پرش به محتوا

سبک قرن ششم

از ویکی ایران

در قرن ششم سه سبک شعری وجود داشت. سبک خراسانی، سبک آذربایجانی و سبک جدید بینابین یا سبک حد واسط سبک خراسانی و سبک عراقی[۱]. معزّی (م ۵۲۱ق) به سبک خراسانی گرایش دارد و ظاهراً فاقد سبک شخصی است. چند قصیده و رباعی دارد. سبک امیرمعزی سبکی اقتباسی است. ادیب صابر (م ۵۴۷ق)، پیرو فرخی و سبک خراسانی است. سیدحسن غزنوی و لامعی گرگانی نیز از سبک خراسانی پیروی می‌کنند، اما اکثر شاعران قرن ششم از سبک بین‌بین پیروی می‌کردند.

سنایی (م ۵۴۵ق)، قصیده، مثنوی و غزل فراوان دارد و در هر سه قالب استاد است. اهمیت سنایی در عرفان اشعار اوست. او عرفان و تصوف را وارد شعر ساخت و بدین‌گونه شعر را از حالت مدحی خارج کرد. محققان ادب پارسی او را شاعر «دوران ساز» (Epoch-maker) معرفی کرده‌اند، چه آنکه او تحولی در ادبیات ایجاد کرد. عرفان او مبتنی بر نوعی شریعت است و آیات و احادیث در اشعار او فراوان است و گاهی آنها را تأویل‌های عرفانی می‌کند که در مثنوی حدیقةالحقیقه آنها را می‌توان یافت. در عرفان سنایی، عقل ستایش می‌شود و حتی حدیقه‌ی او با ستایش عقل آغاز می‌شود و بین عقل و عشق فاصله‌ای نیست[۲].گویا عرفان سنایی واقع‌بینانه است. سنایی نمودهای اجتماعی عصر را - خصوصاً در قصاید - آورده‌است و گاهی به انتقاد از آنها برمی‌خیزد. اصولاً عرفان سنایی، با نوعی زهد و شرع شروع می‌شود و به عرفان قلندرانه ختم می‌گردد. از مفاهیم کلیدی عرفان او نظام احسن و انسان کامل است[۳]. شعر او نمونه‌ی کامل زهد و مَثَل است که در ادب عربی «ابوالعتاهیه» شاعر قرن دوم استاد آن است. در آثار سنایی ظاهراً زهد شکل آغازین تصوّف است. او هم در ادب تعلیمی - عرفانی استاد است و هم در ادب غنایی - عرفانی. قصاید و غزلیات، شکل عالی این نوع اشعار است و مثنوی او مملوّ از مفاهیم تعلیمی است. مضامین قصاید او گوناگون است. مناجات، وعظ و اندرز، توصیف بهار، مدح ممدوح، انتقاد اجتماعی از عصر خود، مدینه‌ی فاضله، عقل و عشق، سلوک عرفانی، زهد و تحقیق، نکوهش ظلم... در قصاید او یافت می‌شود[۴]. زبان اشعار او اندکی از کهنگی سبک خراسانی برخوردار است و گاهی اوقات مختصات زبانی قدیم در آن دیده می‌شود، اما نمود تازه و جدید هم در آن یافت می‌شود. سنایی به وزن عروضی بسیار اهمیت می‌دهد و در قصاید و غزلیاتش عموماً از اوزان تند و جویباری استفاده می‌کند. اوزان نرم و لطیف هم در اشعارش دیده می‌شود و حتی وزن حدیقه‌ی او به گونه‌ای است که شعرش را به زبان محاوره نزدیک می‌سازد.

ظهیر فاریابی (م ۵۹۸ق) از جمله شاعرانی است که حرکت تغییر سبک خراسانی به عراقی در دیوانش محسوس است. غزلهایش روان است و حتی از غزلیات انوری قوی‌تر است. جمال‌الدین اصفهانی (م ۵۸۸ق) شاعر قصیده‌سرایی است که در پی تقارن میان قصیده و غزل است. مبانی فکر او شبه‌عرفانی، مشتمل بر پند و اندرز و به شرع نزدیک است.

انوری (م ۵۸۳ ق) بزرگ‌ترین شاعر سبک بینابین است. اشعار او به‌ویژه قصایدش، نمونه‌ی کامل سبک این دوره است. او همانند ابوالفرج رونی به مضامین علمی در اشعار بسیار اهمیت می‌دهد و قصایدش آمیزه‌یی از مضمون‌های علمی، فلسفی و نجومی است و همین باعث گردیده تا اشعارش مشکل بنماید. در اشعار او دو سبک زبانی به طرز مشخص به چشم می‌خورد. در قصیده، او به سبکی تشریفاتی و رسمی شعر می‌سراید و با استدلال‌های علمی و فضل‌فروشی‌ها و هنرنمایی‌های خود آن را برجسته می‌سازد که سبک دوره هم محسوب می‌شود، اما در قطعات و غزلیات، او با انتخاب واژگان خاص و ساختار نحوی به همراه طبیعت گفتار و سادگی آن، سبکی ساده و صمیمی را نشان می‌دهد. غزل او هم بیان سادگی عشق است. به عبارت دیگر قصاید او نهایت ذهن‌گرایی و قطعات او نهایت واقع‌گرایی را نشان می‌دهد و غزلیات میان ذهن و واقع قرار دارد. غزلیات او عموماً بر چهار محور است: وحدت تجربی عشق، خصوصیت جسمی عاشق و معشوق، خصوصیت روحی عاشق و معشوق و گفتگو. این چهار مضمون در اکثر غزلیاتش تکرار می‌شود. در قصاید، عناصر تخیل با عناصر علمی عصر می‌آمیزد و او بر آن است که ساخت‌گسترده‌ی یک تصویر را در بیت نشان دهد، ولی زبان ایجازگونه‌ی او باعث می‌شود که طرحی برای او تصویر شود و سعی کند آن را با تعلیل به گونه‌ای هنری توجیه نماید در زبان خاص او، واژگان و ساختارهای موازی نحوی، کنایات، زبان طبقات اجتماع از طبقه‌ی عامه تا طبقه‌ی فرهیخته و ادب‌دان و ترکیبات عطفی در نحو جملات، اهمیت فراوان دارند. به‌هر روی زبان شعر انوری، ساده‌ترین و بی‌پیرایه‌ترین زبان شعر تا عصر اوست و از این لحاظ او را با سعدی در قرن هفتم می‌توان مقایسه کرد[۵].

مسعود سعد سلمان (م ۵۱۵ق) اهمیت او در آن است که سبک حبسیه‌سرایی او نوآوری در شعر فارسی محسوب می‌شود. او اکثر اشعار را در زندان سروده‌است و بدین لحاظ احساسات و عواطف در اشعار او فراوان است و نمود آشکاری دارد و از نمونه‌های نادر شعر در قرن ششم است که شاعر در آن درون‌گرایی کرده‌است. قصاید او لحن حماسی دارد و حتی زمانی که در زندان است، مفاخره می‌کند. در شعر او تکرارها و موازنه‌های بدیع تشخّص سبکی یافته‌اند و از تشبیهات لطیف و انواع استعاره نیز خالی نیست[۶]. چنین به نظر می‌رسد تأثیر بلاغی زبان مسعود بی‌نظیر باشد و خواننده به‌ناگاه با او هم احساس و هم‌دل می‌گردد. قصاید او بدین دلیل که نشان از غزلیات دوره‌های بعد دارد آمیزه‌ای از حماسه و عاطفه است.

معروف‌ترین شاعران سبک آذربایجانی

خاقانی (م ۵۹۵ق)، استاد مسلم قصیده است. زبان شعر او زبانی پیچیده و استوار است که آن را با آرایه‌های ادبی فراوان آمیخته‌است. در اشعار او اشاره به تلمیحات ایرانی، سامی و مسیحی اهمیت خاصی دارد. مسایل علمی و نجومی و طبی در دیوان او فراوان یافت می‌شود که سبک ابوالفرج رونی و انوری را به ذهن می‌آورد. گزینش واژگان او گونه‌ای است که میان کلمات ارتباط صوری و معنایی وجود دارد و حتی بعضی از واژگان، خاص اشعار اوست[۷]. مفاخره و مناعت‌طبع هم در اشعار او دیده می‌شود که محتوای قصاید مسعود سعد را به ذهن می‌آورد. در اشعار او مایه‌های عرفانی چون عرفان سنایی دیده می‌شود که بیشتر جلوه‌ی شرعی دارد و با زهد آمیخته است. مخصوصاً در اشعاری که در وصف کعبه و حضرت رسول(ص) گفته، کاملاً مشهود است. البته این اشعار را خود وعظ و تحقیق نامیده است. از تمثیل در اشعارش فراوان سود جسته است و عموماً تمثیل در اشعارش نقش تعلیل و توجیه دارد. شاید همین عامل سبب گردیده عده‌ای او را بنیان‌گذار سبک هندی بدانند[۸]. حوزه‌ی واژگانی اشعار او عموماً شب، خورشید، رزم، بزم و شراب، انواع سرگرمی‌ها، اصطلاحات نجومی، فلسفی و دینی است. در ساختار موسیقایی از انواع توازن‌ها سود می‌جوید و حتی از شاعرانی است که به بدیع لفظی اهمیت می‌دهد. ساختار معنایی اشعار او - خصوصاً قصاید - تشبیهات دور از ذهن و استعارات تازه و جدید است و در بعضی از ابیات از ایهام و استخدام هم بهره می‌گیرد. تحفةالعراقین او مثنوی‌ای است که زبانی نسبتاً پیچیده دارد و در آن به همان سبک و روش قصاید رفته‌است، اما در غزلیات، همانند انوری زبانی ساده و بی‌پیرایه دارد. نظامی‌ گنجوی (م ۵۹۹ق) از نظر سبکی به خاقانی نزدیک است اما تبحر او در مثنوی‌سرایی است و مثنوی‌های او چنان با استقبال روبروگشت که در ادب فارسی کمتر مثل آن می‌توان یافت. او داستان‌سرایی است که با زبان شعر، زیباترین داستان‌ها را به نظم درآورده است. او در داستان‌ها برای توصیف رفتار و اعمال شخصیت‌های داستان از زبان تصویری سود می‌جوید و با تخیل شاعری آنها را بازسازی می‌کند. آثار معروف او - موسوم به خمسه - اهمیت خاصی دارند. مخزن‌الاسرار در عرفان و زهد، خسرو و شیرین، منظومه‌ای غنایی درباره‌ی خسرو، شاه ساسانی و معشوق او شیرین، لیلی و مجنون که از داستان‌های معروف قبایل عرب است و هفت پیکر یا بهرام‌نامه در داستان بهرام گور و اسکندرنامه در حکایت اسکندر، به «خمسه‌ی نظامی» معروف هستند. علاوه بر این دیوانی از قصاید و غزلیات از او بر جای مانده‌است. سبک نظامی در داستان‌سرایی، در ادوار بعد مورد توجه قرارگرفت و مقلدان فراوان یافت[۹]. علاوه بر این دو شاعر، فلکی شروانی و مجیر بیلقانی هم از شاعران سبک آذربایجانی محسوب می‌شوند.

به‌هر روی در شعر قرن ششم در سطح فکری و ادبی دگرگونی به‌وجود آمد و در سطح زبانی مختصات زبان خراسانی کمابیش وجود داشت. بسامد واژگان عربی و ترکیبات جدید و تازه و لغات ترکی افزایش یافت و از بسامد برخی از لغات کهن سبک خراسانی کاسته شد و همین‌گونه خصوصیات آوایی آن هم تغییر یافت. در سطح فکری اشاره به آیات و احادیث و علوم مختلف و مسایل کلامی و فلسفی در شعر و مخالفت با تاریخ گذشته‌ی ایران مشهود است و اشاره به بعضی از بازی‌ها مثل نرد و شطرنج دیده می‌شود. همین‌گونه شعر عرفانی - شرعی، مفاخره، شکایت، تعصب در دین و انتقادات اجتماعی مشاهده می‌شود. در سطح ادبی، شاعران در اکثر قالب‌های شعری سخن‌سرایی کردند و ساختار موسیقایی اشعار پیچیده‌تر و کامل‌تر شد و اشعار در سطوح معنایی هم پیچیدگی یافتند و محتاج به شرح و تفسیر گشتند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. شمیسا،سیروس.سبک‌شناسی شعر. تهران:میترا،1402،ص۱۰۷.
  2. شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. تازیانه‌های سلوک: نقد و تحلیل چند قصیده از حکیم سنایی. تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۸۵، ص۹.
  3. شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. تازیانه‌های سلوک: نقد و تحلیل چند قصیده از حکیم سنایی. تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۸۵، ص 44.
  4. شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. تازیانه‌های سلوک: نقد و تحلیل چند قصیده از حکیم سنایی. تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۸۵، مقدمه‌ی قصاید.
  5. شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. مُفلس کیمیا فروش: نقد و تحلیل شعر انوری (چاپ اول). تهران: انتشارات سخن،1401، ص۶۵.
  6. شمیسا،سیروس.سبک‌شناسی شعر. تهران:میترا،1402، ص۱۲۴.
  7. شمیسا،سیروس.سبک‌شناسی شعر. تهران:میترا،1402، ص۱۲۴.
  8. دشتی، علی. خاقانی شاعری دیر آشنا. تهران: اساطیر،1364، ص۶۲.
  9. آیتی، عبدالمحمد:گزیده‌ی خسرو و شیرین، مقدمه.

منبع اصلی

تمیم داری، احمد (1379). کتاب ایران: تاریخ ادب فارسی: مکتب ها، دورها، سبک ها و انواع ادبی. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

احمد تمیم داری