پرش به محتوا

تأثیر سوگواری بر هنر و ادبیات در ایران

از ویکی ایران

امیل دورکیم جامعه‌شناس فرانسوی می‌گوید:

«شعائر و مراسم دینی، وحدت اجتماعی را تقویت می‌کند و جوانان را با هنجارهای رفتاری قبیله آشنا می‌سازد».

بخشی از شعائر و مراسم دینی در ایران اجرای مراسم سوگواری به شیوه‌های گوناگون برای بزرگان و نخبگان دینی است. هر رسمی از تشکیلات و سازمانی برخوردار است که بدون رعایت و کاربرد آنها کارکرد واقعی آن محقق نمی‌شود. از جمله مقولات و سازمانهایی که در اجرای مراسم سوگواری نقش و حضور فعال دارند؛ پدیده‌های هنری مانند شعر، موسیقی، نقاشی و حرکات موزون (رقص) است، که در این بخش تأثیر مذهب و مراسم سوگواری مذهبی را در پیدایی، رشد و تکامل این مقولات در ایران متذکر می‌شویم. رادکلیف براون می‌نویسد:

رقص معمولی مردم اندامان صورتی از بازی است که مبادی هنری را به ما نشان می‌دهد این مجموعه در عین حال یک رسم اجتماعی را، که باید بالضروره در موارد و حالات خاص اجرا شود، معرفی می‌کند که هماهنگ، موزون، مرتب و برگرفته از آیین‌های خاص است که فقط در همان آیین قابل اجراست.

خصلت وجود هر حرکت در آهنگدار بودن آن است که مهمترین عامل پیوستن افراد به یکدیگر در اجرای حرکات موزون و یکنواخت است. رعایت این اصول نه تنها شرکت‌کنندگان در مراسم را تحت تأثیر قرار می‌دهد بلکه نظاره‌گران را هم شدیداً به خود جلب می‌کند. صدای یکنواخت، موزون و مرتبی که در جریان سینه‌زدن به گوش می‌رسد همه کسانی را که در مجموعه مراسم قرار دارند به خود جلب می‌کند به سخن دیگر عمده‌ترین عامل ساماندهی و اثربخشی مراسم، ریتم و حرکت یکنواخت و موزون سینه‌زنهاست. ضمن اینکه موزیک به هم پیوستگی را در پی‌دارد آثار هیجانی و روانی را نیز به دنبال خواهد داشت مثلاً در رسومی مانند سوگواری؛ موزیک میزان و سطح هیجانات عاطفی را مضاعف می‌کند که فرآیند یا نتایج روانشناختی آن تشدید مبانی پیوستگی، تفاهم و وفاق اجتماعی است.

موزیک و آواز نه تنها بر کسانی که مشغول اجرای مراسم خاص اعم از سوگواری یا جشن هستند اثر می‌گذارد بلکه کسانی را که در حاشیه قرار دارند و جزء عاملان اصلی رسوم نیستند متأثر می‌کند به نحوی که تا مدتها پس از اجرای رسوم، شرکت‌کنندگان و تماشاچیان اشعار و نواهای اجرا شده را حتی به صورت انفرادی تکرار می‌کنند. وجود ابزارهایی مانند سنج، طبل، نی، قره‌نی، سرنا و... که تشدید کننده و هماهنگ کننده حرکات و اصوات عاملان، در اجرای مراسم سوگواری است اثر آواز و نوحه‌خوانی و زنجیر زنی و سینه‌زنی و... را چندین برابر می‌کند. افراد سوگوار اعم از سینه‌زنان و زنجیرزنان تعزیه‌های سیار و ثابت با صدا و حرکت‌دادن ابزارهای خود در تشکیل یک مجموعه هیجانی و عاطفی، که کارکردهای خاص و متنوعی دارد، نقش عمده‌ای ایفا می‌کنند زیرا عناصر زیر جمعاً یک حالت اجتماعی را، که سرشار از عواطف و هیجانات ناشی از آن است، به وجود می‌آورد:

  1. آواز نوحه خوانان؛
  2. صدای سنج، طبل وغیره؛
  3. تکرار اشعار و نوحه‌ها به وسیله سوگواران؛
  4. صدای ناشی از کوبیدن دستان و زنجیرهای سوگواران به سینه‌ها و شانه‌ها؛
  5. وجود علم‌های پارچه‌ای که هر یک به سبک خاصی تزئین شده‌اند و اشعار و نقاشیهای مناسب و خاصی که با موضوع رسم، هماهنگی و تجانس دارند بر آنها نقش بسته یا نوشته شده است؛
  6. شرکت جمع کثیری از مردم (کودکان، نوجوانان، جوانان، میانسالان و کهنسالان زن و مرد) در چگونگی اجرای رسم؛
  7. لباسهای مشابه و یکنواخت.

به این ترتیب ابزارها، نوحه‌ها، حرکات موزون، نقاشیها و... در ابتدا موجودیتی مستقل و جنبه انتزاعی دارند. اما وقتی با رسوم پیوند می‌یابند کارکرد اجتماعی، روانی، سیاسی و... پیدا می‌کنند و هر یک به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده رسوم تلقی می‌شود که کارکرد آن را تعیین می‌کند. از این روی می‌توان گفت همکاری، هماهنگی، وحدت عمل و انسجام گروهی در مراسم سوگواری و یا هر رسم دیگری متضمن استفاده از کلیه عناصر و ابزارهای هنری است که هر یک در اجرای رسوم نقش خاصی دارند.

در تمام امور، پدیده‌ها، ابزارها و حرکات، مذهب تعیین کننده است به سخن دیگر باید گفت که مذهب تعیین شکل‌های هنری را ملهم می‌سازد. چنین نظری نه تنها در مورد هنر ایرانی‌ها در قبل و بعد از اسلام مصداق دارد بلکه هنر سایر کشورها و ملل را مثل هند، ژاپن و... شامل می‌شود. مذهب الهام دهنده شکل‌های هنری است، الهام می‌تواند به طور مستقیم با به وجود آوردن گونه‌ای آگاهی در هنرمند برای بیان و کشف دوباره واقعه مذهبی عمل کند. نمونه این تأثیر را می‌توان در ایجاد هنر روایتی دانست که متأثر از واقعه کربلا و شهادت حضرت امام حسین (ع) و ۷۲ تن از یارانش می‌باشد.[۱]

در اجتماعاتی که از اصول و مبانی اعتقادی برخوردارند آداب و شعائر بر مقدسات تمرکز دارد و به زندگانی بُعدی دیگر می‌بخشد. این شعائر به زندگی هدف و غایتی می‌بخشد که در عین حال حسی از تواضع نسبت به زندگی را بر انسان القاء می‌نمایند که فراسوی، قدرت‌ها، شکل مستقل هنر زنده است. هنر هرگز نمی‌تواند از خاستگاه اصلی خود که مذهب و ایمان است فاصله بگیرد حتی اگر کاربرد هنر در مقولات، باورها و ارزشهای مذهبی نهی شود. به سخن دیگر می‌توان گفت که بین خلاقیت‌های هنری و اعتقادات رابطه پیوسته‌ای وجود دارد که این پیوستگی گاه از طریق تمثیل و نشانه و انتزاع و گاه به سادگی و صراحت ظاهر می‌شود. برای کشف و تبیین پیوستگی بین هنر و مذهب باید به بررسی و مطالعه پدیده‌های هنری مثل شعر، موسیقی، نقاشی، نمایش، ادبیات و هنرهای تجسمی پرداخت.

نقاشی در سوگواریهای مذهبی

بعد از اسلام، با آنکه تصویرگری تحت تأثیر شرایط و مقتضیات زمان ممنوع گردید ولی هنرمندان ایرانی همچنان آفرینش‌های هنری خویش را در قالب مذهب و مقدسات به نحو شایسته‌ای ادامه دادند مانند هنر آذین قرآن مجید. در این دوره ایرانیان، به قصه‌گویی در زمینه حکایتهای آدمیان و قدیسین و پیامبران پرداختند و از این طریق توانستند قصه‌گویی را با کمال الوهیت در هم آمیزند و عنصری یگانه و گسترده را فراهم سازند.[۲] در دوره صفویه، شمایل نگاری با روشی روایتگرانه و ساده به وجود آمد که طی آن تاریخ اولیاء و انبیاء با حفظ حرمت و احتیاط، شرح نبردها، معجزات و موفقیت آنها به تصویر کشیده شد. فاجعه کربلا به صورت الگوی اساسی و کاملی درآمد که پیامهای شهادت، شهامت و پایمردی را منعکس می‌سازد.

در جریان خلاقیت‌های هنری مذهبی کلیه رسوم، سنن، اعتقادات و باورها رعایت شده‌اند مثلاً هنرمند نقاشی که تصویر حضرت علی(ع) و حسنین را در کنار یکدیگر رسم می‌کند، صورت حضرت علی (ع) را به وسیله نقابی سفید می‌پوشاند تا سنتهای مذهبی را رعایت کرده باشد. شخصیت امامان و مقدسین از لحاظ ساده‌زیستی و بی‌پیرایگی الگو و نماد ارزشی مهمی برای پیروان آنها می‌باشد از این روی در نقاشیها ساده‌پوشی و وقار و بی‌پیرایگی کاملاً نمایان است، که نشان دهنده حفظ حرمت آنهاست.

پیدایش روشها و فنون سوگواری مثل دسته گردانی‌ها و نمایشهای ثابت و سیار مذهبی در پیدایش هنرهای دیداری مثل نقاشی به عنوان یکی از تحولات عمده در تاریخ هنر دوره اسلامی تلقی می‌گردد. زیرا پس از سالها ممنوعیتی که در آفرینش اشکال وجود داشت نقوشی از زمینه‌ها و موضوعات مذهبی به وجود آمد که مورد توجه اغلب ایرانیان قرار گرفت. این نقاشی‌ها که به عنوان هنر بومی و مردمی ایران تلقی می‌گردد نزد مردم به «نقاشی قهوه خانه‌ای» معروف هستند. اما از آنجا که زمینه و محتوای اصلی این نقاشی‌ها مذهبی است و به نمایش وقایع عاشورا و سایر حوادث مربوط به امامان می‌پردازد بیشتر به نقاشی کربلا معروف‌اند. مدتی بعد نقاشیهای ثابت بدل به پرده‌گردانی شد، پرده‌گردانی نقاشی روی پارچه و نمایش آن در کویها و محله‌ها همراه با نقاشی در مورد حوادث متن نقاشی بود. توجه مردم به این قبیل تصاویر بیشتر از آن جهت بود که علاوه بر معرفی نقش شهیدان، خشونت و قساوت دشمنان امام حسین (ع) نیز توصیف می‌گردید. به سخن دیگر نقوش کربلا در اصل نمایشی مذهبی از چگونگی وقوع حادثه کربلا بود.

نمونه‌های متعددی از این نقوش درکلیه تکیه‌ها و حسینیه‌ها که مراسم سوگواری و تعزیه در آنها اجرا می‌شود به چشم می‌خورد. نقاشی در دوره قاجاریه در خدمت نمایش و بازآفرینی حوادث کربلا قرار گرفت از این روی، لحظه به لحظه حوادث در کربلا را از شهادت تا اسارت زنان و کودکان و حضور در مجلس یزید و... به تصویر می‌کشند در واقع نقاشی کربلا با نسخه‌های تعزیه و نوحه‌های مرئیه خوانان همخوانی دارد. علاوه بر نقاشی؛ خط، شعر، قصه‌گویی و نمایش به شدت متأثر از مذهب است. عمده‌ترین مشخصه هنر مذهبی آن است که تحت تأثیر سفارش قدرتمندان و انحصارگران جامعه نیست. زیرا دین بویژه دین اسلام بالا و پائین نمی‌شناسد و هر هنرمندی براساس مبانی ایمانی و قلبی خود به خلاقیت و آفرینش هنری می‌پردازد. روی هم رفته هنرمندان بخش مذهبی همه همت خود را صرف این امر می‌نمایند که تقدس، ایمان، پاکی و مردانگی را نزد مقدسین مجسّم و زمینه را برای تبلیغ آن اصول فراهم سازند. ساموئل پیترسون می‌نویسد:

«هنرمند ایرانی به طور پیوسته خواه در زمینه خطاطی، آرایش نسخ خطی، معماری یا هنرهای ظریفه؛ هنجارهای قراردادی هنر اسلامی را اصلاح کرده تا بر ارزش آن بیفزاید و با یک خصلت قابل تشخیص ایرانی احیائشان نماید. نوآوری او گاه چندان اصیل است که حاصل آن نه اصلاح هنجاری معمولی بلکه آفرینشی مستقل و بومی است که آن را پدیده‌ای کاملاً ایرانی معرفی می‌کند.»

«یقیناً نمونه زنده و تماشایی آن تعزیه، تئاتر مذهبی ایران شیعه است. در میان سنن اسلامی که به طور کلی با نمایش انسان و مشخصاً با تئاتر مخالف است تعزیه برای هر کشور اسلامی پدیده‌ای بی‌همتاست که در عین ظهور و تکامل آن در ایران با تاریخ ابداعات هنری این کشور نیز سازگاری دارد».[۳]

شعر و ادبیات در سوگواریهای مذهبی

خلاقیت‌های ادبی بعد از اسلام، از زمانی که برگزاری سوگواری در شهادت امام حسین(ع) معمول گردید؛ به تدریج آغاز شد. این نوآوریهای ادبی در آغاز بسیار ساده، روان و عامیانه بود به این سبب از زمان سنایی و قوامی رازی قطعات معدودی اشعاری که گویندگان در دورانهای غزنوی و سلجوقی به یاد امام حسین سرودند آنقدر مهم نبوده که تبدیل به کتاب خاصی گردد به علاوه مجموعه‌های مناقب که مناقب خوانان یا مناقبیان گردآورده بودند یا آثاری از نوع مقتل‌نامه که بخصوص از زمان سلجوقیان آغاز گردید به ظاهر کار نویسندگان طراز اول نبود.[۴] از این روی باید مدتها می‌گذشت تا زمینه‌های اجتماعی و سیاسی برای رشد و گسترش خلاقیتها در این زمینه فراهم گردد. این امر با جلوس شاه اسماعیل به سلطنت و رسمیت مذهب تشیع در ایران محقق گردید.

اثر معروف حسین کاشفی به نام «روضة الشهدا» مجموعه‌ای از روایات رثایی و حماسی دینی فارسی و ترکی درباره فاجعه کربلا است. این مجموعه درباره فاجعه کربلا و یادآوری و انتقام‌گیری از عاملان شهادت امام حسین(ع) و یارانش می‌باشد. در عهد صفویه سرودن شعر در مدح و رثاء امامان و شهیدان کربلا افتخاری بس بزرگ بود. به گفته ژان کالمار انگیزه و محرک عمده پیدایش این فضای فرهنگی سروده‌های شعرای بزرگی چون محتشم کاشانی بود. هفت بند محتشم کاشانی که از شاهکارهای مرثیه‌سرایی این دوره و دوره‌های بعد از او است الهام بخش سایر شعرا در دوره‌های بعدی است بنابراین روضه‌خوانی و تعزیه خوانی تحت تأثیر این اثر برجسته رشد می‌کند.

نوحه خوانها و تعزیه خوانها در آغاز به استفاده از روش تک خوانی و طولانی به ایفاء نقش می‌پرداختند، اشعارشان ساده، سست و آکنده از عبارات محاوره‌ای بود. تکخوانی‌ها عموماً به صورت اشعار ساده و کم وزن - مثنوی - نوشته می‌شد و گاه اصلاً فاقد وزن بود. نقالها برای جلب نظر حاضرین و تماشاگران و تأثیر گذاری بر آنها و برانگیختن عواطف، اغلب از واژه‌هایی مانند «آه» «وای بر من» «ای برادر» «بمیرم الهی» «بی‌کس» «مظلوم» و غیره که عمدتاً توأم با ناله و اندوه بود استفاده می‌کردند و هم امروز نیز از این واژه‌ها استفاده می‌کنند.

به طور کلی از نظر زیبایی شناسی شاعرانه شعر نخستین نوحه و مرثیه در روضه‌خوانی و تعزیه سست و بی‌قاعده بوده و به لهجه بومی نوشته می‌شده است اما در عین سادگی، زیبا، روان، فصیح ودل‌انگیز است به سخن دیگر چون سوگواری به صور گوناگون اعم از روضه خوانی، دسته گردانی و تعزیه یک نمایش بومی و مذهبی است و عمدتاً به توده مردم (عوام) مربوط است طبعاً از گفتارهای معمولی، عامیانه و کوچه بازاری استفاده می‌شود. البته نباید این نظر را قطعی دانست زیرا اشعاری در زمینه سوگواری‌ها وجود دارد که نشان دهنده کاربرد صناعات ادبی و هنری است و از شاهکارهای ادب فارسی محسوب می‌گردد که نمونه‌ای از آن آورده می‌شود. اشعار سروده شده عمدتاً براساس واقعه کربلاست از این روی می‌توان آنها را تحت عنوان شعر یا مرثیه کربلا نامگذاری کرد. ویژگیهای این اشعار عبارت است از:

فریاد کسی است که به او ظلم شده است، فریاد بلند و جانگداز مظلومیت خاندان پیامبرِ است، پاسخی به طلب یاری امام از پیروان است، صدای قدمهای رهروان راه منتهی به کربلا است، شمشیر هماره اخته شیعه است، فریاد عدالتخواهی انسان در طول قرون و اعصار است، آمیزه‌ای از کلمات آتشین گوینده، شنونده و خواننده است و... تجلی این صفات در شعر در واقع تجلی و انعکاس قدمت خلاقیت هنری پیروان حسین(ع) و تأثیر آن واقعه در بروز آن خلاقیت‌هاست.

معروفترین مرثیه محتشم کاشانی ترکیب‌بند او است که زینت بخش در و دیوار تمامی تکیه‌ها، حسینیه‌ها، معابر و... است. یک بند از دوازده بند آن را در زیر می‌آوریم:

باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی‌ نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب کآشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین پروردهٔ کنار رسول خدا حسین

در اشعار اولیه مرثیه سرایان بیشتر از قالب «مثنوی» استفاده شده است اما مرثیه سرایان و تعزیه نویسان خلاق و نوظهور از قالب‌های «چکامه مسمط» و «ترجیع‌بند» که از انواع آن رباعی‌هاست به طرز استادانه‌ای استفاده نموده‌اند. افزودن ردیف ازکارهای مهم دیگر آنها بوده است زیرا کاربرد ردیف در اشعار جاذبه‌های بیشتری را برای تأثیرگذاری بر حضار و شرکت‌کنندگان در مراسم سوگواری به وجود می‌آورد. روی هم رفته مطالعه تطبیقی اشعار از آغاز پیدایش و رونق سوگواریهای اولیه تا تبدیل شدن آن به هنر مذهبی نمایشی به نام تعزیه‌نشان می‌دهد که سرایش اشعار از ساده و سست به پیچیدگی و استحکام رو آورده است. به عنوان نمونه پاره‌ای از اشعاری که در تعزیه مورد استفاده قرار می‌گرفته ذکر می‌کنیم. مناظره شمر و ابن سعد:

مترس ای سگ تو از عباس سرور مرا خویش است عباس دلاور گر شوم با پسر سعد برابر امشب گویمش صبر کن ای سگ ابتر امشب

نمونه فوق در عین حال که اهانت‌آمیز و کوچه‌بازاری است، به ذکر مناقب حضرت عباس(ع) می‌پردازد به سخن دیگر، تأثیر بنیادهای اعتقادی در سراینده شعر به حدی است که با آنکه زبان رزم و کینه‌ورزی را باید نشان دهد ولی حرمت شخصیت‌های مذهبی در آن حفظ شده است. نمونه زیر شعری است که شمر می‌خواند:

می‌رسم از کوفه با سپاه فراوان

جانب بن سعد با سپاه فراوان

وه چه زمینی است این زمین معطر

بس چه بساطی است در میان بیابان

ناقه آهو مگر فتاده در این دشت

یا مگر اینجا بساط کرده سلیمان

و یا کاملتر و محکمتر از اشعار فوق که رباعی است و برخوردار از ردیف است.

ای مسلمانان امان از بی‌کسی

بی‌کسم یاران امان از بی‌کسی

کو انیسی تا بپرسد حال من

وای بر من وای بر احوال من

یا در مراسم سوگ و تعزیه حضرت فاطمه کبری:

یا رب از هجر پدر تابم رفت

روز آرام به شب خوابم رفت

روز خوش نیست مرا بهر پدر

زان زمان کز بر من بابم رفت

کاربرد ردیف در شعر ضمن اینکه به راحتی خواندن آن کمک می‌کند و بر آهنگِ خواندن آن تأثیر می‌گذارد تنوع و تازگی آن را افزایش می‌دهد.

در محاوره و گفتگو بین سران لشگر اشقیا با اولیا تک بیتی هم رواج یافته است که با پاسخ یکدیگر است و یا بیان وضعیت و درد و رنج است. این اشعار به طریقی تنظیم می‌شوند که ورود و خروج افراد را در صحنه نمایش سوگواری مذهبی نشان دهد و در عین حال حضار و تماشاچیان را با وقایع همراه سازند. نمونه تک بیتی‌ها:

ابن سعدبه شمر:

ز تو کین گستری و ظلم نمایان از من ز تو فرمانبری و دادن فرمان از من

شمر به ابن سعد:

حکم فرمودن و استادن میدان با تو از تن پاک حسین سر ببریدن با من


علاوه بر تک‌بیتی در مراسم سوگ و تعزیه، در محاوره و گفتگو مصراع هم مورد استفاده قرار می‌گیرد مانند گفتگوی دختر امام حسین (ع) (رقیه) با پدر خویش:

رقیه:

پدر رفتی مرا آخر یتیم و در بدر کردی

امام:

چها ای آسمان بر پادشاه بحر و بر کردی

رقیه:

پدر بعد از تو ما را شمر بی‌تقصیر می‌بندد

امام:

تو را و خواهرانت را به یک زنجیر می‌بندد

رقیه:

دخیل والامان از تشنه کامی سوختم بابا

امام:

ز بی‌آبی امان، آتش بدل افروختم بابا...

این سبک شعر برانگیزنده عواطف، اضطراب، اضطرار و درماندگی است که میزان اثربخشی آن در حاضرین مراسم تعزیه و سوگواری بسیار زیاد است. از قرن دهم هجری قمری که روضةالشهداء حسین کاشفی و ترکیب‌بند محتشم کاشانی سروده شده است تا امروز بیشتر شعرای ایرانی تحت تأثیر روش و سبک آنها قرار گرفته و به پیروی از آنها اشعار نغز و محکمی در رثاء امام حسین (ع) و خاندان پیامبر (ص) سروده‌اند وحشی بافقی که معاصر آنان است چنین سروده است:

روزی‌است اینکه حادثه کوس بلازده است

کوس بلا به معرکه کربلا زده است

روزی‌است اینکه دست ستم، تیشه جفا

بر پای گلبن چمن مصطفی زده است

روزی‌است اینکه بسته تتق آه اهل

چتر سیاه بر سر آل عبا زده است

روزی‌است اینکه خشک شد از تاب‌تشنگی

آن چشمه‌ای که خنده بر آب بقا زده است

روزیست اینکه کشته بیداد کربلا

زانوی داد در حرم کبریا زده است

امروز آن عزا است که چرخ کبود پوش

بر نیل جامه خاصه پی این عزا زده است

امروز ماتمی‌ست که زهرا گشاده روی

بر سرزده زحسرت و واحسرتا زده‌ست

یعنی محرم آمد و روز ندامت است

روز ندامت چه، که روز قیامت است

مشفق کاشانی در قرن چهاردهم هجری شمسی به استقبال محتشم رفته و ترکیب‌بند او را تضمین نموده است که نمونه‌ای از آن ذکر می‌شود:

از موج فتنه چشم جهان غیرت یم است

وز تند باد حادثه پشت فلک خم است

صبح امید چون شب تاریک مظلم است

«بازاین چه شورش است که در خلق عالم‌است»

«باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»

هرجا نشان محنت و مردم به غم قرین

افکنده‌اند غلغله تا چرخ هفتمین

گردون فکنده بس گره از درد بر حسین

«باز این چه رستخیز عظیم است در زمین»

«فی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است»

تأثیر دین بر سوگواری و هنرگونه‌های مختلف شعری زیر را به وجود آورده است:

شعر تعلیمی

در شعر تعلیمی شاعر دیگران را به ترغیب و قبول مذهب یا فرقه خاصی دعوت می‌کند مانند برخی از اشعار ناصر خسرو.

شعر پند و اندرز

هدف اینگونه اشعار تشویق به انجام کارهای نیک و احتراز از بدیهاست.

شعر مذهبی و منقبتی

در اینگونه اشعار به مدح و ثنای اولیاء دین و بزرگان پرداخته می‌شود. بازگویی صفات و خصال شجاعانه و سخاوتمندانه آنها عناصر تشکیل دهنده اینگونه اشعار است. اشعار مذهبی و مناقبی را افرادی به نام مناقب خوان یا مداح در مجالس، کوی و برزن می‌خوانند.

شعر حماسی مذهبی

این اشعار منظومه‌های حماسی هستند که در آنها بزرگترین شخصیت‌های مذهبی در زمره قهرمانان محسوب می‌گردند مانند اشعاری که در مورد حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) و... سروده شده‌اند.

شعر شهادت

ابن اشعار به ذکر چگونگی شهادت اولیاء دین مثل امام حسین(ع) و یارانش می‌پردازد. در این نوع شعر گاهی به وصف چگونگی سایر شهدا پرداخته می‌شود.

مرثیه

مرثیه‌ها در شهادت، رنج، مشقت و مصائب شخصیتهای مذهبی سروده می‌شوند. در مرثیه شاعر به جنبه‌های حزن انگیزتر و جانسوزتر می‌پردازد و از ذکر جزئیات احتراز می‌نماید.

به سخن دیگر شعر مرثیه عمدتاً جنبه سوگواری دارد.[۵]

روی هم رفته در زمینه تأثیر دین و سوگواری بر هنر شعر در ایران باید گفت که مرثیه‌ها و شهادت‌نامه‌ها و تعزیه‌نامه‌ها از آغاز به شعر و تقریباً عامیانه بوده‌اند که این امر از طبیعت عمومی بودن سوگواری بر می‌خیزد بتدریج اهل ادب و شعرا و نویسندگان به این مجموعه پیوسته و به آفرینش آثار و اشعار محکم و برخوردار از سبک و صناعات ادبی پرداختند. بهرام بیضایی در زمینه چگونگی شعر در تعزیه می‌نویسد:

«تعزیه‌نامه‌ها به شعر بود و شعر تعزیه عامیانه بود... به زبان مردم بودن از طرفی حسن تعزیه‌نامه‌هاست که شعر نمایش است و نه نمایش شعر و از طرفی از بدآورده‌هایش، زیرا که در ادبیات نمایشی تعزیه هرگز از طرف حاشیه پردازان ادبیات به رسمیت شناخته نشد. به هر حال زمینه شعری تعزیه را رسم مرثیه سرایی، که حداقل از عهد صفویه بالا گرفت، ایجاد می‌کرد و منابع داستانیش را اساطیر و حماسه‌های مذهبی که از طریق انواع نقالی‌های مذهبی به او رسیده بود تشکیل می‌داد».[۶]

شعر از طریق بازنمایی حادثه کربلا چه به صورت نمایشی و چه کلامی، همدردی و مشارکت مردم را در مراسم سوگ فراهم می‌سازد زیرا که در شعر نقش‌های ستمگران و دشمنان با قدرت و استحکام معرفی و بدینوسیله حس نفرت و روگردانی از آنها در مردم تقویب می‌شود به سخن دیگر شعر و نمایش می‌تواند قضاوت اخلاقی جامعه را نسبت به ستمگران و اشقیاء شکل دهد و حس مخالفت مردم را نسبت به آنها برانگیزد بنابراین شعر می‌تواند احساسات انزجارآمیز جامعه را نسبت به اعمال اشقیاء و ستمگران تقویت و پایدار نماید. تجلی این انزجار در قالب نوعی واکنش عاطفی نسبت به قهرمانان مذهبی که با دشمنان خویش جنگیده‌اند بروز می‌کند. نمونه دیگری از اشعار اثرگذار بدین قرار است: شمر در تعزیه می‌گوید:

من حسین را می‌کشم رحمی نباشد در دلم

هر که می‌ترسد نیاید من حسین را قاتلم

همین زمان می‌برم من کنون سرت زبدن

ایا حسین علی نور چشم اهل زمن

این سبک شعر احساسات مردم را علیه ستمگران و دشمنان خاندان امام حسین (ع) برمی‌انگیزد.

موسیقی در سوگواریهای مذهبی

نوحه‌خوانی که فردی، همسرایی و آواز دسته جمعی است با ضربها و آهنگهایی که از طریق کوبیدن دست بر سینه و یا زنجیر بر شانه انجام می‌گیرد در حقیقت آهنگ و نوایی است که کارکرد موسیقی شناسانه و زیبایی شناسانه دارد. مشارکت تماشاگران در نوحه‌ها و نواهای دسته‌های سوگوار و نمایشات مذهبی نوعی همسرایی است که میزان اثرگذاری مراسم را مضاعف می‌سازد. بعد از اسلام استفاده از ابزارها و لوازم موسیقی در کلیه آداب و رسوم، اعم از سوگواری‌ها یا جشنها، نهی شد ولی رونق آیین‌های سوگواری و تعزیه در ایران دوره قاجاریه زمینه را برای استفاده از ابزارهایی مانند دهل، سنج، کرنا، قره‌نی، شیپور و... امکان پذیر ساخت. استاد ابوالحسن صبا که از پیشروان هنر موسیقی معاصر ایران است می‌نویسد:

«تاکنون تعزیه بوده است که موسیقی ما را حفظ کرده، متأسفانه نمی‌دانم چه چیزی در آتیه حفظ موسیقی ما را تضیمن خواهد کرد».[۷]

اگر طبل شهادت نواخته نشود از کجا باید دریافت که شهید شهد شهادت نوشیده است. طبال و شیپورچی سکوت صحنه را پر می‌نماید، طبل، سنج و شیپور ورود قاصدان را که از سمتی نمایان می‌شوند اعلام می‌نماید و طبل و شیپور آهنگ مخصوص دور زدن و ورود و خروج شبیه‌خوانان را باز می‌نماید. آهنگ ریز طبل برای پرکردن یا نشان دادن مکث‌ها به کار می‌آید. اگر از کاربرد موسیقی در میادین شبیه خوانی و سوگواری غفلت شود حزین خوانی و مویه‌گری بر دل نمی‌نشیند و سوز و گداز تصنعی جلوه می‌یابد.[۸]

موسیقی و سرودهایی که برای شخصیت‌های مختلف اولیاء و اشقیاء در تعزیه و در دسته‌گردانی‌ها پیش‌بینی شده است متناسب با نقش، منزلت، موقعیت زمانی و مکانی آنهاست مثلاً برای حر و حضرت عباس که از دلاوران حادثه کربلا به شمار می‌روند موسیقی و شعر حماسی و برای علی‌اکبر و قاسم «چهارگاه» و «سه‌گاه» و «اصفهان» و برای امام حسین(ع) موسیقی و نواهای سنگین نواخته می‌شود. امام‌خوانها بیشتر آوازهای خود را در مایه متن مثل پنجگاه، رهاوی و نوا می‌خوانند. در سؤال و جوابها (در تعزیه) باید آوازها با یکدیگر متناسب باشند مثلاً اگر امام حسین با عباس سؤال و جوابی دارد و امام (ع) شور می‌خواند عباس هم باید شور بخواند. مخالف خوانها اعم از سرلشگران و افراد و امرا و اتباع با صدای بلند و بدون تحریر شعرهای خود را با اهنگ اشتلم و پرخاش ادا می‌کردند.[۹] [می‌کنند...][۱۰]

موسیقی در کلیه مراسم سوگواری نقشی بیش از یک پرکننده خلاء دارد، جنبه تزئین کننده با شکوه اصوات آن یادآور موسیقی جنگی است که جنبه تقویت کننده و محرک آن یک حالت القایی را در موضوع، مجریان و تماشاگران به وجود می‌آورد. همسرایی نوحه‌خوانان از یک طرف و هم صدایی کوس، شیپور، سنج، کرنا و... از طرف دیگر لحظه‌های اندوه‌آور جدایی، شکست، شهادت، رزم، اسارت و... را مجسم می‌کند که احساسات عاطفی مردم را نسبت به مظلومان تقویت می‌کند و حس کینه و انتقام را نسبت به ظالمان برمی‌انگیزد به سخن دیگر مرثیه‌سرایان و تعزیه نویسان فقط همّ خود را مصروف سرودن شعر نکرده‌اند بلکه به حیله‌های نمایشی و زیبایی شناسانه آن هم توجه نموده‌اند. .

دسته‌های نوازنده در آیین‌های سوگواری از ۳ تا ۵ نفر و گاه بیشتر تشکیل می‌شوند که سازها و ادوات موسیقی خاصی رامی‌نوازند. تعداد ادوات موسیقی در دسته‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی محدود است و عمدتاً از ریتم و آهنگ یکنواختی استفاده می‌کنند در حالی که در تعزیه ادوات و دستگاه‌های موسیقی مورد استفاده متعدد است. روی هم رفته آوازها و دستگاه‌های موسیقی که در مراسم سوگواری اعم از دسته گردانی‌ها و تعزیه به کار برده می‌شوند با موضوع و اشخاص منطبق می‌باشد. کارکرد موسیقی و آهنگ در مراسم را می‌توان به شرح زیر مورد توجه قرار داد:

هر آهنگ بر کسانی که خود را تسلیم آن می‌کنند و از آن پیروی می‌نمایند اثر مفید و مضاعف کننده اعمال به جا می‌گذارد و فرد را وامی‌دارد تا خود را در اختیار او قرار دهد. این تسلیم نه تنها در مورد مجریان مراسم سوگواری صورت می‌گیرد بلکه حضار و تماشاگران مراسم را نیز با خود همراه می‌سازد و حرکات و ذهن آنها را رهبری و منظم می‌کند. واقعیت دیگر آن است که اگر افراد شرکت کننده در مراسم خود را تسلیم آهنگ و ریتم نواخته شده ننمایند نوعی بی‌قراری و نابسامانی در رفتار آنها به وجود می‌آید که زمینه را برای خروج آنها از مراسم که عمدتاً نامطبوع تلقی می‌گردد فراهم می‌کند به سخن دیگر تسلیم شدن در مقابل ریتم و آهنگ نوعی همراهی توأم با لذت و خوشی را در فرد به وجود می‌آورد که کیفیت آن کاملاً قابل تشخیص است. پس از شرکت و یا حین شرکت در مراسم میزان تسلیم‌پذیری در اعمال شرکت‌کنندگان دیده می‌شود آنان رفتار عاطفی نسبت به اطرافیان نشان می‌دهند همچنین رفتار آنها سنجیده‌تر از گذشته می‌شود. حتی ممکن است میزان اثرپذیری در بروز احساسات خشونت‌آمیز نسبت به کسانی که در مجموعه حضور دارند ولی با مجموعه نیستند تجلی نماید. آهنگ و ریتم در مراسم بر روی افراد به دو طریق اثر می‌گذارد:

  1. تأثیری که فرد از بیرون و از طریق مواجه بودنش با اشخاصی که در مراسم حضور دارند می‌پذیرد؛
  2. تأثیری که از درون و از طریق انگیزه فرد برای تسلیم شدن در مقابل مقررات مقیدکننده آهنگ از اعماق وجودش، که همان ایمان و اعتقاد به فلسفه و کارکرد مراسم است، محقق می‌شود.

اثر موسیقی و ریتم در حرکات جسمانی و تقویت انرژی فرد برای مشارکت در مراسم به نحوی است که فرد احساس خستگی نمی‌کند، به این سبب است که در روزهای تاسوعا و عاشورا افراد شرکت‌کننده در هیأت‌های سوگواری گاه تا ۱۲ ساعت فعالانه در مراسم مشارکت دارند. مشارکت دسته جمعی، هدف و فلسفه مراسم، نوحه‌ها، نواها، موسیقی و... به گونه‌ای فرد را تسلیم شرایط و اوضاع و احوال مراسم می‌کند که نه تنها احساس خستگی و ضعف نمی‌کند بلکه احساس رضایت هم به او دست می‌دهد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بختیار، لاله . هنر ایرانی با الهام از عقاید دینی . تهران: بنیاد احمدی، ۱۳۵۶، ص ۱۳.
  2. آغداشلو، آیدین . هنر ایرانی با الهام از عناصر دینی و مذهبی . تهران: بنیاد احمدی، ۱۳۵۶، صص ۱۲-۲.
  3. پیترسون، ساموئل . تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (تعزیه و هنرهای مربوط به آن). ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص 104
  4. کالمار،ژان. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران. ترجمه داوود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۱۶۵.
  5. اقبال، زهرا. تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (مرثیه سرایی در عصر قاجار). ترجمه داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷، ص ۲۷۲.
  6. بیضایی، بهرام. نمایش در ایران. تهران: نشر کاویان، ۱۳۴۴، ص ۱۳۳.
  7. شماره ویژه مجله موسیقی، بهمن ۱۳۳۶.
  8. عناصری، جابر. «کاربرد آلات و ادوات موسیقی در نسخ و مجالس شبیه‌خوانی». مجله آهنگ، فصلنامه موسیقی، س ۱، ش ۱، ۱۳۶۷، صص ۲۷-۱۰.
  9. مستوفی، عبدالله . شرح زندگانی من. ج ۱، تهران:کتابفروشی زوار، 1362، ص ۲۸۹.
  10. تأکید از نویسنده است.

منبع اصلی

فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

محمد صادق فربد