پرش به محتوا

تاج

از ویکی ایران
تاج کیانی مربوط به فتحعلی شاه قاجار ، قابل بازیابی از https://www.shahrekhabar.com/

تاج، سربند یا کلاه جواهرنشان و کنگره‌دار که پادشاهان معمولاً در مراسم رسمی بر سر می‌گذاشتند.

ایران باستان

در ابتدا تاج‌ها بیشتر به شکل سربندی بودند که جلوی آن مثلثی شکل بود. نقش یکی از قدیمی‌ترین این گونه تاج ها را، سال‌ها پیش از مهاجرت آریاییان به ایران می‌شناسیم[۱][۲]. گاه شکل آنها مخروطی بود و یک گوی در بالای خود داشت[۳]. یکی از قدیمی‌ترین تاج‌های کنگره‌دار را بر سر زنی از ایلام باستان می‌توان دید[۴]. مادها نیز تاج‌های کنگره‌دار بر سر می‌گذاشتند[۵][۶]. حتی نوعی تاج را که بعدها به تاج شیاردار هخامنشی معروف شد، در ابتدا مادها استفاده می‌کردند[۷]. در دوره هخامنشیان کاربرد تاج، گسترش بسیاری یافت. این تاج‌ها یا به‌صورت سربند کنگره‌دار با نقوش تزئینی بود که دور سر قرار می‌گرفت و وسط سر خالی می‌ماند، مانند تاج داریوش اول[۸] و یا تاجی شیاردار و بلند بود که تمام سطح سر را می‌پوشاند[۹].

در دوره اشکانیان این تاج‌ها اغلب دو روبان پهن و بلند داشتند که آنها را دور سر می‌بستند و سر آنها در پشت سر آویخته می‌ماند[۱۰]. زنان اشکانی نیز نوعی از این تاج‌ها را بر سر می‌گذاشتند[۱۱][۱۲]. ساسانیان گوش پوش‌هایی بیضی شکل و بلند به تاج‌های خود اضافه کردند[۱۳].

هر چند هنوز تاج‌های بدون گوش پوش را نیز به کار می‌بردند[۱۴]. نوعی از این تاج‌ها، کنگره‌هایی بلندتر داشتند[۱۵][۱۶]، و نوع دیگر کلاهی مخروطی شکل بودند که نوک بالای آن که به طرف جلو می‌خمید، به سر حیوانی دوشاخ و یا سر عقابی می‌انجامید[۱۷]. از نیمه‌های دولت ساسانی به بعد، کم کم نوعی تاج متداول شد که جلوی آن کنگره‌دار بود و کناره‌ها و پشت آن به جای کنگره، بال‌های پرنده‌ای قرار داشت[۱۸][۱۹][۲۰]. پس از مدتی به جلوی این نوع تاج، نقش هلال ماه و ستاره افزوده شد[۲۱][۲۲].

ابتدای اسلام تا مغول

برخی اعراب به عمامه٭های زربفت گوهرنشان بزرگان خود، قبلاً تاج می‌گفته‌اند:

«العمائم تیجان العرب»[۲۳].  

ظاهراً نعمان، یکی از ملوک حیره که از دست‌نشاندگان ساسانیان در جنوب بین النهرین بود، تاجی از هرمزد چهارم، پادشاه ساسانی دریافت کرده بود[۲۴]. افشین سردار ایرانی خلیفه عباسی شد، تاجی طلایی و جواهرنشان داشته است[۲۵]. او از نخستین سرداران ایرانی بعد از اسلام و عمرو بن لیث نیز ظاهراً از اولین حاکمان ایرانی بعد از اسلام بودند، که از چنین تاج‌هایی استفاده می‌کرده‌اند[۲۶]. یکی از قدیمی‌ترین تاج‌های این دوره، که نقش آن به ما رسیده، تاج شاه سامانی است که آویزه‌هایی در جلو خود داشت[۲۷][۲۸]. آل بویه نیز به طور گسترده از نمونه تاج‌های رایج در دوره ساسانیان تقلید می‌کرده‌اند[۲۹][۳۰]، مسعود غزنوی تاج بلندی داشته که ظاهراً آن را بالای کلاه خود قرار می‌داده است[۳۱]. سلاجقه نیز تاج‌هایی بر سر می‌گذاشته‌اند[۳۲]. برخی از زنان نوعی پیشانی بند بر سر می‌گذاشتند که جلوی آن مثلثی و تاج مانند بود[۳۳][۳۴][۳۵][۳۶].

مغول تا عصر حاضر

مغولان[۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱] و به ویژه تیموریان[۴۲]، از تاج‌های کنگره‌دار طلایی در طرح‌های مختلف استفاده می‌کردند. این تاج‌ها در حقیقت سربندهایی طلایی و مرصع بودند که بر کلاهی که سر را می‌پوشاند، قرار می‌گرفت. این تاج‌ها اغلب با پرها و دسته‌های موی سیاه و نگین‌هایی رنگی تزئین شده بودند. گاه برخی از نوازندگان[۴۳][۴۴][۴۵][۴۶][۴۷]، و یا حتی صفویان نیز از این تاج‌ها استفاده می‌کردند[۴۸]. گاهی زنان نوعی تاج که پرنده‌ای در بالایش نصب شده بود[۴۹]، و یا تاجی که با پرهای طاوس تزیین شده و دنباله آن پشت گردن را می‌پوشاند[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳]، یا تاج‌های کنگره‌داری که دنباله پیچ‌دار و خمیده‌ای در پشت خود داشت، بر سر می‌گذاشتند[1][۵۴]. تاج نمد، تاج مولوی و تاج دوازده َترک برخی فرقه‌های دراویش که وصله‌هایی سیاه، سفید، سبز و کبود به آن دوخته بودند و یا آیه‌هایی از قرآن یا نقش‌هایی رمزی مثل کلید بر آن نشانده بودند و گاه به دور آن دستاری هم می‌بستند، چیزی جدا از تاج کنگره‌دار پادشاهان است[2][۵۵].

چنان که تاج قزلباش درحقیقت چیزی نبود جز دستاری پیچیده به دور کلاه‌خودی نوکدار و مخروطی شکل[۵۶][۵۷][۵۸]. در دوره‌های بعد تاج‌ها قدری بلندتر شدند و از حالت سربند به شکلی درآمدند که تمام روی سر را می‌پوشاند. در دوره افشار، تاج‌ها بیشتر، بی کنگره یا با کنگره‌های ریزتر و کوچک‌تر بودند[۵۹][۶۰][۶۱][۶۲][۶۳].  تاج قاجار٭ تاجی کنگره‌دار و بلند بود که آن را با انواع نگین‌های رنگی کوچک و بزرگ و جقه و پَر می‌آراستند. رنگ این تاج‌ها، اغلب طلایی، سبز یشمی، قرمز، و مانند آن بود[۶۴][۶۵]. تاج پهلوی ِاول تاجی کنگره‌دار با کلگی قوسی شکل و تماماً به رنگ قرمز مخملی بود که با نگین‌های سفید، سبز و مانند آن تزیین شده بود، و نقشی شبیه به خورشید در جلو به همراه آن پری سفید با مروارید داشت. این همان تاجی است که رضا شاه در14 اردیبهشت 1304 رسماً با آن تاجگذاری کرد[۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱][۷۲].

نیز نگاه کنید به

پاورقی

[1]. «در وصله‌هایی که صوفیان و درویشان برسر می‌نهند» فصل هشتم از کتاب فتوت‌نامه  سلطانی.

[2]. رویای سلطان حیدر در عالم آرای صفوی آمده است، ص 30-31. به هرحال رویایی شبیه به رویای سلطان حیدر را در باب تاج، در مورد شیخ صفی الدین اردبیلی نیز نوشته اند به نظرمی رسد، سابقه این تاج، قدیمی‌ترباشد. سیدفیروز شاه زرین کلاه و محمد حافظ، هر دو از اجداد شاه عباس، و از نظر زمانی مقدم بر شیخ صفی الدین اردبیلی، تاج زرین بر سر داشته‌اند. سلطان علی، این تاج را در گیرودار جنگ ها، سرانجام از سرخود برداشته و بر سر برادرش،

     

مآخذ

  1. Amiet,P.Glyptique Susienne, Paris: 1972, vol 1, P.196, vol 2, pl. 144, no 1530-1531; .
  2. Spycket, A. Les figurines de Suse, MDAI, lil, Paris, Gabalda, 1992, Pp.76, 82, pl. 54, 57, no 390, 418-420
  3. Amiet, P. Elam, Paris: 1966, Pp. 284-286,308-309, fig 213, 232. A.
  4. Herzfeld, E. Archaeological history of  Iran, London: 1935, p. 5, pl. 4.
  5. Asurvey of Persian art , ed, P. Ackerman, Oxford, 1938-1939,vol 4, pl. 124, no D.
  6. Dalton, O. The Treasure of  the oxus with other examples of  early oriental metal work, London: 1964, p.16, pl.13, fig38; Pope, A. U.
  7. Herzfeld, E. Iran in the ancient east, London- New York: 1941, p. 183, fig 297.
  8. Pope. 1938, vol 4, pl. 123, no L, pl. 125, no J-G-H.
  9. Roaf, M. Sculptures and sculptors at Persepolis, IRAN: xxi, 1983, pl 18a-d, 23a-i, 29a-i, 30a-l, 31, 40, 41, 47b-c.
  10. Vandan Berghe, L., K, Schippmann. Les reliefs rupestres d’elymaїd (Iran) de L’epoque Parthe, Gent: 1985, Pp. 32-38, 125-130, pl. 1-6, fig 1.
  11. Sellwood, D.Coinage of Parthia, 2nd ed, London: 1980, p.240, type 74, no 74.2
  12. Ghirshman, R.Iran. Parthes et sassanides, Paris: Gallimard, 1962, p. 96, fig 107a
  13. GÖbl, R. Sasanian numismatics, Tr. P. Severin (of Germany) Würzburg, 1971, p.75, pl. 2, no 21-23, p.76, pl. 3, no 45.
  14. Ibid, Pp.75-76, pl. 2, no 29-31.
  15. Ibid, p. 76, pl. 2, no 34, pl. 4, no 54-56.
  16. Ibid, p.75, pl. 2, no 29.
  17. Flandin, E, Coste, P.Voyag en Perse pendant les années 1840 et 1842, Paris, Gide et Bandy, 1843-1854, vol 1, pl.54.
  18. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م،ج 2، ص193
  19. ابن هشام، عبدالملک و محمد بن اسحاق. السیره النبویه، طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی،مصر، 1936م ، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران: خوارزمی،1360، ج2، ص 779؛
  20. اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. تاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق،بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1414-1415 ق/ 1994م، الطبعه الاولی، ج 4، ص 546؛
  21. Noeldeke, Th.Geschichte der Perser und Araber, Leiden, 1879, P. 316
  22. پورداود، ابراهیم. هرمزد نامه، تهران: 1331،ص 306-307.
  23. مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ، بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید،الطبعه الثالث، قاهره: 1377 ق/1958 م، ج 4، ص 59 .
  24. گردیزی، ابوسعید عبدالحی. زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی،تهران: دنیای کتاب، 1363، ص 316 .
  25. Wilkinson, C, K.Nishapur, some early Islamic buildings and their decortion, New York, 1986, P.207, fig 240.
  26. Miles, G.A portrait of the Buyid prince Rukn al-Dawla, ANSMN, vol xi, 1964, Pp. 283-293.
  27. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965م،ج 8 ، ص 302.
  28. مسعودی. ج 4، ص 382  مقایسه شود با حوادث گرگان در سال 98.
  29. گردیزی، ابوسعید عبدالحی. زین الاخبار، تصحیح عبدالحی حبیبی،تهران: دنیای کتاب، 1363، ص 431-432.
  30. بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. تاریخ بیهقی، به کوشش خلیل خطیب رهبر،تهران: سعدی، 1368، ج1، ص 39 ;
  31. Pope, A.U.A survey of Persian art, ed, P.Ackerman, Tehran, 1964-1967.
  32. Pope. vol X, p. 686 vol 12, Pp. 1308-1341.
  33. Blair, S.A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art, ed, J.Raby, Oxford university press, vol XXVII, 1995, Pp. 74-75,81-84 fig 39,47,48
  34. Gray, B.La peinture Persane, Genève, 1977,Pp.28-32, 46-51,57-58, 61-64
  35. نسخه جامع التواریخ، تبریز: ورقه‌های 276a ، 288a ،289a.
  36. مجموعه خلیلی، ورقی از نسخه شاهنامه دموت، تبریز. موزه هنرهای زیبای بوستون، n. 30.105.
  37. Maddison, F; E.S.Smith. Science, tools & magic, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art, ed, J.Raby, Oxford university press, vol XII, 1997. p. 178, no 117
  38. یان ( دالساندری،باربارو،و...) سفرنامه‌های ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران: 1349، ص 67.
  39. خمسه دهلوی، دارالکتب مصر، مهرو مشتری، دیوان حافظ؛ تاجگذاری تیمور در بلخ،
  40. گروسه، رنه. امپراطوری صحرانوردان، ترجمه و تحشیه عبدالحسین میکده، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1353،ص 68.
  41. عکاشه، ثروت، موسوعه التصویرالاسلامی، بیروت: مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی،1999م، ص205-206 ،213 ، لوحه‌های 262 ، 265-267 ، 279.
  42. انتشارات یازیچی،باکو، 1983 م., Nizami.Ganjevi,Khamsa miniatures.
  43. خمسه نظامی؛ شاهنامه های کاخ گلستان،  716 ، ص 4-۳ ، مجالس اول و دوم؛  و 2173 ، ص 1-2 ، مجالس اول و دوم.
  44. شاهنامه‌های موزه رضا عباسی، 1971 ، ص 814 ، مجلس هفدهم.
  45. مقایسه شود با حافظ ابرو، ج1 ، ص 17 ،181 ، ج2 ، ص780 ، 825 ، 846.
  46. در مورد مراسم و نحوه تاجگذاری شاهان صفوی، نک: کمپفر، ص30 ، 47- 56
  47. طاقیه شاهی هفت کنگره داربودن تاج علاء الدوله رهبر ذوالقدر، عالم آرای  صفوی، مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران: اطلاعات، 1363، ص67 ،109.
  48. ورقی از نسخه شاهنامه، تبریز، و ورقی از نسخه‌ای دیگر، هر دو  برلین،Diez , A.fol  .7o,s.2,19 لصراف، شهاب. الفروسیه، الریاض، المکتبه العربیه السعودیه، 1421 ق، ج2، صص76- 77 ، لوحه 63- 64; مقایسه شود با تاج مرصع خاتون. ابن بطوطه،  ج1، ص 390.  
  49. عکاشه. ص 196 ، لوحه 232 ، خسرو و شیرین نظامی، سن پترزبورگ; مقایسه شود با هدایای الغ بیک به گوهرشاد، شامل رخت‌های سقرلاط و قطیفه قرمز، حافظ ابرو، ج2 ، صص 745 ، 946 ، مقایسه شود با گزارش باربارو، و نیزیان، ص 86.
  50. شاهنامه شاه اسماعیل، تک برگ، موزه رضا عباسی، ش 2848; عکاشه، ص214-218 ، لوحه 290 ، شاهنامه شاه تهماسب، موزه متروپولیتن.
  51. هفت اورنگ جامی، گالری فریر، واشنگتن، No.46.12 ، ورقه 47.
  52. خمسه نظامی، موزه فیلادلفیا، ص 33 ، مجلس سوم.
  53. Gray, Pp. 142-145,153-154.
  54. کاشفی سبزواری، فتوت‌نامه سلطانی( در مجموعه رسایل جوانمردان) تصحیح محمد جعفر محجوب، مقدمه و خلاصه فرانسوی هانری کُربَن، انستیتو فرانسوی تهران، 1352، ص 184-195.
  55. اسماعیل، شاه آینده ایران. نهاد، همانجا، ص ۳ ، 6 ، 13 ، 37 ;  ونیزیان، ص 326 ، 364-365 ، 414- 429 ; Gray. Pp.136-137.
  56. Maddison-Smith.Pp. 28-29
  57. کپی شاهنامه، ظاهراً دربار مغولان هند، حدود 1204-1205 ق/1790 م، مجموعه خلیلی ، 145 f 75a
  58. Ker Porter, S.R.Travels in Georgia, Persia, Armenia, ancient Babylonia etc. 1817-1820. London, 1821-1822, vol.I, Pp. 325-326
  59. سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ،1380، ص 385-389.
  60. شاهنامه کاخ گلستان. ش1915، ص642،763، مجالس بیست و نهم و سی سوم .
  61. ذکاء، یحیی و محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری. انتشارات نخست وزیری، 1357،ص77.
  62. شاهنامه‌های موزه رضا عباسی. ش 1-67 ، 70 ، ص 353 ، مجلس بیست و دوم؛ ش 1-50 ، ص181، 388، مجالس دهم و هفدهم.
  63. Jaubert, P.Voyage en Armenie et en Perse, Paris, part 19,26.
  64. بنی احمد، احمد. راهنمای تاریخ شاهنشاهی ایران. تهران: 1345،ص152
  65. آذری، عباسقلی. تاریخ مصور رضاشاه.1345، چاپخانه بانک بازرگانی، ص54-55.
  66. دهخدا،علی‌اکبر، امثال و حکم، امیرکبیر، 1363، ج 1، ص532.
  67. نسخه دیوان خواجوی کرمانی، بغداد. موزه لندن، لوندرز،Add.18113 ، پشت ورقه 26.
  68. ورقی از نسخه شاهنامه ( وزیر قوام الدین )، شیراز: بالتیمور، گالری هنر والترز،W.477
  69. نسخه مونس الاحرار، شیراز: متروپولیتن، n.57-51-25.
  70. مقایسه شود با تاج مرصع غازان خان، رشید الدین،فضل الله همدانی. جامع التواریخ، به تصحیح و تحشیه محمد روشن، مصطفی موسوی، تهران: البرز،1373، ج2، ص 1305
  71. تاج مرصع علاء الدین ترمشیرین سلطان ماوراء النهر، ابن بطوطه،شرف الدین ابوعبدالله. سفرنامه، ترجمه محمد علی موحد، تهران: علمی و فرهنگی، 1361، ج 1، ص420
  72. تاج ابوسعیدی ارپا خان، حافظ ابرو، شهاب الدین عبدالله هروی. ذیل جامع التواریخ رشیدی، به اهتمام خانبابا بیانی، تهران: انجمن آثار ملی،چاپ دوم، 1350،ص 190.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

محمدرضا چیت ساز