پرش به محتوا

شیخ بهایی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
شیخ بهائی (953-1030ق/ 1546-1621م)، عالم، فقیه، ‌مفسّر، محدّث، متکلّم، ‌ریاضیدان، ادیب و شاعر.
شیخ بهائی (953-1030ق/ 1546-1621م)، عالم، فقیه، ‌مفسّر، محدّث، متکلّم، ‌ریاضیدان، ادیب و شاعر.


بهاءالدین محمد متخلص به بهائی و مشهور به شیخ بهائی و شیخ الاسلام<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوس، چ 7، 1373، ج 5، ب 2، ص 1039.</ref> در بعلبک لبنان زاده شد. در اوان جوانی همراه پدرش شیخ عزالدین حسین بن عبدالصمد که از پیشوایان و مشایخ شیعه در جبل عامل بود، به قزوین آمد. مدتی در آنجا ماند و تحصیل را دنبال کرد<ref>رازانی، بهمن. مقدمه بر '''''کشکول''''' شیخ بهایی (متن کامل). تهران: زرّین، ‌چ 19، 1379، ‌ص هفت (مقدمه).</ref>. ابتدا نزد پدرش و سپس در محضر استادانی چون عبدالله یزدی (د 981ق / 1573م)، ‌محمدباقر یزدی (میرداماد، د 1041ق / 1631م)، ‌ملا علی مذهّب درس خواند و به زودی در علوم دینی، ادبیات و سایر دانش‌های رایج زمان سرآمد شد<ref>'''''اثر آفرینان'''.'' به کوشش کمال حاج سیدجوادی، با همکاری عبدالحسین نوایی، ‌تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ص 394.</ref>. در روزگار [[عباس یکم صفوی|شاه عباس بزرگ صفوی]] (حک 996-1038ق / 1588-1629م) نقش سیاسی مهمی در اداره ‌امور کشور بر عهده گرفت. همچنین مدتی در هرات شیخ الاسلام گردید. پس از آن از سمت خود کناره گرفت و به حجاز، ‌مصر، شامات، عراق و آذربایجان سفر کرد. پس از 1006ق / 1597م متصب شیخ‌الاسلامی [[اصفهان]] را به عهده گرفت. از 1012 تا 1019ق / 1603 تا 1610م بار دیگر به سفر رفت. در 1019ق به [[اصفهان]] بازگشت و تا آخر عمر شیخ الاسلامی اصفهان را بر عهده داشت<ref>مهدی‌پور، محمود. '''''شیخ بهائی زاهد سیاستمدار و دانشمند ذی فنون'''''. تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1377، ص 74.</ref>. در [[اصفهان]] درگذشت و جنازه او را به [[مشهد]] بردند و در فضایی میان مسجد گوهرشاد و صحن جدید به خاک سپردند<ref name=":0">مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. 1381، ج 2، ص 1522.</ref>. تألیفات بسیاری به [[عربی]] و [[فارسی]] از او باقی مانده است که خلاصه الحساب، کشکول، تشریح الافلاک، ‌دیوان شعر و همچنین مثنوی‌های نان و حلوا، شیر و شکر و موش و گربه از آن جمله‌اند. از میان شاگردانش، ‌[[ملاصدرا|ملاصدرا شیرازی]]، ملا خلیل قزوینی و ملامحسن فیض کاشانی شهرت بسیار یافته‌اند. معماری [[مسجد شاه اصفهان]]<sup>*</sup>، مهندسی حصار نجف و چند بنای دیگر<ref>رازانی، بهمن. مقدمه بر '''''کشکول''''' شیخ بهایی (متن کامل). تهران: زرّین، ‌چ 19، 1379، ‌ص هشت(مقدمه).</ref> و تنظیم طومار، سندی برای چگونگی تقسیم آب [[زاینده رود|زاینده‌رود]] اصفهان<ref name=":0" /> بدو منسوب است. شیخ بهائی بدون شک یکی از نوابغ علم و ادب است. آگاهی وسیع او در رشته‌های گوناگون، شهرت جهانگیری را برای وی به ارمغان آورد،<ref>جواهری، غلامحسین. مقدمه بر '''''کلیات اشعار فارسی''''' شیخ بهایی. تهران: کتابفروشی محمودی، 1372، ‌ص الف.</ref> و افسانه‌هایی درباره زندگی او ساختند. مثلاً گویند شیخ حمامی ساخته بود که با یک شمع گرم می‌شد<ref name=":0" /><ref>بیانی، ‌مهدی. '''''کارنامه بزرگان ایران'''''. ‌تهران: اداره‌ کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 324ـ325.</ref><ref>دهخدا، ‌علی‌اکبر''. '''لغت‌نامه'''''. ذیل بهاءالدین؛ التونجی، محمد''. '''بهاء‌الدین العاملی'''''. دمشق: المستشاریه الثقافیه الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه بدمشق، بی تا.</ref><ref>مدرس تبریزی، محمدعلی. '''''ریحانه الادب'''''. تهران: خیام، 1349، ‌ج 3، ص 301ـ 320.</ref><ref>دامادی، محسن. '''''شیخ''''' '''''بهائی'''''. ‌تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383.</ref><ref>نصرآبادی، محمدطاهر. '''''تذکره نصرآبادی'''''. به کوشش وحید دستگردی، ‌تهران: چاپخانه ارمغان، 1317، ص 150.</ref>.
بهاءالدین محمد متخلص به بهائی و مشهور به شیخ بهائی و شیخ الاسلام<ref>صفا، ذبیح‌الله. '''''تاریخ ادبیات در ایران'''''. تهران: فردوس، چ 7، 1373، ج 5، ب 2، ص 1039.</ref> در بعلبک [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%84%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%86 لبنان] زاده شد. در اوان جوانی همراه پدرش شیخ عزالدین حسین بن عبدالصمد که از پیشوایان و مشایخ شیعه در جبل عامل بود، به [[استان قزوین|قزوین]] آمد. مدتی در آنجا ماند و تحصیل را دنبال کرد<ref>رازانی، بهمن. مقدمه بر '''''کشکول''''' شیخ بهایی (متن کامل). تهران: زرّین، ‌چ 19، 1379، ‌ص هفت (مقدمه).</ref>. ابتدا نزد پدرش و سپس در محضر استادانی چون عبدالله یزدی (د 981ق / 1573م)، ‌محمدباقر یزدی ([[میرداماد]]، د 1041ق / 1631م)، ‌ملا علی مذهّب درس خواند و به زودی در علوم دینی، ادبیات و سایر دانش‌های رایج زمان سرآمد شد<ref>'''''اثر آفرینان'''.'' به کوشش کمال حاج سیدجوادی، با همکاری عبدالحسین نوایی، ‌تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ص 394.</ref>. در روزگار [[عباس یکم صفوی|شاه عباس بزرگ صفوی]] (حک 996-1038ق / 1588-1629م) نقش سیاسی مهمی در اداره ‌امور کشور بر عهده گرفت. همچنین مدتی در هرات شیخ الاسلام گردید. پس از آن از سمت خود کناره گرفت و به حجاز، ‌[https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%85%D8%B5%D8%B1 مصر]، شامات، [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] و آذربایجان سفر کرد. پس از 1006ق / 1597م متصب شیخ‌الاسلامی [[اصفهان]] را به عهده گرفت. از 1012 تا 1019ق / 1603 تا 1610م بار دیگر به سفر رفت. در 1019ق به [[اصفهان]] بازگشت و تا آخر عمر شیخ الاسلامی [[اصفهان]] را بر عهده داشت<ref>مهدی‌پور، محمود. '''''شیخ بهائی زاهد سیاستمدار و دانشمند ذی فنون'''''. تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1377، ص 74.</ref>. در [[اصفهان]] درگذشت و جنازه او را به [[مشهد]] بردند و در فضایی میان مسجد گوهرشاد و صحن جدید به خاک سپردند<ref name=":0">مصاحب، غلامحسین. '''''دایره المعارف فارسی'''''. 1381، ج 2، ص 1522.</ref>. تألیفات بسیاری به [[عربی]] و [[فارسی]] از او باقی مانده است که خلاصه الحساب، کشکول، تشریح الافلاک، ‌دیوان شعر و همچنین مثنوی‌های نان و حلوا، شیر و شکر و موش و گربه از آن جمله‌اند. از میان شاگردانش، ‌[[ملاصدرا|ملاصدرا شیرازی]]، ملا خلیل قزوینی و ملامحسن فیض کاشانی شهرت بسیار یافته‌اند. معماری [[مسجد شاه اصفهان]]، مهندسی حصار نجف و چند بنای دیگر<ref>رازانی، بهمن. مقدمه بر '''''کشکول''''' شیخ بهایی (متن کامل). تهران: زرّین، ‌چ 19، 1379، ‌ص هشت(مقدمه).</ref> و تنظیم طومار، سندی برای چگونگی تقسیم آب [[زاینده رود|زاینده‌رود]] [[اصفهان]]<ref name=":0" /> بدو منسوب است. شیخ بهائی بدون شک یکی از نوابغ علم و ادب است. آگاهی وسیع او در رشته‌های گوناگون، شهرت جهانگیری را برای وی به ارمغان آورد،<ref>جواهری، غلامحسین. مقدمه بر '''''کلیات اشعار فارسی''''' شیخ بهایی. تهران: کتابفروشی محمودی، 1372، ‌ص الف.</ref> و افسانه‌هایی درباره زندگی او ساختند. مثلاً گویند شیخ حمامی ساخته بود که با یک شمع گرم می‌شد<ref name=":0" /><ref>بیانی، ‌مهدی. '''''کارنامه بزرگان ایران'''''. ‌تهران: اداره‌ کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 324ـ325.</ref><ref>دهخدا، ‌علی‌اکبر''. '''لغت‌نامه'''''. ذیل بهاءالدین؛ التونجی، محمد''. '''بهاء‌الدین العاملی'''''. دمشق: المستشاریه الثقافیه الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه بدمشق، بی تا.</ref><ref>مدرس تبریزی، محمدعلی. '''''ریحانه الادب'''''. تهران: خیام، 1349، ‌ج 3، ص 301ـ 320.</ref><ref>دامادی، محسن. '''''شیخ''''' '''''بهائی'''''. ‌تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383.</ref><ref>نصرآبادی، محمدطاهر. '''''تذکره نصرآبادی'''''. به کوشش وحید دستگردی، ‌تهران: چاپخانه ارمغان، 1317، ص 150.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۰۷

مقبره شیخ بهایی برگرفته از سایت کجارو قابل بازیابی از https://www.kojaro.com/attraction/41153-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C/

شیخ بهائی (953-1030ق/ 1546-1621م)، عالم، فقیه، ‌مفسّر، محدّث، متکلّم، ‌ریاضیدان، ادیب و شاعر.

بهاءالدین محمد متخلص به بهائی و مشهور به شیخ بهائی و شیخ الاسلام[۱] در بعلبک لبنان زاده شد. در اوان جوانی همراه پدرش شیخ عزالدین حسین بن عبدالصمد که از پیشوایان و مشایخ شیعه در جبل عامل بود، به قزوین آمد. مدتی در آنجا ماند و تحصیل را دنبال کرد[۲]. ابتدا نزد پدرش و سپس در محضر استادانی چون عبدالله یزدی (د 981ق / 1573م)، ‌محمدباقر یزدی (میرداماد، د 1041ق / 1631م)، ‌ملا علی مذهّب درس خواند و به زودی در علوم دینی، ادبیات و سایر دانش‌های رایج زمان سرآمد شد[۳]. در روزگار شاه عباس بزرگ صفوی (حک 996-1038ق / 1588-1629م) نقش سیاسی مهمی در اداره ‌امور کشور بر عهده گرفت. همچنین مدتی در هرات شیخ الاسلام گردید. پس از آن از سمت خود کناره گرفت و به حجاز، ‌مصر، شامات، عراق و آذربایجان سفر کرد. پس از 1006ق / 1597م متصب شیخ‌الاسلامی اصفهان را به عهده گرفت. از 1012 تا 1019ق / 1603 تا 1610م بار دیگر به سفر رفت. در 1019ق به اصفهان بازگشت و تا آخر عمر شیخ الاسلامی اصفهان را بر عهده داشت[۴]. در اصفهان درگذشت و جنازه او را به مشهد بردند و در فضایی میان مسجد گوهرشاد و صحن جدید به خاک سپردند[۵]. تألیفات بسیاری به عربی و فارسی از او باقی مانده است که خلاصه الحساب، کشکول، تشریح الافلاک، ‌دیوان شعر و همچنین مثنوی‌های نان و حلوا، شیر و شکر و موش و گربه از آن جمله‌اند. از میان شاگردانش، ‌ملاصدرا شیرازی، ملا خلیل قزوینی و ملامحسن فیض کاشانی شهرت بسیار یافته‌اند. معماری مسجد شاه اصفهان، مهندسی حصار نجف و چند بنای دیگر[۶] و تنظیم طومار، سندی برای چگونگی تقسیم آب زاینده‌رود اصفهان[۵] بدو منسوب است. شیخ بهائی بدون شک یکی از نوابغ علم و ادب است. آگاهی وسیع او در رشته‌های گوناگون، شهرت جهانگیری را برای وی به ارمغان آورد،[۷] و افسانه‌هایی درباره زندگی او ساختند. مثلاً گویند شیخ حمامی ساخته بود که با یک شمع گرم می‌شد[۵][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: فردوس، چ 7، 1373، ج 5، ب 2، ص 1039.
  2. رازانی، بهمن. مقدمه بر کشکول شیخ بهایی (متن کامل). تهران: زرّین، ‌چ 19، 1379، ‌ص هفت (مقدمه).
  3. اثر آفرینان. به کوشش کمال حاج سیدجوادی، با همکاری عبدالحسین نوایی، ‌تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، 1378، ص 394.
  4. مهدی‌پور، محمود. شیخ بهائی زاهد سیاستمدار و دانشمند ذی فنون. تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1377، ص 74.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی. 1381، ج 2، ص 1522.
  6. رازانی، بهمن. مقدمه بر کشکول شیخ بهایی (متن کامل). تهران: زرّین، ‌چ 19، 1379، ‌ص هشت(مقدمه).
  7. جواهری، غلامحسین. مقدمه بر کلیات اشعار فارسی شیخ بهایی. تهران: کتابفروشی محمودی، 1372، ‌ص الف.
  8. بیانی، ‌مهدی. کارنامه بزرگان ایران. ‌تهران: اداره‌ کل انتشارات و رادیو، 1340، ص 324ـ325.
  9. دهخدا، ‌علی‌اکبر. لغت‌نامه. ذیل بهاءالدین؛ التونجی، محمد. بهاء‌الدین العاملی. دمشق: المستشاریه الثقافیه الجمهوریه الاسلامیه الایرانیه بدمشق، بی تا.
  10. مدرس تبریزی، محمدعلی. ریحانه الادب. تهران: خیام، 1349، ‌ج 3، ص 301ـ 320.
  11. دامادی، محسن. شیخ بهائی. ‌تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1383.
  12. نصرآبادی، محمدطاهر. تذکره نصرآبادی. به کوشش وحید دستگردی، ‌تهران: چاپخانه ارمغان، 1317، ص 150.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر