نقاشی در سوگواریهای مذهبی
بعد از اسلام، با آنکه تصویرگری تحت تأثیر شرایط و مقتضیات زمان ممنوع گردید ولی هنرمندان ایرانی همچنان آفرینشهای هنری خویش را در قالب مذهب و مقدسات به نحو شایستهای ادامه دادند مانند هنر آذین قرآن مجید. در این دوره ایرانیان، به قصهگویی در زمینه حکایتهای آدمیان و قدیسین و پیامبران پرداختند و از این طریق توانستند قصهگویی را با کمال الوهیت در هم آمیزند و عنصری یگانه و گسترده را فراهم سازند.[۱] در دوره صفویه، شمایل نگاری با روشی روایتگرانه و ساده به وجود آمد که طی آن تاریخ اولیاء و انبیاء با حفظ حرمت و احتیاط، شرح نبردها، معجزات و موفقیت آنها به تصویر کشیده شد. فاجعه کربلا به صورت الگوی اساسی و کاملی درآمد که پیامهای شهادت، شهامت و پایمردی را منعکس میسازد.
در جریان خلاقیتهای هنری مذهبی کلیه رسوم، سنن، اعتقادات و باورها رعایت شدهاند مثلاً هنرمند نقاشی که تصویر حضرت علی(ع) و حسنین را در کنار یکدیگر رسم میکند، صورت حضرت علی (ع) را به وسیله نقابی سفید میپوشاند تا سنتهای مذهبی را رعایت کرده باشد. شخصیت امامان و مقدسین از لحاظ سادهزیستی و بیپیرایگی الگو و نماد ارزشی مهمی برای پیروان آنها میباشد از این روی در نقاشیها سادهپوشی و وقار و بیپیرایگی کاملاً نمایان است، که نشان دهنده حفظ حرمت آنهاست.
پیدایش روشها و فنون سوگواری مثل دسته گردانیها و نمایشهای ثابت و سیار مذهبی در پیدایش هنرهای دیداری مثل نقاشی به عنوان یکی از تحولات عمده در تاریخ هنر دوره اسلامی تلقی میگردد. زیرا پس از سالها ممنوعیتی که در آفرینش اشکال وجود داشت نقوشی از زمینهها و موضوعات مذهبی به وجود آمد که مورد توجه اغلب ایرانیان قرار گرفت. این نقاشیها که به عنوان هنر بومی و مردمی ایران تلقی میگردد نزد مردم به «نقاشی قهوه خانهای» معروف هستند. اما از آنجا که زمینه و محتوای اصلی این نقاشیها مذهبی است و به نمایش وقایع عاشورا و سایر حوادث مربوط به امامان میپردازد بیشتر به نقاشی کربلا معروفاند.
مدتی بعد نقاشیهای ثابت بدل به پردهگردانی شد، پردهگردانی نقاشی روی پارچه و نمایش آن در کویها و محلهها همراه با نقاشی در مورد حوادث متن نقاشی بود. توجه مردم به این قبیل تصاویر بیشتر از آن جهت بود که علاوه بر معرفی نقش شهیدان، خشونت و قساوت دشمنان امام حسین (ع) نیز توصیف میگردید. به سخن دیگر نقوش کربلا در اصل نمایشی مذهبی از چگونگی وقوع حادثه کربلا بود.
نمونههای متعددی از این نقوش درکلیه تکیهها و حسینیهها که مراسم سوگواری و تعزیه در آنها اجرا میشود به چشم میخورد. نقاشی در دوره قاجاریه در خدمت نمایش و بازآفرینی حوادث کربلا قرار گرفت از این روی، لحظه به لحظه حوادث در کربلا را از شهادت تا اسارت زنان و کودکان و حضور در مجلس یزید و... به تصویر میکشند در واقع نقاشی کربلا با نسخههای تعزیه و نوحههای مرئیه خوانان همخوانی دارد.
علاوه بر نقاشی؛ خط، شعر، قصهگویی و نمایش به شدت متأثر از مذهب است. عمدهترین مشخصه هنر مذهبی آن است که تحت تأثیر سفارش قدرتمندان و انحصارگران جامعه نیست. زیرا دین بویژه دین اسلام بالا و پائین نمیشناسد و هر هنرمندی براساس مبانی ایمانی و قلبی خود به خلاقیت و آفرینش هنری میپردازد. روی هم رفته هنرمندان بخش مذهبی همه همت خود را صرف این امر مینمایند که تقدس، ایمان، پاکی و مردانگی را نزد مقدسین مجسّم و زمینه را برای تبلیغ آن اصول فراهم سازند. ساموئل پیترسون مینویسد:
«هنرمند ایرانی به طور پیوسته خواه در زمینه خطاطی، آرایش نسخ خطی، معماری یا هنرهای ظریفه؛ هنجارهای قراردادی هنر اسلامی را اصلاح کرده تا بر ارزش آن بیفزاید و با یک خصلت قابل تشخیص ایرانی احیائشان نماید. نوآوری او گاه چندان اصیل است که حاصل آن نه اصلاح هنجاری معمولی بلکه آفرینشی مستقل و بومی است که آن را پدیدهای کاملاً ایرانی معرفی میکند.»
«یقیناً نمونه زنده و تماشایی آن تعزیه، تئاتر مذهبی ایران شیعه است. در میان سنن اسلامی که به طور کلی با نمایش انسان و مشخصاً با تئاتر مخالف است تعزیه برای هر کشور اسلامی پدیدهای بیهمتاست که در عین ظهور و تکامل آن در ایران با تاریخ ابداعات هنری این کشور نیز سازگاری دارد».[۲]
نیز نگاه کنید به
- انواع سوگواری و ساختار آن در ایران
- روضه خوانی
- مرثیه سرایی 2
- محرم و دستهگردانی
- فرآیندهای حادثهکربلا
- تاریخچه تعزیه در ایران
مآخذ
منبع اصلی
فربد، محمد صادق (1385). کتاب ایران: سوگواری های مذهبی در ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
محمد صادق فربد