مسمط
از مجموع چند مصراع هم قافیه که به آن بند «مسمط» گویند و یک مصراع با قافیهی مستقل که به آن «رشتهی مسمط» یا «مصراع تسمیط» گویند تشکیل میشود که این ساختار چند بار با قافیههای متفاوت تکرار میشود، اما قافیهی مصراعهای تسمیط با هم یکسان است. مسمط از دیرباز با توجه به تعداد مصراعهای بند مسمط، نامهای مختلف داشتهاست. اگر تعداد مصراعهای بند مسمط و رشته، سه مصراع باشد، مثلث نامیده میشود و اگر چهار مصراع باشد، مربع و همینگونه به حداکثر که شش مصراع است، مسدّس گویند.
مسمط معمولاً دارای ساختار قصیده است، آغاز آن با تغزل است و سپس با تخلص به مدح میرسد . یک نوع مسمط را منوچهری شاعر ساختهاست. در این نوع مسمط شاعر هر بیت را چند قسمت میکند و در میان آنها قافیهی درونی قرار میدهد و فقط قسمت پایانی ابیات با یکدیگر همقافیهاند. این نوع مسمط را «مسمط المختصر» نیز گویند.
شاعرانی چون فرخی سیستانی، منوچهری دامغانی، قطران تبریزی، سعدی، مولانا، شیخ بهایی، قاآنی و ملکالشعرای بهار مسمط سرودهاند.
از مسمط های معروف در شعر فارسی، «مسمط تضمینی» است که شاعر معمولاً در رشتهی مسمط، از اشعار شاعران دیگر استفاده میکند. ملکالشعرای بهار چنین مسمطی با تضمین ابیات یکی از غزلهای سعدی سرودهاست:
سعدیا چون تو کجا نادرهگفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخلِ شکرباری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست، تمنای توأم باری هست
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توأم کاری هست
نیز نگاه کنید به
منبع اصلی
تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
احمد تمیم داری