پرش به محتوا

جامعه عشایری ایران

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۲۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

سکنه ایران به سه جامعه شهری، روستایی و عشایری تقسیم می‌شوند. جوامع سه‌گانه مذکور هرکدام دارای شیوه زندگی مخصوص به خود می‌باشند و به همراه این زندگی آداب و رسوم مخصوص دیده می‌شود[۱]. جامعه عشایر کشور، دارای سابقه طولانی در تاریخ و فرهنگ ایران است. از دیرباز تا کنون تعدادی از مردم کشور ما به خاطر بهره‌برداری از منابع طبیعی، شیوه زندگی کوچ‌نشینی را برگزیده‌اند که در آن دامداری سنتی فعالیت عمده آنان را تشکیل می‌دهد[۲]. ساخت اجتماعی قبیله‌ای و شیوه زندگی بر مبنای کوچ به سردسیر و گرمسیر از دیگر ویژگینای کوچندگان می‌باشد.

بر اساس همین سرشماری در جامعه عشایر کوچنده 9/282/846 رأس گوسفند و بره، 7/678/755 رأس بز و بزغاله و 1/858/000 رأس گاو و گوساله نگهداری می‌شده است. از بزرگترین ایلات ایران، می‌توان ایلات بختیاری، قشقائی، ایل سون (شاهسونلر، بلوچ، بو یراحمدی، بهمئی، جبال‌بارزی، کرد، خمسه، و ممسنی را نام برد. هر کدام از این ایلات در گوشه‌ای از ایران، چشم‌انداز فضایی فرهنگی خاص خود را بوجود آورده است. مطالعه بر روی جوامع عشایری ایران به ویژه از دوره قاجاریه توسط مستشرقین از جاذبه‌های فراوانی برخوردار بوده است و از میان یکهزار سفرنامه‌ای که پژوهشگران غربی درباره ایران نگاشته‌اند، اغلب آنها به بررسی ویژگیهای جامعه عشایری ایران مربوط است و یا حداقل در بخشی از این سفرنامه‌ها از این جامعه نام برده شده است. هم اینک بیش از یک میلیون نفر هنوز با توسل به این شیوه زندگی روزگار می‌گذرانند و علاوه بر تأثیرات جدی در اقتصاد کشور، پتانسیل‌های بالقوه مهم در زمینه فرهنگی و نظامی به شمار می‌روند. جاذبه‌های طبیعی و انسانی مطالعه بر روی این جوامع هنوز هم قوی است و رازهای ناشکفته فراوانی هنوز درباره هرکدام از ایلات و عشایر ایران وجود دارد که نیاز به پژوهشهای جدیدی را می‌طلبد.

بطور کلی، ایران، کشوری با تنوع و تکثر قومی است. جامعه عشایری کشور دارای سابقه‌ای طولانی در تاریخ و فرهنگ ایران است. اقوام کُرد، ترک، بلوچ، لر، بختیاری، ترکمن، ایلسون (شاهسون)، عشایر عرب زبان خوزستان، و قشقایی‌ها، ممسنی‌ها، بویراحمدی‌ها و نظایر آن همه با هم متحد، همدل و هم جهت و در کنار یکدیگر با صفا و صمیمیت در حال گذراندن روزگار هستند. محوری که همه اقوام و عشایر کشور به دور آن می‌گردند و باعث و حدت ملی است دین مبین اسلام است. همچنین ایرانی بودن ویژگی دیگری است که همه اقوام این سرزمین را صرف‌نظر از تفاوتهای فرهنگی آنان با همدیگر متحد می‌سازد. تنوع فرهنگی و گوناگونی خرده فرهنگها در جامعه عشایری به جاذبه‌های ارزشمندی برای پژوهشگران رشته‌های، جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، تاریخ و هنر به وجود آورده است و گردشگران داخلی و خارجی را همواره به سوی خود جلب کرده است.

تخته قاپو و خلع سلاح دو زخم دیرین بر پیکر عشایر ایران

در آغاز قرن بیستم، حکومت پهلوی با طراحی و تعقیب سیاست «تخته قاپو» و «خلع سلاح» ضربات سهمگینی بر پیکر عشایر فرود آورد و فشار طاقت فرسایی را بر آنان وارد کرد. اما چون کوچ و اسلحه در زندگی عشایر منطق اجتماعی و اقتصادی نیرومندی داشت این طرح با مقاومت روبرو شد و علیرغم تحمل سختیهای فراوان، عشایر همچنان به زندگی خود ادامه دادند[۳]. تا جایی که آنها در اولین فرصت اتاق‌ها و خانههایی را که دولت برای آنها ساخته بود را و یران کردند و به زیر سیاه چادرها رفته و سلاحها را از دل خاک درآورده و روغن‌کاری کرده و با خصم به نبرد جانانه‌ای پرداختند. اما حکومت پهلوی، رضاشاه و پسرش که در جهت اهداف اقتصادی استعمار می‌خواستند قدرت سیاسی متمرکز و بلامنازعی به وجود آورند، کمر به نابودی عشایر بستند. آنها با استفاده از قدرت ارتش و استفاده از جنگ افزارهای پیشرفته بویژه سلاحهای سنگین و هواپیما و عدم برخورداری عشایر از چنین سلاحها و با استفاده از انواع حیله‌ها، امکان مقاومت نظامی و حفظ جایگاه پیشین در هرم سیاسی کشور را از ایلات سلب کردند. قدرت ارتش و حضور آنان در همه جای کشور، عشایر را به هراس انداخت، با کشیدن راه‌هایی که نیروهای ارتش می‌توانستند از طریق آنها همراه توپخانه خود سریعاً خود را به قلب دژهای کوهستانی عشایر برسانند، آنها را به اطاعت واداشتند.

از کوچ ایلها، جلوگیری شد. کلبه‌های سنگی یا کاهگلی ساخته شده، جای چادرهای سنتی راگرفت. عشایر اغلب ناگزیر به اقامت برروی تلهایی ازکود حیوانی می‌شدند، در حالی که در گذشته به هنگام کوچ از گرمسیر و سردسیر یا بالعکس از روی این کودها می‌گذشتند. در مناطق عشایری کشور، داستانهای هولناکی از شیوه‌های خلع سلاح و تخته قاپوی عشایر توسط افسران ارتش آن روزگار نقل می‌شود که خود را با سر بریدن لرها و کردها، سرگرم می‌کردند. بودجه‌هایی که ظاهراً برای (عمران) عشایر در نظر گرفته شد، مورد اختلاس قرار گرفت. زمینهایی را که دولت به طور رایگان به آنان داده بود بازور به مردم فلاکت زده عشایر فروختند. در واکنش به این اقدامات بود که در اوت ۱۹۴۱ [شهریور ۱۳۲۰] هنگامی که خان‌ها به میان عشایر خود بازگشتند انتقام دهشتناکی از نیروهای دولتی‌گرفتند'.

زندگی کوچ نشینان پس از کودتای ۱۳۳۲ به تدریج به نحوی بی‌سابقه دگرگون شد. این دگرگونی بیش از هرچیز زائیده دخالت امپریالیسم غرب و گسترش سرمایه‌گذاری از جانب سرمایه‌داران ایرانی و خارجی در ایران است. امپریالیسم غرب به سرکردگی امریکا پس از برگرداندن محمد رضا، راه را برای فعالیت شرکت‌های خارجی در ایران باز کرد. بطوری که در مدت کوتاهی تعداد اینگونه شزکتها به نحو چشمگیری رو به افزایش گذاشت[۴].

گسترش و نفوذ سرمایه‌داری همگام با سیاستهای نادرست در حالی که قشر سرمایه‌دار را ثروتمندتر می‌کرد، کوچ‌نشینان را به فقر و مذلت می‌کشاند. برای مثال در حالی که قیمت الاهای صنعتی هر سال در حال افزایش بود، قیمت فرآورده‌های دامی و کشاورزی ثابت نگه شته می‌شد. همچنین از آنجایی که کوچ نشینان و کشاورزان کوچکترین نفوذی در دولت نداشتند، طبعاً نمی‌توانستند در امر قیمت‌گذاری دخالت کنند. در نتیجه آنها قربانی منافع شاهزادگان، درباریان، و سرمایه‌داران موجود گشتند. شاه و دار و دسته‌اش که با سرمایه‌داران خارجی زد و بند داشتند، گندم امریکایی را با قیمت گران می‌خریدند و برای آنکه سر و صدای، مردم بلند نشود با نرخ ارزان‌تر در اختیار مصرف کنندگان شهری قرار می‌دادند. اما در عوض حاصل دسترنج کشاورز ایرانی را با نرخ بسیار ارزان می‌خریدند زیرا کشاورز ایرانی فاقد قدرت بود و اجازه نداشت اعتراضی کند. نتیجه این سیاست خرابکارانه آن بود که کوچ‌نشینان دامدار و کشاورزان که زحمتکش‌ترین و نجیب‌ترین قشر این جامعه هستند، به فقر کشانده شدند و ناچار اغلب از دامداری و کشاورزی دست کشیده و راهی شهرها شدند و به صورت کارگر روزمزد به خدمت بساز و بفروش‌ها و سرمایه‌داران درآمدند[۴][۵].

به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، کوچ‌نشینان به عنوان بخشی از جامعه انقلابی ایران مورد توجه مسئولان قرار گرفتند. حضرت امام(ره) آنان را «ذخائر انقلاب» نامیدند و برای، سر و سامان دادن زندگی آنان نهادهای ویژه‌ای از جمله شورای عالی عشایر و سازمان امور عشایر در ایران تأسیس گردید. هم اینک طرح سامان دهی عشایر کشور توسط سازمان امور عشایر در حال اجرا است. در حالی که هنوز هم هستند عشایر کوچنده‌ای که مایل به ادامه زندگی کوچ‌نشینی هستند و از طرق مختلف از اتحادیه‌های تعاونی مورد حمایت دولت قرار می‌گیرند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفی‌نژاد، جواد، مبانی جغرافیای انسانی، تهران، ۱۳۶۶،
  2. مرکز آمار ایران، اطلس کوچک عشایری، سرشماری اجتماعی اقتصادی عشایر کوچنده، ۱۳۶۶ تهران، ۱۳۶۸.
  3. کیاوند،عزیز، حکومت، سیاست و عشایر، انتشارات عشایری، تهران ۱۳۶۸.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ اوری، بیتر، تاریخ ایران (جلد دوم)، ترجمه مهدی رفیعی مهرآبادی، تهران، مؤسسه انتشاراتی عطابی.
  5. امان‌الهی، سکندر، کوچ‌نشینی در ایران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰.

منبع اصلی

کیانی هفت لنگ، کیانوش (1379). کتاب ایران: گذری بر جغرافیای ایران. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

کیانوش کیانی هفت لنگ