عمامه
عمامه، پارچهای نسبتا دراز و کم عرض که آن را چندین بار دور سر میپیچند. دستار، مندیل، دستارچه، سرپایان، نامهای تاریخی و انواع دیگرعمامه هستند که در شکلها و طرحهای گوناگون در دورههای مختلف تاریخی مورد استفاده قرار گرفتهاند[۱].
ایران باستان
اگرچه عمامه به عنوان سرپوشی عربی شناخته شده، اما در دوره قبل از اسلام سابقه بستن نوعی دستار بویژه در میان زنان ایران دیده شده است. یکی از قدیمیترین این نمونهها که به دوران قبل از ورود آریاییها به ایران میرسد، نوعی دستار است که زنان در دوره امپراتوری ایلام، به همراه نوعی آرایش موی سر استفاده میکردهاند[۲].گاه نگینی در وسط این دستار قرار میگرفت[۳].در دوران مادها، برخی از جنگیان با بستن دستاری به دور سر و گردن و گوشهای خود، از آن به عنوان نوعی کلاهخود بهره میبردند[۴].این نوع دستار بستن که روی چانه را فرا میگرفت دردوره هخامنشیان نیز مورد استفاده گسترده قرار گرفته است[۵]. گاه ادامه دستار روی دهان را تا زیر بینی میپوشاند که در این صورت کار پنام (دهان بند)[۶] زردشتیان٭ را انجام میداد[۷].در نواحی شرقی ایران نیز بستن نوعی دستار با لبه ریشهدار، که گاه شاخکی بالای خود داشت، مرسوم بود[۸].
عمامه اصلی پیامبر عمامهای سیاه از پارچه بُرد یمانی بود[۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴].عمامه دیگرشان که سحاب نام داشت ظاهرا سفید بود[۱۵][۱۶][۱۷].جز اینها عمامه زردی نیز داشتند[۱۸][۱۹]. اگرچه بستن عمامه را همگان میدانستهاند، اما طریقه درست بستن آن فنی بوده که حرفه برخی از اشخاص بوده که از این راه امرار معاش میکردهاند.روش بستن عمامه یا به صورتی بود که تمام پارچه را دور سر میبستند و چیزی از آن آویخته و رها نمیماند، و یا طوری آن را بر سر میبستند که دنباله آن از پشت سر حدود یک وجب و از جلو تا کمر یا از زیر چانه گذشته، روی شانه آویخته میماند، که به این حالت تحت الحنک میگفتند[۲۰][۲۱][۲۲].گاهی این ادامه آویخته در جلو را بالا آورده و صورت خود را از زیر چشمها به پایین با آن میپوشاندند که این پوشش صورت را لثام میگفتند[۲۳][۱۴][۲۴][2] .خلیفه دوم عمامهای سیاه از بُرد یمانی[۲۵]، و علی بن ابیطالب(ع) عمامهای به رنگ قرمز مات بر سر میگذاشتند[۲۶][۲۷].آن حضرت همچنین، از عمامههای سیاه و سفید پیامبر نیز استفاده میکردند[۲۸].هرچند امویان را به خاطر سفیدپوشی و بر سر نهادن عمامههای سفید " مبیضه" گفتهاند[۲۹]، اما برخی از این خلفا عمامههایی با رنگهای دیگر نیز بر سر داشتهاند، همچون عمامه سبز سلیمان[۳۰][۳۱]،یا عمامه قرمز ولید[۳۲][۳۳]، و حجاج بن یوسف[۳۴].امام رضا(ع) در نماز عید، عمامهای کتانی و سفید بر سر داشت[۳۵].اعراب به گونهای از عمامههای سرخ رنگ زربفت و جواهرنشان، تاج٭ میگفتند.23 برخی از علما و شعرا و خطبای این زمان از دستارهای زرد رنگ هراتی" هری عمامه " استفاده میکردند.24 همچنین علما ازعمامههای سفید با دنباله آویخته ( تحت الحنک دار) که اغلب با نوار کوچک طلایی یا زرد رنگی تزیین شده(مطرز، طرازدار٭) و به گونهای ازآن " عمامه الکبیره " میگفتند، استفاده میکردند.25 سیستانیان عمامههای خود را بزرگ میبستند.26 دستار وزارت، دستاری بزرگ و تحت الحنک دار بود، که اغلب از ابریشم بسیارنازک ( قصب ) که طول زیادی داشت پیچیده میشد و همچون دستار شاهان بویی مطرز بود.27 گاه شاه سلجوقی عمامهای سفید که نگین بزرگی در جلوی آن بود، بر سر میگذاشت.28 نوعی از این دستار را به همراه تزیینات دیگر، بر سر زنان آن زمان نیز میتوان دید.29 در سوگواری٭ها گاه دستارسفید، 30 و اغلب دستار سیاهی دور سر میبستند.31 برخی از شهرها به سبب تهیه برخی ازانواع عمامهها معروفیتی داشتند:هرات عمامههای زرد رنگ32 قومس مندیلهای سفید،33 فسا دستارهای شربی،34 شوش عمامههای ضخیم خزی35 طبرستان دستارهای ممتاز،36 و آمل دستارچههای درشت بافت( خیش ) و زربفت37 تولید میکردند.
مغول تا عصر حاضر:
برخی از ایلخانان مغول مانند غازان خان، عمامه بر سر گذاشتهاند. رنگ این عمامهها، گاه سفید بوده است.38 تیموریان نیز از عمامههای سفیدی که ادامهاش پشت سررها میشد، و با جقه و پرهایی تزیین شده بود، استفاده میکردند.39 علما از دستارهای سفید، یا پشمی سیاه، که ادامه آن تحت الحنک بود، و گاه این ادامه آویخته را از زیر چانه به طرف شانه دیگر میبردند، استفاده میکردند.40 زنان یا دستاری را دور کلاه خود میپیچیدند،41 یا دستار سبزی را به همراه سربند قرمزی بر سر میگذاشتند. غیر از این از دستار سفیدی که نواری طلایی در جلوی آن بود، نیزاستفاده میکردند.42 شاهان صفوی٭ گاه برعمامه سفید خود، شال زردی میبستند.43 اما رایجترین و رسمیترین عمامه، دستاری بود از پارچه نازک قهوهای و کرم رنگ که چندین بار دور سر پیچیده شده و به شکل کلاهی که چندین ترک داشت، دیده میشد.44 نوازندگان دستارهای سفید،45 یا چهارخانه، و مانند آن بر سر میگذاشتند.46 حتی جنگیان نیز به دور کلاهخود خود عمامهای میبستند که معروفترین آن همان است که به کلاه قزلباش معروف شده است.47 نوعی از این کلاه٭ از ماهوت قرمز" سقرلاط " تهیه میشد، و بر هر یک از دوازده ترک آن نام امامی نوشته شده بود.48 نوشتهاند شاه اسماعیل بعد از نبرد چالدران در مرگ سپاهیانش، عمامه سیاه بسته است.49 امروزه عمامه سفید را روحانیون، و عمامههای سیاه را سادات روحانی بر سر میگذارند. در حوزههای علمیه، پایان بخشی از دورههای تحصیلی، با مراسم اعطای عمامه ( اجازه یافتن طلبه به گذاشتن عمامه ) همراه است.50
23- " العمائم تیجان العرب " اصفهانی، ج 4، ص 546؛ ابن هشام، ج 2، ص 779؛ ابن اثیر، ج 2، ص 193.
24- اصفهانی، ج8، ص 259.
25- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. البیان و التبیین، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مکتبه الجاحظ، 1960-1961 م، ج1 ص 42؛ متز، آدام، الحضاره الاسلامیه فی القرن الرابع، نقله الی العربیه محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره، لجنه التالیف و الترجمه، 1377 ق/ 1957 م، ج2، صص 186-188، منوچهری دامغانی. دیوان، تصحیح محمد دبیرسیاقی، تهران 1363، ص187.
26- مانند فرخی شاعر. نظامی عروضی، احمد بن عمرسمرقندی. چهارمقاله، تصحیح محمد قزوینی، به اهتمام محمد معین، تهران، امیرکبیر، 1364، ص 59.
27- ابن اثیر، ج9، ص 424؛ خواندمیر. دستورالوزراء، چاپ سعید نفیسی، تهران، اقبال، 2535، ص 123؛ شعر ابوالحسن سلامی (د 394 ق/1003 م) چیت ساز، محمدرضا. تاریخ پوشاک ایرانیان، انتشارات سمت، 1379، ص 149، یادداشت 623.
28- امیر مسعود غزنوی. البته در مرگ پدر. بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین.تاریخ بیهقی، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، سعدی، 1368، ج1، ص 13؛ نقش سوارکار بر بشقاب منتسب به ری در موزه ویکتوریا و آلبرت، لندن
Pope,A.U. A survey of Persian art,ed,P.Ackerman,Tehran,1964-1967,vol 10,P.632
مقایسه شود با دستار توزی طغرل. باسورث، ادموند کلیفورد. تاریخ غزنویان، ترجمه حسن انوشه، تهران، امیرکبیر، 1356، ص 260
29- Ibid,Pp.641.B,646.B,651-653,679,693,Ibid,vol IV,p.1643,fig,a-n
نقوش انسانی بر روی بشقاب و ظروف دیگر، به ترتیب، ری یا ساوه، کاشان، مجموعه بارلو، موزه متروپولیتن، مجموعه ادسل فورد، در تصرف کیلیکین، در تصرف لهمان، مجموعه پرویسینی ؛
Grube,E.J.Islamic pottery of the eighth to the fifteenth century in the keir collection,Oxford,1976,op.233,no 183
30- عتبی، ابونصرمحمد بن عبدالجبار. تاریخ یمینی، شرح منینی، مصر، مطبعه وهبیه، 1286 ق، ترجمه ابوالشرف ناصح جرفادقانی، به اهتمام جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب، 1345، ص 424؛ بیهقی، ج1، صص 13، 94؛ مقایسه کنید با دوران بنی امیه " علیهم الظهائر البیض شعار الحزن " یعقوبی. ج3، صص 180-181؛
31- مقدسی، ابوعبدالله محمدبن احمد.احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم، طبع دخویه، لیدن، بریل، 1906 م، ص 367؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب، مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران، دانشگاه الزهراء، 1372، ص 398
32- مقدسی.ص 307 ؛ ابن اثیر، ج4، ص 473
33- مقدسی.ص 367؛ حدود العالم، ص 398
34- ابن حوقل.صوره الارض، الطبعه الثانیه، لیدن، بریل، 1938-1939م، ص 261؛ مقدسی. ص 442
35- مقدسی. صص 402- 416؛ ابن حوقل، صص 227-231؛ حدود العالم، ص 386؛ ابن الجوزی، ابوالفرج عبدالرحمن.المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، دایرهالمعارف عثمانیه، حیدر آباد دکن، 1358- 1359 ق، ج 8، ص 65
36- جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. الحیوان، تحقیق و شرح عبدالسلام محمد هارون، قاهره، 1356-1364 ق/ 1938- 1945 م، ج3، ص 27؛ جهشیاری، ابوعبدالله محمد بن عبدوس. الوزراء والکتاب، تحقیق مصطفی السقا، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، الطبعه الاولی، قاهره، مطبعه مصطفی الحلبی و اولاده، 1358 ق/ 1938 م، ص 184
37- مقدسی. ص 353؛ حدود العالم، ص 397
38-Gray,B; La peinture Persane,Genève,1977,Pp.63-64
نسخه شاهنامه، شیراز. توپکاپی استانبول، حزین 1511. پشت ورقه 203؛ گروسه، رنه، امپراطوری صحرانوردان، ترجمه و تحشیه عبدالحسین میکده، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1353، صص 619، 627؛ دستارچه ملک اشرف، حافظ ابرو، شهاب الدین عبدالله هروی.ذیل جامع التواریخ رشیدی، به اهتمام خانبابا بیانی، تهران، انجمن آثار ملی، چاپ دوم، 1350، ص 221؛ عمامه قراسُنقر، ابن بطوطه، شرف الدین ابوعبدالله.سفرنامه، ترجمه محمد علی موحد، تهران، علمی و فرهنگی، 1361،، ج1، ص 74
Blair,S.A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol XXVII,1995,Pp.33-35
نسخه جامع التواریخ، تبریز. ورقههای 257-249. مجموعه خلیلی
39- شاهنامه کاخ گلستان، ش 2173، ص 14، مجلس سوم؛ سودآور، ابوالعلاء.هنردربارهای ایران، ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران، کارنگ، 1380، صص 84-93، 119، ش 29، تاجگذاری سلطان حسین میرزا بایقرا، دربار سلطان حسین، توپکاپی سرا، H.1636، ش 31، حرمسرای سلطان حسین میرزا بایقرا، دیوان امیرخسرو دهلوی
Gray,Pp.112-113,127-129
خمسه نظامی، موزه لندن، لندرزAdd.25900 ورقه161؛ عکاشه، ثروت.موسوعه التصویر الاسلامی، بیروت، مکتبه لبنان ناشرون، الطبعه الاولی، 1999م، صص174-180، لوحه 174، شاهنامه بایسنقر، کاخ گلستان
40- Blair,S. A compendium of chronicles, the Nasser D.Khalili collection of Islamic art,ed,J.Raby,Oxford university press,vol 12,P.27 ;Gray,Pp.115 -123
ورقی از نسخهای، شیراز ؟، مجموعه خلیلی Mss 920؛ خمسه امیرعلی شیرنوایی، آکسفورد، بودلیان، ورقه 34؛ خمسه نظامی، موزه لندن، لندرز، or.6810، ورقههای 106، 135؛ عکاشه، صص180، 194، 209، لوحههای 184، 226، 273، کلیله و دمنه، توپکاپی سرا، عجایب الوخلوقات قزوینی، دارالکتب مصر؛ سودآور، صص 84-88، 119، ش 29، تاجگذاری سلطان حسین میرزا بایقرا؛ دربار سلطان حسین، توپکاپی سرا، H.1636
41-Gray,Pp.57-58
ورقی از نسخه شاهنامه ( وزیر قوام الدین )، شیراز. بالتیمور، گالری هنر والترز، W.477
42-Ibid,Pp.53-55
خسرو و شیرین نظامی، گالری فری یر، واشنگتن n.31.34، مجلس سوم؛ عکاشه، ص 213، لوحه 279، دیوان حافظ، دارالکتب مصر؛ شاهنامه موزه رضا عباسی، ش1971، ص 814،
43- Nizami; Ganjevi,Khamsa miniatures,انتشارات یازیچی، باکو، 1983 م
,no 17
مجلسی از خمسه نظامی؛ شاهنامه کاخ گلستان، ش 2226، ص 463، مجلس نهم؛ کمپفر، انگلبرت. سفرنامه، ترجمه کیکاوس جهانداری، انتشارات خوارزمی، 1363، صص 252-255
44-Ibid, no 10,12
مجالسی از خمسه نظامی؛ عکاشه، ص 213 لوحه 277، قران السعدین، موزه توپکاپی؛ شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120- 312، مجلس یازدهم، ص 261؛ شاهنامه موزه رضا عباسی، تک برگ، ش 605
45- Ibid,no 2,44
خمسه نظامی؛ شاهنامههای کاخ گلستان، ش 716، ص 4-۳، مجالس اول و دوم؛ ش2173، ص 1-2، مجالس اول و دوم؛ شاهنامههای موزه رضا عباسی، ش 1971، ص 814، مجلس هفدهم؛ مقایسه شود با حافظ ابرو، ج1، صص 170، 181، ج2، صص 780، 825، 846.
46- عکاشه، ص235، لوحه 319، تصویردیواری، کاخ چهل ستون؛ ذکاء، یحیی، و محمد حسن سمسار. آثار هنری ایران در مجموعه نخست وزیری، انتشارات نخست وزیری، 1357، صص 40، 43.
47- عکاشه، ص، 206، لوحه 263، مهر و مشتری، دارالکتب مصر
Nizami,no 5,27,33,43,45,57
مجالس خمسه نظامی؛ شاهنامه موزه ایران باستان، ش 2120-312، ص 261، مجلس یازدهم؛ رویای سلطان حیدر در عالم آرای صفوی آمده است، عالم آرای صفوی، مولف ناشناخته، به کوشش یدالله شکری، تهران، اطلاعات، 1363صص 30-31. به هرحال رویایی شبیه به رویای سلطان حیدر را در باب تاج، در مورد شیخ صفیالدین اردبیلی نیز نوشتهاند، به نظر میرسد، سابقه این تاج، قدیمیتر باشد. سید فیروز شاه زرین کلاه، و محمد حافظ، هردو از اجداد شاه عباس، و از نظر زمانی مقدم بر شیخ صفیالدین اردبیلی، تاج زرین بر سر داشتهاند. سلطان علی، این تاج را در گیرودار جنگها، سرانجام از سرخود برداشته و بر سر برادرش، اسماعیل، شاه آینده ایران، نهاد، همانجا، صص ۳، 6، 13، 37؛ ونیزیان، ( دالساندری، باربارو، و...) سفرنامههای ونیزیان در ایران، ترجمه منوچهر امیری، تهران، 1349، صص 326، 364-365، 414- 429
48- منشی، اسکندربیگ. تاریخ عالم آرای عباسی، 1314 ق، طهران، ج 1، ص 19
49- فلسفی، نصرالله. زندگانی شاه عباس اول، دانشگاه تهران، 1353، ص 121؛
Savory,R.M. Safavids Persia,CHI,Cambridge,1970,P.93
50-Algar,H." Amāma "Iranica,vol 1,F 9,Pp.919-921
؛ برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد عمامه، نک : دهخدا، علی اکبر، امثال و حکم، امیرکبیر، 1363، ج 2، صص 804-805
نیز نگاه کنید به
پاورقی
[1] - ظاهرا حرقانیه نام داشته است و پیامبر این عمامه را به عنوان نشانه امان دادن برای صفوان بنی امیه فرستادند.
[2] - یعنی پوشاندن صورت از حد چشمها به پایین. پیامبر در فتح مکه.
مآخذ
- ↑ یادداشت مولف، نیز، اسدی طوسی، لغت فرس، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، کتابخانه طهوری، 1336، ص 148
- ↑ Spycket,A.Les figurines de Suse,MDAI,lii,Paris,Gabalda,1992, Pp.92, 95,115,pl.61-62,84,no 472,493,719
- ↑ Ibid,P.119,pl.84,no 724
- ↑ Ghirshman,R.Perse,proto-iraniens,Mèdes,Achéménides.Paris, Gallimard,1963,vol 1,p.269,fig 331
- ↑ Dalton,O.The Treasure of the oxus with other examples of early oriental metal work,London,1964,pl.37,fig 18.a
- ↑ ویسپرد، گزارش ابراهیم پورداود، به کوشش بهرام فره وشی، انتشارات دانشگاه تهران، 2537، ص 169
- ↑ Parrot,A.Sumer,Paris,Gallimard,1960,p.270,fig 337
- ↑ Stronach,D." La statue de Darius le grand decouverte a Suse" ,DAFI,iv, 1974,Pp.61-72 ; Walser,V.Persepolis,Tübingen,1980,Pp.30-66
- ↑ Dozy,R.P.R. Dictionnaire détaillé noms des vêtements chez les Arabes, Amsterdam,1845,Pp.375-378
- ↑ دینوری، احمد بن داود.الاخبار الطوال، طبع عبدالمنعم عامر، جمال الدین الشیال، قاهره، 1960 م، ص 186؛
- ↑ واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر.المغازی، تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج2، صص 853-854
- ↑ هشام، عبدالملک، و محمد بن اسحاق، السیره النبویه، طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر، 1936 م، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران، خوارزمی، 1360، ج2 ص893؛
- ↑ ابن حنبل، احمد.المسند، شرح احمد محمد شاکر، الطبعه الثالثه، مصر، دارالمعارف، 1368 ق/ 1949 م، ج3، ص 363؛
- ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ بخاری، محمد بن اسماعیل.الجامع الصحیح(صحیح بخاری)، محمد محسن خان، Arabic-English، قاهره، دارالفکر، 1391 ق، ج 7 صص 68- 71
- ↑ Dozy.Pp.305-311
- ↑ رازی، ابی جعفر محمد بن یعقوب.اصول کافی، ترجمه و شرح جواد مصطفوی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، بی تا، ج 1، ص 342
- ↑ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ، بیروت، دارصادر، 1960 م، ج 2، ص 72؛
- ↑ نویری، شهاب الدین احمد بن عبدالوهاب. نهایه الارب فی فنون الادب، قاهره، مطبعه دارالکتب، 1373 ق/1955 م، ج 18، ص284
- ↑ کتانی، محمد بن جعفر.الدعامه فی احکام سنه العمامه، دمشق، 1342 ق، صص 6، 14، 6
- ↑ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ، بیروت، دارصادر، 1960 م، ج2، ص 59
- ↑ هشام، عبدالملک، و محمد بن اسحاق، السیره النبویه، طبع مصطفی السقاء، ابراهیم الابیاری، عبدالحفیظ شلبی، مصر، 1936 م، ترجمه و انشای فارسی، رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی، تصحیح و مقدمه، اصغر مهدوی، تهران، خوارزمی، 1360،ج2، صص1074-1077؛
- ↑ واقدی، ابوعبدالله محمد بن عمر.المغازی، تحقیق مارسدن جونس، الطبعه الثالثه، بیروت، 1409 ق/1989 م، ج 2، صص560، 832، ج ۳، صص 905، 1079.
- ↑ شعرایی مانند فرزدق و یا ابن سریج.اصفهانی، ابوالفرج علی بن حسین. کتاب الاغانی، اعداد، مکتب تحقیق، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1414-1415 ق/ 1994 م، الطبعه الاولی، ج1، صص 206-207، ج2، ص 507
- ↑ کتانی، محمد بن جعفر.الدعامه فی احکام سنه العمامه، دمشق، 1342 ق، صص 18، 68؛
- ↑ طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوک، قاهره، 1939-1957 م، ج3، ص 271
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن.الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965 م، ج ۳، ص 191
- ↑ طبری، ابی جعفر محمد بن جریر. تاریخ الرسل و الملوک، قاهره، 1939-1957 م، ج3، صص 386، 451؛
- ↑ دینوری، احمد بن داود.الاخبار الطوال، طبع عبدالمنعم عامر، جمال الدین الشیال، قاهره، 1960 م،ص 186؛ مقایسه شود با بخاری، ج7، صص 68-71؛
- ↑ Supuler,B.Iran in frǜh-Islamischer zeit,Wiesbadan,1952,Pp. 347-349
- ↑ اصفهانی، ج4، ص 452
- ↑ ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن.الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، داربیروت، 1385ق/ 1965 م، ج 5، ص 38؛
- ↑ Almagro,A.L.Caballero.,J.Zozaya;Qusayr Amra,Madrid,1975,P.178
- ↑ اصفهانی، ج 6، ص 481، ج 9، ص 180-182؛
- ↑ ابن اثیر، ج 4، ص 374. ابن اثیر در حوادث سال 92 ضمن فتح اندلس از خانهای در آنجا یاد میکند که در آن تصاویری از بزرگان عرب بود که همه بر سر عمامههایی سرخ داشتند. ج4، ص 566. عبدالله خازم نیز چنین عمامهای داشته. نرشخی، ابوبکرمحمد بن جعفر. تاریخ بخارا، ترجمه ابونصرقباوی، تلخیص محمد بن زفر، تصحیح مدرس رضوی، تهران، توس، 1363، ص 55، 60.
- ↑ مفید، محمد بن نعمان. کتاب الارشاد، تصحیح کاظم موسوی میامیی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1377 ق، ج2، ص 256-257
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمدرضا چیت ساز