عناصر اصلی سوگواری در ایران
میراث گذشتگان از طریق آداب و رسوم اجتماعی به آیندگان منتقل میشود و به ابزار، وسایل، روش و پیام نیاز دارد. میزان توجه به ایجاد و آمادهسازی وسایل و ابزار مراسم معرف اهمیت و اعتبار آن است.
ارزشهای اعتقادی به عنوان عمدهترین عامل در ایجاد انگیزه برای اجرای مراسم یا بازدارندگی آن همواره کارکردهای متفاوتی داشتهاند مثلاً تا چند قرن بعد از اسلام، ساختن بنای یادبود بر فراز مقبره مردگان اعم از مقدسین یا مردم عادی معمول نبود و حتی تقبیح میشد ولی از قرن دهم میلادی به بعد، نقش اجتماعی، دینی، سیاسی و فرهنگی، شخصیتهای مذهبی و سیاسی و ... موجب شد تا به منظور استمرار و حفظ آثار و نقش آنها بناهای یادبودی بر مزار مردگان ساخته شود.
در سال ۹۶۶ م معزالدوله دیلمی (دوران حکومت از ۹۴۵ تا ۹۶۷ م) بر مزار اهل بیت و بزرگان قریش گنبد و بارگاهی پدید آورد. این امر سبب شد تا اعیان و اشراف از وی تقلید کنند و برای خود و بزرگانشان بناها و مقبرههای عظیمی بسازند.
از این زمان، بر روی قبر شاهزادگان برجهای مرتفع استوانهای شکلی ساختند که شکل آن مانند کله قند بود و از ده کیلومتری رأس آن مشاهده میشد. از قرن دوازدهم میلادی به بعد ساختن بناهای رفیع با گنبد و بارگاه و سالنهای مزین به قالی و قرآن و چراغهای متعدد معمول گردید؛ برای حفظ و نگهداری این بناها از عواید سالانه موقوفات استفاده میکردند.
پادشاهان آل بویه (۹۴۵-۱۰۵۵ م) برای علی علیهالسلام و فرزندش امام حسین(ع) در نجف و کربلا دو مقبره مجلل ساختند و پس از مرگ در جوار آنان دفن شدند از این دوره به بعد تدفبن در مجاورت قبور امامان از اهمیت و اعتبار زیادی برخوردار شد به این دلیل از این دوره به بعد در بین فرق مختلف مسأله انتقال اجساد مردگان و بردن جنازه خشک یا مومیایی، اشده به وسیله کاروان به سرزمین بینالنهرین و دفن آنها در جوار بزرگان دین در اماکن متبرکه (کربلا، نجف و ...) معمول گردید. پس از چندی اهل تسنن نیز از روش شیعیان تقلید کردند و در مدینه و بیتالمقدس یا در دمشق و بغداد، که جزء بلاد مقدسه محسوب میشدند، به دفن اموات میپرداختند. پس از آن یهودیها و مسیحیان نیز به این عادت مذهبی روی آوردند و اغنیاء و مؤمنان آنها در اماکن مقدسه برای خود آرامگاهی بنا کردند.
در طی قرون متمادی توجه به مقبره و آرامگاه در ایران همگانی شد و شهرهای مقدس قم و مشهد، که مدفن دو نفر از شخصیتهای معتبر مذهبی شیعیان هستند، مورد توجه قرار گرفتند به نحوی که عدهای به خرید و فروش زمینهای مجاور حرم پرداختند و از این طریق قیمت زمین و مراکز تجاری و پذیرایی بالا رفت.
به تدریج مقبرهها و اماکن مقدس که به منظور تجلیل و بزرگداشت شخصیتهای مذهبی، سیاسی، علمی و ... ساخته شده بودند برای اجرای مراسم سوگواریها، جشنها، آموزش علوم دینی و ... مورد توجه مردم قرار گرفتند و محل اجرای نمایشات مذهبی و ... شدند. افزایش کارکردهای مقابر و زیارتگاهها بر شکل و شیوه معماری این اماکن اثر گذاشت به نحوی که روز به روز بر شکوه و زیبایی آنها افزوده شد. استفاده از بناها و ساختمانهای یادبود و زیارتگاهها برای اجرای مراسم مذهبی و بزرگداشت مقدسین در جشنها و سوگواریها به تدریج زمینه را برای احداث بناهای اختصاصی برای این امور فراهم ساخت این بناها به نام تماشاخانه معروف شدند.
تازهترین کشفهای نویسندگان تاریخ تماشاخانهها به نحو غیر قابل انکاری نشان داده است که در سدههای میانه میلادی آنچه برای نمایش اسرار بزرگ رنج و مصیبت مسیح به کار میرفته سکوی برجسته و تندی بوده که مردم آن را در میان میگرفتند و همه مجلس محدود به مکانهای مرتفعی بر روی چوببندیهایی بود که افراد صاحب منصب و برجسته بر روی آنها مینشستند.
اینک میدانیم که فقط اینگونه دستگاهها امکان پذیرش جمع کثیری از مردم را داشتند که برای تماشای نمایش بر آنها هجوم میآوردند و هیچ چیز از متن و منظره از دید آنها پنهان نمیماند.[۱]
در ایران نخست مقبرهها، مساجد، قبرستانها (روباز) و اماکن متبرکه (مقبره مقدسین) مراکز اولیه برگزاری آیینهای سوگواری و جشنهای مذهبی بوده است. در طی یک روند تاریخی و تکاملی مراکزی اختصاصی به نام «تکیه» برای اجرای مراسم سوگواری و سایر مراسم مذهبی تأسیس گردیده است که شباهت تکیهها با آنچه که در کشورهای اروپایی برای اجرای مراسم نمایشی مذهبی وجود داشته شگفتانگیز است.

تکیه و حسینیه
تکیه جایگاه بزرگی است که در آن مراسم سوگواری و نمایشات مذهبی (تعزیه) برگزار میگردد. از دوره صفویه درباریان، اشراف و توده مردم برای احداث تکیه و حسینیههای مختلف اقدام کردند (محلی که در آن مراسم سوگواری امام حسین (ع) برگزار میگردد حسینیه نام دارد) معروفترین تکیه در ایران تکیه دولت بوده که در زمان ناصرالدین شاه در جنب کاخ شاهی احداث شده است.
ناصرالدین شاه به تبعیت از سنت قدیمی که هر پادشاه باید یک بنای مقدس از خود به یادگار بگذارد بعد از مراجعت از اروپا دستورداد تکیهای به سبک تازه و متصل به کاخ بناکنند. تکیه و حسینیه از معماری خاصی برخوردار است و خطاطان، نقاشان، معماران و کاشیکاران در هرچه با شکوهتر ساختن آن نقش داشتهاند. معمولاً در وسط تکیه جایگاه بلندی به نام «سکو» تعبیه میشده است که با فرشهای مجلل تزیین میگردد، این سکو اختصاص به بازیگرها، نوحهخوانان و ... دارد. در واقع این سکو همان پیست یا سن نمایش است. در تکیه محل نشستن مردها، زنها و خانوادههایی که مهمانان ویژه یا از شخصیتهای ممتاز هستند از یکدیگر مجزاست ولی عمدهترین خصوصیت اجتماعی تکیه این است که جایگاهها فقط برحسب جنس از یکدیگر متمایز میشوند. منزلت اجتماعی مردها و زنها در نحوه استقرار آنها دخالت چندانی ندارد. زنان از طبقات متوسط و پائین جامعه در کنار زنان به اصطلاح محترمین شهر به تماشای سوگواری یا روضه و یا تعزیه میپردازند.
علاوه بر سکو که در وسط تکیه قرار دارد منبرهای بلندی در گوشهای از حسینیه یا تکیه قرار دارد تا روضهخوان، نوحهخوان و یا روحانیونی که به ذکر حوادث کربلا یا سایر مصائب مربوط به خاندان رسول خدا میپردازند بر آن جلوس نمایند. کلیه شرکتکنندگان در این مراسم بر روی زمین مینشینند.
تکیهها و حسینهها را به لحاظ استقرار میتوان به دو گروه ثابت و موقت تقسیم کرد. تکیههای ثابت بنا و ساختمان ثابتی دارند و از تأسیسات مختلف مثل آشپزخانه، چایخانه، کتابخانه، انبار نگهداری مواد اولیه و لوازم و ابزار مربوطه، انواع ابزارهای سوگواری مثل علم، نخل و ... برخوردارند.
هزینه نگهداری تکیههای ثابت یا از طریق موقوفات مربوط به آنها تأمین میشود یا با کمک اهالی محلی که آن تکیه در آن بنا شده و منصوب به آنهاست. تاریخ دقیق ساختمان یکی از تکیههای ثابت در تهران «تکیه نوروز خان» سال ۱۱۷۷ ش. مقارن با سلطنت فتحعلیشاه است.
تکیههای موقت به همت مردم هر محله و فقط در ایام برگزاری مراسم سوگواری امام حسین (ع)، یعنی در ده روز اول ماه محرم، در هر سال در قطعه زمین همواری که معمولاً در هر محله وجود دارد احداث میشود. این قبیل تکیهها به وسیله چادرهای بزرگ از جنس برزنت محفوظ میگردد که وقفی، نذری و یا به صورت اجارهای به وسیله هیأت مدیره هیأتهای سوگواری تهیه و مستقر میشود. به این ترتیب وسایل مربوط به تزنین تکیه موقت و مخارج آن را مردم هر محله و بر اساس اصول اعتقادی و نذرهایی که تقبل کردهاند تأمین مینمایند.
«ساختمان تکیههای موقت رابطه روشنی با روحیه دوره طولانی چادرنشینی گذشته دارد. نمایشخانه عبارت بود [است] از چادر یاخیمه بسیار بزرگی که بر تیرکهای چوبی استوار میشد و میشد آن را به آسانی بر پا کرد و با جمع و مستقر کرد».[۲]
تکیههای موقت معمولاً در میادین شهر، جلوی مساجد، اماکن آزاد و باز ایجاد میشوند. نمایش و اجرای مراسم سوگ در فضای باز از شکوه خاصی برخوردار است زیرا محدودیت مکانی اجرای نقش شرکت کنندگان در مراسم، اعم از مجریان و تماشاگران و ... را با اشکال روبرو میسازد. به سخن دبگر با آنکه میتوان از لحاظ مرفولوژی فیزیکی تکیهها را به ثابت و غبر ثابت تقسیم کرد ولی کارکرد این مکان که همان اجرای مراسم سوگواری دسته جمعی است هیچگونه محدودیت مکانی را نمیپذیرد بنابراین هر مکانی که برای اجرای چنین مقاصدی مناسب باشد خواه چهارراه شهر، خواه بنایی خوش ساخت، خواه بر مزار مردگان و ... به شرطی مورد استفاده قرار میگیرد که گنجایش انبوه شرکت کنندگان را داشته باشد. اکنت گوبینو که در قرن سیزدهم هجری شمسی در ایران بوده ضمن بیان خصوصیات تکیهها و حسینیهها عظمت آنها را در دوره سلطنت ناصرالدین شاه ستوده است. وی مینویسد:
«تکیههای کوچک پایتخت، هر یک تا سیصد تماشاگر را در خود جا میداده است نمایشخانههای بزرگ تکیههای ولی خان، سپهسالار، قورخانه، حاجی میرزا آقاسی، سرچشمه، عزتالدوله، نوروزخان، رضا قلیخان، سرتخت، اسماعیل بزاز، چهل تن، سید ناصرالدین، حیات شاهی و ... تا حدود سه هزار نفر جا داشتهاند. در اصفهان تکیههایی، (گویا بدون سقف) بوده که در آنها بیست تا سی هزار نفر به تماشا مینشستهاند».[۳]
مسأله ایجاد و نگهداری تکیهها و حسینهها؛ پدیده اجتماعی - اعتقادی موقوفات و نذرها را تقویت کرده است.گاه بانی یا مؤسس این اماکن شاهزادگان، پادشاهان و یا اشراف بودهاند و گاه افراد ثروتمند جامعه. لیدی شیل همسر کلنل شیل سفیر انگلستان که در اوایل سلطنت نادرشاه در ایران بوده نوشته است:
«بانی تکیه صدر اعظم بود. تکیه را عمارت بزرگی توصیف میکند که گنجایش هزاران نفر را دارد ...»[۴].
کنت گوبینو مینویسد:
«در هر محله تهران تکیهای هست و چون هیچ بودجه دولتی برای تعزیه صرف نمیشود تنی چند از وزراء به همراه شاه از سرپرستان و مشوقان تماشاخانههای (منظور تکیه است[۵]) معروف هستند.»
به این ترتیب بجز نذر که عاملی قطعی در پیشرفت اشکال مختلف برگزاری مراسم سوگواری فرزندان علی (ع)، بویژه امام حسین (ع) است، به وقف باید توجه شایانی مبذول گردد. وقف که درآمدی دائمی و پایدار برای تکیهها و انجام مراسم سوگواری و تعزیه است این مراسم را به صورت یک نهاد دینی واقعی تبدیل کرده است زیرا تکیهها علاوه بر اینکه در ایام سوگواری مورد استفاده قرار میگیرند؛ در سایر ایام سال به عنوان مرکزی برای آموزش اصول و تعلیمات دینی و ... به فعالیت میپردازد.
،.. به گفته عبدالله مستوفی تکیههایی که در تهران در هر محل و هر گذر وجود داشت [دارد][۶] باید به وسیله بانیانی با تقوا ساخته شده باشد که گاه دکانهایی را وقف آنها میکردهاند [میکنند][۷] درآمد این موقوفهها، که یک متولی آن را اداره میکرد، به مصرف حفظ تکیه و کارهای آن میرسید (میرسد)[۸]با اینهمه بیشتر تکیهها موقوفه نداشتند.
بعضی تکیهها به اسم همه ساکنان محله بودند (هست)[۹] و به همه تعلق داشتند. به این علت افراد محله به خصوص افراد سرشناس در تأمین هزینه آن در ایام سوگواری ماه محرم و یا تعزیه پیشقدم میشدند.
در حال حاضر، در مناطق مختلف تهران بزرگ (جنوب غربی، جنوب شرقی، شمال غربی، شمال شرقی، مرکزی، شهر ری، شمیرانات و لواسانات) بیش از نه هزار هیأت سوگواری وجود دارد که برحسب قدمت و سابقه تاریخی به قرار زیر هستند:
- هیأتهایی که بیش از نیم قرن است به فعالیت مشغولند (تعداد:35)
- هیأتهایی که بیش از ۲۰ سال است به فعالیت مشغولند (تعداد:900)
- هیأتهایی که به طور سالیانه تشکیل میشوند (تعداد:8000)
برای برگزاری مراسم سوگواری تعداد تکیههای ثابت در شهر تهران در حال حاضر قریب ۵۰۰ باب است که از مختصات تکیههای ثابت برخوردار میباشند. سایر هیأتها به طور فصلی از مساجد، منازل، اماکن عمومی اماکن زیارتی و ... برای اجرای مراسم سوگواری استفاده میکنند.
امروزه تکیهها علاوه بر برگزار کردن مراسم سوگواری و تعزیه، تحت نظر هیأت مدیره به انجام خدمات اجتماعی دیگری نظیر پرداخت وام به مستمندان و به جوانانی که قصد ازدواج دارند و کمک به خانههای سالمندان، دارالایتام و ... نیز اقدام میکند.
روش و ابزار سوگواری
انواع شیوههای سوگواری مذهبی را در ایران میتوان به طریق زیر طبقهبندی کرد:
- دسته گردانی که شامل انواع زیر است:
- سینهزنی که قلمرو اجرایی خاصی ندارد یعنی هم به صورت حرکت درگذرها و خیابانها اجرا میشود و هم میتواند در زمانی محدود و معین در حسینیهها، تکیهها، منازل، مساجد و ... اجرا گردد.
- زنجیرزنی: قلمرو اجرایی زنجیرزنی نیز همانند سینهزنی است.
- روضهخوانی: قلمرو اجرایی روضهخوانی عمدتاً ثابت، محدود و مشخص است یعنی در جایگاه ثابتی به نام حسینیه، تکیه، منزل، مسجد و در صحن اماکن متبرکه اجرا میشود.
- تعزیه: اگر تعزیه را به معنی نمایشهای مذهبی به مناسبت بزرگداشت و یا سوگ بزرگان دین بنامیم میتوان آن را به دو گروه زیر تقسیم کرد:
- تعزیه ثابت که در محل معین و سرپوشیدهای به نام تکیه یا در فضای باز مثل میادین شهر و روستا، قبرستانها، صحن مساجد و اماکن متبرکه اجرا میشود.
- تعزیه سیار که حوضه و فضای اجرای آن محدود نیست همانند دسته گردانی است با این تفاوت که نمایشهای مذهبی و آیینهای خاص آن در حین حرکت و عبور از گذرگاهها، خیابانها، بازار و ... اجرا میگردد.
هر یک از آیینهای فوق برای اجرا نیازمند ابزارها و وسایلی است که بعضی عمومی، است، یعنی در تمام انواع رسوم فوق کاربرد دارد و برخی دیگر خاص هستند.
به طور کلی ابزارهای مورد استفاده در آیینهای فوق عبارتند از:
تنپوش
پوشاک سوگواران برحسب نوع آیین و نقش و شخصیت افراد شرکت کننده در آیینها متفاوت است.
لباس در دستهگردانیها عموماً سیاه است که برای سینهزنها قسمت جلوی سینه باز ولی در زنجیر زنها قسمت پشت یا سرشانه باز و بریده است.
گروهی از سینهزنها در برخی از مناطق کشور بدون پیراهن مراسم را اجرا میکنند.
عمدتاً در حال حاضر رنگ لباس سوگ در ایران سیاه است در حالیکه در برخی از اسناد تاریخی آمده است که در دوره قبل از اسلام لباس سوگ به رنگ کبود بوده و در دوره اسلامی گاه سفید، گاه سیاه و یا نیلی بوده است.[۱۰]
در روضهخوانی لباس عمومی مردم عمدتاً سیاه است ولی برای شرکتکنندگان در روضه اجباری برای تعویض پوشاک وجود ندارد.
در مراسم تعزیه اعم از سیار یا ثابت چون دو گروه مخالف و موافق (به زعم پیروان امام حسین (ع)) وجود دارند از این روی لباس آنها از نظر نحوه تزئین، اشرافیت، سادگی، خشونت، مظلومیت و ... متفاوت است. کسانی که نقش مخالف خاندان حسین (ع) را بازی میکنند رنگ لباسشان قرمز و رنگهای تند است این رنگ نماد خشونت و سنگدلی است. لباس اولیاء یا اعضاء خاندان امام حسین (ع) به رنگ سبز و بلند و ساده است این رنگ نمادی از سادهزیستی، مظلومیت و عدالتخواهی است. در بین اولاد، جوانان و نوجوانان وابسته به خاندان حسین (ع) لباس سفید (کفن) که نمادی از آمادگی برای شهادت است دیده میشود که گاه بر روی آنها پیکانهای سفید چوبی به نشانه تیر و مقداری رنگ قرمز که علامت خونریزی است بر روی این پیراهنهای سفید وجود دارد.
عبدالله مستوفی در مورد تنپوشها یا لباس افراد شرکت کننده در مراسم سوگواری و تعزیه چنین نگاشته است:
لباس شهدا (امام حسین (ع) و یارانش) قبای راسته سفید، شال و عمامه سبز، عبای، ابریشمی شانه زری سبز یا قرمز بود که در موقع جنگ چکمه هم داشت و در مواقع عادی نعلین زرد به پا میکرد.
شبیه پیغمبران و سایر امامان کم و بیش همین طور لباس میپوشید. شبیه زنها پیراهن سیاهی [به ندرت سیاه گلدار] که تا پشت پا میرسید بر تن میکرد و پارچههای سیاه دیگری بر سر میافکند. فراخی این روسری به قدری بود که دستها را هم تا سرانگشتها میپوشاند. یک پارچه سیاه دیگر صورت را تا زیر چشم مستور میداشت به طوری که جز نینی چشم و سرانگشتان، تمام بدن به وسیله این سه پارچه پوشیده میشد... .
امیرها را با جبه ترمه و عمامه شال رضایی یا شال کشمیری مجسم میکردند.
جنگجویان طرفین اعم از مخالف یا مؤالف همگی با زره و کلاه خود ابلق بودند، منتهی مؤالفین قبای سفید و مخالفین قبای سرخ در زیر زره میپوشیدند.[۱۱]
لباس سرداران مخالف بیشتر در مایه قهوهای و سرخ است خصوصاً شمر (از سرداران لشگر عبیدالله بن زیاد) که بیشتر به حالت دامن قبا بر کمر زده و با آستینهای بالازده (نشانه آمادگی برای بریدن سر امام حسین (ع) - م) نشان داده میشود و وقتی که جبهاش را از خود دور میکند از پر کلاه خود تا چکمهاش یکپارچه قرمز است.[۱۲]
چنین لباسهایی با این رنگها و نحوه تزئین سالهای سال است که مورد استفاده قرار میگیرند بنابراین به یک سنت بدل شده است و تماشاگر از روی آنها میتواند تا حدودی به نقش و طینت افراد پی ببرد.

علم
علم نشانی از پرچم برافراشتهای است که زمانی در دست علمداری بوده (در جنگ) و اکنون از دست او افتاده است و ضرورتاً بایست توسط علمدار دیگری برافراشته گردد تا بدین وسیله راه رهروان حقیقت و مردان بزرگ و خداجوی ادامه یابد.
علمها بیرقهای پارچهای هستند که بعضی بلند و بعضی کوتاه با رنگهای مختلف سیاه، سبز، قرمز و... در جلو یا در فاصله بین دستههای سوگوار (زنجیر زن - سینه زن و...) حرکت داده میشوند. بعضی از آنها به شکل مثلث هستند که بر روی آن اشعار و عبارات مذهبی، نوشته شده که یا به صورت منفرد مورد استفاده قرار میگیرند و یا دوبدو، به این معنی که دو علم از نوک تحتانی به یکدیگر دوخته میشوند و به وسیله دو نفر در دو طرف مسیر عبور دستههای سوگوار حرکت میکنند.
اغلب تعداد کمی از بیرقها یا علمها متعلق به هیأتهای سوگوار است بیشتر آنها از طرف خانوادهها به علامت نذر وقف هیأتها میشودند که یا به طور کامل در اختیار هیأتها قرار میگیرند و یا آنکه در ایام سوگواری در جلوی هیأتها حرکت داده میشوند. عمدتاً ابزارهای سوگواری در سایر ایام سال به حسینیهها و تکیهها سپرده میشوند.
علامت
علامت ابزاری فلزی به شکل صلیب است که بر روی آن تیغههای سنگین فلزی نصب شده است و تعدادی از جوانان پرتوان تا پایان مراسم آن را در پیشاپیش دستههای سوگوار مثل سینهزنها و زنجیرزنها حمل میکنند.
تعداد تیغههای علامت فرد است، بزرگترین تیغه در وسط قرار دارد و بتدریج تیغههای کناری تا منتهیالیه علامت کوچک میشوند. روی تیغهها عبارات، آیات و اشعار مذهبی به نحو زیبایی و با خط بسیار زیبا حکاکی شدهاند. در فاصله هر یک از تیغهها مجسمه فلزی کبوتر نصب شده است که بدنه آن به طرز زیبایی با کلمات و عباراتی مثل یا حسین، یا زهرا و... حکاکی و تزیین گردیده است. بر قاعده افقی علامت که ممکن است طول سراسری آن از ابتدا تا انتها قریب ۳ متر باشد؛ انواع پارچههای گرانقیمت یا شال آویزان شده است که معمولاً به وسیله خانوادهها به صورت نذر و تبرک در اختیار هیأتها قرار میگیرند.
علامتها در پیشاپیش دستههای گردان به وسیله تعدادی از جوانان نیرومند و ،عتقد حمل میشود. این ابزار که ممکن است به وسیله یک فرد مؤمن یا گروهی از افراد به صورت وقف در اختیار هیأت معینی قرار گیرد؛ در سایر ایام سال در تکیهها و حسینیهها نگهدای میشود.
در هنگام اجرای مراسم وقتی دسته سوگواران زنجیرزن یا سینهزن از روبرو در مقابل یکدیگر قرار میگیرند به سرعت به علامت احترام به استقبال یکدیگر میروند و لحظاتی همراه یکدیگر حرکت میکنند. در موقع اجرای این مراسم مرتباً سعی دارند تیغههای علامت را به نشان تعظیم و سلام و ادای احترام به حرکت درآورند (حرکت بالا - پائین). کارکرد اساسی این رسم در این است که قبلاً دستههای سوگواری محلههای مختلف با یکدیگر به منازعه میپرداختند که گاه عدهای کشته و زخمی میشدند.
به این ترتیب در طی زمان وحدت و یگانگی روانی در سوگواری برای همگان پذیرفته شده و با اجرای این مراسم از وقوع درگیری پیشگیری مینمایند.
علاوه بر اجرای این آیین هیأتهای سوگوار وقتی از کنار یکدیگر عبور میکنند معمولاً نوحهها و اشعاری را که میخوانند قطع میکنند و همراه صدای طبل، دهل و سایر لوازم صوتی که در اختیار دارند با فریاد یا حسین، یا حسین از کنار یکدیگر عبور میکنند. این آیینِ ضمن اینکه هماهنگی و یکپارچگی و وحدت هدف را نشان میدهد، حال و هوای روانی قابل توجهی را به سوگواران و مردمانی که در گوشه و کنار خیابانها، معابر عمومی و... نظارهگر این جریان هستند، القاء مینماید.
مجسمه فلزی کبوتر که بر قاعده افقی علامت نصب شده نماد خبررسانی این پرنده از صحنه جنگ به پیروان و طایفه خاندان امام حسین(ع) در مدینه است. به سخن دیگر تنهایی، و بیپناهی شهدا را در روز عاشورا (دهم ماه محرم) نشان میدهد و پیام
«کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزو است»
را به مردم القاء میکند. کبوترهای سفیدی که پرهایشان آغشته به خون است یا به رنگ قرمز هستند در سایر مراسم مثل تعزیهها و دستههای گردان بر پشت اسب یا شتر نمایش داده میشوند.
تصویری از علامت و کسانی که آن را پیشاپیش هیأتها حمل میکنند.
کتل
کتل در دو مفهوم به کار برده میشود:
- چوبهای درازی هستند که از بالای آنها گلولههایی از پارچههای رنگارنگ و گرانبها آویزان شده و همانند دامنهای چیندار بر روی هم میافتند. معمولاً بالای آنها یک قطعه فلزی به شکل مدور و یا پنجهای (نمادی از دست بریده حضرت عباس است) نصب شده است.
- اسب زین کردهای است که معمولاً در پیشاپیش دستههای سوگواری به حرکت در میآورند. به سخن دیگر کتل در مفهوم دوم آن نمادی عینی از ایام عاشورای حسینی در صحرای کربلا و یادآور صحنه سرنشین از دست رفته ذوالجناح حسینی (نام اسب امام حسین) و شهادت دلیرانه حضرت سیدالشهداء (ع) میباشد و تجسم واقعه جانکاه آنروز را به نمایش میگذارد.
هر رسمی که به نحوی نام و نشانی از این واقعه را عینیت بخشد جلوه دیگری مییابد و صحنه شیون را به عاشورایی دیگر تبدیل میکند. بنابراین، وجود کتل (اسب تزئین شده بدون سرنشین)، با رنگ قرمز و پارچهای سفید به علامت کفن، که نمادی از مرگ و شهادت است، در مراسم سوگواری اعم از دسته گردانیها و یا تعزیهها نه تنها توجیه عملی پیدا میکند بلکه با مفهومی عینی، قداست، تحرک و هیجان خاصی به سوگواران و شیونکنان مراسم میبخشد.
بدنبال دستههای سوگوار اسبها و شترهایی حرکت میکنند که سمبل و نماد جبهه جنگ و نمایش شرایط جنگ در زمان وقوع حادثه است. تعدادی از آنها لخت و بدون زین و پوششاند و برخی از آنها پوشیده از زین و یراق و وسایل زینتی مجللاند که نشانه تجملگرایی و خودکامگی لشگر یزید و قاتلان امام حسین(ع) است.
شبیهها
شبیهها که معمولاً در تعزیه سیار دیده میشوند همراه دستههای سوگوار پیاده یا سواره حرکت میکنند و هر کدام نماد یکی از شخصیتهایی هستند که در حادثه کربلا به شهادت رسیدهاند تن پوش شبیهها معمولاً سفید و آغشته به رنگ قرمز (خون) است که تعدادی تیر از جنس چوب بر روی آنها نصب شده است.
وسایل و ابزار صوتی شامل سنج، قرهنی، دهل و سرنا است
گروه نوازندگان عموماً با اجرای صداها و نواهای زیر که محزون است و اندوه و سوگ را به نمایش میگذارد سوگواران را تحت تأثیر قرار میدهند. علاوه بر آن هماهنگی در حرکات، صدای سوگواران و نوحه خوانان را فراهم میسازد. به سخن دیگر کارکرد اساسی نوازندگان در مراسم سوگواری ایجاد هماهنگی و وحدت در مجموعه تشکیل دهنده آیین سوگواری است به نحوی که میزان اثرپذیری آن را مضاعف میسازد.
نخل
تابوتی بزرگ و بلند است که با پارچههای قیمتی، آیینه و خنجر و شمشیر تزئین میگردد و در روز عاشورا به عنوان تابوت حضرت حسین بن علی (ع) در دستهها حرکت داده میشود. بر بالاترین نقطه نخل عمامه سبزی به عنوان نماد و سمبل فقدان و شهادت امام حسین نصب شده است خیل عظیم جمعیت برای حرکتدادن نخل با یکدیگر مسابقه میدهند و با فریادهای یا حسین، یا حسین در حرکت و چرخانیدن نخل در محل معینی که نمادی از میدان جنگ و شهادتگاه امام حسین و یاران او است مشارکت مینمایند. انبوه شرکت کنندگان و هیجانات و احساسات عمومی مردم در جریان حمل نخل میزان اثرگذاری مراسم را برسوگواران صد چندان میکند.
چهل چراغ
گویش محلی آن چلچراغ است که در دو مفهوم به کار برده میشود:
- تابوت کوچک ۶ یا ۸ ضلعی است که به وسیله تعداد زیادی آینه کوچک تزئین شده و لامپهای متعددی به آن وصل است و در موقع فوت اشخاص بخصوص جوانان، شهدا و نوجوانان در اماکن عمومی بخصوص در محله زندگی شخص متوفی برای مدتی گذاشته میشود.
- وسیلهای شبیه به علامت یا صلیب است که به جای آنکه بر روی آن تیغههای فلزی نصب شود تعدادی فانوس نصب شده است که یا نفت سوزاند و یا آنکه به وسیله لامپهای الکتریکی روشن میشوند این وسیله به علت شرایط خطرسازی که دارد (از نظر مواد سوختی یا نزدیک بودن به منبع انرژی الکتریکی) به ندرت جلوی دستههای سوگوار حمل میشود و در درون یا مدخل تکیهها، حسینیهها و اماکن سوگواری قرار میگیرد. این ابزار امانند علامتها (شرح آن گذشت) به وسیله انواع پارچههای گرانقیمت با رنگهای مختلف به خصوص رنگ سیاه تزئین میشود.
تزئینات
ابزار و وسایل زینتی در مراسم سوگواری عمدتاً در روضهخوانیها که در محل ثابتی برگزار میگردند کاربرد دارند. این وسایل علاوه بر فرش، گلیم، صندلی و تخت لوازم دیگری را که جنبه تبلیغی و آموزشی دارد در بر میگیرد و آن شامل نوارهای پارچهای بزرگی به طول تقریباً سه متر و عرض ۵۰ سانتیمتر میباشد که بر روی آنها اشعار و نوحههای معروفی، که شعرا و مرثیهسرایان سرودهاند، با خطی بسیار زیبا نوشته شده است.
معروفترین اشعاری که بر روی این نوارهای پارچهای نوشته شده ترکیببند محتشم کاشانی، است که از ویژگیهای خاصی برخوردار است.
عکسها و شمایل شخصیتهای مذهبی و شهدا و صحنههای جنگ همراه با انواع علمها با تصاویر و شعارهای مختلف مذهبی و پارچههای سیاه که نماد عمده سوگواری، است در گوشه و کنار بر روی دیوارهای حسینیهها، تکیهها و منازل محل روضهخوانی نصب میشوند.
منبر
صندلی پلکانی بلندی است که در تکیهها، حسینیهها و اماکنی قرار میگیرد که در آنها مراسم روضهخوانی برگزار میشود. منبر جایگاه جلوس روضهخوان، نوحهخوان و مداح است که بر بالاترین نقطه آن مینشینند و به همه افراد شرکت کننده در مراسم اشراف پیدا میکنند و از این طریق و با استفاده از دستگاههای صوتی و نگاه کردن به مردم بر آنها کنترل و احاطه پیدا میکنند. به این ترتیب هیچ حرکتی در مجلس سوگواری از چشم منبرنشین مخفی نمیماند.
در مساجد، تکیهها و حسینیههای ثابت، منبرها از تزئینات خاصی برخوردارند. نخست آنکه جنس آنها از بهترین و گرانبهاترین چوبهاست که از دوام و مقاومت لازم برخوردار است عمر برخی از منبرهای موجود در مساجد و تکیهها و غیره از چند صده تجاوز میکند. دوم آنکه هنرمندان و خطاطان آیات قرآن، اشعار و احادیث معتبر بزرگان دین را بر روی بدنههای خارجی منبر حک میکنند.
لوازم صوتی
دسته گردانها برای سهولت در امر انتقال صدا به سوگواران و ایجاد هماهنگی در نوحه و حرکات شرکتکنندگان از دستگاههای صوتی مثل میکروفون و بلندگوی سیار استفاده میکنند که چون ارتباط با منبع انرژی یعنی جریان الکتریسیته ضرورت پیدا میکند هر یک از دستهها از یک دستگاه مولد برق برخوردارند که به وسیله یک دستگاه اتومبیل (وانت)، که در انتهای دسته یا در فاصله بین دو صف حرکت میکند، حمل میگردد. این قبیل ابزارها را معمولاً صاحبان آنها در ایام سوگواری به عنوان انجام یک عمل اعتقادی و یا نذر در اختیار هیأتها میگذارند، از این روی هزینه خاصی برای، شرکتکنندگان ندارد.
دیگر روشها و ابزارها
- تعدادی با مشک سیاه که پر از آب است و به وسیله افرادی که به طریق سنتی چنین نذری دارند در بین سوگواران و مردم حرکت میکنند و به یاد تشنه کامی شهدای کربلا بین مردم آب توزیع میکنند. در محلههای مختلف خانوادهها و هیأتهای خانگی سوگوار به جای آب بین مردم شربت پخش میکنند.
- در تعزیههای سیار تعدادی مجسمه سرآدمی که از جنس گچ، اسفنج و... است بر نوک نیزهها یا خیزرانها و یا چوبهای بلند حرکت داده میشود که نشانه قساوت مخالفان امام حسین(ع) و یارانش میباشد.
- ابزارهای جنگی مثل خنجر، شمشیر، سپر، زره، کلاه خود و... که عمدتاً در تعزیههای سیار و ثابت به کار برده میشوند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ انریکو فولکین یونی. تعزیه هنر پیشرو ایران (مقایسه بین تعزیه ایرانی و غرب). ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۸۰.
- ↑ بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: نشر کاویان، ۱۳۴۴، ص ۱۲۲.
- ↑ بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: نشر کاویان، ۱۳۴۴، ص ۱۲۸.
- ↑ ساموئل پیترسون. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (تعزیه و هنرهای مربوط به آن). ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۱۰.
- ↑ تأکید از نگارنده است.
- ↑ تأکید از نگارنده است.
- ↑ تأکید از نگارنده است.
- ↑ تأکید از نگارنده است.
- ↑ تأکید از نگارنده است.
- ↑ راوندی، مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران. تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۱، ج ۶، ص ۳۳۹.
- ↑ مستوفی، عبدالله . شرح زندگانی من. ج ۱، تهران:کتابفروشی زوار، 1362، ص ۲۸۹.
- ↑ بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: نشر کاویان، ۱۳۴۴، ص ۱۵۴.
منبع اصلی
فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
محمد صادق فربد