پرش به محتوا

تاجیک: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Karimian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴: خط ۲۴:


از این زمان، زبان و ادب [[فارسی]] در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اکتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بی‌اطلاع ماندند. زبان [[فارسی]] در [[ایران]] در طول این دوران مفارقت شکوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژه‌های جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیکستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیک‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تکانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنک» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد<ref>کاتسنر، کنت. '''''زبان‌های جهان'''''. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.</ref>.
از این زمان، زبان و ادب [[فارسی]] در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اکتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بی‌اطلاع ماندند. زبان [[فارسی]] در [[ایران]] در طول این دوران مفارقت شکوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژه‌های جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیکستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیک‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تکانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنک» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد<ref>کاتسنر، کنت. '''''زبان‌های جهان'''''. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.</ref>.
تلخیص از مقاله تاجیک دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
خط ۳۹: خط ۳۷:


تلخیص معصومه ابراهیمی
تلخیص معصومه ابراهیمی
تلخیص از مقاله تاجیک دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75.
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۴۰

تاجیک، قومی مسلمان و فارسی زبان از نژاد آریایی و از قدیم‌ترین ساکنان آسیای مرکزی و افغانستان و ناحیه سین کیانگ چین، و عمده‌ترین جمعیت جمهوری تاجیکستان در سده چهاردهم.

این قوم در شمال هندوستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ایران نیز پراکنده‌اند. تاجیک‌ها در شرقی‌ترین منطقه ایران و عمدتاً در استان‌های خراسان و سیستان و بلوچستان به سر می‌برند[۱][۲].

درباره اصل و نسب تاجیک‌ها نظرها و آراء مختلفی وجود دارد. آنها را فرزند عرب زاده و بزرگ شده در عجم؛ مغول، طایفه غیر عرب، طایفه غیر ترک، قومی از ترک، غلام آزاد کشاورز و مردمی ایرانی فارسی زبان دانسته‌اند[۳][۴][۵][۶].

لفظ تاجیک به صورت‌های تازیک، تاژیک، تژِک و تازک نیز آمده است[۷][۸][۹][۱۰]. برخی اصطلاح «سارت» (از ریشه سَرْتْ هَوَهَه سانسکریت به معنای بازرگان) به معناهای فارسی زبانانِ شهرنشین و روستانشین (= تاجیک)، تاجیک‌های خوارزم، فارسی زبانان، اهالی فرغانه و خوارزم و... را مترادف تاجیک می‌دانند[۱۱][۱۲][۱۳].

تاجیک‌ها با لباس محلی در مراسم نوروز،برگرفته از سایت ویکی پدیا،قابل بازیابی از /تاجیک%E2%80%8Cها/https://fa.wikipedia.org/wiki

برخی، کلمه تاجیک را مأخوذ از قبیله «تاج» و «طی» می‌دانند. برخی نیز قوم «جاط» (جَت / جط) را منشأ نام تاجیک دانسته‌اند[۸][۱۴][۱۵].

قوم تاجیک در سه مرحله و در سه منطقه تشکیل شده است: در دوره ساسانیان (حـ 226 ـ حـ 652 میلادی) در شمال شرقی خراسان؛ در سده اول و دوم هجری در ماوراءالنهر؛ در دوره سامانیان (حـ 261-389 / ؟ م) در قلمرو دولت بخارا.

قوم تاجیک شامل گروه‌هایی از سُغدی‌ها، باختری‌ها، مَرغیانی‌ها و پارت‌ها، خوارزمی‌ها، فَرغانی‌ها، سکاها و تورهاست[۱۶][۱۷]. برخی منابع قبیله مشهور «تور» را که در آسیای مرکزی به سر می‌برند ـ به عنوان نیاکان اصلی تاجیک‌ها دانسته‌اند[۱۸].

اقوام تشکیل‌دهنده تاجیک‌ها مانند سغدی‌ها، باختری‌ها و... همگی آریایی بودند و به زبان‌های باستانی ایرانی گفتگو می‌کردند و مناسبات بازرگانی و اقتصادی و سیاسی و دیگر مشترکات فرهنگی‌شان در تشکیل اقوام تاجیکی نقش به سزایی داشت[۱۹][۲۰]. قوم تاجیک در سده چهارم و پنجم میلادی شکل گرفت. از مراکز فرهنگی تاجیک‌نشین که در تشکلشان نقش مهمی داشتند می‌توان به بخارا، سمرقند، بلخ، مرو، نیشابور، خجند و... اشاره کرد[۲۱].

تاجیک‌ها در قسمت‌هایی از آسیای مرکزی دولت‌هایی را تشکیل دادند که می‌توان به دولت غوریان از 543 تا 612ق / ؟ م در ولایت غور افغانستان، گرْتْ‌ها از قرن 7 تا 8 / ؟ م در هرات، سربداران در قرن 8 / ؟ م  در سمرقند و حکومت‌های بخش‌های شرقیِ بخارا اشاره کرد[۲۲].

تاجیک‌ها اکثراً سنی حنفی هستند. عده‌ای از آن‌ها در پامیر شیعه اسماعیلی‌اند[۲۳].

تاجیک‌ها در کشاورزی و احیای زمین‌های مرده به اراضی کشاورزی و پرورش گیاهان و محصولات زراعی بسیار توانمند هستند[۲۴].

پشتیبانی سامانیان از زبان و ادب فارسی دری موجب استقلال فرهنگی و سیاسی قوم تاجیک شد به طوری که تا هزار سال بعد فارسی زبانِ رسمیِ دولتی قوم تاجیک شد[۲۵]. امروزه تاجیک‌ها به زبان تاجیکی یا فارسی تاجیکی که از زبان‌های ایرانی نو است و از اعضای خانواده هند و اروپایی‌ست، تکلم می‌کنند. از قرن دهم که در ایران حکومت شیعی صفویه و در ماوراءالنهر حکومت سنّی شیبانی تشکیل شد و به دلایل مذهبی و ملی رابطه سیاسی ایران با جهان خارج محدود شد رابطه ایران و تاجیک‌ها نیز کمتر شد.

از این زمان، زبان و ادب فارسی در ایران و ماوراءالنهر به دو مسیر جداگانه افتاد و با انقلاب اکتبر 1917م / 1336ش در روسیه ایرانیان و تاجیکان به کلی از یکدیگر بی‌اطلاع ماندند. زبان فارسی در ایران در طول این دوران مفارقت شکوفاتر شد و آثار منظوم و منثور ارزشمندی پدید آمد، واژه‌های جدید ساخته شد و به صورت علمی تا حدودی روزآمد شد. اما در تاجیکستان به ویژه در قرن اخیر به زبان تاجیکی توجه چندانی نشد. برخی آداب تاجیک‌ها مانند: نوروز، «خانه بُراری» (خانه تکانی)، «چارشنبه آخران» (چهارشنبه سوری) و «سُمَنک» (سمنوپزان) شهرت فراوان دارد[۲۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. کیهان، مسعود. جغرافی مفصل ایران. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 46، 211.
  2. همام، «تاجیک‌ها»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 94.
  3. برهان، محمدحسین بن خلف. برهان قاطع. به کوشش محمد معین، تهران: 1342، ذیل «تاجیک».
  4. 2-     سامی، شمس‌الدین بن خالد. قاموس الاعلام. چاپ مهران، استانبول: 1360-1316/1889-1898، ذیل ماده.
  5. داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل ماده.
  6. آقه‌باش قاجار، عبدالقادرخان. «در تحقیق لفظ تاجیک»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 271.
  7. بندهش، [گردآوری] فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار، تهران: 1369، ص 31.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ داعی‌الاسلام، داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. حیدرآباد دکن: 1305-1318، ذیل تازیک.
  9. بیهقی، محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: 1368، ج 2، ص 520.
  10. کاشغری، محمود بن حسین. دیوان لغات الترک. به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: 1375، ذیل «تژک».
  11. بارتولد، واسیلی، ولادیمیروویچ. «تاجیکان»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 64.
  12. میراحمدی، مریم. «قوم تاجیک و فرهنگ تاجیکی در آسیای مرکزی»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1373، ص 244.
  13. Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 126.
  14. سوندرمان، ورنر. «یک گواهی کهن درباره نام تاجیکان» ترجمه فریدون مجلسی، هستی. دوره دوم، ش 4 (زمستان 1379)، ص 51.
  15. سجادیه، محمدعلی. «باز هم تات و تاجیک»، تاجیکان در مسیر تاریخ. به کوشش میرزا شکورزاده، تهران: 1377، ص 177.
  16. غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 571-572.
  17. Nimatov, N., Tadžikskiy fenomen, Istoriyai Teoriya, Dushanbe, 1997, p. 84.
  18. یعقوب‌شاه، یوسف‌شاه. «تاریخ شکل‌گیری تمدن تاجیکان»، به کوشش اردمهر و میرزا شکورزاده، ایران شناخت. ش 6 (پاییز 1376)، ص 217.
  19. غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 30، 31، 572.
  20. Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 27-28.
  21. Barthold, V. V., Istoriya Kulturnoy Žizni, Turkestan, 1927, p. 17-21.
  22. Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 71, .83-92
  23. Bābākhānov, M., Ta'rikh-e Tajikan-e Jahan, Dushanbe, 1999, p. 94-95.
  24. Masov, R., Tarikh-e Tajikān bāmuhr-e kamilan sirrī, Dushanbe, 1996, p. 130-131, 145-146.
  25. غفوروف، باباجان. تاجیکان. دوشنبه: 1377، ج1، ص 572.
  26. کاتسنر، کنت. زبان‌های جهان. ترجمه رضی هیرمند، تهران: 1376، ص 157.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

رحیم مسلمانیان قبادیانی

تلخیص معصومه ابراهیمی

تلخیص از مقاله تاجیک دانشنامه جهان اسلام، ج6، ص70- 75.