پرش به محتوا

زهد

از ویکی ایران

زهد، در لغت به معنی ترک چیزی گفتن است و در اصطلاح تصوف سومین مقام از مقامات هفتگانه به شمار می‌اید و مراد از آن ترک دنیاست؛[۱] چرا که صوفی دوستداری دنیا را سرچشمه هر خطا می‌داند[۲] و ترک کردن دنیا را منشا هر خیر و برکت می‌شمرد و چنین است که بنیاد زهد، ترک دنیا و ترک تعلقات دنیوی است. تمام تعریف‌هایی که از زهد به دست داده‌اند مبتنی بر اصل «ترک دنیا» است. برای نمونه یحیی بن معاذ رازی، صوفی سده سوم هجری / نهم میلادی، زهد را براساس حروف تشکیل دهنده آن، این گونه تفسیر می‌کند: «ز»، ترک زینت؛ «هـ»، ترک هوا؛ و «د» ، ترک دنیاست[۳] و بدین سان بر ترک دنیا و تعلقات دنیوی به عنوان تعریف و تفسیر زهد تأکید می‌ورزد.

مراحل زهد

زهد را شامل سه مرحله دانسته‌اند:

الف) مرحله ابتدایی، زهد مبتدیان

در این مرحله، زاهد، نه مال دارد، نه طمع مال، دست از دنیا شسته و دل از طمع دنیا تهی کرده است.

ب) مرحله متوسط، زهد متحققان

در این مرحله، زاهد هر حظ و لذتی را ترک می‌گوید و قلباً نسبت به لذات مادی بی میل می‌شود.

ج) مرحله عالی، زهد خواص

در این مرحله، زاهد ماسوی الله را هیچ می‌انگارد و جز به خدا دل نمی‌بندد و جز او چیزی نمی‌بیند و نمی‌خواهد.

ابونصر سَراج (د. 378ق / ؟م) ضمن به دست دادن طبقه‌بندی مذکور در کتاب اللُمْعَ فی التّصوّف بر این معنا تأکید می‌ورزد که زهد بنیاد مقامات و احوال به شمار می‌اید و نخستین گام سالکان راه حق به سوی حق محسوب می‌‌شود؛ سالکانی که در پی زهد ورزیدن و دست یافتن به مرحله عالی این مقام کار خود به خدا باز می‌گذارند (= توکل) و سرانجام «همان که خواست خدای جهان است همان می‌خواهند» یعنی به مقام رضا، که مقام نهایی سیر و سلوک زاهدانه است می‌رسند. به نظر سراج اگر بنیاد زهد سالکی استوار نباشد، او نه به مقاماتی که پس از زهد است می‌رسد، یعنی به مقامات فقر و صبر و توکل و رضا، و نه به احوالی که نتیجه ان مقامات و ملازم کشف حقایق است دست می‌یابد[۳].

سیر تاریخی

در برابر نظریه‌هایی که تصوف اسلامی را پدیده‌ای غیر اصیل و وارداتی می‌دانند نظریه‌هایی قرار دارد که بر طبق آن‌ها تصوف اسلامی، پدیده‌ای است اصیل، برامده از اسلام که از زهد مایه می‌گیرد و بنیاد زهد را باید در قران و سنت جستجو کرد. زهد به طور کلی، معلول دو عامل است: عامل درونی؛ و عامل بیرونی:[۴]

الف) عامل درونی

یا علت اعتقادی زهد، عاملی است نهفته در سرشت آیین اسلام و این از ان روست که در آیین الهی اسلام، چونان هر ایین الهی دیگر، اصل، آخرت است و اصالت از انِ، آن دنیاست و این دنیا در هر حال اصالت ندارد و مزرعه آخرت[۵] است و کشتزار و معدن شرّ[۲] است و دوستداری آن، سرچشمه خطاها و بدی‌ها است[۶]. بنابراین این دنیا را که دام اهریمن[۷] است باید به سود و صلاح ان دنیا ترک گفت. این‌ها باورهایی است که همواره یک مسلمان را به ترک نسبی و معتدل دنیا یا گرایش معتدل به دنیا و نه دلبستگی و دلباختگی نسبت بدان بر می‌انگیزد.

ب) عامل بیرونی

یا علل اجتماعی ـ سیاسی، علل و عواملی است که از اوضاع و احوال اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به بار می‌اید و در شدت و ضعف گرایش به زهد مؤثر واقع می‌شود. بر این اساس می‌توان گرایش به زهد را از اغاز ظهور اسلام و محدودیت اسلام در مکه تا روزگار سلطه امویان (حکـ 40- 132ق/ 660- 750م) به سه دوره تقسیم کرد:[۸]

یک) دوره اول، دوره زهد شدید

این دوره، دوره گرایش مسلمانان به زهد در مکه است. در این دوره عوامل مختلف سیاسی ـ اجتماعی به عامل اعتقادی گرایش به زهد پیوست و زهد مسلمانان را به زهد شدید بدل ساخت؛ چرا که در این دوره مسلمانان نسبت به کافران در اقلیت بودند و یک چند در «شِعب (= درّه) ابوطالب» در محاصره کافران قرار داشتند. در نتیجه گرایش شدید به زهد به عنوان ابزار مبارزه منفی علیه کافران سلطه‌گر یگانه راهی بود که می‌توانستند و می‌بایست انتخاب کنند.

دو) دوره دوم، زهد معتدل

و آن گرایش مسلمانان به زهد در مدینه است. اسلام در مدینه به پیروزی می‌رسد و به شکوفایی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دست می‌یابد و در نتیجه عوامل تشدید کننده زهد از میان می‌رود و تنها عامل اعتقادی، که همواره باقی است، باقی می‌ماند. در این دوره است که مسلمانان به «بهره‌گیری از نعمت‌های دنیا» روی می‌آورند که به تصریح قران کریم: «لا تنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدّنیا: [ای مسلمان] بهره خود را از نعمت‌های دنیا فراموش مکن»[۹] و از ترک کردن دنیا به شیوه رهبانان و تارکان دنیا در مسیحیت منع شدند و پیامبر(ص) فرمود: «لا رهبانیّهَ و لا تَبَتُّلَ فی الاسلامِ: ترک دنیا گفتن و از مردم بریدن در آیین اسلام مردود است»[۱۰].

سه) دوره سوم، بازگشت به زهد شدید

در پی پیروزی‌ها و کشورگشایی‌های اسلام، ثروت‌های باد اورده‌ای به دست عرب‌ها افتاد و انان رابه دنیاگرایی و لذت‌جویی کشاند. این گرایش در پی شهادت حضرت علی(ع) و پیروزی ظاهری معاویه و تکیه زدن وی برمسند قدرت در کاخ سبز و رواج و تأثیر تبلیغات دنیاگرایانه حکومت معاویه در میان مردم نه فقط دنیاگرایی و کامجویی را جانشین گرایش معتدل به دنیا ضمن توجه به اخرت، ساخت؛ بلکه رفته رفته اعتقاد به اصالت دنیا را جایگزین ایمان به اصالت اخرت کرد. مقرّ خلافت از مسجد به کاخ منتقل شد، نابرابری‌ها و تبعیض‌ها به جای برابری‌ها و تساوی‌ها نشست و سادگی‌ها جای خود را به تجمّل‌گرایی‌ها داد و در نتیجه معنای این کلام خدای بزرگ که: «إنَّ أَکْرَمَکُم عِنْدَ اللهِ أَتْقیکُمْ: بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد پروردگار پرهیزگارترین شماست»[۱۱] فراموش شد و سخن پیامبر(ص)  که: «لا فَضْلَ إلّا بالتّقوی» که تفسیر کلام خداست در زندان الفاظ محبوس ماند و چنین بود که بار دیگر عوامل بیرونی تشدید کننده زهد، دست کم در نظر مؤمنان و باورمندان و اکثریت تحت فشار و ستم، به عامل اقتصادی ـ ایمانی زهد پیوست و موجب شد تا بار دیگر مردم مخلص مؤمن یک جهت به زهد شدید روی اورند و از آن ابزاری جهت مبارزه منفی علیه بیدادگران بسازند و با اتخاذ شیوه زاهدانه در زندگی به مردم نشان دهند که شیوه زندگی پیامبر(ص) و پیروان واقعی ان بزرگ مرد در صدر اسلام نه شیوه‌ای دنیاگرایانه و لذت‌جویانه، که شیوه‌ای زاهدانه بوده است. شیوه زاهدانه، به عنوان یگانه شیوه‌ای که رستگاری به بار می‌اورد در سده اول هجری قمری با ظهور هشت تن زاهد موسوم به زهّاد ثمانیه تشخّص می‌یابد. در سده دوم نیز کار زهدگرایی و ترک دنیا به همین منوال با همین هدف‌ها دنبال می‌شود و زهدگرایی به سده سوم می‌رسد[۱۲].

نظریه‌پردازی

سده سوم آغاز استقلال سیاسی ایران اسلامی (اغاز استقلال: 206ق / ؟م) است. در دو سده گذشته ایرانیان فرهنگ و دانش خود را به عالم اسلام منتقل کردند و در سده سوم مقدمات تجدید حیات علمی و فرهنگی ایران اسلامی را فراهم اوردند. در سده چهارم، که عصر زرین فرهنگ اسلامی ایران، نامیده می‌شود این تلاش‌ها به نتیجه رسید و دانش‌های گوناگون پدید امد و نظریه‌های مختلف پرداخته شد که نظریه‌پردازی در زمینه زهد از جمله آن‌ها است. به دنبال یک سلسله زهدگرایی عملی در سده‌های اول و دوم و سوم، اولاً، بدان سبب که از جمله خصلت‌های عمل، نظرزایی است؛ ثانیاً به علت ارتباط مسلمانان با فرهنگ ایران و روم و یونان و هند و آشنا شدن با آثار علمی برامده از این فرهنگ‌ها مقدمات نظریه‌پردازی، در زمینه‌های مختلف، از جمله در زمینه زهد فراهم امد. این نظریه‌پردازی، که صورت‌های اولیه ان به سبب از میان رفتن بسیاری از آثار علمی و فرهنگی در طول زمان، در اختیار ما نیست، سرانجام در نیمه دوم سده 4ق/م از سوی صوفی نامدار ابونصر سراج نیشابور (د 378ق) در کتاب اللّمع فی التصوّف به کمال رسید و روش‌شناسی و معرفت‌شناسی مکتب زهد با طرح و تنظیم مقامات هفتگانه و احوال دهگانه تدوین شد [← حال، تصوف].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. سراج نیشابوری، ابونصر. اللّمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص46.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ امدی عبدالواحد بن محمد تمیمی. غرر الحکم و دررالکلم. شرح جمال‌الدین محمد خوانساری، به کوشش میرجلال‌الدین محدّث ارموی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1360، 1/108.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ سراج نیشابوری، ابونصر. اللّمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص43- 54.
  4. دادبه، اصغر. «ارزش روش شناختی اللّمع»، خرد جاویدان. به کوشش علی‌اصغر محمدخانی؛ حسن سیدعرب، تهران: انتشارات فرزان‌روز، 1377، ص278- 280.
  5. فروزانفر، بدیع‌الزمان. احادیث مثنوی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، بی‌تا، ص112.
  6. امدی عبدالواحد بن محمد تمیمی. غرر الحکم و دررالکلم. شرح جمال‌الدین محمد خوانساری، به کوشش میرجلال‌الدین محدّث ارموی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1360، جلد1، ص.383.
  7. امدی عبدالواحد بن محمد تمیمی. غرر الحکم و دررالکلم. شرح جمال‌الدین محمد خوانساری، به کوشش میرجلال‌الدین محدّث ارموی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1360، جلد 2، ص. 279.
  8.  دادبه، اصغر. «ارزش روش شناختی اللّمع»، خرد جاویدان. به کوشش علی‌اصغر محمدخانی؛ حسن سیدعرب، تهران: انتشارات فرزان‌روز، 1377، ص280- 281.
  9. سوره القصص/ 28/ 77.
  10. فروزانفر، بدیع‌الزمان. احادیث مثنوی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، بی‌تا، ص189.
  11. سوره الحجرات / 49/ 13.
  12. رجایی، احمدعلی. فرهنگ اشعار حافظ. تهران:  ؟.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه