پرش به محتوا

انواع ازدواج

از ویکی ایران

وجود و اهمیتِ ازدواج در بینِ جوامع مختلف در خلالِ اعصار و قرونِ متمادی، و توجه خاصِ جوامع بشری بدان، موجب شده است که در درونِ هر جامعه، با توجه به ساختِ اجتماعی، جهان‌بینی و فرهنگ، و سبکِ زندگی مردمان شیوه‌ها و صور خاصی در زوجیّت پدید آید. از این میان، مهمترین انواع ازدواج عبارتند از:

ازدواج ربایشی(marriage by capture)

در این نوع ازدواج، مرد با ربودنِ همسرش، افزون بر اینکه برتری خود را در برابر وی به اثبات می‌رساند، پیروزی بر رقبا را هم تضمین می‌کند. ویل دورانت نمونه‌هایِ چنین ازدواجی را در جامعه اسپارت یافته است.[۱]و برخی از مردم‌شناسان نیز نمونه‌هایِ آن را در بینِ سرخپوستانِ آمریکای شمالی، سرخپوستانِ جزایرِ کاریبی و اسکیموها یافته‌اند.[۲] در دنیایِ امروز، این نوع ازدواج تقریبا منسوخ شده است؛ زیرا از بنیاد با نظام‌هایِ ارزشی موجود در تضاد است. با این حال، می‌توان بقایایِ آن را در پیداییِ ازدواج شبه ربایشی مشاهده کرد. در این نوع ازدواج، پس از آنکه زوجین برگزیده و مشخص شدند، مرد با اسب به دنبالِ همسرش می‌رود و به شکلی نمایشی او را می‌رباید.{1}

ازدواج از طریقِ خریدِ همسر(marriage by purchase)

این نوع ازدواج عموما در نظام‌هایِ «پدرسری» که مردسالاری بر خانواده حاکم بوده، یافت شده است. در چنین نظام‌هایی، مردان به خریداریِ همسر یا همسرانِ خود اقدام می‌کرده‌اند. این کالاپنداریِ زن، در تاریخ به شکلهایِ گوناگون تحقق یافته و مهمترین کارکردِ آن، محرومیتِ زن از کسب پایگاههایِ برترِ اجتماعی و استثمارِ او بوده است. با وجودِ آنکه برخی از مردم‌شناسان، سلطه مردان و درنتیجه آن،کالاگونه شدنِ زن و در جریانِ تبادل قرارگرفتنش را عاملِ پیدایی و بسطِ چنین رسمی در جریان‌گزینشِ همسر دانسته‌اند، امّا مردم‌شناسانی هستند در بابِ علّتِ اَن نظرِ دیگری دارند؛ چنانکه رالف لینتن دریافتِ وجه برایِ فروشِ زنان در جریانِ ن گونه ازدواج را جبرانِ خسارتی می‌داند که در اثرِ خدماتِ دختر و حتی کودکانِ احتمالی که بالقوه در بطن دارد، حاصل می‌شود.[۳] در جوامع صنعتی، با تکوینِ شکلِ جدیدِ زناشویی بر پایه برابریِ زوجین، از این نوع ازدواج اثری نمی‌یابیم.

ازدواج موقت

در این نوع ازدواج، تامیّتِ ارتباطِ ناشی از زناشویی به چشم نمی‌خورد. شکلٍ معمولِ این نوع ازدواج در ایران «صیغه» نام دارد که از ویژگی‌هایِ زیر برخوردار است:

  1. برخلافِ انواع دیگرِ ازدواج که موجباتِ پیداییِ روابطِ پایا را فراهم می‌سازند، در صیغه، زمانِ ارتباط از قبل مشخص بوده و به توافق زوجین مشخص شده است. لازم به ذکر است که این محدودیّتِ زمانی به هیچ‌وجه حصری نیست و می‌تواند از یک ساعت تا صدسال باشد؛
  2. در این نوع ازدواج، مبلغی از قبل به توافق تعیین شده و از طرفِ مرد به زن پرداخت می‌شود؛
  3. از آنجا که این نوع ازدواج، امری به غایت فردی است، صرفا به رضایتِ طرفین موکول است و آنها می‌توانند به فارسی و ترجیحا به زبانِ عربی، با خواندنِ صیغه، رضایتِ خود را اعلام دارند؛
  4. هیچ‌یک از طرفین از دیگری ارث نخواهد برد و نظر به محدودیتِ زمانیِ این نوع ازدواج، در آن طلاق مطرح نیست.[۴]

لازم به تذکر است‌که در این نوع ازدواج، که به قصدِ جلوگیری از فحشا و فساد مطرح شده است، فرزندان به عنوانِ کودکانی مشروع در جامعه پذیرفته می‌شوند و از ارث نیز برخوردارند.{2}

ازدواج مبادله‌ای(marriage by exchange)

در این نوع ازدواج که انواع و صورِگوناگونی دارد، زنان نقشی وسیع برعهده می‌گیرند. چرا که آنان پیوند دهنده دو طایفه به یکدیگر و مظهرِ تداومِ دودمان به شمار می‌آیند شکلهایِ اصلی این نوع ازدواج بدین‌قرارند:

  1. تبادل بر مبنایِ خواهران؛
  2. مبادله یک برادر و یک خواهر از یک خانواده با یک برادر و یک خواهر از خانواده دیگر؛
  3. تبادل بر مبنایِ برون همسری در میانِ دو کلان.

مهمترین کارکردهایِ ازدواج مبادله‌ای عبارتند از:

  1. فراهم ساختنِ موجباتِ وسعتِ ارتباط کلانها و بسطِ شبکه روابطهِ اجتماعی و خویشاوندی؛
  2. فراهم ساختنِ موجباتِ پِیوندِ اجتماعاتِ گوناگون به قصدِ وسعت و قوتِ خانواده.

به همین دلیل است که در برخی از جوامع، به هنگام به قتل رسیدنِ مردی از یک خانواده، با به عقدِ برادر یا پسر یا خویشاوندانِ نزدیکِ مقتول درآوردنِ دختری از خانواده قاتل، از درگیریِ دو طایفه در زنجیره پایان‌ناپذیرِ انتقامهای متقابل جلوگیری می‌شود.[۵]

ازدواج تنظیم شده (فرمایشی)(arranged marriage)

در این نوع ازدواج، گزینشِ همسر از طریقِ والدین یا بزرگترها و معمولا بدون حضور و حتی نظارتِ زوجین صورت می‌پذیرد و به دیگر سخن، ازدواجی است غیرمستقیم یا با واسطه.{3}این نوع ازدواج، به نظرِ جامعه‌شناسان، مظهرِ سلطه گروه بر فرد است؛ در آن جمع‌گرایی اصلِ فایق است و فرد، دستخوشِ مصالح جمع است. به همین دلیل این نوع ازدواج، درعینِ آنکه در یک معنا، نفی و سرکوبِ کاملِ بُعدِ عاطفی ازدواج است، بلوغ جسمانی را نیز شرطِ زوجیت نمی‌داند. شیوه سنتی این نوع ازدواج، به خواستگاری رفتن است و واسطه‌های انتخاب، عمدتا دلالان، کیسه‌کشها و بنداندازان هستند. «ناف‌بران» و «بعله‌بران» از اشکالِ این نوع ازدواج به شمار می‌آیند.{4}

ازدواج خصوصی(clandestine marriage)

در این نوع ازدواج نه تنها رعایتِ موازینِ شرعی ضروری نیست، بلکه طرفین ملزم به رعایتِ مقرراتِ عرفی نیز نیستند. این نوع ازدواج که در آن فردیّت و فردگرایی به اوج خود می‌رسد، در مقابلِ ازدواج تنظیم شده قرار دارد و به نوعی گسستِ پدیده زوجیّت از جامعه را خبر می‌دهد.

ازدواج آزمایشی(trial marriage)

این نوع ازدواج در دو معنایِ متفاوت به کار رفته است:

  1. آن نوعی از ازدواج است‌که شرطِ قطعی شدنش تولّدِ فرزند می‌باشد و چنانچه پس از سه سال خانواده فرزندی نیافت، جامعه آن را ملغی می‌دارد. چنین ازدواجی، عموما در آن دسته از جوامع ابتدایی که نیرویِ انسانی سهمی ویژه را به خود اختصاص داده، یافت می‌شود؛
  2. آن نوعی از ازدواج است که در جامعه صنعتی و صرفا به منظورِ ارائه فرصتِ لازم به طرفین زناشویی جهتِ اخذِ تصمیم قطعی پس از شناختِ متقابل مطرح می‌شود. برخی از محققانِ جدید، نظیر مارگریت مید و پیروانش، برآنند که ازدواج و گزینشِ همسر در آینده تابع این نوع ازدواج خواهد بود.[۶]

با این حال، مسائل زیر، این امکان را نفی می‌کنند:

  1. نامشخص بودن وضع فرزندانِ احتمالی به بار آمده در زمان دوام این ازدواج؛
  2. سپری شدنِ سالهایِ خاصِ موعدِ همسرگزینی در جریان یک یا چند ازدواج آزمایشی و دچارِ «تجردِ قطعی» شدنِ شخص؛
  3. امکان سودجویی برخی افراد از این رسم در راهِ ارضایِ هوسهایِ خود.

ازدواج دوستانه(marriage of comradeship)

ازدواجی است سهل و فاقدِ مراسم سنگین و هزینه‌هایِ معمول، که در آن دو جوان پس از برگزیدن یکدیگر، زندگی مشترک را آغاز می‌کنند و با تولدِ فرزند یا هر واقعه قراردادیِ دیگر، ازدواجشان صورتِ طبیعی می‌یابد. این نوع ازدواج از ویژگیهایِ زیر برخوردار است:

  1. فقدانِ مراسم و تشریفات؛
  2. رسمیّتِ تأخیری.

از آنجا که این نوع ازدواج از سویی به ازدواج آزمایشی و از سویِ دیگر به ازدواج خصوصی شباهت دارد، انتقادهای وارد بر آن دو، بدان نیز وارد است.[۷]

ازدواج با ارواح(ghost marriage)

این نوع ازدواج از رسمی خاص حکایت دارد که براساسِ آن، زنِ بیوه بی‌فرزند با برادر یا یکی از خویشانِ شوهرِ درگذشته‌اش ازدواج می‌کند. فرزند یا فرزندان تولد یافته از این ازدواج مجدّد، صاحبِ دو پدرند؛ پدری که از نظرِ جسمانی دارند و پدری که در حقیقت براساسِ رسم جمع، پدرِ اصلی برشمرده می‌شود. در این حالت، فرزند نام پدرِ اصلی امّا غیرطبیعی را می‌یابد و پدرِ طبیعی خود را برادر یا عمو می‌خواند. این رسم، خاصِ جوامعی است که بر نیرویِ انسانی تکیه‌ای خاص دارد و فرد یا خانواده فاقدِ فرزند را مطرود می‌داند.{5}

نیز نگاه کنید به

پاورقی

{1}. ازدواج شبه ربایشی به ویژه نزدِ ایلاتِ اِیران مشاهده می‌شود و می‌توان آن را مظهرِ کوششِ ایشان در راهِ انطباقِ سنتها با شرایطِ جدیدِ اجتماعی به شمار آورد.

{2}. این نکته‌سنجی‌ها از دقتِ شریعتِ اسلام در وضع قواعدِ اجتماعی خبر می‌دهد.

{3}. چنان که در برخی موارد، زوجین تا هنگام برگزاریِ مراسم، یکدیگر را نمی‌بینند.

{4}. در «ناف‌بران»، هنگامِ به دنیا آمدنِ دختر، نافِ او را به نامِ یکی از پسرانِ فامیل می‌برند. بدین‌ترتیب که ناف دختر را روی پایِ پسر قرار می‌دهند؛ و بدین‌سان این‌دو، از آنِ یکدیگر به حساب آمده و ناگزیر ازگذراندن زندگی با یکدیگر تا پایان عمر هستند. «بعله‌بران» در نقاطِ مختلفِ ایران به صورتهایِ گوناگون اجرا می‌شود؛ که از جمله اَشکالِ آن، نامزد کردنِ عروس و داماد از کودکی برایِ هم است، که با بستنِ یک روسریِ دیبا به سر دختربچه شیرخواره‌ای به نام پسری همانند یا بزرگتر از او، اجرا می‌شود.

{5}. بازتابِ اصلی این نوع ازدواج را در عصرِ ساسانی می‌یابیم که در جای خود توضیح داده خواهد شد.

مآخذ

  1. ویل دورانت، تاریخ تمدن (یونان باستان)، ترجمه امیرحسین آریان‌پور، تهران: اقبال، ۱۳۴۹، ص ۱۵۰.
  2. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص ۷۵ - ۷۶.
  3. رالف لینتن، سیر تمدن، ترجمه پرویز مرزبان، تهران: دانش، ۱۳۳۷، ص ۱۷۸.
  4. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 82.
  5. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 88.
  6. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 96.
  7. برای توضیح بیشتر رجوع کنید به: باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص ۹۹-۹۸.

منبع اصلی

فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.

نویسنده مقاله

هوشنگ فرخجسته