آموزش و پرورش در دوره زیاریان
مردآویج (مردآویز) بنیانگذار حکومت زیاریان در سال ۳۱۶ قمری در پی چند نبرد سرزمینهای طبرستان، گرگان، دامغان و بخش عمده عراق عجم را تسخیر کرد. و در سال ۳۱۹ قمری همدان را به تصرف خود درآورد. او در آرزوی تشکیل حکومتی همچون حکومت ساسانیان و در اندیشه احیای مراسم و آداب سنتی ایران بود.
گفتهاند که مردآویج تختی از طلا درست کرد و درباره تاج و تاجگذاری شاهان ایرانی تحقیق کرد و شکل تاج انوشیروان پسر قباد را برای خود برگزید[۱]؛ حتی قصد داشت در مداین به تخت نشیند؟؛ اما سرانجام به دست اغلامانش کشته شد. برادرش وشمگیر نتوانست تصرفات او را نگه دارد و فقط در طبرستان حکومت کرد. برخی از امرای زیاری همچون شمس المعالی قابوسبن وشمگیر (۴۰۳-۳۶۶ ق) اهل فضل و ادب بودند و در زمینه تعلیم و تربیت کتاب نوشتند[۲].
نیز نگاه کنید به
- آموزش و پرورش در دوره طاهریان
- آموزش و پرورش در دوره صفاریان
- آموزش و پرورش در دوره غزنویان
- آموزش و پرورش در دوره آل بویه
مآخذ
| قسمت پانزدهم | |
| ۰ | علویان |
.
نواحی مجاور دریای خزر، به ویژه گیلان و دیلم، به علت دوری و صعوبت راه هیچ گاه تحت نفوذ کامل دستگاه خلافت قرار نگرفت و فرهنگ و مظاهر اجتماعی آن، مدت مدیدی پس از اسلام پایدار ماند. وجود کتیبههایی با خطّ پهلوی ساسانی بر برجهای رسکت و لاجیم در اوایل قرن پنجم گواه بر تداوم و استمرار فرهنگ قدیم در این نواحی است.^{۱} اسلام در این منطقه بدون پیروزی نظامی و از طریق مبلغان علوی رواج یافت. در اواسط قرن سوم هجری، مردم طبرستان که از سختگیریهای حاکم طبرستان به ستوه آمده بودند؛ گرد علویان جمع شدند و حسنبن زید ملقب به داعی کبیر را به رهبری خود انتخاب کردند. او در سال ۲۵۰ قمری وارد طبرستان شد و بخش مهمی از دیلم و ری را تصرف کرد و بعد از ۲۰ سال در ۲۷۰ قمری درگذشت. دولت علویان از ویژگیهای مثبتی برخوردار بود و عدالت آنان شهرت داشت. ابوریحان بیرونی در انتقاد از حسن اطروش، یکی از حاکمان علوی و دفاع از نظام طبقاتی مینویسد: «دهقانان را شاه ایران باستان فریدون (اساطیری) مستقر ساخت و اکنون
۱. نصرت الله مشکوتی، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران: سازمان ملی حفاظت آثار باستانی، ۱۳۴۹، ص ۱۸۶.
۸۴
تاریخ آموزش و پرورش در ایران
حسن اطروش میخواهد آنها را برکنار کند تا هر عاصیی نیز مانند (مردم محترم) صاحب زمین شود.»^{۲}
ابودلف نیز در سفرنامه خود (حدود سال ۳۴۱ ق) مینویسد: «این خاندان مردمی دادگستر و سیاست مملکتداریشان دقیق و منظم و کار رعایا با ایشان سر راست و درست است.» علویان به تعلیم و تربیت (عمدتاً دینی) بیتوجه نبودند و مدارسی در آمل تأسیس کردند. آنان در تعالیم خود به ترویج معارف و اصول تشیع توجه و تأکید داشتند.^{۳}
۲. پطروشفسکی و دیگران، همان، ص ۲۳۱.
۳. ابودلف، سفرنامه، (تحقیقات ولادمیر مینورسکی)، ترجمه ابوالفضل طباطبایی، تهران: [بی نا]، ۱۳۴۲، ص ۷۹: محمد سلطانزاده، همان، ص ۷۷.