پرش به محتوا

آسوری

از ویکی ایران

آسوری( asuri)، مهم‌ترین عضو گروه آرامی نو شمال شرقی محسوب می شود[۱]. از هزاره سوم پیش از میلاد آسوری باستان گویشی از زبان باستانی دیگر به نام اَکَدی بوده[۲] که خود شامل دو گویش اصلی بابلی و آشوری بوده است[۳]. اکدی از زبان‌های سامی خانواده سامی ـ حامی یا آفریقایی ـ آسیایی به شمار می رود. بسیاری از زبان‌های سامی از جمله زبان‌های آمورایی، موآبایی، فینیقی و اکدی امروزه از میان رفته‌اند؛ با این حال گویش‌هایی از آن به همراه گویش‌هایی از دو زبان آرامی و عربی هنوز در افریقا و آسیا به جا مانده‌اند[۴].

برخورد طولانی زبان آرامی و اکدی در دوره زوال اکدی ـ تقریباً در نیمه هزاره اول پیش از میلاد ـ موجب شد تا اکدی به عنوان زبان بین‌المللی جای خود را به زبان آرامی بدهد[۵] و لهجه‌هایی از اکدی همچون آسوری با آمیزش فراوان با آرامی باقی بماند. آرامی باستان همان زبان عهد مسیح است که مسیح و حواریون بدان سخن می گفتند[۶]. آسوری جدید که آیسوری، سریانی شرقی، نسطوری، سوریایی، نوآرامی و آرامی جدید نیز نامیده می شود،[۱] دارای گویش‌های متنوعی است که در مناطق مختلف مانند اورمیه و سنندج در ایران به آنها گفتگو می شود[۶].

آسوری زبانان به طور عمده در مناطقی از ایران، عراق، ترکیه و سوریه به سر می برند. در ایران، غالباً در سواحل غربی دریای اورمیه و نیز در شهرهای بزرگی چون تبریز، همدان و تهران زندگی می کنند[۷].

جمعیت‌آسوری ها در ایران در سرشماری 1976، 32هزار نفر اعلام شد. اما پس از انقلاب 1357ش، تعداد آن‌ها به حدود 20 هزار نفر کاهش یافت.

از تمایزات آوایی آسوری، وجود دو دسته واکه‌های کوتاه و بلند است. واکه‌های کوتاه / u, o, i, e, a / دارای جفت‌های بلند خود هستند. واکه مرکزی شوا / ∂ / نیز در موارد معدودوی در این زبان وجود دارد[۸].10 در عین حال تمایل واکه‌های بلند به کوتاه شدن و یا تبدیل شدن به واکه‌های مرکب وجود دارد[۹]. در این زبان 9 واکه مرکب قابل تشخیص است[۶]. در بخش همخوان‌ها، میتوان تغییر / ħ /حلقی به / h / نرمکامی (چاکنایی) را مشاهده نمود[۱۰].

واژگان در آسوری مانند سایر زبان‌های سامی، شامل یک ریشه است که خود از همخوان و عناصری مانند ستاک و وندهای اشتقاقی و تصریفی تشکیل شده است[۱۱].14 وجود جنس، شمار و حالت از جمله مشخصات صرفی آسوری است[۱۲]. ترتیب واژگانی در آسوری به طور معمول SVO (فاعل + فعل + مفعول) است. آسوری زبانی ضمیرانداز است، یعنی مانند فارسی غالباً فاعل آن از صورت جمله قابل حذف است[۱۳].

نظام نوشتاری آسوری میخی بوده که به صورت تصویرنگاری از سومری ها، که خود ساکن میان‌رودان بودند، به اقوام سامی منتقل شده است و صورت ساده‌تر آن را ایرانیان باستان استفاده می کردند. نویسه‌های آسوری بیشتر هجایی بود و از چپ به راست نوشته می شد[۱۴][۱۵]. اما اکنون آسوریان زبان خویش را به دو گونه سریانی یعقوبی و سریانی نسطوری مینویسند. امروزه خط سریانی که در اصل برای نمایش همخوان‌ها مورد استفاده قرار می گیرد، از راست به چپ نوشته می شود. گرچه برای نشان دادن واکه‌ها نیز، از نشانه‌هایی در بالا و پایین نویسه‌ها بهره می برد. نویسه‌ها به هم متصل می شوند ولی بر خلاف فارسی و عربی تغییری در صورت نویسه‌ها داده نمی شود[۱۶].

ادبیات به جا مانده از زبان آسوری شامل نظم، نثر، سرودهای مذهبی، دعاها، اوراد، تاریخ، قوانین و مفاهیم مرسوم و بده بستان‌های بازرگانی است که بسیاری از آن‌ها هنوز ترجمه نشده‌اند[۲]. حماسه «ایزدوبار» از جمله شعرهای حماسی زیبا و توانمندی است که بر لوح‌های کشف شده در بابل به جا مانده است. این حماسه با این مطلع آغاز می گردد:

ای عشق، ملکه، رب‌النوع من، به سوی من آ ـ روح منی و من از دست نمینهم ستایش تو را[۷].

«داستان آفرینش» در فرهنگ آسوری نیز از جمله مدارک به جا مانده از کتابخانه سلطنتی نینوا است.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 553.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ . The Assyrian Dictionary. Chicago: The Oriental Institute Press, 1964, P. VII; Merce, Samuel A. B. Introductory Assyrian grammar. New York: Courier Dover Publication, 2003, P. 1.
  3. Kaufman, Stephen A. The Akkadian Influences on Aramaic. Chicago: The University of Chicago Press, 1974, P. 5.
  4. Crystal, David. The Cambridge Encyclopedia of Language. Cambridge: Cambridge University Press, 1987, P. 316.
  5. Kaufman. Ibid; Yoffee, Norman. Myths of the Archaic State: Evolution of the Earliest Cities, State & Civilizations. Cambridge: Cambridge University Press, 2005, PP. 150-151. Crystal. Ibid.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 16
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 28
  8. Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 31
  9. Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 32
  10. Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 37
  11. Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 51-46
  12. Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 84-92
  13. Merce, Samuel A. B. Introductory Assyrian grammar. New York: Courier Dover Publication, 2003, P. 3; دانشمند، پارسا. «یادداشت‌های آسوریک و پهلویک» مجله فرهنگ. ویژه زبان‌شناسی، س 17، ش 3 و 4، 1383، پیاپی 51 و 52، پاییز و زمستان، ص. 21.
  14. Tsereteli, K. G. The Modern Assyrian Language. Translated by: Zhebelev, B. A. Moscow: Nauka Publishing House, 1978, P. 24.
  15. رضایی باغ بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج 10، ص 554.
  16. Merce, Samuel A. B. Introductory Assyrian grammar. New York: Courier Dover Publication, 2003, P.1.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علیرضا مجلسی