پرش به محتوا

سوزنی سمرقندی

از ویکی ایران
سوزنی سمرقندی، قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/artist/suzani-01samarqandi.html

سوزنی سمرقندی ( ـ 562 / 569 ق) شاعر، قصیده سرا و هجاگو.

محمد بن علی سوزنی سمرقندی ملقب به تاج‌الشعرا در قریه کاش سمرقند به دنیا آمد، اما بیشتر زندگانی خود را در سمرقند، نَخشَب (نَسَف) و بخارا به سر برد. نسبش را به سلمان فارسی، صحابی مشهور می‌رسانید[۱]. در ابتدای جوانی رهسپار بخارا شد و مدتی در یک مدرسه به کسب دانش پرداخت، اما ظاهراً از علوم دینی، تنها اخبار، تفسیر و حدیث آموخت. زبان عربی و گویا ترکی را نیز فرا گرفت. پس از آن به شاعری روی آورد. عوفی دلیل تمایل سوزنی را به شاعری، تعلق خاطر وی به جوانی سوزن گر دانسته است. اما آن گونه که از دیوانش برمی‌آید، پدرش از خواجگان ماوراءالنهر و مردی شاعر بود و سوزنی شاعری را از وی به ارث برده بود[۲]. سوزنی با شاعران بسیار از جمله عمعق، انوری، ‌معزی، و رشیدی سمرقندی معاصر بود و با برخی از آنها مهاجاتی داشت[۳]. با شاعری به نام خمخانه (جلالی) نیز که ظاهراً خود یا اجدادش مسیحی بوده است، معارضاتی طولانی داشت، چنان که تقریباً یک سوم دیوان سوزنی در هجو اوست[۴]. سلاطین، امرا و بزرگان متعددی مانند ارسلان خان محمد (حک 495ـ 524 ق) از آل افراسیاب و پسرش محمود بن محمد، طغماج خان مسعود بن حسن، سنجر بن ملکشاه (حک 511ـ 552 ق) و آتسز بن محمد خوارزمشاه (حک 524ـ 551ق) با سوزنی معاصر بودند که شاعر بعضی از آنان را در اشعارش ستوده است[۵]. در اواخر عمر دست از هزل و هجا برداشت و طلب بخشش کرد[۶]. سرانجام در حالی که عمر درازی را پشت سر گذارده بود، ‌در سمرقند درگذشت و همان جا به خاک سپرده شد. او مشهورترین و ماهرترین شاعر هزّال زبان فارسی به شمار می‌رود. نیز نخستین شاعری است که الفاظی ترکی را در شعر فارسی آورده است. جز ترکی کلمات بسیار از زبان‌های ماوراءالنهر در اشعار او دیده می‌شود[۷]. اشعار سوزنی را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

  1. هزلیات که در آن مفاهیم رکیک را با شیوه ای استادانه به نظم کشیده و اشعارش صرف نظر از مضمون از لحاظ سبک شاعری نیز در خور توجه است.
  2. اشعار جدّی او که شامل دو بخش است: الف) قصاید جدّی که آنها را در مدح بزرگان، سلاطین و صدور سروده و بیشتر آنها مستحکم، روان و شیوا هستند. ب) قصایدی که در اندرز و نصیحت و یا توبه و ندامت سروده و از ملاحت، روانی و سوز خاصی برخوردارند[۸].

سوزنی سبکی ساده و شیرین دارد. روح مذهب در بیشتر اشعارش جلوه گر و معانی حدیث و تفسیر پیداست. شیوه بیان وی همان شیوه فرخی است و مانند او حلاوت، ‌سهولت و خیال ساده را نشان می‌دهد، با این تفاوت که سوزنی جد را به هزل تبدیل کرده و از جمل و مفردات عربی که در شعر فرخی بندرت یافت می‌شود، ‌بهره بسیار برده است. اگرچه به عنصری نیز اعتقاد داشته و او را استاد می‌خواند، اما کاملاً به شیوه او نمی‌پردازد. در هزل به شکلی که در ظاهر اشعارش پیداست از طیان معروف به ژاژخای پیروی می‌کند[۹]. سوزنی در غزلسرایی مهارت زیادی ندارد و مسمطات جدی و رباعیات خالی از هزل او نیز چندان بدیع و دلنشین نیست[۱۰]. در نسخه‌های دیوان سوزنی که نزدیک 1000 بیت دارد، اشتباهات زیادی دیده می‌شود[۱۱].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. نفیسی، ‌سعید. تاریخ نظم و نثر در ایران. تهران: فروغی، 1344، ج 1، ص 98.
  2. شاه حسینی، ناصرالدین. حکیم سوزنی سمرقندی. تهران: امیرکبیر، بی تا، ص بیست وپنج و بیست و هشت (مقدمه).
  3. سادات ناصری، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی. تهران: شورای عالی فرهنگ وهنر، 1353، ص 490.
  4. فروزانفر، بدیع‌الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمی، چ 2، 1350، ص 318.
  5. صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 622.
  6. خانلری (کیا)، ‌زهرا. فرهنگ ادبیات فارسی دری. تهران: بنیاد فرهنگ ایران، 1348، ص 280.
  7. نفیسی، ‌سعید. تاریخ نظم و نثر در ایران. تهران: فروغی، 1344، ج 1، ص99.
  8. شاه حسینی، ناصرالدین. حکیم سوزنی سمرقندی. تهران: امیرکبیر، بی تا، ص بیست و هشت و بیست و نه (مقدمه).
  9. فروزانفر، بدیع الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمی، 1350، ج.2، ص316.
  10. شاه حسینی، ناصرالدین. حکیم سوزنی سمرقندی. تهران: امیرکبیر، بی تا، ص سی (مقدمه).
  11. نفیسی، ‌سعید. تاریخ نظم ونثردر ایران. تهران: فروغی، 1344، ج 1، ص99.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر