آموزش و پرورش در دوره غزنویان
سلطنت این خاندان را باید به دو دوره تقسیم کرد: در دوره اول، غلامی ترک به نام البتکین که در خدمت عبدالملک سامانی بود، در غزنین به حکومت رسید. اما مؤسس واقعی این خاندان، سبکتکین غلام و داماد البتکین بود. جانشین سبکتکین، سلطان محمود (۴۲۱-۳۸۷ ق) بیشتر ایام حکومتش را صرف جنگ و لشکرکشی کرد و تقریباً تمام ایران را گرفت. جانشینان محمود با سوءتدبیر، دولت غزنوی را در سراشیب سقوط قرار دادند. مسعود غزنوی از سلاجقه در دندانقان مرو شکست خورد و به دست غلامانش کشته شد.
دوره دوم این سلسله با شکست از سلاجقه در سال ۴۳۱ قمری شروع شد و تا سال ۵۸۲ قمری یعنی مدت ۱۵۰ سال در مناطق محدودی مثل غزنین، سیستان و ولایت سند ادامه یافت. این مناطق نیز روزبهروز محدودتر میشدند.
دربار غزنویان به وجود شاعرانی مانند: عنصری، فردوسی، فرخی، عسجدی، منوچهری، مسعودسعد سلمان، سنایی و غزنوی مزیّن بود. از خصایص عمده شعر فارسی در این دوره سادگی و روانی کلام است. اندیشه نیز در آثار این دوره به چشم میخورد. سرودن شاهنامه مهمترین اثر حماسی ایرانیان در این دوره پایان یافت و شهر غزنه مرکز تازهای برای علوم و ادبیات گردید.
بدون تردید در این دوره که ادامه شکوفایی علمی و ادبی آغاز شده در دوره سامانیان و صفاریان، نهاد آموزش و پرورش نیز رونقی متناسب با آن یافت. با این حال در منابع و مآخذ موجود، اطلاعات اندکی درباره جنبههای مختلف آموزش و پرورش موجود است.
[ابوالحسن بیهقی در شرح حال شیخالرئیس ابوالقاسم از بزرگان بیهق مینویسد: «این خواجه ابوالقاسم چهار مدرسه در قصبه «بیهق» بنا کرد، چهار طایفه را... صاحب برید این حال به سلطان محمود انشاء کرد. سلطان محمود در سال ۴۱۴ قمری او را به غزنه احضار کرد. چون به حضرت غزنی رسید، سلطان با وی عتاب کرد که چرا یک مذهب را که معتقد تواست تصرف نکنی و ائمه آن طایفه را مدرسه بنا ننهی، جمله طوایف را چون یک شخص مدرسه سازد و تربیت کند برخلاف معتقد خویش کاری کرده باشد و هر کس که به خلاف معتقد خویش کاری کند ریا و سیئه را بود نه تقرب را به حق تعالی. پس شفعا مراسم شفاعت اقامه کردند و خلاص یافت.»[۱][۲]]
البته میدانیم که سلاطین غزنوی به تسنن تعصب میورزیدند و مبارزه گسترده نظامی، سیاسی و فکری بر ضد مخالفان از جمله اسماعیلیه، شیعیان و فاطمیان مصر به راه انداخته بودند.
در دوره سامانیان در کتابخانهها همه نوع کتاب دینی، علمی و فلسفی در کنار هم موجود بود. اما در غزنه در کتابخانه مدرسه مجاور جامعه، ظاهراً جز کتابهای فقه، تفسیر، حدیث و ادب چیزی نبود. «محمود که خود گرد جهان انگشت در کرده بود و قرمطی میجست در ری کتب فلاسفه را آتش میزد و عدهای نیز از خود آنها را به تهمت بیدینی و قرمطیگری از بین میبرد»[۳].
جایگاه علما و مدرسان
در منابع موجود اشاراتی به نحوه برخورد سلاطین غزنوی با علما مشاهده میکنیم که بیانگر جایگاه آنان در این دوره است. وقتی در سال ۴۰۰ هجری یکی از علما و مدرسان مشهور حنفی به نام ابوصالح درگذشت، سلطان محمود غزنوی به وزیر خود خواجه ابوالعباس اسفراینی چنین گفت:
«در مدرسه این امام برو و ماتم وی بدار که وی را فرزندی نیست که ماتم وی بدارد. و من روا داشتمی در دین و اعتقاد خویش که این حق به تن خویش گزاردمی. اما مردمان از این گویند و باشد که عیب کنند و از تو محتشمتر ما را چاکر نیست. وزیر و خلیفه مایی.»[۴]
به نوشته ابن فندق هنگامی که یکی از علمای نیشابور به نام امام علیبن عبدالله نیشابوری معروف به ابن ابیالطبیب را در سال ۴۱۴ هجری نزد سلطان محمود بردند و او بدون اجازه سلطان مینشیند و حدیثی از پیامبر اکرم (ص) روایت میکند. سلطان محمود از بیاجازه نشستن و سخن گفتن او آشفته میشود و به غلام خود دستور میدهد که وی را تنبیه کند. غلام نیز آن چنان مشتی بر سر او میکوبد که شنواییاش صدمه میبیند. سرانجام سلطان محمود پس از آگاه شدن از مقام علمی و مذهبی او عذرخواهی میکند و برای دلجویی به او اموال زیادی میبخشد. اما شخص مزبور عذرخواهی و بخششهای سلطان را نمیپذیرد و میگوید:
«روایت خبر از مصطفی علیهالسلام و وعظ دادن خلق به اجازت ملوک تعلقی نداشت و تو این سیاست خود وضع فرمودی.»[۵].
نیز نگاه کنید به
- آموزش و پرورش در دوره طاهریان
- آموزش و پرورش در دوره صفاریان
- آموزش و پرورش در دوره زیاریان
- آموزش و پرورش در دوره آل بویه
مآخذ
- ↑ کسایی، نورالله (1358)، مدارس نظامیه و تأثیرات علمی و اجتماعی آن، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، ص ۶۷.
- ↑ ابن فندق، تاریخ بیهق، ص.194-195.
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین (1375)، از گذشته ادبی ایران، تهران: انتشارات بینالمللی الهدی، جلد ۱، ص. 236.
- ↑ محمد سلطانزاده، همان، ص ۴۲۳؛ ابوالفضل بیهقی، تاریخ بیهقی، ص ۲۵۰.
- ↑ ابن فندق، تاریخ بیهق، ص ۱۸۶؛ محمد سلطانزاده، همان، ص ۴۲۵.
منبع اصلی
ملک، حسن (1387). کتاب ایران: تاریخ آموزش و پرورش در ایران. ویراستاری مرضیه مرآت نیا. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
حسن ملک