سبک هندی
سبکی که از اوایل قرن یازدهم تا اواسط قرن دوازدهم بر حوزههای ادبی ایران تسلط داشت به «سبک هندی» معروف گشت، بهدلیل آنکه شاعران در این دو قرن از حوزههای ادبی ایران به حوزهی شبه قاره (هند) میرفتند و در آنجا مورد استقبال و توجه واقع میشدند، لذا سبک اشعار آنان به «سبک هندی» شناخته شد. عواملی چون مذهب، سفر به هند، مسایل اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات فرهنگی ایران و هند، حمایت شاهان شبه قاره و تحولات فلسفی و عرفانی، موجد سبک هندی گشت. در سطح زبانی رواج واژگان زبان ترکی، عامیانهگرایی، رواج لغات نادرست و رواج لهجهی فارسی هندی که با تعقید و ابهام همراه بود، در این سبک کاملاً آشکار است. از نظر فکری، شعر سبک هندی معناگراست و به فرم و صورت کمتر توجه نشان میدهد. مضمونیابی اصلیترین مشخصهی این سبک است. این تلاش برای ارایهی خیالی خاص و معنی برجسته باعثگردید تا صورت شعر در سبک هندی مبهم گردد. در سطح ادبی هم ساختارهای موسیقایی با استفاده از صنایع بدیعی زیاد مورد توجه نبود. در سطح معنایی هم به تعدادی از آرایههای بدیع معنوی توجه فراوان نشان میدادند، مثل استخدام، ایهام، تمثیل و تلمیح. تأکید شاعران این سبک بر تمثیل باعث گردید تا در اشعار اپن شاعران در ساختار معنایی نوعی معادله احساس شود. شاعران این دوره عمدتاً به قالب غزل علاقهمند بودند که گاهی تعداد ابیات آن به ۴۰ بیت میرسید و بر خلاف ادوار قبل، تکرار قافیه در آن عیب محسوب نمیشد. چون در سبک هندی تکبیت (فرد)گویی اهمیت فراوان داشت، شاعر بر آن نبود تا در محور عمودی در غزل انسجام پدید آورد. ابهام در سبک هندی اصولی داشت؛ متراکم کردن معانی بسیار در لفظ کم و ایجاد ایجاز مخل، اصرار در آوردن مضمونهای دور از ذهن، آوردن مثلها و تشبیهات ناآشنا از آن جملهاند[۱]. سبک هندی از نظر شدت و وضوح به سه شاخه تقسیم میشود:
- سبک هندی خاص یا سبک هندوستان، مانند سبک بیدل دهلوی؛
- سبک هندی روشن که سرایندگانش ایرانی بودند؛
- سبک هندی بینبین و سایه روشن که در ایران رواج داشت و کسانی مثل کلیم، محتشم کاشانی و صائب تبریزی به آن میپرداختند[۲].
موضوعات ادبی رایج در این سبک تنوع بسیاری داشت و حتی حماسههای - دینی و تاریخی هم در این سبک رواج داشت. ناقدان فرنگی و اروپایی سبک هندی را سبک باروک (Baroque) دانستهاند، البته انطباق سبک هندی و باروک احتیاج به کارهای تحقیقی و علمی گسترده دارد. بههر روی باید دانست هر سبکی بر اثر محیطهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تحول مییابد و اگر دو سبک را عین هم بدانیم پس محیطهای این دو سبک نیز باید عین هم باشند و منشأ واحد داشته باشند، در حالیکه سبک هندی در محیطی شرقی پدید آمد و سبک باروک در محیطی غربی[۳].
طالب آملی
طالب آملی (م ۱۰۳۶ق) یا طالبا از بزرگان این سبک است. او در تحول سبک هندی نقش مؤثری داشت. قصیده و غزل میگفت، ولی استادی او در غزل محسوستر است. استعارات شگفت و تشبیهات نو در آثارش موج میزند،گویا در قصیده به سبک قدما علاقهمند بوده است.
غنی کشمیری
غنی کشمیری (م ۱۰۷۹ق)، در زندگی اجتماعی مناعت طبع خاصی داشت که او را از دربار دور میداشت، لذا در اشعارش مضامین عرفانی بیشتری میبینیم. توانایی بیان اندیشههای بکر و احساسات صادقانه در قالب خیالبندی جذاب مشخصهی شعر غنی است[۴]. از شاعران متأخر، اقبال لاهوری علاقهی خاصی به او داشت.
کلیم کاشانی
کلیم کاشانی (م ۱۰۶۱ق)، معروف به کلیم همدانی، مدیحه سراست و مثنوی ظفرنامه یا پادشاهنامه را سرود. اهمیت او در غزلسرایی است و بهدلیل قدرت او در خلاّقیّت هنری، به «استاد قیامت کار» ملقّب شد.گاهی در اشعارش مایههایی از طنز دیده میشود. زبان او در اشعار، ساده و عامیانه است و ایجاز و اختصار در آنها بهحدی است که نقش مثل سایر را یافتهاست که خود نشان وجود عناصر زبان مردمی در اشعار وی است؛ هرچند که گاهی از عیوب فصاحت خالی نیست.گاهی اوقات در بیان مفاهیم طنز، از اسلوبالحکیم و تجاهلالعارف سود میجوید. بر این اساس بعضی بر این باورندکه غزل کلیم بر غزل صائب برتری دارد[۵]. با توجّه به آنچه از مختصات سبک کلیم دریافت میشود، میتوان سبک شعرش را «سبک هندی معتدل» نامید.
صائب تبریزی
صائب تبریزی (م ۱۰۸۰ق) معروفترین شاعر سبک هندی است. بیشترین غزل را در شعر فارسی سروده است. او به شعر حافظ و مولانا خصوصاً به مختصات سبکی آن دو توجه دارد. از فحوایکلام او چنین برمیآید که به سبک هندی کاملاً واقف بوده و با مفاهیم سبکشناسی قدیمکاملاً آشنایی داشته است، لذا امتیاز خود را به آشنایی با طرز (سبک) میدانست. توجه به حافظ و مولانا باعث شده تا بلاغت موسیقایی در ساختار اشعارش مطلوب باشد و علاوه بر آن فصاحت ادبی را نسبت به دیگر شاعران سبک هندی حفظ کند.گاهی هم به طنز گرایش دارد. اهمیت خاص سبک صائب در مضمونیابی است. صائب با گره زدن عاطفه با تصاویر از مجموع یا تقابل آن دو، صحنهای را به نمایش میگذارد که پیچیده مینماید. تصاویر شعر او در خارج از کلام، منظرهای سوررئالیستی و رؤیاگونه است و همین دقت در مفاهیم تصاویر و ترکیب آنها باعث میشود تا شعر او سبکی خاص داشته باشد. او خود این تصاویر را با تعبیر «معنی بیگانه» معرفی میکند. معادلات شعری او معمولاً امری اخلاقی، اجتماعی یا فلسفی است که او سعی میکند با ویژگی پدیدههای محسوس آنها را بیان کند. بعضی بر این باورند که صائب به همان اندازه که پندارگراست، عملگرا هم هست[۶]. صائب گاهی در اشعارش از ویژگی سبک خود سخن میگوید. دکتر خانلری میگوید:
«اما مختصات این طرز تازه چیست؟ از گفته خود شاعر میتوان بعضی نکتهها را دریافت[۷]».
آنگاه مختصاتی را نام میبرد که اجمال آن اینهاست: ایجاز، معنی بیگانه، نازکی اندیشه، فکر رنگین، زیبایی در غرابت یا (سنتشکنی ادبی)، تمثیل که اساس طرز نو شاعر است معمولاً دو نقش تعلیل و توجیه و یا توصیف و توضیح دارد. صور خیال پویا، اوصاف غریب و تمثیل در دیوان او نقش مهمی دارد و همانگونه که گفتیم دو نقش تعلیل و توضیح دارند. او اکثر تمثیلات را از محیط واقعی خود و مشاهدات عینی اقتباس میکند. بعضی از تمثیلات در دیوان او تشخص خاص و بسامد زیادی دارند، مثل طفل و کودک، گردباد، سفر، دریا، موج، حباب، زندگی و حیات. همینگونه صائب در کنایات هم از کاربردهای خاص استفاده میکند[۸].
عبدالقادر بیدل دهلوی
عبدالقادر بیدل دهلوی (م ۱۱۳۳ق). او بعد ازگویندگان بزرگ سبک هندی ظهور کرد و از آخرین شاعران صاحب سبک در این شیوه است. بعد از او سبک هندی به ابتذال و انحطاط میرود که رگههایی از این انحطاط را در شعر او میتوان دید. سبکی که تکوین آن در پایان سبک وقوع بود، اوج آن در صائب تبریزی است و انحطاطش از زمان بیدل آغاز میگردد و بعد از او سبک هندی به بنبست میرسد. شعر او در تفکر و تخیل بیمانند است. تشخص اصلی سبک او پیوند بین باریکترین اندیشهها با مبهمترین تخیلات است و بههر صورت برای بیان تصاویر از واژگان استفاده میکند و این استادی در غزلیاتش کاملاً مشهود است. پارادکس، تشخیص، استفاده از مفاهیم انتزاعی، حسآمیزی از آرایههایی است که در اشعارش وجود دارد. بهگونهای که شعر او را غیرتقلیدی نشان میدهد. در اشعارش مایههای عرفانی هم دیده میشود.گویا همانند مولانا در جستجوی پیر روحانی خود بودهاست. سبک بیدل در ایران با استقبال روبهرو نشد، اما در افغانستان و تاجیکستان بسیار مورد توجه قرارگرفت.
نیز نگاه کنید به
- سبک خراسانی
- سبک قرن ششم
- سبک عراقی
- سبک حد واسط یا مکتب وقوع
- سبک دوره بازگشت
- سبک شعر فارسی در دوره مشروطه
- سبک شعر فارسی در دوره معاصر
مآخذ
- ↑ فرشیدورد، خسرو. درباره ادبیات و نقد ادبی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۳، ج ۲، ص ۷۸۴.
- ↑ فرشیدورد، خسرو. درباره ادبیات و نقد ادبی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۳، ج ۲، ص ۷۸۵،
- ↑ زیپولی، ریکاردو. چرا سبک هندی در دنیای غرب سبک باروک خوانده میشود؟ تهران: انجمن فرهنگی ایتالیا، چاپ ساحل، ۱۳۶۳.
- ↑ ذکاوتی قراگوزلر، علیرضا. گزیدهی اشعار سبک هندی. تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۵، ص۲۳۳.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین . سیری در شعر فارسی. تهران: امیرکبیر، ۱۳۵۲، ص۱۱۷.
- ↑ شعار، محمدرضا. مؤتمن، مصطفی. گزیدهی اشعار صائب تبریزی. تهران: نشر علم، ۱۳۷۸، ص۲۸.
- ↑ خانلری، محمد. صائب و سبک هندی . ۱۳۷۱، ص۲۶۲.
- ↑ گلچین معانی، احمد. صائب و سبک هندی. تهران: نشر قطره، ۱۳۷۱، ص۲۲۸.
منبع اصلی
تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
احمد تمیم داری