پرش به محتوا

نادر نادرپور

از ویکی ایران

نادرپور، نادر (1308-1379ش)، شاعر نوپرداز، ‌نویسنده، ‌منتقد، ‌مترجم.

نادرپور در خانواده‌ای اصیل و اشرافی در تهران زاده شد. پدر و مادرش افزون بر ادبیات و فرهنگ کهن و جدید ایران، با زبان و فرهنگ فرانسوی کاملاً آشنا بودند و در نقاشی و موسیقی نیز دست داشتند. کودکی نادر در فضای فرهنگی و هنری یک چنین خانواده‌ای پرورش یافت. در پنج سالگی الفبای فارسی را نزد پدر آموخت، و به همت پدر با شعر فارسی آشنا و بدان علاقه مند شد. خواندن اشعار در مجلات و روزنامه‌ها را هم در زمان کودکی آغاز کرد. او اُرگ می‌نواخت، ‌نقاشی می‌کرد و شعر می‌سرود و آموزگارانش در دوره دبستان مشوق او در هر سه این هنرها بودند. در سال سوم دبستان قطعه‌ای سرود و با تشویق والدین و مربیان خود روبهرو شد. در چهارده سالگی، یک سال پس از اینکه متفقین ایران را اشغال کردند، ‌نقاشی و موسیقی را کنار گذاشت و تنها به شعر پرداخت. در همین ایام، ‌با خواندن اشعار شهریار*، پرویز ناتل خانلری*، گلچین گیلانی، فریدون توللی* و نیما یوشیج*، تحت تأثیر آنها قرار گرفت و بینش شاعرانه و شیوه بیانش دگرگون شد. در 1325ش با خواندن گزارش‌های خانلری و نیما در نخستین کنگره شاعران و نویسندگان ایرانی، تأثیرپذیری او ‌به اوج رسید. تا آن زمان نادرپور فقط کلیّاتی از شعر فرانسوی را می‌شناخت، از آن پس به کنجکاوی و بررس در شعر فرانسوی پرداخت و با اشعار بودلر[Baudelaire] ـ پدر شعر جدید فرانسه ـ آشنا شد[۱].

در هجده سالگی شعر محبوس را سرود. پیش از این هم اشعاری در روزنامه مردم چاپ کرده بود و از گردانندگان مجله علم و زندگی بود و آثارش را بیشتر در این مجله چاپ می‌کرد. با این مجله و مجله سخن بود که نادرپور به شهرت دست یافت[۲].

او پس از پایان دوره دبیرستان در 1328ش / 1950م به پاریس رفت و در دانشگاه سوربن زبان و ادب فرانسه آموخت. مطالعات نادرپور در فرانسه موجبات‌آشنایی وی با شاعران قدیم و جدید آن کشور شد و آثار برخی از آنان مانند بودلر، ورلن[Verlaine]، ‌رمبو[Rimbaud]، و شاعران نوآوری چون الوار[Eluard] را ترجمه کرد. بعدها نادرپور به فعالیت‌های سیاسی روی آورد و عضو سازمان جوانان حزب توده شد[۳]. اما اندکی بعد به انشعابیون این حزب پیوست و دیری نپایید که از سیاست کناره گرفت[۴]. در سال‌های دهه 30، نادرپور به عنوان یک شاعر، و یک مبلّغ شعر نو، کاملاً قبول عام یافت[۵]. در دهه‌های 1330 و 1340ش در اداره کل هنرهای زیبا و بعد در همانجا به نام وزارت فرهنگ و هنر مشغول به کار بود. در دهه 1350ش، رادیو تلویزیون ملی را برای فعالیت‌های فرهنگی خود برگزید و در آن گروه ادب امروز را بنیاد نهاد و سرپرستی کرد. یک هفته پس از ششمین سال فعالیت این گروه، استعفا کرد[۴]. نادرپور زمان‌هایی در سال‌های میان 1328 تا 1330، 1343 تا 1345 و 1350 تا 1351ش را در فرانسه و ایتالیا گذراند. در 1359ش از ایران به فرانسه مهاجرت کرد. پس از شش سال اقامت در پاریس، در بهار 1365ش رهسپار لُس آنجلس در امریکا شد.

نادرپور از آغاز فعالیت‌های ادبی خود تا سال‌های پایانی عمر به گفتگو‌های مطبوعاتی و رادیو ـ تلویزیونی و نیز سخنرانی و تدریس زبان، فرهنگ و ادب فارسی رغبت داشت[۶]. به مناسبت شصتمین سال تولد نادرپور و برای بزرگداشت مقام او در ادب معاصر فارسی، ‌در 1368ش / ژوئن 1989م مراسمی به همت گروهی از ایرانیان در دانشگاه U.C.L.A در کالیفرنیا برگزار شد. سرانجام در اثر سکته قلبی در امریکا درگذشت[۷].

از او به جز مجموعه‌های مشهور چشم‌ها و دست‌ها (1333ش)، ‌دختر جام (1334ش)، شعر انگور (1337ش)، سرمه خورشید (1339ش)، ‌برگزیده‌شعر نادر نادرپور (1349ش)، ‌گیاه و سنگ نه، ‌آتش (1350ش)، ‌آسمان تا ریسمان، ‌شام بازپسین و صبح دروغین، ترجمه‌های بسیاری از جمله ترجمه آثار شاعر ارمنی هومانس هومانیان، ‌همراه خاننس و سایه، و نیز ترجمه هفت چهره از شاعران معاصر ایتالیا به چاپ رسیده است[۸]. نادرپور از چهره‌های درخشان شعر معاصر ایران ـ ‌به ویژه در گروه تغزّل سرایان ـ به شمار می‌رود. وی شاعری آگاه، ادیب و نقّادی صاحب نظر بود[۹]. او بنیان گذار شعر تصویری است که بعدها پذیرای بسیاری از شاعران و مظهر عمده‌ترین و مطبوع‌ترین شعر معاصر شد[۱۰]. نادرپور بهترین موزیسین کلمات فارسی در روزگار ما و تصویرگر بزرگی است که به اشیای اطراف خویش، رنگینی عواطف خود را می‌بخشد[۱۱]. او از نخستین شاعرانی بود که در قالب شعری چارپاره، از کار فریدون توللی استقبال کرد و در این راه به شهرت رسید[۱۲]. از پیروان مکتب نیما و چند شاگرد برگزیده او، پیش از همه نادرپور را دانسته و گفته‌اند که کار او حتی قوی‌تر و عمیق‌تر از نیماست[۱۳]. نادرپور در میان شاعران نوپرداز ادب فارسی از نوادری است که شایستگی را احراز کرده و بر اثر انس با موازین زبان و به برکت استعداد بارز خویش، در آثارش به آوردن کلمات وترکیبات تازه می‌پردازد[۱۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. اتحاد‌، هوشنگ. پژوهشگران معاصر ایران. تهران: فرهنگ معاصر، 1383، ج 7، ص 403-405.
  2. شمس لنگرودی، ‌محمد. تاریخی تحلیلی شعر نو. تهران: نشر مرکز، 1370، ج 1، ص 386، 467 و 469.
  3. اتحاد‌، هوشنگ. پژوهشگران معاصر ایران. تهران: فرهنگ معاصر، 1383، ج 7، ص 405.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ اتحاد‌، هوشنگ. پژوهشگران معاصر ایران. تهران: فرهنگ معاصر، 1383، ج 7، ص 406.
  5. کلیاشتورینا، ‌ورا. ب. شعر نو در ایران. ترجمه همایونتاج طباطبایی، ‌تهران: نگاه، 1380، ص 49.
  6. اتحاد‌، هوشنگ. پژوهشگران معاصر ایران. تهران: فرهنگ معاصر، چ 1، 1383، ج 7، ص 407.
  7. اتحاد‌، هوشنگ. پژوهشگران معاصر ایران. تهران: فرهنگ معاصر، 1383، ج 7، صص 412.
  8. حقوقی. مروری بر تاریخ ادب و ادبیات امروز ایران (2). ‌تهران: نشر قطره، ‌1377، ج 2، ص 536.
  9. زرین کوب، حمید. چشم انداز شعر نو فارسی. تهران: توس، 1358، ص 106.
  10. رستگار فسایی، منصور. انواع شعر فارسی. شیراز: نوید، 1380، ج.2، ص 659.
  11. براهنی، رضا. طلا در مس. تهران: کتاب زمان، 1358، ج.3، ص 382.
  12. ‌حقوقی. مروری بر تاریخ ادب و ادبیات امروز ایران (2). ‌تهران: نشر قطره، ‌1377، ج 2، ص 401 و 448.
  13. استعلامی، ‌محمد. ادبیات دوره بیداری و معاصر. تهران: دانشگاه سپاهیان انقلاب ایران، 1355، ص 415.
  14. یوسفی، غلامحسین. چشمه روشن. ‌تهران: علمی، 1362، ج.1، ص 770.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر