آتش افروزی
آتش افروزی
در آذربایجان همه خریدهای شب چهارشنبهسوری را از چهارشنبهبازار تهیه میکنند، و بازارها را در شب چهارشنبهسوری چراغانی مینمایند و به زیورها میآرایند.
ایرانیان باستان نور را مظهری از فروغ ایزدی میدانستند. اندیشه پرستش خورشید نیز از آنجاست که خورشید منبع و مبدأ نور و روشنایی است. از زمانی که آتش شناخته شد، به کار روشنگری شبهای تار آمده است، اضافه بر آن شعلههای آتشی که از اجاق خانهها برمیخیزد خانهها را روشن میکند، هرگاه به علتی مردم در شبها دور هم گرد میآمدند،
آتشافروزی جنبه همگانی به خود میگرفت چنانکه اکنون نیز یادگاری از آن بصورت آئین «آذرگاه» بر جای مانده است. در خور دید و بازدیدهای شبانه را آیرون مینامند که «آیر» در گویش «خوری» به معنا «آتش» است و هم ریشه «آذر» -در یزد نیز همین دید و بازدیدهای شبانه را «آتشون» مینامند.
اینها همه تأییدی است بر اینکه آتش افروزی ویژه هیچ جشن و مراسمی نیست، بلکه بزرگترین شعار سنتی در هر مراسمی است. در جشنهای ملی آتشبازی داریم و در عروسیها هم. به هنگام «فروردگان» آتشافروزی میکردند. روشنکردن مشعلهای بزرگ در تکیهها و حسینیهها نیز یادگاری از همین امر است. هنوز هم پایگاه بسیاری از سنتهای اصیل ایرانی در قلبکویر است، که هر وقت کسی در میگذرد، تا سه شب به هنگام غروب آفتاب در کوچههایی که به خانه مرده وصل میشود، به فاصله هر چند متر آتش میافروزند و مردها در دو سوی آتش در کنار دیوار میایستند. یک نفر اسامی اجداد و نیاکان در گذشته را برمیشمارد و از درگاه ایزدی برای آنان طلب آمرزش میکند. با توجه به اینکه میبینیم آتشافروزی در کوچکترین اجتماعات خانوادگی جنبه سنتی دارد، چگونه میتوان تصور کرد که در شب نوروز آتش افروخته نشود؟ هنوز هم در بعضی از نقاط کردستان که در شب چهارشنبهسوری آتش نمیافروزند در شب نوروز، بر درگاه خانهها هیزمها را آتش میزنند و شعلهور میسازند. همین آتشافروزی در شب نوروز است که روایت زیر را پرداخته است. گفتهاند که: آئین آتشافروزی در شب چهارشنبهسوری از هنگامی به غروب آخرین سهشنبه هر سال موکول شده است که زرتشت با محاسبات گاهشماری به تنظیم و تدوین دقیق تقویم توفیق یافت و آن سالی بود که تحویل سال به سهشنبهای مصادف شد که نیمه آن سهشنبه تا ظهر، جزئی از سال کهنه و نیمه بعد از ظهر جزء سال نو بحساب میآمد، و چون آغاز هر روز را نیمه شب همان روز میدانستند، بنابراین فردای آن سهشنبه را نوروز شناخته و شبش را مطابق معهود جشن میگرفتند و آتش میافروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبهسوری نامیدند.
به هر روی، آتشافروزی بزرگترین سنت در جشن چهارشنبهسوری است و اینک نظری به چگونگی این رسم افکنده میشود.
در غروب آفتاب، آنگاه که خورشید از دیدهها پنهان میشود، کپههای هیزم را روی هم میگذارند، و دور هم جمع میشوند، خورشید که فرو رفت، تودههای هیمه را به آتش میکشند، گویی که میخواهند آتش فروزنده را جانشین خورشید تابنده سازند. در اصفهان هر جا که آتش چهارشنبهسوری افروخته شود، هیزمها را سه دسته میکنند که بعضی آن را با سه شعار اندیشه نیک، گفتار نیک، و کردار نیک، مرتبط میدانند. در روستاهای اطراف بندرعباس از ساعتی به غروب مانده در گوشه و کنار روستاها ساز و دهل میزنند و میرقصند و شادی میکنند، کپههای آتش را در کوچه یا صحن خانه میگذارند و از روی آتش میپرند و میگویند: «زردی مه به تو -سرخی تو به مه» وقتی دهل و ساز میزنند، زنهایی که به تماشا ایستادهاند، هلهله میکنند. خراسانیها هفت بوته یا هفت توده هیزم را در وسط کوچه یا صحن حیاط میگذارند و مقارن با غروب آفتاب آن را میافروزند و از روی آتش میپرند، حتی زنهایی نیز که بچه شیرخواره دارند، بچهها را بغل میکنند و شادیکنان از روی آتش میپرند.
بعضی از محققان را عقیده بر این است، که آتشافروزی بر بام خانهها را اصالت بیشتری است، گویا این کار برای راهنمایی فروهرها به سوی دودمان خویش است تا با دیدن دود آتش، جایگاه خود را باز شناسند، در همدان و اطراف آن رسم دارند پس از آتشافروزی و پریدن از روی آن، آتش را به هوا پرتابکنند دیگر اینکه جاروبی را آتش میزنند و به هوا میاندازند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
- محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی