نوروز در روایات اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
اول: معلیبن خنیس میگوید: روز [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] خدمت [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق علیه الصلوة والسلام]] رفتم، فرمودند آیا میدانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم عجم امروز را بزرگ میدارند و تبرک میجویند و برای همدیگر هدیه میفرستند، [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق علیهالسلام]] فرمودند: به بیت عتیق (کعبه) سوگند میخورم که [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] از زمان قدیم است، تاریخ آن را برای تو بگویم؟ عرض کردم یادگرفتن تاریخ آنرابهتر است برای من اگر زنده شوند دوستانم و بمیرند دشمنانم، فرمود: [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] روزی است که در عالم ذر خداوند از بندگانش پیمان گرفت که او را بپرستند و مشرک نشوند و ایمان به پیغمبران و حجج او و ائمه بیاورند، روزی است که آفتاب تابید و هواکه موجب حیات است وزیدنگرفت و زمین خلق شد، روزی است که کشتی نوح بر نقطهای از زمین به نام (جودی) نشست، روزی است که جبرئیل بر پیغمبر صلّیاللّه علیه وآله نازل شد، روزی است که ابراهیم علیهالسلام بتها را شکست، روزی است که (شب آن) پیغمبر(ص)، [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|علی(ع)]] را بر کتف خود بلند کرد، بتهای قریش را از فراز کعبه به زیر افکند و خُرد کرد، روزی است که پیغمبر(ص) به اصحاب امر کرد با [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|علی(ع)]] بیعت نمایند، در دفعه اول و دوم، روزی است که [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] بر نهروانیان غالب شد و ذوالثدیه را (که پیغمبر(ص) ابیبکر و عمر را امر کرد، ذوالنّدیه را بکشند و نکشتند) کشت، روزی است که قائم ما(ع) و ولاة امر ظاهر میشوند، و روزی است که قائم ما(ع) بر دجّال غالب میگردد و در کناسه کوفه او را دار میزند، هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت انتظار فرج نداشته باشیم، چون از روزهای ما و شیعیان ما است، عجم احترام آنرا نگهداشتند و شما ضایع کردید<ref>وسایل، طبع جدید جلد ۵، ص ۲۸۹.</ref><ref name=":0">مجلسی، علامه محمد باقر، '''''بحارالانوار'''''، جلد ۱۴، چاپ امبن الغرب، بیتا، ص206.</ref>.» | اول: معلیبن خنیس میگوید: روز [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] خدمت [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق علیه الصلوة والسلام]] رفتم، فرمودند آیا میدانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم عجم امروز را بزرگ میدارند و تبرک میجویند و برای همدیگر هدیه میفرستند، [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق علیهالسلام]] فرمودند: به بیت عتیق (کعبه) سوگند میخورم که [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] از زمان قدیم است، تاریخ آن را برای تو بگویم؟ عرض کردم یادگرفتن تاریخ آنرابهتر است برای من اگر زنده شوند دوستانم و بمیرند دشمنانم، فرمود: [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] روزی است که در عالم ذر خداوند از بندگانش پیمان گرفت که او را بپرستند و مشرک نشوند و ایمان به پیغمبران و حجج او و ائمه بیاورند، روزی است که آفتاب تابید و هواکه موجب حیات است وزیدنگرفت و زمین خلق شد، روزی است که کشتی نوح بر نقطهای از زمین به نام (جودی) نشست، روزی است که جبرئیل بر پیغمبر صلّیاللّه علیه وآله نازل شد، روزی است که ابراهیم علیهالسلام بتها را شکست، روزی است که (شب آن) پیغمبر(ص)، [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|علی(ع)]] را بر کتف خود بلند کرد، بتهای قریش را از فراز کعبه به زیر افکند و خُرد کرد، روزی است که پیغمبر(ص) به اصحاب امر کرد با [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|علی(ع)]] بیعت نمایند، در دفعه اول و دوم، روزی است که [[علی بن ابی طالب امیرالمومنین(ع)|امیرالمؤمنین(ع)]] بر نهروانیان غالب شد و ذوالثدیه را (که پیغمبر(ص) ابیبکر و عمر را امر کرد، ذوالنّدیه را بکشند و نکشتند) کشت، روزی است که قائم ما(ع) و ولاة امر ظاهر میشوند، و روزی است که قائم ما(ع) بر دجّال غالب میگردد و در کناسه کوفه او را دار میزند، هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت انتظار فرج نداشته باشیم، چون از روزهای ما و شیعیان ما است، عجم احترام آنرا نگهداشتند و شما ضایع کردید<ref>وسایل، طبع جدید جلد ۵، ص ۲۸۹.</ref><ref name=":0">مجلسی، علامه محمد باقر، '''''بحارالانوار'''''، جلد ۱۴، چاپ امبن الغرب، بیتا، ص206.</ref>.» | ||
و صاحب وسایل در مقدمه مینویسد: «ولم انقل فیه (وسایل) الاحادیث الامن الکتب المشهورة المعول علیها التی لاتعمل الشیعه الابها ولاترجع الاالیها)، مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۷۱ و مرحوم مجلسی قدسسره این اشکال راکه در مُحاسبه ایام جمعه این وقایع با نوروز تطبیق نمیشوند در جلد ۱۴ بحارالانوار ذکر کرده، سپس پاسخ داده است. | و صاحب وسایل در مقدمه مینویسد: «ولم انقل فیه (وسایل) الاحادیث الامن الکتب المشهورة المعول علیها التی لاتعمل الشیعه الابها ولاترجع الاالیها)، مستدرک الوسائل، | ||
ج ۱، ص ۴۷۱ و مرحوم مجلسی قدسسره این اشکال راکه در مُحاسبه ایام جمعه این وقایع با نوروز تطبیق نمیشوند در جلد ۱۴ بحارالانوار ذکر کرده، سپس پاسخ داده است. | |||
دوم - [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق علیه السلام]] فرمودند: [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] روز نیکویی است برای همه کارها، خرید و فروش، غرس اشجار و زراعت و غیره، اسماعیل فرزند ابراهیم(ع) در این روز بدنیا آمد<ref name=":0" />. | دوم - [[امام جعفر بن محمد صادق(ع)|امام صادق علیه السلام]] فرمودند: [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] روز نیکویی است برای همه کارها، خرید و فروش، غرس اشجار و زراعت و غیره، اسماعیل فرزند ابراهیم(ع) در این روز بدنیا آمد<ref name=":0" />. | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۹: | ||
رسد به گوش دل این مژدهام ز هاتف غیب | رسد به گوش دل این مژدهام ز هاتف غیب | ||
که گشت شیر خداوند شهریار امروز</blockquote>البته شعرای متقدم را در باب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] و سایر جشنهای ایرانی شعر بسیار است، اما منظور نفوذ جنبه توافقهای دینی در این جشن وبژه است که قدر و منزلت آن را پس از دوران [[ساسانیان|ساسانی]] نیز توانست با آن همه تعصبات پیش آمده حفظ نماید<ref>رضی. هاشم. '''''گاهشماری و جشنهای ایران باستان'''''، ص ۳۸۹.</ref>. | که گشت شیر خداوند شهریار امروز</blockquote>البته شعرای متقدم را در باب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] و سایر جشنهای ایرانی شعر بسیار است، اما منظور نفوذ جنبه توافقهای دینی در این جشن وبژه است که قدر و منزلت آن را پس از دوران [[ساسانیان|ساسانی]] نیز توانست با آن همه تعصبات پیش آمده حفظ نماید[4]<ref>رضی. هاشم. '''''گاهشماری و جشنهای ایران باستان'''''، ص ۳۸۹.</ref>. | ||
=== [[نوروز در اسلام روزی است مبارک]] === | === [[نوروز در اسلام روزی است مبارک]] === | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۲۰

در سدههای اول و دوم هجری، نوروز بر اثر تغییرات اجتماعی سریعی که پیش آمده بود، شاید از جایگاه صریحی برخوردار نبود ولی دلبستگیهای عمیق ایرانیان مسلمان به حفظ سنتهای پایدار خود باعث شد که آرامآرام مقام و منزلت نوروز شناختهتر شود و بزرگان دینی نیز بر ارج و اعتبار آن صحّه بگذارند. نخستین مطلبی که در کتب معتبر منقول است این است که دستهای از دهگانان ایرانی به حضرت علیبن ابیطالب(ع) جامهای سیمین خبیص[1] به هدیه بردند. حضرت پرسیدند که این چیست؟ گفتند: هدایای نوروز است. فرمودند: هر روز نوروز ماست. و خبیص را تناول فرمود و به حاضران نیز داد و جامها را در بین مسلمین تقسیم فرمود و آنها را به جای خراج دهقانان مزبور به حساب آورد[2][۱].
چون اندکی از این ایام گذشت، خلفای نفعپرست اموی برای افزایش عایدات خویش و نه شاید از راه احترام به این جشن، دریافت هدایای نوروزی را معمول داشتند و معروف است که معاویه مقدار آن را هم به دو میلیون درهم بالغ کرد[۲]. بعدها در عصر حجّاج بن یوسف ثقفی که بر عراقین حکومت داشت (۷۲ - ۹۵ هق) تقدیم هدایا و تحف در نوروز و نیز جشن مهرگان تثبیت شد و به صورت ثابت و مشخص درآمد. این رسم تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز (۹۹ - ۱۰۱ ه ق) ادامه داشت. این خلیفه نیکوکار، دستور جلوگیری آن را داد[۳].
روایات تاریخی دلالت دارد که پس از عمربن عبدالعزیز، باز دوباره رسم اجحاف برقرار شد و بی اینکه بر اعتبار نوروز نظر شود، سوءاستفادههای خلفا ادامه یافت، اما متعاقب نهضتهای دیگر ایرانیان و پیدایش شعرائی چون اسماعیل بن یسار و ابونواس و بشاربن بردتخارستانی موقعیتهای تازهای فراهم گشت و بخصوص پس از قیام ابومسلم و انتقال خلافت به عباسیان، وضع بهتری پدید آمد. المتوکل علیالله که به فکر کبیسهکردن سالهای ایرانی افتاده بود، موبد بغداد را به خدمت خواند و نخستین سخنی که به او گفت این بود که: «من از رسوم ایرانی نمیگذرم»[۴].تداوم تأثیرات نفوذ ایرانیان بر جامعه اسلامی عصر عباسی به جایی رسید که گاه دربار خلفا را به بارگاه پادشاهان ساسانی مانند کردند و عالمی چون حمزةبن حسن اصفهانی، رسالهای ذیل عنوان «اشعار السائره فیالنیروز والمهرجان» تألیف کرد و شهرت جشنهایی مانند نوروز و مهرگان و سده، عالمگیر شد.
از غلبه مراسم عمومی این عصر یکی ریختن آب بر روی همدیگر و دیگری افروختن آتش است در شب نوروز که در عهد ساسانیان نیز معمول بوده است. طبری در ذکر حوادث سال ۲۴۸ ه.ق مینگارد که روز چهارشنبه، سه شب از جمادیالاول رفته، مطابق با شب یازدهم حزیران، در بازارهای بغداد، از جانب خلیفه منادی ندا در داد که در شب نوروز آتش نیفروزند و آب نریزند. و نیز در روز پنجم همین ندا داده شد ولی در هنگام غروب روز جمعه بر باب سعیدبن یسکین محتسب بغداد که در جانب شرقی بغداد است، ندا در دادند که امیرالمومنین مردم را در آتش افروختن و ریختن آب آزاد گردانیده است، پس عامّه این کار را به افراط رسانیدند و از حد تجاوز کردند، چنانکه آب را بر محتسبان شهر بغداد هم فرو ریختند[3][۵].
و اما به مرور در آشناییهای مسلمانان با ایرانیان، معلوم شد که برگذاری جشنهای نوروزی مباینتی با اساس اعتقادات دینی ندارد و این رسم، دستاویزی علیه این یا آن گروه و دسته و قوم معلومی هم نیست، بلکه بر زمانی متعلق است که به طور طبیعی، ایام نزهت و نضارت است و بر اموری جاری است که شادمانی و خیر همگانی در پی دارد. پس مخالفتهایی نیز اگر درگوشه وکنار باقی بود از میان برخاست و موافقتهای متعددی از سوی علماء و فقهاء و زمره اندیشمندان جهان اسلام جای آنها راگرفت.
نخستین روایتی که به حضرت امام صادق(ع) نسبت میدهند، مبتنی بر آفرینش انسان در روز اول فروردین است و این در اندیشه ایرانیان قدیم نیز مستتر است که پیدایش بشر را در آخرین روز از گاهنبار همسپت میدیم میداند. مطابق بیان امام صادق(ع): «در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخندهای است برای خواستن نیازها و برآوردهشدن آرزوها...[۶]»
یکی از فلسفههای جشن نوروز پایان خلقت عالم و بخصوص آفریده شدن انسان است که در آخر سال انجام گرفته و حق تعالی در روز اورمزد از فروردین ماه که جشن نوروز است ازکار آفرینش فراغت یافته و آسایش گزیده است[۷].بدین گونه، ایرانیان از همان آغاز کار اسلامگرایی خویش، طریق حقانیت سپردند و با توضیح وضع و حال و سوابق فرهنگی و مدنی، دلایلی مشعر بر درستی رسم و راههای زندگی کهن کسب کردند که تقریباً در تمامی آثاری که به نوروز پرداختهاند مندرج است و چون اساس روایت به معلیبن خنیس میرسد به توضیح اصل مسئله پرداخته میشود. این روایات نه تنها نوروز را در نظر ایرانیان عزیز کرد، بل موجب دوام و بقای بیشتر آن نیز شد.
روایت های شیعه راجع به نوروز
اول: معلیبن خنیس میگوید: روز نوروز خدمت امام صادق علیه الصلوة والسلام رفتم، فرمودند آیا میدانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم عجم امروز را بزرگ میدارند و تبرک میجویند و برای همدیگر هدیه میفرستند، امام صادق علیهالسلام فرمودند: به بیت عتیق (کعبه) سوگند میخورم که نوروز از زمان قدیم است، تاریخ آن را برای تو بگویم؟ عرض کردم یادگرفتن تاریخ آنرابهتر است برای من اگر زنده شوند دوستانم و بمیرند دشمنانم، فرمود: نوروز روزی است که در عالم ذر خداوند از بندگانش پیمان گرفت که او را بپرستند و مشرک نشوند و ایمان به پیغمبران و حجج او و ائمه بیاورند، روزی است که آفتاب تابید و هواکه موجب حیات است وزیدنگرفت و زمین خلق شد، روزی است که کشتی نوح بر نقطهای از زمین به نام (جودی) نشست، روزی است که جبرئیل بر پیغمبر صلّیاللّه علیه وآله نازل شد، روزی است که ابراهیم علیهالسلام بتها را شکست، روزی است که (شب آن) پیغمبر(ص)، علی(ع) را بر کتف خود بلند کرد، بتهای قریش را از فراز کعبه به زیر افکند و خُرد کرد، روزی است که پیغمبر(ص) به اصحاب امر کرد با علی(ع) بیعت نمایند، در دفعه اول و دوم، روزی است که امیرالمؤمنین(ع) بر نهروانیان غالب شد و ذوالثدیه را (که پیغمبر(ص) ابیبکر و عمر را امر کرد، ذوالنّدیه را بکشند و نکشتند) کشت، روزی است که قائم ما(ع) و ولاة امر ظاهر میشوند، و روزی است که قائم ما(ع) بر دجّال غالب میگردد و در کناسه کوفه او را دار میزند، هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت انتظار فرج نداشته باشیم، چون از روزهای ما و شیعیان ما است، عجم احترام آنرا نگهداشتند و شما ضایع کردید[۸][۹].»
و صاحب وسایل در مقدمه مینویسد: «ولم انقل فیه (وسایل) الاحادیث الامن الکتب المشهورة المعول علیها التی لاتعمل الشیعه الابها ولاترجع الاالیها)، مستدرک الوسائل،
ج ۱، ص ۴۷۱ و مرحوم مجلسی قدسسره این اشکال راکه در مُحاسبه ایام جمعه این وقایع با نوروز تطبیق نمیشوند در جلد ۱۴ بحارالانوار ذکر کرده، سپس پاسخ داده است.
دوم - امام صادق علیه السلام فرمودند: نوروز روز نیکویی است برای همه کارها، خرید و فروش، غرس اشجار و زراعت و غیره، اسماعیل فرزند ابراهیم(ع) در این روز بدنیا آمد[۹].
سوم - حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: فرزندی که در نوروز بدنیا بیاید مبارک است و صفات خوبی خواهد داشت[۱۰].
چهارم - امام صادق(ع) به معلیبن خنیس میفرمایند: روز نوروز غسل کن و پاکیزهترین لباس خود را بپوش، و به بهترین عطر خود را معطر نما، و آن روز را روزه بگیر بعد از نوافل نماز ظهر و عصر چهار رکعت (به دو سلام) نماز بخوان[۱۱].
پنجم - امام صادق(ع) روایت ذیل را فرمودند و معلیبن خنیس نوشت روز نوروز روزی است که پیغمبر در غدیر خم برای امیرالمؤمنین(ع) بیعت گرفتند و مردم اقرار به ولایت او نمودند. خوشا بحال کسی که به ولایت او ثابت بماند و وای بر کسی که پیمان را بشکند[۱۲][۱۳].
ششم - مفضل بن عمر از امام صادق(ع) روایت نمود: خداوند به حزقیل پیغمبر وحی نمود ارزش و قدر نوروز نزد من زیاد است و با خود قرار دادهام هر مؤمنی در این روز حاجت خود را بخواهد برآورم[۱۴].
هفتم - دعائم الاسلام روایت نموده: پالوده برای حضرت امیر(ع) آوردند، سؤال کرد مناسبت این چیست؟ عرض شد روز نوروز است، فرمود: همه روزها را اگر بتوانید نوروز قرار دهید، آنگاه با سرانگشت چشید و فرمود: بسیار گوارا و شیرین است ولی ما نمیخواهیم خود را با آنچه عادت نکردهایم عادت دهیم، بردارید طبق را، برداشتند[۱۵].
هشتم - روز نوروز مجوس خدمت حضرت امیرالمؤمنین(ع) ظرفهایی از نقره پر از شکر هدیه آوردند، حضرت قبول نمود و بین اصحاب خود تقسیم کرد و از جزیه مجوسیان حساب کرد[۱۶].
نهم - امام صادق(ع) درباره روزهای ماههای فرس فرمود: اول به نام هرمز است و او نام خداست به فارسی که روز خلقت آدم و حوا است[۱۷].
دهم - امام صادق(ع) به محمدبن ابراهیم فرمودند: نوروز اولین روز از ماه، خداوند آدم را خلق کرد و روز خوبی است[۱۷].
یازدهم - روز اول سال بنام خدا خوب است کار شروع شود[۱۷]. مرحوم مجلسی میگویند: این سه روایت آخر را (نه و ده و یازده) را از کتابهای منجمین که آنها از ائمه(ع) نقل نمودهاند، روایت کردم و اعتماد به نقل آنها ندارم[۱۷].
باری، از این جمله معلوم میشود که به روایتهای یک تا هشت اعتماد دارند[۱۸].
بررسی روایت معلیبن خنیس
شهرستانی درباره روایات نوروز و خاصه آنچه که از معلیبن خنیس نقل شده، معتقد است که:
در کتب اصولیه با ادله اربعه حجیت خبر واحد ثابت شده است و علما در فقه حتّی در واجبات و احکام هم به خبر واحد عمل میکنند، چه رسد به مستحبات و درباره نوروز روایتی وارد شده است که ما انشاءالله آن روایات را در جای خود نقل خواهیم نمود بعضی از این روایات مرسله و از امیرالمؤمنین(ع) است، بعضی دیگر از فرزندان طاهرین آن حضرت صلواتاللّه علیهم، پس از آنکه این روایات را با تسامح در ادله سنن ضمیمه کنیم مطلوب بدست خواهد آمد، بعضی از این روایات راوی آن معلیبن خنیس استکه ذیلاً مورد وثوق بودن او و مورد وثوق بودن عمده رجال سندش از علم درایة نقل میشود. این است خلاصه آنچه که در «وجیزه» در این باره آمده است: شیخ بهائی در وجیزه یادآور شده است که: سلسله هر سند و هر روایتی اگر امامی و ممدوح به تعدیل باشد روایت را (صحیح)گویند و اگر امامی بودند ممدوح هم بودند اما عدالت آنها مورد تأئید قرار نگرفته بود، و یا بعضی از آنها توثیق و تعدیل شده بعضی دیگر نشدهاند آن روایت را (حسن)گویند و یا اینکه در مدح و ذم آنان سکوت شده است آن روایت را (قوی) گویند، یا اینکه راوی مشهور است نزد اصحاب آنرا (مقبول) نامند و اخبار حسن در لزوم عمل به آن مانند اخبار صحیح است، چه باشهرت عملی جبران ضعف سندش شده باشد یا نه. بنا به نظر بعضی از اصحاب و بعضی دیگر شرط میکنند جبران ضعف سند را با اشتهار عمل اصحاب به آن روایت. و در میان اصحاب ما شایع شده است که در سنن و مستحبات از باب تسامُح در ادله سنن به احادیث ضعاف هم عمل میکنند، هر چند هم که صفت آن روایت شدید بوده و جبران هم نشده باشد.
«به هر حال روایت معلیبن خنیس یا از قسم دوم است یا از قسم سوم، بنابراین روایتش یا حسنه است یا قویه. و پس از آنکه نزد اصحاب شهرت یافته است «مقبوله» میشود، و این هم معلوم شد که اخبار حسنه در لزوم عمل به آن مانند روایات صحیحه است پس لازم است به خبر معلی عمل شود.[۱۹]»
گفتار فقها درباره نوروز
مرحوم میلانی در کتاب «نوروز» نکات و اشارات ذیقیمتی را درباره این عید بزرگ ذکر کردهاند که عیناً نقل میشود:
«در کتاب طهارت -نماز -روزه و تجارت از نوروز بحث شده است. در باب طهارت فقها فتوی میدهند که از غسلهای مستحب غسل روز نوروز است.»
«علامه حلّی و شیخ طوسی و فیض کاشانی و آقا باقر بهبهانی در شرح مفاتیح فیض (قُدِّسَ سرّهم) مینویسند: دلیل بر استحباب غسل روز نوروز، روایت معلیبن خنیس است از امام صادق(ع) درباره نوروز و آن روز تحویل خورشید است به برج حمل و اول سال ایرانیان است.» (شرح مفتاح، ص ۳۰۵).
«شیخ محمدحسن صاحب جواهر (قده) مینویسد: از مستحبات، غسل روز نوروز است بنابر مشهورین متأخرین، بلکه مخالفی برای استحباب آن ندیدم و نام جمعی از فقهاء را میبرد بعد میگوید: استحباب غسل نوروز را فقهاء انکار نمینمایند و جایی برای مناقشه درباره روایت معلیبن خنیس نمیماند و روایت مناقب از حضرت موسیبن جعفر(ع) معارض آن نیست چون احتمال دارد آن حضرت از باب تقیه فرموده باشند و ممکن است آن روزی که منصور خلیفه عباسی میخواست عید نوروز بگیرد مطابق با واقع نبوده و مرحوم نراقی (قده) در مستند مینویسد: از غسلهای مستحب غسل روز نوروز است و صاحبان مصباح الفلاح و جامع الفقه و منتهی و قواعد در کتابهای خود نوشتهاند. به دلیل خبر معلیبن خنیس.
«و نیز صاحب جواهر(قده) در نجاةالعباد از جمله مستحبات، غسل روز نوروز را میداند و نجاة العباد را آقای شیخ مرتضی انصاری و آقای سید محمدکاظم یزدی و آقای میرزا محمدتقی شیرازی و آقای شیخ کاظم خراسانی قدس سرهم حاشیه نمودهاند و فتوای صاحب جواهر را قبول دارند و سیداسماعیل نوری (قده) در شرح نجاةالعباد دلیل صاحب جواهر را روایت معلیبن خنیس نوشته، شیخ مرتضی انصاری (قده) در کتاب طهارت شرحی در باب نوروز و استحباب غسل در آن روز نوشتهاند. حاج آقا رضا همدانی (قده) در کتاب طهارت مینویسد. دستهای از فقها تصریح نمودهاند به مستحب بودن غسل نوروز بلکه قول مشهور بین متأخرین است و مراد از نوروز همان روزی است که بین مردم مشهور است، اما سایر گفتهها دلیلی غیر از حدس و اجتهاد شخصی و اعتماد به نقل کسانی که گفته آنها ثابت نمیباشد، نیست.
«و شیخ زین العابدین مازندرانی(قده) در ذخیرةالعباد که آن را شیخ محمّدحسین مازندرانی و آقای میرزا محمدتقی شیرازی و آقای سید محمدکاظم یزدی قدسسرهم حاشیه نمودهاند مینویسد: سیزدهم از غسلهای مستحب، روز نوروز است و شیخ محمدحسن مامقانی (قده) در رساله خود مینویسد: مقصد دوم در غسلهای سنتی است و آن بسیار است دور نیستکه عدد آنها منتهی به صد غسل بشود و معروف آنها چند غسل است که در این محضر ذکر میشود: غسل روز عید نوروز و معروف است که آن روزی است که شمس به اول درجه برج حمل منتقل میشود. (رساله فارسی شیخ محمد حسن مامقانی).
«شیخ بهائی و حاج میرزا خلیل و میرزا محمدتقی شیرازی قدس سرهم در منتخب نجاةالعباد که آنرا آقای سید محمدکاظم یزدی و آقای صدر قدسسرهم حاشیه نمودهاند و آقای حاج آقا حسین قمی(قدس سره) در ذخیرةالعباد که آن را مرحوم آقای والد قدس سره حاشیه نمودهاند و آقای سیدمحمد فیروزآبادی (ذخیرةالعباد فیروزآبادی) و شیخ محمدحسین کاشف الغطاء (زادالمقلدین) و آقای سید محسن حکیم (منهاجالصالحین) و آقای سیدعبدالهادی شیرازی در ذخیرةالعباد که آن را سیدمحمد تقی خوانساری و میرزا آقا اصطهباناتی حاشیه نمودهاند و مرحوم آقای حاج آقا حسین بروجردی در توضیحالمسایل که آن را آقای میرزا عبدالهادی شیرازی و آقای حکیم و آقای شاهرودی و آقای خوئی و آقای والد و آقای شریعتمداری و آقای گلپایگانی و آقای خوانساری و صاحب تحریرالوسیله حاشیه نمودهاند همه غسل روز نوروز را مستحب دانستهاند.
«غسلهای مستحب» و مرحوم آقای سید محمدکاظم یزدی در عروةالوثقی و آقایان مراجع تقلید که آن را حاشیه نمودهاند، نائینی، سیدابوالحسن اصفهانی، حاج آقا حسین قمی، آقای بروجردی، و آقای شیخ محمدحسین اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، شیخ عبدالکریم یزدی، آقا سید جمال گلپایگانی، آقا سید یونس اردبیلی، سیدابراهیم اصطهباناتی، حاج میرزا حسن بجنوردی، آقا سید محمد حجت، آقامیرزا عبدالهادی شیرازی، حاج شیخ محمّد امامی خوانساری، آقای سید محسن حکیم، آقای والد سید محمدهادی میلانی، آقای سیدمحمد فیروزآبادی، آقا سید محمود شاهرودی، آقا شیخ محمد تقی آملی در مصباح الهدی ج ۹ ص ۶۴ دلیل مستحب بودن غسل نوروز را نوشتهاند، رضوانالله علیهم و حضرات آقایان مراجع اخیر: آقای خوئی، آقای خوانساری، آقای شریعتمداری، آقای سیدمحمدرضاگلپایگانی و مرحوم آقا سیدابوالحسن در وسیلةالنجاة که آن را شیخ محمدرضا آلیاسین و آقا سید جمال گلپایگانی و آقا سیدجواد تبریزی در بقیةالهداة فی شرح وسیلةالنجاة ج ۱، ص ۷۸۸ و آقا سید حسین خمامی و آقای والد و آقا میرزا مهدی شیرازی رضوانالله علیهم و آقاسید محمّدرضاگلپایگانی و تحریرالوسیله ج ۱، ص ۲۸۸ غسل روز نوروز را مستحب دانستهاند و شیخ حبیب کاشانی در مُنقذالمنافع جلد دوم در باب صلاة فقهاء و یکی از نمازهای مستحب نماز روز نوروز دانستهاند.
«شیخ طوسی و شیخ جعفر در کشفالغطاء مستحب دانستهاند. بدلیل امر امام صادق(ع) و شیخ محمدحسن صاحب جواهر و سیداسماعیل نوروزی و میرزا ابوتراب خوانساری و فاضل ایروانی و شیخ عبدالمحسن خاقانی و آقاشیخ محمدحسین نائینی و آقای شیخ مرتضی انصاری و آقای خوئی و آقا سید محمدکاظم یزدی در عروةالوثقی و همه مراجعی که عروه را حاشیه نمودهاند امضاء نمودهاند، فتوای مرحوم یزدی را (عروةالوثقی فصل اقسام الصوم و اما المندوبه به اقسام منها یوم النیروز) و آقای بروجردی (در توضیح) و همه کسانیکه توضیح را حاشیه نمودهاند و آقاسیدابوالحسن اصفهانی در وسیله که این فتوی مورد قبول کسانی است که وسیله را حاشیه یا شرح نمودهاند. (وسیلة النجاة القول فی اقسام الصوم) و در باب تجارت. در مسأله خرید و فروش.
«شیخ طوسی (قده) ربیع سلم فتوا میدهد جائز است فروشنده مدت را روز نوروز قرار دهد چون معلوم است آن نزد مردم[۲۰].
«خلاصه پنجاه و چند نفر از فقهاء درباره نوروز فتوا دادهاند[۲۱].»
نوروز در روایات اهل تسنّن
سه روایت ذیل نیز از اهل تسنن درباره نوروز نقل شده است[۲۲]:
۱ - نعمان بن المرزبان (جدّ ابوحنیفه صاحب مذهب) خدمت حضرت امیر(ع) در روز نوروز پالوده آورد. حضرت امیر علیهالصلوه والسلام فرمودند: همه روزها را نوروز برای ما قرار دهید[۲۳].
۲ - خدمت امیرالمؤمنین(ع) حلوا یا شیرینی آوردند، سؤال فرمودند: به چه مناسبت است؟ گفته شد به مناسبت نوروز است. فرمودند: همه روزها را برای ما نوروز قرار دهید[۲۴].
۳ -ابن عباس که از صحابه است روز نوروز در شام نزد معاویه میرود و معاویه برای او هدایای زیادی به مناسبت نوروز میفرستد و او قبول میکند[۲۵].
اما عظمت نوروز و برپا داشتن جشن باشکوه آن در قرون اولیه پیدایش اسلام وقتی بیشتر شد که عدهای از دانشمندان و فضلای ایرانی، به استناد کتب و اسناد و احادیث و گاهشماری گفتند: روزی که حضرت علیبن ابیطالب(ع) به جانشینی پیغمبر اسلام برگزیده شد و بر مسند خلافت و امامت نشست مصادف با نوروز بوده است. به دنبال این عقیده عدهای از ایرانیان که فقط به اصول و احکام دین علاقهمند بودند و از آداب و سنن ملی دور شده بودند به نوروز و آئینهای آن توجه دوباره پیدا کردند و در برگذاری این سنت کهن و زندهنگهداشتن رسوم و آداب آن کوشیدند.
هاتف اصفهانی قصیدهای در وصف نوروز سروده که جلوس علیبن ابیطالب(ع) را مقارن با این جشن یادآور شده است. همچنین قاآنی در قصیدهای نوروزی اشاره به همین تقارنکرده است.
رساند باد صبا مژده بهار امروز
ز توبه توبه نمودم هزار بار امروز
که رفته بود ز آفاق رنج و کدرت غم
به طبع عالم شد عیش سازگار امروز
به کام اهل سعادت امید گل از شاخ
به چشم اهل شقاوت خلید خار امروز
رسد به گوش دل این مژدهام ز هاتف غیب
که گشت شیر خداوند شهریار امروز
البته شعرای متقدم را در باب نوروز و سایر جشنهای ایرانی شعر بسیار است، اما منظور نفوذ جنبه توافقهای دینی در این جشن وبژه است که قدر و منزلت آن را پس از دوران ساسانی نیز توانست با آن همه تعصبات پیش آمده حفظ نماید[4][۲۶].
نوروز در اسلام روزی است مبارک
بدین قرار از نظر بسیاری از مسلمانان جهان، نوروز، روزی مبارک است، چه که حق تعالی در کتاب آسمانی خود فرموده است: «انّ الدّین عندالله الاسلام[۲۷]» از نظر خداوند دین یعنی اسلام و تسلیم بودن در برابر احکام الهی، هرگاه شارع مقدس برای مسلمانان فرمانی صادر فرمود اطاعت میشود و هرگاه آنان را از عملی بازداشت خودداری میگردد خداوند در قرآن مجید فرموده است: «آنچه را که رسول برای شما میآورد بگیرید و از آنچه که شما را بازداشت خودداری کنید[۲۸].»
بنابراین نوروز همانگونه که در اخبار وارد شده است روزی است مبارک و علمای دین این اخبار را نقل کردهاند از آن جمله شیخ جلیل مرحوم شیخ احمد بن فهد در کتاب «المهذب البارع» در باب اغسال مندوبه میگوید: «نوروز روزی است گرانقدر». بسیاری از احکام شرع در میان ملتهای سالفه وجود داشته است مانند ختنه که در شریعت یهودیان بوده و روزهکه در شریعت مسیحیان وجود داشته و همین احکام در اسلام فسخ نگردیده بلکه از طرف اسلام امضا شده است.
خداوند بزرگ در قرآن مجید میفرماید: «همانطور که روزه بر پیشینیان شما واجب شده بود بر شما نیز واجب گردید[۲۹].» بنابراین هر چند که نوروز از جمله اعیاد زرتشتیان و دیگران است ولی شارع مقدس آن را تأیید و امضاء فرموده است. اسلام نوروز را تصحیح فرموده و آداب و اعمال نیکی از طرف خود برای این روز دستور داده است... پس از آنکه مسلمانان پی بردند که نوروز از طرف شارع تأیید شده است، یا دستکم احتمال آن را دادند که از طرف شارع مقدس تأیید شده است، آیا باز هم میتوان اعمال نوروز را بدعت دانست؟ و یا اینکه برعکس بجا آوردن اعمال آن بهتر از ترک آن است. در کلیات چنین بحث مهمّی که همیشه برای مسلمین صاحب عقیده مطرح بوده است.
حضرت امام جعفر صادق(ع) فرموده است: «هر کس ثواب عملی به او برسد و آن عمل را انجام دهد آن ثواب را خواهد برد، هر چند که درواقع هم پیامبر آن را نفرموده باشد[۳۰].»
سؤال از فقها در مورد نوروز

سؤالهای اول و دوم از مرحوم آیت الله العظمی کاشفالغطاء رضوان الله علیه:
اول، بفرمایید درباره نوروز معتقد شیعه و روش حضرتعالی در روز اول سال (نوروز) چیست؟ بغداد، سلطان جواد.
جواب : نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد بلکه در آسمان و زمین و هواو فضاء بر این اساس روایاتی از اهل بیت(ع) درباره نوروز به ما رسیده و تأیید نموده عید گرفتن عرف را و از طریق ائمه(ع) وظایفی به ما رسیده تصور مینمایید آن وظایف خوردن و آشامیدن و رقص و لهو و امثال آن است، این نیست بلکه وظیفه نماز و ذکر و عبادت و صدقه دادن و مهربانی نمودن نسبت به ضُعفا و بینوایان و توجّه به خدا است، در روایتی که مشهور است به معلیبن خنیس امام صادق(ع) میفرمایند: روز نوروز غسل بنما و پاکیزهترین لباس خود را بپوش و به بهترین عطر خود را معطر کن و آن روز روزه باش، بعد فرمودند چهار رکعت نماز بخوان و در روایت دیگر امام صادق(ع) میفرمایند نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست، عجم آن را حفظ نمود و شما ضایعش نمودید، والله العالم، محمدحسین آل کاشفالغطاء ۱۳۶۶[۳۱].
سؤال دوم، به مضمون سؤال اول با مقداری اختلاف.
جواب: این سؤال را مکرر از ما نمودهاند و ما هم جوابهای مختصر و مفصل دادهایم که یکی از آنها را سازمان عدل اسلامی انتشار داد. ما در این جا خلاصه آن را مینویسیم، حدیث معلیبن خنیس اگرچه صحیح باصطلاح متأخرین نیست، ولی معتبر است چون بزرگان مانند شیخ طوسی و امثال او در کتابهای خودشان معلی را ذکر نمودهاند و به روایت او اعتماد نموده و سند روایت خود قرارش دادهاند و جمعی از علما او را وثیق نمودهاند، اما خبر منصور خلیفه عباسی و جواب حضرت موسیبن جعفر(ع) نمیتواند مُعارض با خبر معلی باشد چون از نظر سند و متن و جهت صدور، درست نیست، اما ادعای اینکه از اعیاد مجوس است باید بدانیم ما چهارگونه عید داریم:
- اعیاد دینی مانند عید قربان و فطر.
- اعیاد مذهبی مانند عید غدیر.
- عید ملّی که هر مملکت و کشوری برای خود روزی را عید میدانند.
- عید تکوینی که عالم عید میگیرد و نه آنکه انسان آن را جعل میکند و عید قرار میدهد، مانند عید نوروز که عالم خرّم و خوشحال و درختان سبز و شکوفان میگردند پس این عید عید عالم است نه عید مجوسی یا غیر آنها، خلاصه عیدداری در این روز نه حرام است و نه بدعت و نه مکروه و نه عید عجم و نه عید عرب، پس طبیعتاً و تکویناً مستحب است و اخبار شرعیه در اینجا مؤکد است نه مؤسس والله العالم حرره محمد حسین آل کاشفالغطاء ۱۵/۴/۱۳۶۹ ه.
- سؤال سوم، از مرحوم آیتالله العظمی آقا سیدجمال گلپایگانی قدسسره: چه میفرمایند در موضوع نوروزداری با اخبار آن و شرحی که علامه مجلسی (قده) نموده و فقهاء در رسائل عملیه از اغسال زمانیه غسل روز نوروز را معترفند ولی بعضی تضعیف نموده و روایت معلیبن خنیس را رد و قدح میکنند.
بفرمایید که برهان و ادله مساعد با کدام قول است و حکم جیست ر نمیخواهیم تمسک شود به ادله تسامح در سنن و اخبار من بلغ و نحوها جواب : در موضوع نوروز اخبار زیادی در السماء والعالم (جلد ۱۴ بحار) وارد شده و اشکال در اصلش (نوروز) نیست، ولو اختلاف در تعیین روز شده که مشهور و معروف روز نقل شمس است به برج حمل، امّا حکم آن و اعمالی که در آن وارد شده سند آن روایت معلیبن خنیس است و معلی را اگرچه بعضی از اهل رجال قدح کردهاند لیکن مُختار آن است که موثق (میباشد) به شهادت اخباری که از حضرت صادق علیه افضل الصلوة والسلام وارد شده، منجمله بعد از رسیدن خبر قتل او به حضرت فرمودند (والله دخل الجنة) و در روایت دیگر «رحم الله المعلی کنت اتوقع ذلک لانه اضاع سرّنا» از این خبر معلوم میشود که از اصحاب سرّ حضرت بوده و بعضی همین روایت را دال بر قدح او دانستند و لیکن جلالت قدر او از همین روایت معلوم میشود چون گاهی میشود که اضاعه سر از عدم امکان اخفاء آن است و در روایت دیگر به داود (حاکم مدینه) که قاتل معلیبود، آنحضرت فرمودند: «لقد اذنبت ذنبا لایغفره الله لک قال (داود) و ماذاک الذنب قال علیه السلام الجنة» الی غیرذلک. از اخبار وارده در مدح معلی و روایت او در این باب چنین برمیآید که بر فرض اینکه معلی ضعیف باشد، مخیّر است به عمل اصحاب، پس احتیاج به اخبار من بلغ و ادله تسامح در سنن نیست. اما خبری که از حضرت موسیبن جعفر صلوات الله علیهما وارد شده که فرمودند از جدم رسول الله(ص) چنین عیدی نرسیده است معارض با روایت معلی نیست و دلایل بر عدم شرافت و فضل این روز نمیکند، فقط در مقام نفی عیدبودن آن است، پس شرافت و فضیلت و اعمال واراده در این روز بلامعارض است، والله العالم، جمالالدین گلپایگانی. (رساله نجفی)
سوال چهارم، از مرحوم آیةاللّه العظمی آقای سیدمحمد تقی خوانساری قدسسره: «بفرمائید، در موضوع نوروز که بعضی اشکال میکنند به اینکه مدرک آن روایت معلیبن خنیس میباشد و ضعیف است و بعضی اهل منبر روی منبرها صریحاً نهی میکنند از عیدداری نوروز که از مجوس است و مربوط به اسلام نیست و استدلال میکنند به روایت مناحبت از منصور به حضرت موسیبن جعفر(ع) عرض کرده و صاحب جواهر بعد از ذکر روایات آن میگوید (لاوجه للمناقشه بعد ذلک فیالسند او غیره کمالا وجه للمعارضة بما عن المناحبت) و علماء و متدینین علاوه بر عدم نهی، عید میگیرند، بنظر مبارک پس از تجدید ملاحظه مدارک آن خصوصاً شرحی را که صاحب جواهر و شیخ انصاری در اعمال مستحبه دادهاند فتوای حضرت عالی چیست و بالأخره عیدگرفتن نوروز که معمول است با قطع نظر از ادله تسامح در سنن و اخبار من بلغ چه حکمی دارد؟ آیا بدعتی و حرام است یا مکروه و مرجوح است؟ و یا مستحب شرعی؟استدعا آنکه حکم شرعی آنرا صریحاً بلکه مشروحاً مرقوم فرمائید، ادام الله ظلکم الشریف.»
جواب: «ظاهرأً عیدگرفتن آن با قطع نظر از اخبار من بلغ مستحب شرعی است و کافی است در اثبات آن (خبر معلیبن خنیس) که مورد قبول نزد بزرگان اصحاب مثل شیخ طوسی و یحیی بن سعید و علامه و شهید رضوانالله علیهم میباشد، بلکه صاحب جواهر با آن تبحر میفرماید. «لم اعثر علی مخالف فیه» اما معارضه با روایت مناقب حکایت منصور و حضرت موسیبن جعفر(ع) وجهی ندارد که هر چه خبر در اعتبار و صحت بالاتر رود با اعراض اصحاب موجهتر میشود، گذشته از اینکه بر فرض که واجد مقام حُجیت هم باشد محمول بر تقیه میشود به شهادت همان جمله که در روایت معلی است (انه من ایامنا حفظه العجم و فضًّیعتموه) خصوصاً با تصریح به اینکه نصب خلافت حضرت امیر (ع) در غدیر خم در این روز شده و حضرت حجت(ع) در این روز ظهور خواهد فرمود، امّا تعیین نوروز بر حسب تصریح مجلسی و شهیدین و علامه و ابن ادریس و شیخ طوسی و غیرهم رضواناللّه علیهم روز انتقال شمس به برج حمل است، همچنانکه معروف و مشهور در این زمان که کاشف است از ثابت بودن آن در زمانهای قبل به قاعده (اصالة تشابه الازمان) و مؤید آن بنابر آنچه نقل شده بعض المنجمین به حساب یافتهاند که در روز نصب حضرت امیر(ع) در غدیر خم مطابق با نوزدهم ذیالحجه بود الا آنکه از جهت تأخیر رؤیت هلال، آن روز را هجدهم حساب نمودهاند، امّا آنچه بعضی گفتهاند تأسیس عید بودنش در زمان سلطان سلجوقی شده است بر تقدیر ثبوت محول است بر اینکه او از آن استفاده نکند و ضایعش نماید، امّا اشکال شده که اعیاد سه یا چهار است (فطر و قربان و جمعه و غدیر) جمله خبری است که خبر میدهند که عیدها سه یا چهارند، نه اینکه میگویند منحصر به مفهوم عدد و دیگری درواقع عید نیست بلکه در قدیم مردم آن چهار روز را عید میگرفتند مانند اینکه در این حدیث «لاتشترالرجال الاالی ثلاثة المسجد الحرام والمسجد النبوی والبیت المقدس) که مسافرت بعنوان عبادت جائز نیست مگر برای این سه مسجد، گرچه ظاهراً حصر است و ادات حصر (الا) دارد، دومین خبر و واقع است نه اینکه حکم به مُنحصر بودن سفر عبادت به این سه مکان مقدس جائز نباشد سفر بغیر آنها مانند زیارت قبور ائمه هدی خاصه سیدالشهداء(ع) و زیارت قبور علما و مؤمنین. والحمدالله الذی هدانا لهذاو ماکنا لنهتدی لولا ان هدانا اللّه. هبة الدین الحسینی ۱۳۷۱ هق[۳۲].»
نیز نگاه کنید به
- روایت های شیعه راجع به نوروز
- بررسی روایت معلی بن خنیس
- گفتار فقها درباره نوروز
- نوروز در روایات اهل تسنّن
- نوروز در اسلام روزی است مبارک
- سؤال از فقها در مورد نوروز
پاورقی
[1]. خرمائی که با روغن درآمیخته باشند = چنگال
[2]. معروف است که این امر در زمان خلافت عمربن خطاب و از سوی هرمزان استاندار مسلمان شد، خوزستان انجام گرفت.
[3]. محتمل است که صدور اجازه خلیفه پس از بروز پیشقدمی ایرانیان در نکوداشت جشن ملّی آنان بوده باشد.
[4]. بر اساس تحقیقات پژوهشگران در صورتی که قتل خلیفه سوم را در ایام اتشرین (روزهای ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ماه قمری) از ذیالحجة سنه ۳۵ هجری بدانیم و خلافت حضرت علی(ع) را هم از روز وقوع همان واقعه فرض کنیم مطابقت نوروز با جلوس آن حضرت بر مسند خلافت مأخذ صحیحی پیدا میکند. چه در آن سال، واقعاً روز یازدهم ذیالحجه مطابق اولین روز فروردین سال ۲۵ یزدگردی بود.
مآخذ
- ↑ جاحظ، المحاسن و الاضداد، چاپ مصر، بیتا، ص238.
- ↑ زیدان، جرجی، تاریخ التمدن الاسلامی، ترجمه علی جواهرکلام، جلد 2، انتشارات امیرکبیر، تهران: ۱۳۳۶.، ص22 به نقل از: گاهشماری و جشنهای ملی، ایرانیان، ص ۹۲-۹۱.
- ↑ آلوسی، بلوغ الارب، جلد2، چاپ بغداد، ۱۹۶۱، ص387.
- ↑ بیرونی، ابوریحان، آثارالباقیه عن الفرون الخالیه، ترجمه اکبر دانا سرشت، انتشارات ابن سینا، بینا، تهران: ۱۳۵۲، ص21.
- ↑ تاریخ الامم والملوک، جزء دهم به نقل از: صفا، یادشده، ص۹۴-۹۲.
- ↑ اورنگ، مراد، جشنهای ایران باستان، تهران، بینا ۱۳۲۵، ص۴۳-۴۲.
- ↑ اورنگ، مراد، جشنهای ایران باستان، تهران، بینا ۱۳۲۵، ص۴۳.
- ↑ وسایل، طبع جدید جلد ۵، ص ۲۸۹.
- ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ مجلسی، علامه محمد باقر، بحارالانوار، جلد ۱۴، چاپ امبن الغرب، بیتا، ص206.
- ↑ مجلسی، علامه محمد باقر، بحارالانوار، جلد ۱۴، چاپ امبن الغرب، بیتا، ص208.
- ↑ وسایل، طبع جدید، ج ۲، ص ۹۶۰ باب الاغسال المسنومه، ج ۵ ص ۲۸۷ و باب الصلوات المندوبه، ج 7 ص ۳۴۷ باب الصوم المندوب.
- ↑ وسایل، ج ۵ ص ۲۸۸.
- ↑ مجلسی، علامه محمد باقر، بحارالانوار، جلد ۱۴، چاپ امبن الغرب، بیتا، ص213.
- ↑ مستدرک الوسائل ج ۱، ص ۴۷۱.
- ↑ مستدرک سابق، و ملیة الاولیاء، ج ۱، ص ۱۸۰ و دعائم الاسلام ج 2، ص ۱۱۳.
- ↑ قمی، حاج شیخ عباس، سفینة بحارالانوار و میهنه الحکم و الاثار، جلد دوم نجف، ۱۳۵۵، ج 2 ص 582.
- ↑ ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ ۱۷٫۳ قمی، حاج شیخ عباس، سفینة بحارالانوار و میهنه الحکم و الاثار، جلد دوم نجف، ۱۳۵۵، ج ۱۴ ص ۲۰۹.
- ↑ برای ملاحظه بهتر منقولات مزبور ر. ک: میلانی، سیدمحمّدعلی، نوروز، حسینیه ارشاد، ۱۳۵۹، صص ۱۲-۱۱.
- ↑ شهرستانی، نوروز در اسلام، ترجمه علی کاظمی، نشر اعلمی، تهران: ۱۳۵۴، ص ۴۱ تا ۴۳.
- ↑ مبسوط، ج ۲، ص ۱۷۱.
- ↑ میلانی، سید محمد علی، نوروز، حسینیه ارشاد، تهران: ۱۳۵۹، ص ۳۶ تا ۴۱.
- ↑ میلانی، سید محمد علی، نوروز، حسینیه ارشاد، تهران: ۱۳۵۹،ص ۱۰-۹.
- ↑ تاریخ بغداد، جلد ۱۳، ص ۳۲۶ و بدیع اللغه، ص ۱۴۸.
- ↑ مجمع البحرین، کلمه نوروز، ابوحنیفه، تألیف ابوزهره، ص ۱۷ القاموس المحیط، جلد ۲، ص ۱۹۴ و تارج العروس، جلد ۴، ص ۸۵ و منتهی الارب، ج ۴، ص ۱۲۴۰.
- ↑ العقدالفرید، ج 1، ص ۲۹۴.
- ↑ رضی. هاشم. گاهشماری و جشنهای ایران باستان، ص ۳۸۹.
- ↑ سوره آلعمران، آیه ۱۹
- ↑ سوره حشر، آیه ۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۸۳.
- ↑ شهرستانی، نوروز در اسلام، ترجمه علی کاظمی، نشر اعلمی، تهران: ۱۳۵۴، ص ۲۰ تا ۲۳.
- ↑ ترجمه از النیروز فیالاسلام، ص ۷۴.
- ↑ النیروز فیالاسلام، ص ۷۱ به نقل از: میلانی، نوروز، یادشده، ص ۵۰-۴۲.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی