پرش به محتوا

مرثیه سرایی

از ویکی ایران
مرثیه‌ سرایی بانوان شیرازی در رثای حضرت سید الشهدا(ع) ، قابل بازیابی از https://www.shabestan.news/photo/1773362/%D9%85%D8%B1%D8%AB%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%AB%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7-%D8%B9

مرثیه در لغت، گریستن بر مرده و ذکر محامد وی و نوحه سرایی و تأسف از درگذشت او را می‌گویند و مرثیه ساختن شعری در رثای کسی است که جهان را بدرود گفته و به دیار باقی شتافته است[۱].در اصطلاح ادب، رثا یا مرثیه بر اشعاری اطلاق می‌شود که در ماتم در گذشتگان و تعزیت یاران و بازماندگان و اظهار تأسف بر مرگ پادشاهان و بزرگان و ذکر مصائب ائمه اطهار (ع)، به ویژه حضرت سیدالشهدا (ع) و دیگر شهدای کربلا و ذکر مناقب و مکارم و تجلیل از مقام و منزلت شخص متوفی و بزرگ نشان دادن واقعه و تعظیم مصیبت و دعوت ماتم زدگان به صبر و سکون و معانی دیگری از این قبیل سروده شده است.

بنابر قول مشهور اما بی پایه، بسیاری از تذکره نویسان از جمله دولتشاه سمرقندی صاحب تذکره الشعرا، نخستین شعری که سروده شده است، شعر حضرت آدم ابوالبشر در رثای فرزندش‌هابیل است، یعنی اولین شعر ـ بر طبق افسانه‌هاـ اولین مرثیه نیز به شمار می‌رود. البته عوفی نیز پیش از دولتشاه در لباب الالباب در این باره سخن گفته است. درباره مرثیه سرایی در ایران پیش از اسلام، ‌اطلاع چندانی در دست نیست، اما قراین نشان می‌دهد که مرثیه سرایی در ایران باستان رواج داشته است. «رثای مرزکو» یکی از نمونه‌های شناخته شده این قبیل مراثی است. نوحه سرایی در سوگ سیاووش را نیز چند مأخذ تصریح کرده‌اند که معتبرترین آنها تاریخ بخارا است. در دوره‌ اسلامی ظاهراً قدیم ترین مرثیه موجود، شعر ابوالینبغی درباره ویرانی سمرقند است. پس از آن کهن ترین مرثیه فارسی دری را باید از محمد بن وصیف سیستانی، ‌شاعر دربار صفّاریان دانست.

این مرثیه نخستین بار در تاریخ سیستان آمده است[۲].نخستین مرثیه‌هایی که در ادب پارسی برجای مانده، اشعاری است که رودکی سمرقندی در رثای دو شاعر معاصر خود، ابوالحسن مرادی و شهید بلخی گفته است، ‌سپس ابوالعباس ربنجنی بخارایی در 331 ق مرثیه‌ای در سوگ نصر بن احمد سامانی سروده و ابومنصور عماره مروزی در سوگ اسماعیل بن نوح مرثیه‌ای گفته‌اند. فردوسی نیز در شاهنامه، ‌افزون بر رثای فرزند از دست داده خود، مرثیه‌هایی در سوگ قهرمانان شاهنامه دارد[۳].

مراثی را در سه دسته رسمی یا درباری، شخصی یا خانوادگی و مذهبی تقسیم بندی هم کرده‌اند. مرثیه‌ رسمی بیشتر از طرف شاعران درباری و اغلب در رثای پادشاهان و وزیران سروده می‌شده و به ابراز مصایبی که برای آنان پیش می‌آمده، ‌اختصاص داشته است. نمونه‌های خوبی از این گونه رثاها در تاریخ‌ها و تذکره‌ها و دواوین شاعران وجود دارد که البته جنبه اغراق و مبالغه بیش از حدّ در تعظیم و تکریم شخص متوفی در آنها دیده می‌شود. به عنوان نمونه می‌توان از مرثیه فرّخی در رثای سلطان محمود و یا سوگنامه معزّی در رثای ملکشاه و خواجه نظام الملک نام برد. گاهی حتی به برخی از شاعران غیر درباری برمی‌خوریم که در این گونه مرثیه نیز طبع آزمایی کرده‌اند. از جمله سعدی که مرثیه‌ای در رثای سعد بن ابوبکر شاهزاده ناکام سلغری ـ سروده یا قصیده‌ای که در رثای معتصم عباسی گفته و یا قصیده‌ای که خاقانی در وفات امام محمد یحیی سروده است[۳].

نوع دیگر مراثی شخصی یا خانوادگی است که شاعر در مرگ زن و فرزند یا شخص دیگری از خانواده و یاران خود می‌سراید. این دسته از مراثی، پر احساس ترین و شورانگیزترین گونه رثا در ادب فارسی است. شاید سخن فردوسی در مرگ تنها فرزند سی و هفت ساله اش یکی از قدیم ترین مراثی فارسی از این نوع باشد. همچنین مراثی خاقانی در مرگ فرزند بیست ساله اش رشیدالدین از مشهورترین مراثی فارسی به شمار می‌رود. از دیگر مراثی خانوادگی و شخصی سروده کمال الدین اسماعیل در رثای پسرش و نیز مرثیه مسعود سعد در سوگ فرزندش است[۴].از شاعران معاصر، ملک الشعرای بهار در سوگ ایرج میرزا و جمیل صدقی الزهاوی، ‌شاعر عراقی و احمد شاملو، ‌مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری در سوگ فروغ فرخزاد مرثیه سرایی کرده‌اند از جمله مرثیه‌های شخصی، مرثیه‌ای است که شاعر در سوگ قهرمانان داستان خویش می‌سراید. مرثیه‌های فردوسی در سوگ سهراب، سیاووش، اسفندیار و رستم از این دست است.

مرثیه نوع سوم، مرثیه مذهبی است که شاعران در سوگ رهبران مذهبی، عالمان دینی یا مصیبت امامان، ‌به ویژه سیدالشهدا (ع) و یاران او می سرایند. این نوع مرثیه قدمت چندانی نداردو تقریباً با رسمیت یافتن مذهب شیعه در ایران همزمان است. نخستین کسی که در ذکر مصیبت شهیدان کربلا کتاب نوشت، ملاحسین واعظ کاشفی (د 906 یا 910 ق) بود که روضه الشهدا ر ا پرداخت. همچنین شاعرانی از سده 9 ق مانند کمال غیاث الدین شیرازی، بابا سودایی ابیوردی، تاج الدین حسن تونی، ابن حسام قهستانی، خواجه اوحد سبزواری، ‌لطف الله نیشابوری و کاتبی ترشیزی به واقعه کربلا پرداخته و در مناقب ائمه شعر سروده‌اند. اما مشهورترین شاعر مرثیه سرا، محتشم کاشانی است که در روزگار تهماسب یکم صفوی (930 ـ 984 ق) ترکیب بند مشهور خود را در رثای امام حسین (ع) و یاران او سرود.

در دوره‌های متأخرتر، شاعرانی از جمله صباحی بیدگلی کاشانی، میرزا محمد شفیع ملقب به میرزا کوچک و وصال، ‌سروش اصفهانی و میرزا محمودخان ملک الشعرا نیز اشعاری در رثای سیدالشهدا (ع) سروده‌اند. شاعران بسیار دیگری مانند نورالله عمان سامانی، میرزا محمد تقی خیّر، ملک الشعرای بهار، محمدحسین شهریار، جلال الدین همایی هم در سوگ امام سوم مرثیه سروده‌اند[۵].به جز تقسیم بندی‌های یاد شده از اشعار مراثی فلسفی هم ذکری به میان رفته که شاعر در آن از احساسات تأثر انگیز خود نسبت به مسئله مرگ و حیات و افسوس بر کوتاهی عمر و سپری کردن زمان به غفلت واین گونه مسائل سخن گفته است[۶]. نوع دیگری هم از مرثیه به نام مرثیه‌های وطنی وجود دارد که در درون مشروطیت پای گرفته است. با پیدایش جنبش آزادیخواهی مضامین جدیدی مانند وطن و آزادی در شعر ظهور یافت. در ادبیات مشروطه شاعران در ماتم وطن جامه بردریدند و در سوگ جانبازان وطن و ارزش‌های انسانی اجتماعی از دست رفته، چکامه‌ها پرداختند. سید اشرف الدین حسین مشهور به نسیم شمال اشعار گیرایی بر ماتم وطن سرود. جز او ملک الشعرای بهار، ابوالقاسم لاهوتی، ایرج میرزا، فرخی یزدی، عارف قزوینی و عشقی سوگنامه‌هایی درباره وسن سرودند. در آغاز مشروطیت، صداها در سوگ وطن و در رثای جان باختگان وطن بود. مرثیه مشهور دهخدا در رثای میرزا جهانگیرخان سوراسرافیل از شهرت بسیاری برخوردار شد. «عارف نامه» ایرج، «عید خون» عشقی و تصنیف‌های ملی عارف، حاصل دگرگونی پس از جنبش مشروطه ایران بود. نیما یوشیج نیز در قطعه «کارشب پا» رنج‌ها و صحنه‌های زندگی برنج کاران شمال ایران را بازگو کرد. برخی از شاعران نیز مانند پروین اعتصامی در سوگ هم وطنان محروم و گمنام خود مرثیه سرایی کردند. اشعار هـ. ا. سایه در «کاروان» و «شبگر»، سروده‌های فروغ فرخزاد در «آیه‌های زمینی» و «مرزپر گهر» و اشعار اخوان ثالث در «شهزاده شهر تنگستان» و «نادر یا اسکندر» نیز از نوع مراثی وطنی است. از دیگر شاعرانی مراقی وطنی می‌توان جلال الدین همایی (سنا)، ‌حسن هرمندی و حیدر رقابی را نام برد. همچنین پس از جدایی بحرین از خاک ایران، با ترفندهای استعمارگرانه، ‌شاعران این سرزمین با اندوه به سوگ جگرگوشه وطن خود نشستند. محتشم نوری، جمال شهران و ادیب برومند اشعاری در این باره سرودند. به جز مراثی وطنی، سوگ حماسه‌ها نیز فصلی دیگر در ادبیات مشروطه را به خود اختصاص داده‌اند. سوگ حماسه‌های «آرش کمانگیر» سروده کسرایی، «در امواج سند» سروده حمیدی شیرازی، «یعقوب لیث» از پژمان بختیاری و «بابک» از بهزادی اندوهجردی بدون شک مرثیه قهرمانان حماسه آفرین تاریخ ایران است[۷].          

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. افسری کرمانی، عبدالرضا. نگرشی بر مرثیه سرایی در ایران. تهران: انتشارات اطلاعات، ‌چ 2، 1381، ج 1، ص 15.
  2. امامی، ‌نصراله. مرثیه سرایی در ادبیات فارسی ایران. ‌تهران: دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، 1369، ‌ص 18ـ 24 (به اختصار).
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ رادفر، ابوالقاسم. چند مرثیه از شاعران پارسی گوی. تهران: امیرکبیر، 1379، ص 10ـ 11.
  4. امامی‌، ‌نصراله. مرثیه سرایی در ادبیات فارسی ایران. ‌تهران: دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، 1369، ‌ص49ـ 56 (به اختصار).
  5. اصیل. «مرثیه»، ‌فرهنگنامه ادبی فارسی. به سرپرستی حسن انوشه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، چ 1، 1376، ص 1242ـ 1243.
  6. رادفر، ابوالقاسم. چند مرثیه از شاعران پارسی گوی. تهران: امیرکبیر، 1379، ص11.
  7. افسری کرمانی، عبدالرضا. نگرشی بر مرثیه سرایی در ایران. تهران: انتشارات اطلاعات، ‌چ 2، 1381، ج 2، ص 28ـ 62 (به اختصار).

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر