ادب تعلیمی
اثر ادبی تعلیمی، بیانکنندهی دانشی از معرفتهای بشری است. بدین لحاظ دامنهی آن گسترده است، چه شامل هر نوعی از علوم خواهد بود، ولی آنچه در ادبیات تعلیمی مطرح است، بیشتر مسایلی است که در حوزهی دین و مذهب و اخلاق و فلسفه قرار دارد که با ویژگیهای تخیلی و ادبی سروده شده باشد. الفیهی ابن مالک در آموزش زبان عربی و النصاب فراهانی در آموزش لغت اگرچه تعلیمیاند و وزن عروضی دارند، ولی بهخاطر عدم ساختار تخیلی، در شمار ادبیات تعلیمی محسوب نمیشوند و به عنوان نظم به شمار میآیند.
ادب تعلیمی فارسی عموماً دارای سه مضمون و نگرش است. بخشی از مضامین دربارهی اخلاق و بخشی مربوط به دین و پارهای متعلق به حکمت است. از این رو در گذشتهی ادبی ایران به این نوع آثار، وعظ و تحقیق و زهد و حکمت میگفتند. ادب تعلیمی با ظهور عرفان در شعر فارسی گسترش فراوانی یافت بهگونهای که کمتر منظومهی عرفانی است که فاقد مضامین ادب تعلیمی باشد.
حکمت و اندرز از جمله موضوعاتی است که از اوایل قرن چهارم وارد ادب فارسی گشت. نخستین شاعران فارسی زبان به این مضمون علاقهمند بودند و در دیوان کسانی چون رودکی، ابوشکور بلخی و کسایی مروزی، پند و اندرز دیده میشود، حتی شاعری چون فردوسی هر جا اقتضا میکرد از ارایه پند و اندرز خودداری نمیکرد وگاه آنها را با تأکید و اهمیت فراوان بیان مینمود.
قرن پنجم
در قرن پنجم، ناصرخسرو با سرودن قصاید استوار و طولانی در وعظ و اندرز و همراهکردن آنها با مفاهیم فلسفی و کلامی در ادب تعلیمی تحول به وجود آورد. ناصرخسرو در اشعار خود نه تنها موضوعات ادب تعلیمی را مطرح میکرد، بلکه به موضوعات انتقادی نیز میپرداخت. علاوه بر مثنویهای روشنایی نامه و سعادتنامه آثار منثور او هم در آموزش اصول عقاید اسماعیلیه تألیف شدهاست.
قرن ششم
در قرن ششم سنایی شاعر، شکل جدیدی به ادب تعلیمی داد. او با آمیختن مفاهیم صوفیانه با موضوعات حکمت و اندرز، آثار گرانقدری در ادب تعلیمی بر جای نهاد. بیگمان او با آثارش درپی آموزش حکمت و وعظ و عرفان بوده است. منظومههای سیرالعباد الی المعاد، طریقالتحقیق و حدیقةالحقیقه از آثار معروف او در ادب تعلیمی است.
موفقیت سنایی در تکوین ادب تعلیمی زاهدانه باعث شد در اواخر قرن ششم، شاعرانی چون نظامی و خاقانی بدین روش روی آورند. خاقانی در بیان قصاید حکمی و اندرزی شاید پس از ناصرخسرو مشهورترین شاعر باشد. نظامی با نظم منظومهی مخزنالاسرار خود، یکدوره مطالب و موضوعات زهد و حکمت را با زبانی استوار بیان کردهاست و حتی در آثار دیگر خود هرگاه موضوعی پندآموز مییابد به خواننده ارایه میکند.
اهمیت ادب تعلیمی در قرن ششم باعث شد در دیوان شاعرانی چون جمالالدین اصفهانی و انوری هم موضوعات تعلیمی دیده شود. انوری با انتخاب قالب قطعه در بیان این موضوعات، شاید نوآوری کرده باشد. در قطعات او موضوعات تعلیمی با زبانی خوب و عالی بیان شده است.
قرن هفتم
بیگمان اوج ادب تعلیمی در ادبیات فارسی، قرن هفتم است. اساس ادب مذکور که در قرن ششم استوار گشته بود، در قرن هفتم با ظهور سعدی شیرازی و مولانا جلالالدین به نهایت میرسد. سعدی که هم در آثار منثور و هم در اشعار مهارت زیادی داشت، موضوعات تعلیمی بسیار را در آثار خود بیان کرده است. بوستان او در حکم منظومهی عالی در تعلیم و تربیت است. او به مسایل اخلاقی و اجتماعی رایج در عصر، با دیدی حکیمانه مینگریسته و با امثال و حکایات فراوان سعی در تعلیم آنها به خوانندگان داشته است. اهمیت این موضوع چنان است که در گلستان بابی به نام «تربیت» دارد. سعدی حتی در قصاید خود بهجای مدح صرف و رایج، به ممدوح پند و اندرز میدهد و موضوعاتی چون رعایت حال مردم، آبادانی کشور و... را به آنانگوشزد میکند.
اهمیت مولانا را در ادب تعلیمی نمیتوان نادیده گرفت. ثمرهی ادب تعلیمی صوفیانه را که با سنایی آغاز شد، باید در مثنوی معنوی دید. چنین مینماید که مثنوی مولوی در واقع یکدورهی آموزش عرفان است. استفاده از احادیث، آیات و حکایات و امثال پندآموز از مشخصات تعلیمی مثنوی است. علاوه بر مثنوی، مولانا در دیگر آثار منثور خود نیز موضوعات تعلیمی بیان کرده است.
قرن هشتم
در قرن هشتم شیخ محمود شبستری در قالب مثنوی منظومهی عرفانی گلشن راز را در بیان سلوک و مفاهیم صوفیانه سرود، که از آثار ارزشمند ادب تعلیمی صوفیانه به شمار میرود. این کتاب که در جواب سؤالات مردی از خراسان است، دربارهی موضوعاتی از دین و عرفان سروده شد. ابنیمین فریومدی در قرن هشتم در قالب قطعه، موضوعات اندرزی و حکیمانه فراوانی آوردهاست. کسانی چون اوحدی مراغهای در مثنوی جامجم، و امیر خسرو دهلوی در مطلع الانوار و خواجوی کرمانی در روضه الانوار و کمال نامه و در قرن نهم جامی با مثنویهای تحفةالاحرار و سبحةالابرار و سلسلةالذهب که عموماً تقلیدی از روش نظامی در مخزن الاسرار است موضوعات تعلیمی را بیان کردهاند.
سبک هندی
در دورهی سبک هندی و عهد صفوی چون شاعران به آثار حکمی و عرفانی نظامی و مولوی و دیگر استادان این نوع اشعار توجه داشتند، دامنهی ادب تعلیمی گستزش فراوانی یافت و آثاری چون منبع الانهار از ملک قمی، ناز و نیاز از مولانا قضایی هروی، مظهر آلاثار از امیر عبدالله محمد هاشم شاه کرمانی، نقش بدیع و اسرار مکتوم از غزّالی مشهدی، بوستان خیال از عبدی بیگ و... تألیف میشود.
دوره بازگشت
ادب تعلیمی پس از دورهی بازگشت و در دورهی مشروطه به بیان موضوعات رایج در عصر پرداخت و به مسایل سیاسی و اجتماعی روی آورد و شاعرانی که با استبداد مخالفت میکردند، سعی داشتند در اشعارشان این موضوعات را برجسته نشان دهند و به صورت نوعی شعور ملی بیان کنند. علامهی دهخدا، ملکالشعرای بهار، ادیبالممالک فراهانی، فرخی یزدی و سید اشرف الدین حسینی از پیشروان این نوع شعر در انقلاب مشروطه و حوادث بعد از آن بودند. موضوعات رایج در ادب تعلیمی دورهی مشروطه، دفاع از آزادی، ستیز با ظلم، مبارزه با استبداد، حمایت از محرومان و دوری از جهل و فقر و فساد بود[۱]. لازم به ذکر است که مبنای تعلیم اخلاق و مسایل دینی، عموماً بر گرفته از احادیث و آیات قرآن کریم است. در آثار اولیهی ایرانیان قبل از اسلام هم ادب تعلیمی یافت میشود.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ تمیمداری، احمد. عرفان و ادب در عصر صفوی. تهران: حکمت، ۱۳۷۲، ج ۱، صص ۲۴۳-۱۳۱.
منبع اصلی
تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
احمد تمیم داری