ص36ـ37.
- ↑ صدرهاشمی، محمد. تاریخ جرائد و مجلات ایران. اصفهان: کمال، 1363، ج1، ص80- 82 ، 88- 94 و ج3، ص56، 58، 154- 157.
- ↑ صدرهاشمی، محمد. تاریخ جرائد و مجلات ایران. اصفهان: کمال، 1363 ، ج 2، ص 154، 155.
- ↑ آذربایجان، شمارههای 1- 20، 1325؛ کشکول، شمارههای 1- 31، 1325
- ↑ پروین، ناصرالدین. تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان. تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1379، ج2، ص 660ـ661، 685
- ↑ صدرهاشمی محمد. تاریخ جرائد و مجلات ایران. اصفهان: کمال، 1363، ج 1، ص 106ـ111.
- ↑ کسروی، احمد. تاریخ مشروطه ایران. تهران: امیرکبیر، 1357، ج1، ص 268ـ278.
- ↑ گلستان سعادت، شمارههای 1- 10، 1325؛ آئینهغیبنما، شمارههای 1- 29، 1325
- ↑ صدرهاشمی محمد. تاریخ جرائد و مجلات ایران. اصفهان: کمال، 1363، ج 1، ص 43 و ج 3، ص 1ـ4.
- ↑ صدرهاشمی، ج 2، ص 16، 147ـ150؛ ج 3، ص 58ـ59 و ج 4، ص 205ـ210.
- ↑ پروین، ج 2، ص 661ـ685؛ اسناد مطبوعات. به کوشش کاوه بیات ـ مسعود کوهستانینژاد، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران، مقدمه.