هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری در جمهوری اسلامی
. هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری
هنرهای ترسیمی یا نگاشتاری، که هواداران آنها مصرانه از نام فرنگی آن،گرافیک، دفاع میکنند، در ردهبندی هنرها میتوان آن را زیر شاخهای از طراحی و نقاشی دانست که درحد نقطه، خط، سطح و رنگ مسطح ساده شده و در خدمت تبلیغ مصرف در جامعهی صنعتی باشد و یا به عبارت دیگر، گونهای از ترکیببندی که در خدمت مصرف جامعه قرار گرفته باشد و حاوی پیامی صریح و روشن باشد.
هنرمندان نگاشتاری پیش از نقاشی به تجلیات گروهی دست زدند. دوسالانهی اول و دوم این هنرها به کمک انجمن هنرمندان «گرافیست» و بخش انتشارات صدا و سیمای جمهوریاسلامی، سروش، در محل موزهی هنرهای معاصر تشکیل شد. ولیکن دوسالانههای سوم به بعد به همت مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با کمکهای مادی دولت انجامگرفت و همانند سایر دوسالانهها به روند منطقی خود دست یازید. بخشهایی که معمولاً در این نمایشگاهها ارائه میشوند عبارتند از آگهی دیواری یا اعلان، (پوستر، آفیش)،
هنر در جمهوری اسلامی ایران
۳۳۳
نشانه (اَرم)، نقش - نگاره (پیکتوگرام) صفحهآرایی (لیآت، میزان پاژ)، تصویرگری کتاب، و دیگر نقشهایی از این گروه که در خدمت تولید و مصرف جامعهی امروزی هستند.
یکی از هنرهای نگاشتاریکه طنز تصویری، و یا با نامکهن ایرانی، شکلک، است، نخست در دوسالانههای «گرافیک» متجلی شد و سپس خود به عنوان یک هنر انتقادی و تبلیغی به صورت مستقل و در دوسالانهی طنز (کاریکاتور) ارائه گردید و سریعاً به شکل بینالمللی در آمد. از این زمان دوسالانهی «گرافیک» و سالانهی تصویرگران کتاب کودک نیز در شکل بینالمللی متجلی شدند. یکی دیگر از شاخههای هنرهای نگاشتاری، عکس، نیز نخست به صورت سالانه برگزار میشد، ولیکن به دلیل عدم توفیق در ارائهی عکسهای خوب و خلاق، تصمیم به دوسالانه کردن آنگرفته شد و پس از نخستین دوسالانهاش، به شکلی بینالمللی آشکارگردید.
تصو یرگری کتاب کودک نیز،که یکی از شاخههای فرعی هنرهای نگاشتاری است، نخست به صورت سالانه و در سطح ملی برگزار شد، ولی پس از آن برای پربارتر شدن به صورت بینالمللی درآمد. بینالمللی شدن این دوسالانهها منافعی برای نسل جوان هنرمند داشت و آن آشنا شدن آنها با روند تکامل و پیشرفت این هنرها در دیگر نقاط جهان بود. ولیکن این ناخوشایندی را نیز دارد، و از آن اجتناب و پرهیزی نیست،که هنرمند ایرانی برای اینکه بتواند در سطحی جهانی(!) فعال بشود، هویت هنری خود را رها کند و دنبالهرو هنری بینالمللی و بویژه باختریگردد. همچنان که در نقاشی نیز صادق است.