پرش به محتوا

پوشاک دوره صفوی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
پوشاک دوره صفوی: لباس‌های مردم [[کشور ایران|ایران]] در [[صفویان|دوره صفوی]]، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش [[سرپوش ها|سرپوش]] و [[تن پوش]] بیان می‌کند<ref>یادداشت مولف.</ref>.
پوشاک دوره صفوی: لباس‌های مردم [[کشور ایران|ایران]] در [[صفویان|دوره صفوی]]، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش [[سرپوش ها|سرپوش]] و [[تن پوش]] بیان می‌کند<ref>یادداشت مولف.</ref>.


[[سرپوش ها|سرپوش‌ها]]: از سرپوش‌های شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و کرم رنگ نازکی اشاره کرد، که چندین دور اطراف سر پیچیده می‌شد و بدین خاطر به شکل کلاهی ترک‌دار درمی‌آمد. این نوع از [[سرپوش ها|سرپوش‌ها]] اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگین‌هایی رنگی تزیین می‌شد<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م
[[سرپوش ها|سرپوش‌ها]]: از سرپوش‌های شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و کرم رنگ نازکی اشاره کرد، که چندین دور اطراف سر پیچیده می‌شد و بدین خاطر به شکل کلاهی ترک‌دار درمی‌آمد. این نوع از [[سرپوش ها|سرپوش‌ها]] اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگین‌هایی رنگی تزیین می‌شد<ref>Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 10, 12;


no 10, 12;
عکاشه، ثروت، '''''موسوعه التصویرالاسلامی'''''، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.</ref>.اما مهم‌ترین سرپوش پادشاهان [[صفویان|صفوی]]، [[کلاه]] یا [[تاج]] قزلباش بود. اطلاعات ما درباره این [[کلاه]] که گفته می‌شود از زمان سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) به کار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترک طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران<ref>'''''عالم آرای صفوی'''''. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.  </ref>.در نقوشی که در این دوره، [[کلاه]] قزلباشی پادشاهان را نشان داده اند، تاکیدی بر نمایش دوازده ترک دیده نمی‌شود، بلکه بر گرد کلاهخودی که به میله‌ای عمودی منتهی می‌شود، دستاری پیچیده شده، به طوری که تنها میله عمودی کلاهخود از بالای دستار دیده می‌شود. این کلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، دستار پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگین‌هایی تزیین شده بود<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.</ref>. علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانه‌ای، به دور سر می‌بستند<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141.</ref>.کم کم پیچیدن [[دستار|دستارهای]] بزرگی که چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت<ref>'''''تک برگی از شاهنامه شاه اسماعیل'''''. موزه رضا عباسی، ش 613.</ref>.سعی می‌شد انتهای دستار را که با زردوزی و نگین‌کاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند که کاملاً مشخص باشد<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.</ref>. زنان، مقنعه‌ای بر سر می‌گذاشتند که تمام سر و گوش‌ها و زیر چانه و گردن را می‌پوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانی‌بندی طلایی و یا مانند آن بسته می‌شد. این مقنعه‌های سفید ساده و یا با خال‌های سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) که نوعی گیسوپوش بود، به کار می‌بردند<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 153-154.


عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.</ref>.اما مهم‌ترین سرپوش پادشاهان [[صفویان|صفوی]]، [[کلاه]] یا [[تاج]] قزلباش بود. اطلاعات ما درباره این [[کلاه]] که گفته می‌شود از زمان سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) به کار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترک طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران<ref>'''''عالم آرای صفوی'''''. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.  </ref>.در نقوشی که در این دوره، کلاه قزلباشی پادشاهان را نشان داده اند، تاکیدی بر نمایش دوازده ترک دیده نمی‌شود، بلکه بر گرد کلاهخودی که به میله‌ای عمودی منتهی می‌شود، دستاری پیچیده شده، به طوری که تنها میله عمودی کلاهخود از بالای دستار دیده می‌شود. این کلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، دستار پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگین‌هایی تزیین شده بود.<sup>4</sup> علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانه‌ای، به دور سر می‌بستند.<sup>5</sup> کم کم پیچیدن دستارهای بزرگی که چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت.<sup>6</sup> سعی می‌شد انتهای دستار را که با زردوزی و نگین‌کاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند که کاملاً مشخص باشد. <sup>7</sup> زنان، مقنعه‌ای بر سر می‌گذاشتند که تمام سر و گوش‌ها و زیر چانه و گردن را می‌پوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانی‌بندی طلایی و یا مانند آن بسته می‌شد. این مقنعه‌های سفید ساده و یا با خال‌های سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) که نوعی گیسوپوش بود، به کار می‌بردند.<sup>8</sup> آنان هم چنین از نوعی کلاه تخت و مخروطی بسیار کوتاه، که اغلب اطرافش را دستاری پیچیده،<sup>9</sup> نوعی تاج مثلثی که در حقیقت کلاه یا نوعی پیشانی بند لبه‌دار بلند بود<sup>10</sup> و روسری‌های بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده می‌کردند.<sup>11</sup> وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبریز که سال‌ها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساکنان محل کلاه‌های ویژه صفوی خود را که در دوران اشغال عثمانیان مخفی کرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند.<sup>12</sup> نوعی کلاه مخروطی شُل را نیز که به سبب شُلی، بالای کلاه به طرف پایین می‌افتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی کوتاه به دورش بر سر می‌گذاشتند. این نوع از کلاه‌ها اغلب خالدار بود.<sup>13</sup> کلاه‌هایی با یک لبه پشمی کلفت، کلاه‌های لبه دار معمولی،<sup>14</sup> و یا کلاه‌های تیموری که چاکی در لبه داشتند نیز به کار می‌رفت. در این نوع اخیر، گاه یک نیمه لبه کلاه را از محل چاک آن به طرف پایین می‌کشیدند، بدین ترتیب کلاه تنها لبه‌ای در نیمه عقبی خود داشت.<sup>15</sup>  
عالم آرای صفوی، صص 161، 302</ref>. آنان هم چنین از نوعی [[کلاه]] تخت و مخروطی بسیار کوتاه، که اغلب اطرافش را دستاری پیچیده<ref>Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.</ref>،نوعی [[تاج]] مثلثی که در حقیقت [[کلاه]] یا نوعی پیشانی بند لبه‌دار بلند بود<ref>شاهنامه شاه اسماعیل، تک برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛ عکاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.</ref>و روسری‌های بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده می‌کردند<ref>Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;


تن پوش‌ها: از لباس‌های شاهان باید به انواع بالاپوش‌ها و نیز گونه‌ای از شنل‌ها اشاره کرد.<sup>16</sup> نوعی از این بالاپوش‌ها را که بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز می‌توان دید، آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشم‌دوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گل‌های چند پَر و مانند آن بود که اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگ‌های دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود.<sup>17</sup> لباس اصلی و رویی به یکی از چهارنوع، کوتاه آستین کوتاه، کوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین کوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمه‌ها و خط دگمه‌هایی<sup>18</sup> داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گل‌دوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانه‌ها بود.<sup>19</sup> لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند که روی دوش می‌انداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستین‌هایی کوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه کناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینه‌هایی گرد، برای بسته شدن دیده می‌شد.<sup>20</sup> گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن می‌کردند که همیشه آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، که از محل شکافی که در بالای آستین بوجود آمده بود، دست‌ها را بیرون می‌آوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند که گاه تا ساق پاها نیز می‌رسید، به صورتی آویخته، در پشت دست‌ها، قرار می‌گرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، می‌پوشیدند. رنگ آن نیز، که گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود.<sup>21</sup> استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور کمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانه‌ها و یا دورگردن می‌انداختند.<sup>22</sup> از تن پوش‌های زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستین‌هایی بلند بود، که بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را می‌پوشیدند، که اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهم‌ترین ویژگی این لباس، چاکی بزرگ و فراخ بود که از بالای یقه تا روی شکم ادامه داشت.<sup>23</sup> گاه بر روی این لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین کوتاه و یا آستین بلند دیگری که آستین‌هایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن می‌کردند.<sup>24</sup> نوع دیگر این بالاپوش‌ها بسیار کوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند کت‌های امروزی.<sup>25</sup> آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامن‌های بلند و گشاد و پف کرده که سطح آن را سوزن‌کاری و نگین‌دوزی‌های بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده می‌کردند.<sup>26</sup> 
عکاشه، ص235 ، لوحه 319.</ref>.وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از [[اصفهان]] به [[تبریز]] که سال‌ها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساکنان محل کلاه‌های ویژه [[صفویان|صفوی]] خود را که در دوران اشغال عثمانیان مخفی کرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.140-141, 149.</ref>.نوعی [[کلاه]] مخروطی شُل را نیز که به سبب شُلی، بالای [[کلاه]] به طرف پایین می‌افتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی کوتاه به دورش بر سر می‌گذاشتند. این نوع از کلاه‌ها اغلب خالدار بود<ref>Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149;


عکاشه، ص 308 ، لوحه 288.</ref>.کلاه‌هایی با یک لبه پشمی کلفت، کلاه‌های لبه دار معمولی<ref>Nizami, no 5, 27, 33, 43, 45, 57.</ref>،و یا کلاه‌های تیموری که چاکی در لبه داشتند نیز به کار می‌رفت. در این نوع اخیر، گاه یک نیمه لبه کلاه را از محل چاک آن به طرف پایین می‌کشیدند، بدین ترتیب کلاه تنها لبه‌ای در نیمه عقبی خود داشت<ref>Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.</ref>.


3.     
[[تن پوش|تن پوش‌ها]]: از لباس‌های شاهان باید به انواع بالاپوش‌ها و نیز گونه‌ای از شنل‌ها اشاره کرد.<sup>16</sup> نوعی از این بالاپوش‌ها را که بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز می‌توان دید، آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشم‌دوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گل‌های چند پَر و مانند آن بود که اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگ‌های دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود.<sup>17</sup> لباس اصلی و رویی به یکی از چهارنوع، کوتاه آستین کوتاه، کوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین کوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمه‌ها و خط دگمه‌هایی<sup>18</sup> داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گل‌دوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانه‌ها بود.<sup>19</sup> لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند که روی دوش می‌انداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستین‌هایی کوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه کناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینه‌هایی گرد، برای بسته شدن دیده می‌شد.<sup>20</sup> گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن می‌کردند که همیشه آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، که از محل شکافی که در بالای آستین بوجود آمده بود، دست‌ها را بیرون می‌آوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند که گاه تا ساق پاها نیز می‌رسید، به صورتی آویخته، در پشت دست‌ها، قرار می‌گرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، می‌پوشیدند. رنگ آن نیز، که گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود.<sup>21</sup> استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور کمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانه‌ها و یا دورگردن می‌انداختند.<sup>22</sup> از تن پوش‌های زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستین‌هایی بلند بود، که بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را می‌پوشیدند، که اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهم‌ترین ویژگی این لباس، چاکی بزرگ و فراخ بود که از بالای یقه تا روی شکم ادامه داشت.<sup>23</sup> گاه بر روی این لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین کوتاه و یا آستین بلند دیگری که آستین‌هایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن می‌کردند.<sup>24</sup> نوع دیگر این بالاپوش‌ها بسیار کوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند کت‌های امروزی.<sup>25</sup> آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامن‌های بلند و گشاد و پف کرده که سطح آن را سوزن‌کاری و نگین‌دوزی‌های بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده می‌کردند.<sup>26</sup>   


4.             Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.


5.             Gray, pp. 140-141.


6.     '''''تک برگی از شاهنامه شاه اسماعیل'''''. موزه رضا عباسی، ش 613.
                  


7.             Gray, p. 149.
14.          


8.             Gray, pp. 153-154;
15.          Gray, p. .
 
عالم آرای صفوی، صص 161، 302
 
9.             Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.
 
10.  شاهنامه شاه اسماعیل، تک برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛ عکاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.
 
11.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;
 
عکاشه، ص235 ، لوحه 319.
 
12.          Gray, pp. 140-141, 149.
 
13.          Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149;
 
عکاشه، ص 308 ، لوحه 288.
 
14.          Nizami, no 5, 27, 33, 43, 45, 57.
 
15.          Gray, p. 149.


16.          Gray, pp. 136-137;
16.          Gray, pp. 136-137;
خط ۷۷: خط ۵۶:


محمدرضا چیت ساز
محمدرضا چیت ساز
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
محمدرضا چیت ساز
[[رده:پوشاک]]
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]

نسخهٔ ‏۱۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۶

پوشاک دوره صفوی: لباس‌های مردم ایران در دوره صفوی، 1193- 1342ق/ 1779- 1924م را، در دو بخش سرپوش و تن پوش بیان می‌کند[۱].

سرپوش‌ها: از سرپوش‌های شاهان، باید به دستارهای قهوه ای و کرم رنگ نازکی اشاره کرد، که چندین دور اطراف سر پیچیده می‌شد و بدین خاطر به شکل کلاهی ترک‌دار درمی‌آمد. این نوع از سرپوش‌ها اغلب با دسته موی سیاه و پَرهای بلند و زنجیره و نگین‌هایی رنگی تزیین می‌شد[۲].اما مهم‌ترین سرپوش پادشاهان صفوی، کلاه یا تاج قزلباش بود. اطلاعات ما درباره این کلاه که گفته می‌شود از زمان سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) به کار رفته است و به نشانه دوازده امام شیعه، دوازده ترک طلایی یا قرمز رنگ بر خود داشته، بیشتر از متون تاریخی و سفرنامه ایست تا نقوش بدست آمده از آن دوران[۳].در نقوشی که در این دوره، کلاه قزلباشی پادشاهان را نشان داده اند، تاکیدی بر نمایش دوازده ترک دیده نمی‌شود، بلکه بر گرد کلاهخودی که به میله‌ای عمودی منتهی می‌شود، دستاری پیچیده شده، به طوری که تنها میله عمودی کلاهخود از بالای دستار دیده می‌شود. این کلاهخود و میله آن یا رنگ طلایی داشت و یا اغلب قرمز و گاه نیز سیاه رنگ بود، دستار پیچیده بر گرد آن نیز اغلب سفید و یا به رنگ دیگر بود و در بیشتر مواقع با پرهایی بلند و سیاه و سفید و دسته مویی سیاه و زنجیره و نگین‌هایی تزیین شده بود[۴]. علما در بیشتر مواقع دستاری سفید، آبی، صورتی، زرد، قهوه ای، و یا چهارخانه‌ای، به دور سر می‌بستند[۵].کم کم پیچیدن دستارهای بزرگی که چندین بار به دور سر بسته شده بود، رواج یافت[۶].سعی می‌شد انتهای دستار را که با زردوزی و نگین‌کاری تزیین شده بود، طوری در پشت سر، بالا بیاورند که کاملاً مشخص باشد[۷]. زنان، مقنعه‌ای بر سر می‌گذاشتند که تمام سر و گوش‌ها و زیر چانه و گردن را می‌پوشاند. بر این مقنعه گاه پیشانی‌بندی طلایی و یا مانند آن بسته می‌شد. این مقنعه‌های سفید ساده و یا با خال‌های سیاه و قرمز و مانند آن را، گاه همراه با سرآغوش (= سرآغُج، سراگوش) که نوعی گیسوپوش بود، به کار می‌بردند[۸]. آنان هم چنین از نوعی کلاه تخت و مخروطی بسیار کوتاه، که اغلب اطرافش را دستاری پیچیده[۹]،نوعی تاج مثلثی که در حقیقت کلاه یا نوعی پیشانی بند لبه‌دار بلند بود[۱۰]و روسری‌های بلند و نوعی چادر گونه بلند نیز استفاده می‌کردند[۱۱].وقتی شاه عباس در حدود 1012 ق/1603م از اصفهان به تبریز که سال‌ها در سیطره عثمانیان بود، آمد، ساکنان محل کلاه‌های ویژه صفوی خود را که در دوران اشغال عثمانیان مخفی کرده بودند، پس از بیست سال برسر نهادند و با خوشحالی به پیشواز شاه رفتند[۱۲].نوعی کلاه مخروطی شُل را نیز که به سبب شُلی، بالای کلاه به طرف پایین می‌افتاد، تنها و یا با پیچاندن شالی کوتاه به دورش بر سر می‌گذاشتند. این نوع از کلاه‌ها اغلب خالدار بود[۱۳].کلاه‌هایی با یک لبه پشمی کلفت، کلاه‌های لبه دار معمولی[۱۴]،و یا کلاه‌های تیموری که چاکی در لبه داشتند نیز به کار می‌رفت. در این نوع اخیر، گاه یک نیمه لبه کلاه را از محل چاک آن به طرف پایین می‌کشیدند، بدین ترتیب کلاه تنها لبه‌ای در نیمه عقبی خود داشت[۱۵].

تن پوش‌ها: از لباس‌های شاهان باید به انواع بالاپوش‌ها و نیز گونه‌ای از شنل‌ها اشاره کرد.16 نوعی از این بالاپوش‌ها را که بر تن برخی از رجال و علمای این دوره نیز می‌توان دید، آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و چسبان داشت. رایج ترین شیوه تزیین این نوع لباس، سوزن دوزی و ابریشم‌دوزی نقوش اسلیمی و تُرنجی و گل‌های چند پَر و مانند آن بود که اغلب به رنگ طلایی یا قرمز و گاه به رنگ‌های دیگر روی سینه و اطراف یقه و گردن را فرا گرفته بود.17 لباس اصلی و رویی به یکی از چهارنوع، کوتاه آستین کوتاه، کوتاه آستین بلند، بلند آستین بلند، و بلند آستین کوتاه بود. هرچند جلوی این لباس، ردیف دگمه‌ها و خط دگمه‌هایی18 داشت، اما اغلب جلوباز و دارای نقوش گل‌دوزی شده طلایی رنگی روی سینه و شانه‌ها بود.19 لباس اصلی و رویی دیگری نیز داشتند که روی دوش می‌انداختند. این لباس، بلند، جلوباز و گشاد و اغلب آستین‌هایی کوتاه و غیرپوشیدنی داشت، بر دو لبه کناری آن، در محل سینه، اغلب گل سینه‌هایی گرد، برای بسته شدن دیده می‌شد.20 گاهی به جای آن، بالاپوشی بلند و جلوباز را برتن می‌کردند که همیشه آستین‌هایی بسیار بلند و تنگ و غیر پوشیدنی داشت، که از محل شکافی که در بالای آستین بوجود آمده بود، دست‌ها را بیرون می‌آوردند، بدین ترتیب، بقیه آستین بلند که گاه تا ساق پاها نیز می‌رسید، به صورتی آویخته، در پشت دست‌ها، قرار می‌گرفت. صوفیان، گاه این لباس را، تنها و بر بالاتنه عریان خود، می‌پوشیدند. رنگ آن نیز، که گاه نقوشی گیاهی برخود داشت، آبی سیر، قرمز، سبز و مانند آن بود.21 استفاده از شال نیز ـ غیر از شال دور کمر ـ در میان علما رایج بود. این شال را بیشتر بر شانه‌ها و یا دورگردن می‌انداختند.22 از تن پوش‌های زنان این دوره، لباسی بلند و تنگ و جلوبسته با آستین‌هایی بلند بود، که بر روی آن لباس رویی و اصلی خود را می‌پوشیدند، که اغلب تنگ و چسبان و آستین بلند بود. مهم‌ترین ویژگی این لباس، چاکی بزرگ و فراخ بود که از بالای یقه تا روی شکم ادامه داشت.23 گاه بر روی این لباس‌ها، بالاپوش بلند و جلوباز و آستین کوتاه و یا آستین بلند دیگری که آستین‌هایی تنگ و غیر پوشیدنی، بر تن می‌کردند.24 نوع دیگر این بالاپوش‌ها بسیار کوتاه و تنگ و آستین بلند بود، درست مانند کت‌های امروزی.25 آنان از شلوارهای سفید و طلایی، دامن‌های بلند و گشاد و پف کرده که سطح آن را سوزن‌کاری و نگین‌دوزی‌های بسیار فرا گرفته بود، نیز استفاده می‌کردند.26 


                 

14.          

15.          Gray, p. .

16.          Gray, pp. 136-137;

عالم آرای صفوی، ص 197.

17.          Nizami, no 16, 20.

18.  شاهنامه موزه ایران باستان، تک برگ، ش 4532.

19.          Nizami, p. no 5, 9, 10, 27, 33, 43, 45, 57, 89; Gray, pp. 130-133.

20.          Gray, pp. 140-141, 149; Nizami, no 9, 56-67.

21.          Gray, p. 149

22.          Ibid, pp. 140-141, 149;

عکاشه. ص215، لوحه 281؛ کمپفر، انگلبرت. سفرنامه. ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی، 1363، ص 127.

23.          Gray, pp. 142-145, 153-154, 165-166; Nizami, no 64, 70, 71, 95, 100, 101;

عکاشه. ص 195، 234، لوحه 228، 317.

24.          Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90;

عکاشه، ص235 ، لوحه 319

25.          Nizami, no 46;

عکاشه. ص235، لوحه 319، تصویر روی دیوار، کاخ چهلستون؛ ذکاء، یحیی؛ سمسار، محمد حسن. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری. انتشارات نخست وزیری، 1357، ص 40، 43.

26.          Gray, pp. 153-154; Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98;

عکاشه. ص 195، 214-218، لوحه 228، 290.

محمدرضا چیت ساز

مآخذ

  1. یادداشت مولف.
  2. Nizami, Ganjevi, Khamsa miniatures; انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م.no 10, 12; عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، ص 213، لوحه 277.
  3. عالم آرای صفوی. مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص۳، 6، 13، 30-37.  
  4. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 136-137.
  5. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 140-141.
  6. تک برگی از شاهنامه شاه اسماعیل. موزه رضا عباسی، ش 613.
  7. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.
  8. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp. 153-154. عالم آرای صفوی، صص 161، 302
  9. Nizami, no 17, 22, 23, 27, 32, 46, 98.
  10. شاهنامه شاه اسماعیل، تک برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848؛ عکاشه. ص 214-218 ، لوحه 290.
  11. Nizami, no 63, 78, 80, 82, 90; عکاشه، ص235 ، لوحه 319.
  12. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.140-141, 149.
  13. Nizami, no 9,10,57 ; Gray, p. 149; عکاشه، ص 308 ، لوحه 288.
  14. Nizami, no 5, 27, 33, 43, 45, 57.
  15. Gray, B. La peinture Persane,Genève, 1977, pp.149.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

محمدرضا چیت ساز