توغ

توغ، عَلََم، شِعار یا نشانی مذهبی رایج میان شیعیان ایران که معمولاً در دستههای عزاداری محرم و صفر همراه عَلَم* و علامت* در گذرها و محلهها میگردانند.
توغ، که به صورت توق و گاهی طوق نیز آمده، واژهای ترکی و به معنای دُم غَژگاو یا یاک (گاوی عظیمالجثه از نژاد خاص) یا دُم اسب است که با ماهچه یا هلال ماه بر سر تیر چوبی نصب میکردند و به عنوان علم در سپاه به کار میبردند. در اوایل امپراتوری عثمانی توغ یا دم غژ گاو برای نشان دادن درجه پایگاه نظامی فرمانداران سپاه به کار میرفت و نصب یک یا دو یا سه توغ به ترتیب درجه مراتب نظامی را نشان میداد[۱].
برخی طوق را مثابه گردنبند فرمانبرداری و اطاعت و فداکاری دانستهاند[۲].
بنابر اسناد تاریخی توغ از دوره سلجوقیان (429-700ق/ 1037-1300م) در میان دستههای سپاه به کار میرفته و اختصاص به فرماندهان بزرگ سپاه داشته است. در دوره صفوی (907- 1148ق/ 1502- 1736م) حمل توغ در میان سپاه، به ویژه در میان قزلباشها، معمول بود و به هنگام جنگ توغچی آن را در پیشاپیش سپاه حمل میکرد[۳]. با رسمی شدن مذهب تشیع در ایران، توغ به مفهوم نمادین نظامی آن، که قدرت و شوکت و مقاومت را نشان میداد، وارد مراسم عزاداری شیعیان شد و همراه شعارهای دیگر مذهبی جنبه تقدس گرفت. از آن پس هر محله شهر کوشید تا برای خود توغی فراهم کند و در خانه، تکیه، حسینیه یا قهوهخانه محل نگه دارد و هر ساله در ایام عزاداری بیرون آورد و در دستههای عزا حمل کند[۴]. بنابر گزارشهایی، مثلاً در قدیم شهر قم 5 توغ داشت که هر یک متعلق به یکی از محلههای بزرگ و معروف شهر بود[۵]. محلههای بزرگ و قدیم کاشان نیز هر یک توغی داشتند. هنوز چند توغ کتیبهدار و با تاریخ از دوره صفوی و سدههای 11ق / 17م و اوایل سده 12ق/ 18م در کاشان باقیمانده است[۶].
توغ از یک تیغه یا سرتوغ فولادی گلابی شکل یا سرو مانند و با زبانهای بلند ساخته شده است. این تیغه بر روی صندوقچه فلزی بسیار کوچکی شبیه ضریح که بر پایهای یا دستهای چوبی یا فلزی چلیپا شکل کار گذاشته شده، استوار است. روی تیغه برخی آیات قرآنی، به ویژه آیه «انّا فتحنا لک فتحاً مبینا» و چند جمله دعایی با زر کوبیده و حک کردهاند. تیغه توغهای قدیمی دو بدنه گلابی شکل داشت که از طول به یکدیگر وصل میشدند و تیغهای 4 پَر منحنی شکل را میساختند. روی محور افقی دسته توغ در دو سوی تیغه معمولاً دو طاووس فلزی بر بالای دو صندوقچه مشبک، و روی زایدههای بیرون آمده از چپ و راست بالای شکم تیغه دو سر اژدهای فلزی دهان گشوده کار میگذاشتهاند. توغها را در ایام سوگواری با افکندن تختههای طاق شال ترمه و پارچههای حریر سبز و سیاه بر محور افقی میآرایند[۷].
در قدیم تکیهها یا قهوهخانههایی که توغ داشتند، محل رفت و آمد و نشست و برخاست گروهی خاص از اقشار و اصناف مردم و اجتماعات لوطیان محله یا شهر (← لوطی) بودند و «پاتوغ» آنان شناخته میشد. کسانی را که در پا یا دورادور توغ مینشستند «پاتوغی» و پهلوان و ریش سفیدی را که رهبری و پیشوایی آنها را داشت «پاتوغدار» مینامیدند[۴][۸]. در برخی شهرهای ایران مراسم خاص «طوقبندان» (= توغبندان) برگزار میشد. در این مراسم توغها را از خانهها بیرون میآوردند و با آدابی خاص میبستند و به تکیهها و مسجدهای محله میبردند[۹].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ «tuğ», Encyclopaedia of Islam. ed, by M. Th, Houtsma, A. J. Wensinck and H. A. R. Gibb, Brill: liden, 1987, edition one, p. 820.
- ↑ گلریز، محمدعلی. مینو در یا باب الجنة قزوین. قزوین: طه، 1368ش، 1/418.
- ↑ بلوکباشی، علی. نخلگردانی. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1383ش، ص 101- 102.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ بلوکباشی، علی. نخلگردانی. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1383ش، ص 102.
- ↑ فقیهی، علیاصغر. تاریخ جامع قم: تاریخ مذهبی. قم: اسماعیلیان، 1350ش، 279- 280.
- ↑ معتمدی، حسین. عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان. قم: عصر ظهور، 1378ش، 1/627- 628.
- ↑ بلوکباشی، علی. نخلگردانی. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1383ش، ص 101.
- ↑ دهخدا، علیاکبر. لغتنامه. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372ش، 4/4630.
- ↑ شرح مفصل «طوقبندان» را نک: شریعتزاده، علیاصغر. «احیای هسته فرهنگی بافت قدیم شاهرود». مجموعه مقالات مردمشناسی ایران. تهران: پازینه، 1379ش، دفتر اول، 265- 308.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
علی بلوکباشی