پرش به محتوا

ادب نمایشی

از ویکی ایران
ادبیات نمایشی-قابل بازیابی از https://ketabak.org/sites/default/files/articleex/ravand-namayesh.jpg

در ادبیات سنتی ما، ادبیات نمایشی به معنای مصطلح آن رایج نبوده است چه در تعریف ادب نمایشی گفته‌اند که داستانی که به یاری رفتار و حرکات در روی صحنه‌ی نمایش بیان می‌شود و این نوع شعر یا ادبیات نمایشی به صورت نمایشنامه (پیس) است و شامل سه گونه‌ی کمدی، تراژدی و درام است[۱]. این نوع ادبی‌در ادب فارسی رواج ندارد، ولی نمی‌توان‌گفت هیچ‌گونه جلوه‌ی نمایشی در ایران وجود نداشته است. مراسم دینی، نمایش روحوضی، تعزیه، روضه‌خوانی، خیمه‌شب‌بازی، بازی حاجی فیروز، جشن‌ها، اعیاد، دلقک‌بازی، نقالی، مغ کشان و... هر یک نوعی نمایش ساده و ابتدایی بوده‌است. پس اگر در ایران نمایش به معنای اروپایی آن نبوده، شبه نمایش و نمایشنامه و عناصر اجزای آن وجود داشته است[۲].

شاید یکی از دلایل عدم رواج نمایشنامه در ایران، ناآگاهی ایرانیان از نمایش یونانی بوده است، چه در همان اوان نهضت ترجمه، که آثار بزرگان از سریانی به عربی ترجمه شد، ابوبشرمتی، رساله‌ی فن شعر ارسطو را به عربی برگرداند، اما مترجمان نخستین، اغلب اصطلاحات مربوط به نمایش را، به دلیل عدم آگاهی از آن، به‌درستی ترجمه نکردند مثلاً ارسطو اساس هنر را تقلید می‌داند و مفهوم صحیح تقلید نمایش است، در حالی‌که ابوبشرمتی و ابن رشد واژه‌های «تشبیه» و «المحاکاة» و فارابی «تمثیل» و اِبن سینا «محاکاة» را برای آن آورده‌اند که هیچ‌کدام از واژه‌ها مقصزد تقلید را نمی‌رسانند[۳].

شبیه‌خوانی

شبیه‌خوانی در ایران تنها شکل هنری است که میان ارزش زیبایی‌شناختی و شکل هنری‌اش با نگرش اجتماعی و فلسفی هماهنگی داشته و از جمله هنرهایی است که با استقبال عامه همراه بود. ریشه‌ی اصلی این هنر در شهادت یاران امام حسین (ع) در سال ۶۱ق است. اجرای مراسم شبیه‌خوانی ظاهراً از زمان معزالدوله‌ی دیلمی در قرن چهارم آغاز شد که به سوگواری برای شهدای‌کربلا رسمیت بخشید.

منابع اولیه‌ی شبیه‌خوانی، حماسه‌های دینی و تاریخی بوده‌است و بعد از زمان تیموریان که داستان اهل بیت به طور وسیع به نظم درآمد، منبعی مهم در این زمینه پدید آمد. حماسه‌هایی چون خاوران‌نامه‌ی ابن حسام که در ۸۳۰ق سروده شد و موضوع اصلی آن سفرها و جنگ‌های علی (ع) و حمله‌ی حیدری از محمد رفیع خان باذل، مورد توجه شبیه‌خوانان بودند. شعرا و نویسندگان بزرگی هم در رثای واقعه‌ی کربلا اشعار و آثاری بر جای نهادند. محتشم کاشانی، کاتبی ترشیزی، وصال شیرازی از این دسته‌اند. «مقتل‌نویسان» کسانی بودند که درباره‌ی شهادت در کربلا و برپا کردن مجالس عزاداری و تعزیه‌نویسی اطلاع و مهارت داشتند. مقتل‌نویسان ظاهراً تعزیه‌گردان هم بودند و این سنت را حتی تا زمان قاجار حفظ می‌کردند.

موضوع تعزیه‌ی شهدای‌کربلا، جنگ میان اولیا و اشقیاست. این تراژدی در ظاهر به نفع اشقیا تمام می‌شود، ولی در باطن، بیننده می‌داند پیروز واقعی، اولیا هستند. لذا بیان مظلومیت، ظلم و ستم بر اولیا از مضامین رایج تعزیه است. از مجموعه تعزیه‌های معروف، می‌توان به مجموعه‌ی خوچکو با ۳۳ تعزیه، مجموعه‌ی پُلی با ۳۷ و مجموعه‌ی لیطن با ۱۵ و مجموعه‌ی چرولی با ۱۰۵۵ تعزیه اشاره کرد[۴]. به هر روی شبیه‌خوانی به عنوان یک شکل مطرح در ادب نمایشی از دوره‌ی صفویه و با حمایت حکومت شیعه‌ی صفوی رواج یافت وکسانی چون ملاحسین واعظ کاشفی با جمع‌آوری وقایع کرب و بلا در کتاب روضة الشهدا در اشاعه‌ی این نوع نمایش نقش مهمی داشتند. اما ورود نمایشنامه به معنای مصطلح آن به ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار صورت پذیرفت.

نمایشنامه

شاید ساخت طبقاتی جامعه و حاکمیت سنتی خاص در مردم و حضور حکومت‌های استبدادی باعث شد تا از اواسط دوره‌ی قاجار نمایشنامه در ایران رواج یابد. در دوره‌ی قاجارکه قدرت استبدادکاهش یافت و ضعف و سستی در دستگاه اداری کشور راه پیدا کرد زمینه برای انتقاد و هجو آماده شد، لذا نمایشنامه‌های انتقادی -اجتماعی رواج‌گرفت.

عبدالرحیم ابوطالب نجار تبریزی، معروف به طالبوف، در کتاب سفینه‌ی طالبی خود به شیوه‌ی ژان ژاک روسو در کتاب امیل دیالوگ‌هایی را بین اعضای خانواده ترتیب می‌دهد و این عمل او ناخودآگاه به عمل تئاتر کمک کرد. این کتاب در ۱۳۰۷ق نگارش یافت و در ۱۳۱۱ق منتشر شد. زبان ساده و سبک بی‌تکلف او سرمشق دیگران گشت. جلد دوم این کتاب درباره‌ی مسایل سیاسی است و در جلد سوم اصول و قوانین مشروطه را بیان می کند[۵]. میرزا آقاخان کرمانی با نوشتن سه مکتوب که در واقع داستانی نمایشی است، کمک فراوانی به نمایشنامه‌نویسی‌کرد. اگر چه این اثر نمایشنامه‌ی صرف نیست، ولی در آن دیالوگ‌های فراوانی به کار رفته است. انتشار این آثار اولیه‌ی نمایشی و برخورد مردم با تماشاخانه و اجرای نمایشنامه‌ها به رشد نمایشنامه‌نویسی کمک کرد.

مکالمه نویسی

از اوایل قرن چهاردهم هجری در روزنامه‌های عصر، سبک جدیدی به نام مکالمه نویسی به چشم می‌خورد که عموماً به شیوه‌ی سؤال و جواب نوشته می‌شد و بی‌شباهت به دیالوگ‌های نمایشنامه نبود. میرزا ملکم‌خان در روزنامه‌ی «قانون» این روش را بنا نهاد و بدین خاطر محمدتقی بهار در جلد سوم سبک شناسی از آن به نام «مکتب ملکم» یاد می‌کند[۶]. این روش تنها محدود به سؤال و جواب نبود و حتی در بعضی مواقع به صحنه‌پردازی و شخصیت‌سازی می‌پرداخت، و در حقیقت عوامل مقدماتی نمایش در آن دیده می‌شد عواملی چون طرح، شخصیت‌پردازی و کشمکش برای حادثه[۷]. تنها ویژگی این مکالمه، غیر فعال بودن شخصیت‌ها و ساکن بودن آنها بود. میرزا ملکم خان در بعضی موارد، حتی دستورات لازم در صحنه را ارائه می‌داد، مثلاً اینکه در چه جایی سکوت کنند، چگونه راه بروند و از این دست.

بعید نیست اکثر نمایشنامه‌نویسان اولیه از طریق همین مکالمات ساده به نمایشنامه‌نویسی روی آورده باشند. اما اولین کسی که پیشرو نمایشنامه‌نویسی ایرانی به تقلید از اروپایی است، میرزا فتحعلی‌آخوندزاده است. نمایشنامه‌های او عموماً به سبک نمایشنامه‌های روسی بود و از او شش نمایشنامه به نام تمثیلات بر جای مانده‌است. در نمایشنامه‌های او، زمینه‌ی‌کمدی دیده می‌شود. آخوندزاده علاوه بر نمایشنامه‌نویسی به نقد نمایشنامه هم پرداخته و بدین گونه در شناساندن این هنر، نقش به‌سزایی داشته است.

میرزا آقا تبریزی از جمله نمایشنامه‌نویسانی است که از طریق نمایشنامه‌های آخوندزاده وارد دنیای ادب نمایشی شد و نمایشنامه‌هایی چون سرگذشت اشرف خان حاکم عربستان، سرگذشت شاهقلی میرزا در کرمانشاه، طریقه حکومت زمان خان، قصه عشقبازی آقا هاشم خلخالی را نوشت[۸]. البته تا ۱۹۵۵م این چهار نمایشنامه را به میرزا ملکم خان انتساب می‌دادند و حتی ادوارد براون هم در این مورد دچار اشتباه گشت[۹].

از ۱۳۱۰ش، نمایشنامه‌های معروف اروپایی به فارسی ترجمه شدند و از آن جمله می‌توان به آثاری چون باغ آلبالو از چخوف، پرنده آبی از مترلینگ، سربازِ شکلاتی از برنارد شاو، دست‌هایی آلوده از سارتر،کرگدن از یونسکو، دشمنان از گورگی و... اشاره کرد. عده‌ای سعی کردند آثار منظوم قدیمی را به نمایشنامه درآورند، از جمله کسانی چون علی‌اصغر گرمسیری که الهه‌ی مصر را از روی یوسف و زلیخا ساخت، حسینعلی ملاح، پیرچنگی را به اقتباس از مثنوی مولوی نوشت.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. فرشیدورد، خسرو. درباره ادبیات و نقد ادبی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۳، ج ۱، ص ۵۲.
  2. فرشیدورد، خسرو. درباره ادبیات و نقد ادبی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۳، ج ۱، ص ۵۷.
  3. ملک‌پور، جمشید. ادبیات نمایشی در ایران. تهران: توس، ۱۳۷۴، ج ۱، ص ۲۳.
  4. ملک‌پور، جمشید. ادبیات نمایشی در ایران. تهران: توس، ۱۳۷۴، ج ۱، ص ۲۳۰.
  5. ملک‌پور، جمشید. ادبیات نمایشی در ایران. تهران: توس، ۱۳۷۴، ج1، ص ۳۷.
  6. بهار، محمدتقی. سبک‌شناسی یا تاریخ تطوّر نثر فارسی . تهران: زوار، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۳۷۴.
  7. ملک‌پور، جمشید. ادبیات نمایشی در ایران. تهران: توس، ۱۳۷۴, ج ۱. ص ۱۱۴.
  8. ملک‌پور، جمشید. ادبیات نمایشی در ایران. تهران: توس، ۱۳۷۴، ج1، ص ۱۸۶.
  9. براون، ادوارد گرانویل. تاریخ ادبیات ایران: از آغاز عهد صفویه تا زمان حاضر (رشید یاسمی، مترجم). تهران: برادران فردین، ۱۳۲۹، ج ۴، ص ۳۳۰.

منبع اصلی

تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

احمد تمیم داری