هخامنشیان: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''هخامنشيان،''' خانداني كه بزرگترين سلسلة شاهنشاهي متمركز باستاني جهان را در ايران بنياد نهادند (330-550پ.م). خاستگاه اولية هخامنشيان سرزمين پارس (فارس كنوني) در قلب فلات ايران بود كه نياكانشان (هخامنش، نياي بزرگ هخامنشيان، چيش پيش، آريا رمنه و ا...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
''' | '''[[هخامنشیان]]،''' خاندانی که بزرگترین سلسله شاهنشاهی متمرکز باستانی جهان را در ایران بنیاد نهادند (330-550پ.م). خاستگاه اولیه هخامنشیان سرزمین پارس (فارس کنونی) در قلب فلات ایران بود که نیاکانشان (هخامنش، نیای بزرگ هخامنشیان، چیش پیش، آریا رمنه و ارشام) از دیرباز تحت تسلط دولتهای عیلام، آشور و ماد فرامانروایی کرده بود<ref>مشکور، محمدجواد. '''''ایران در عهد باستان'''''. تهران: سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی، 1343، ص166.</ref>. پادشاهان هخامنشی از دو تیره اصلی (کورش اول) و فرعی (آریا رمنه) بودند. کورش دوم (کبیر) بنیانگذار این سلسله با غلبه بر آستیاگر شاه ماد (550پ.م) و سرنگون کردن دولتش<ref>ایسرائیل، ژرار. '''''کورش بزرگ'''''. مترجم ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 13، ص94.</ref>، شاهنشاهی را تأسیس و حدود آن را از شرق تا رود سند و هندوستان، از غرب تا مصر، سواحل دریای سیاه و مدیترانه، از شمال تا رود سیحون، دریاچه خوارزم (آرال) و قفقاز و از جنوب تا سواحل جنوبی خلیج فارس و سرزمین عربایا (اربایا) گسترش داد. پس از او پسرش کمبوجیه و [[داریوش]] اول کبیر از شاخه اریارمنه، نقش چشمگیری در تثبیت و ساماندهی شاهنشاهی ایفا کرد. پس از [[داریوش]] به ترتیب هشت پادشاه (خشایارشا، اردشیر اول، داریوش دوم [اخس]، اردشیر دوم، ارسک، [[داریوش]] سوم [کدمان]<ref>Schmitt. R.Achaemenid. '''''Encyclopedia Iranica''''', London and Newyork, Routladge and kegan paul, 1986, VolI, p 414.</ref> از نوادگانش حکومت کردند تا اینکه در اثر ضعف درونی و با حمله اسکندر مقدونی این شاهنشاهی سرنگون شد (330پ.م)<ref> ناردو، دان. '''''امپراتوری ایران'''''. مترجم مرتضی ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 1380، ص111.</ref> افزایش قدرت درباریان و خواجگان توأم با توطئهها و قتل برخی پادشاهان، از عوامل این ضعف بود<ref>ویسهوفر، یوزف. '''''ایران باستان از 550 پ.م تا 650 میلادی'''''. مترجم مرتض ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 1377، ص139.</ref>. هماورد اصلی هخامنشیان یونانیان بودند و جنگهای متعددی (ماراتن 490پ.م، ترموپیل 480پ.م، سالامین 480پ.م، پلانه 479پ.م) میان آنان درگرفت، ایرانیان در نبرد ترموپیل آتن پایتخت یونان را فتح و ویران کردند<ref>پیرنیا، حسن (مشیرالدوله). '''''ایران قدیم'''''. تهران: مجلس شورای ملی، 1308، ص96.</ref>. | ||
فرو نشاندن شورشهای مختلف در گوشه و کنار شاهنشاهی از جمله مصر از دیگر دغدغههای شاهان هخامنشی بود. ارتش هخامنشی شامل پیاده نظام و سواره نظام و متشکل از سربازان اقوام مختلف شاهنشاهی و مزدوران یونانی بود و به واحدهای دهتایی، صدتایی و هزارتایی تقسیم میشد. بیشتر فرماندهان این ارتش افسران پارسی و مادی بودند<ref>میرسعیدی، نادر'''''. ایران باستان'''''. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382، ص56.</ref>. مهمترین آن نیروی دههزار نفری سپاهیان جاویدان (بیمرگ) بود که وظیفه حفاظت و نگهبانی از شخص شاه را بر عهده داشتند. در این ارتش واحدهایی از شتر سواران و پیلبانان نیز وجود داشتند و نیروی دریایی آن متشکل از دریانوردان فنیقیهای بود. مطابق کتیبههای پادشاهان هخامنشی اقوام و کشورهای تابع شاهنشاهی 25 تا 28 کشور بودند. شاهنشاهی به 20 ایالت (ساتراپی) علاوه بر شهر دولتهای خودمختار یونانی تقسیم میشد<ref> کورت، امیلی. '''''هخامنشیان'''''. مترجم مرتضی ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 1378، ص108.</ref>. | |||
در رأس هر ایالت یک والی (ساتراپ) قرار داشت و در کنارش یک دبیر که رابط میان او و پادشاه و مراقب و ناظر عملکرد او بود. در سرتاسر شاهنشاهی مأموران خبر چینی وجود داشتند که آنان را چشم و گوش شاه مینامیدند. جادههای شاهی موجود در شاهنشاهی، انجام امور اداری و عبور و مرور کاروانهای تجاری را تسهیل میکردند. مهمترین آنها جادهای با 2683 کیلومتر طول و 111 ایستگاه چاپار از شوش تا سارد وافسوس ادامه داشت و چاپارها با اسبهای تازه نفس مسیرهای 90 روزه را در یک هفته میپیمودند. هگمتانه (اکباتان= [[همدان]]) پایتخت تابستانی، بابل و [[شوش]] پایتختهای تابستانی که [[شوش]] مرکز اداری و سیاسی نیز بود، پاسارگارد محل آرامگاه و کاخهای [[کورش|کوروش]] مرکز آئینی و محل تاجگذاری شاهان هخامنشی و تخت جمشید کانون معنوی قلمرو آنان بود<ref> اومستد، آ. ت. '''''تاریخ شاهنشاهی هخامنشی'''''. مترجم محمد مقدم، تهران: سازمان چاپ و پخش کتاب، 1340، ص370.</ref>. کشاورزی، تجارت و درآمدهای مالیاتی ارکان مهم اقتصاد شاهنشاهی هخامنشیان بودند. مالکان بزرگ زمینها و کشاورزان را در اختیار داشتند و ایران پل ارتباطی مسیرهای تجاری شرق و غرب بود و شاهانی مانند [[داریوش]] به آن اهمیت فراوان قائل بودند، <ref>کخ، هایدماری. '''''از زبان داریوش'''''. مترجم پرویز رجبی، تهران: نشر کارنگ، 1376، ص70.</ref>دربار هخامنشی محل تمرکز خزائن پادشاهی، مالیاتها و هدایا بود که درآمدها صرف دربار، ارتش، عمران و رفاه میشد. ایالت پارس از پرداخت مالیات معاف بود و پادشاه و برخی ساتراپها در ضرب سکه اختیار داشتند در یک (زریک) سکه طلا و سیلگوس سکه نقره هخامنشیان بودند و در شهرهایی مانند بابل بانکها فعالیت داشتند<ref> گیرشمن، رومن'''''. ایران از آغاز تا اسلام'''''. مترجم محمود بهفروزی، تهران: انتشارات جامی، 1379، ص180.</ref>. | |||
زبان پارسی باستان زبان رسمی شاهنشاهی بود که با خط میخی نوشته میشد. آرامی زبان اداری در تدوین و نگارش نامهها و فرمانها بود <ref> داندامایف، م.آ'''''. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی'''''. مترجم روحی ارباب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1352، ص15.</ref>و بسیاری از کتیبهها به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شدهاند. | |||
وجود ادیان مختلف در مناطق گوناگون شاهنشاهی گواه از آن دارد که در آن دوره در ترویج و پرستش ادیان، ممانعتی وجود نداشت. [[دین یهودی]] از جمله آئینهای رایج در مناطق غربی شاهنشاهی بود و تا حدود زیادی به خاطر رهایی از اسارت بابلیان مدیون [[کورش|کورش کبیر]] و دولت هخامنشی بود. دین پادشاهان هخامنشی ظاهراً گونهای از [[زرتشتی، دین|آئین زرتشتی]] بود. خدایان مقدس آنان اهورا مزدا، میترا و آناهیتا بودند و به وجود خدای بدی و شرِ «دروج» اعتقاد داشتند. آنان [[آتش]] را نیز مقدس میشمردند. در این دوران تبلیغ و اشاعه دین و انجام مراسم مذهبی به عهده [[مغان]] «طایفهای از قبایل ماد» بود<ref> زرینکوب، عبدالحسین. '''''تاریخ مردم ایران'''''. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1364، ج1، ص192.</ref>. هنر و معماری هخامنشی امروزه بیشتر از طریق هنر و معماری درباری آنان قابل شناسایی است. معماری آنان تلفیقی از معماری یونانی و دیگر اقوام تابع شاهنشاهی و همچون ایونیان و بینالنهرینیها است. قطعات بزرگ سنگ، چوب و الوار از عناصر اصلی این معماری بوده و استاد کاران و هنرمندان اقوام مختلف شاهنشاهی در ساخت شهرها و کاخهای سلطنتی شرکت داشتهاند<ref>بریان، پیر. '''''امپراطوری هخامنشی'''''. مترجم ناهید فروغان، تهران: نشر قطره، نشر فرزان، 1381، ص262.</ref>. مصالح این بناها از مناطق مختلف شاهنشاهی همچون هندوستان، لبنان، مصر و بابل تأمین میشدند. هنر نقش برجسته و پیکرهتراشی پیشرفت چشمگیری داشته و مجسمهها و نقش برجستههای بیشمار تصاویر بینظیری از پادشاهان، درباریان، خدایان و موجودات اساطیری به نمایش میگذاشتهاند<ref>Boardman, John. '''''Persia and the West'''''. London, Thames and Hudson, 2000</ref>. علاوه بر این شمار زیادی از جواهر آلات، جامها، ظروف و سکههای طلا و نقره از این دوران به دست آمدهاند که حاوی تصاویر و نقشهای مشابه پیکرهها و نقش برجستهها هستند. تخت جمشید، پاسارگاد، [[نقش رستم]]، [[بیستون|کتیبه بیستون]]، کاخهای [[شوش]] از آثار مهم آن زمان و اثرگذار در روند هنری جوامع بشری هستند. حجاریهای این بناها به ویژه در تخت جمشید نشانگر آن است که در آن زمان دانش ریاضی و نجوم در حد کمال بوده است و هخامنشیان در توسعه علم و دانش اهتمام میورزیدند. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[داریوش]] | |||
* [[کورش]] | |||
* [[زرتشتی، دین]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
مهرداد شباهنگ | مهرداد شباهنگ | ||
[[رده:تاریخ]] | |||
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۳۸
هخامنشیان، خاندانی که بزرگترین سلسله شاهنشاهی متمرکز باستانی جهان را در ایران بنیاد نهادند (330-550پ.م). خاستگاه اولیه هخامنشیان سرزمین پارس (فارس کنونی) در قلب فلات ایران بود که نیاکانشان (هخامنش، نیای بزرگ هخامنشیان، چیش پیش، آریا رمنه و ارشام) از دیرباز تحت تسلط دولتهای عیلام، آشور و ماد فرامانروایی کرده بود[۱]. پادشاهان هخامنشی از دو تیره اصلی (کورش اول) و فرعی (آریا رمنه) بودند. کورش دوم (کبیر) بنیانگذار این سلسله با غلبه بر آستیاگر شاه ماد (550پ.م) و سرنگون کردن دولتش[۲]، شاهنشاهی را تأسیس و حدود آن را از شرق تا رود سند و هندوستان، از غرب تا مصر، سواحل دریای سیاه و مدیترانه، از شمال تا رود سیحون، دریاچه خوارزم (آرال) و قفقاز و از جنوب تا سواحل جنوبی خلیج فارس و سرزمین عربایا (اربایا) گسترش داد. پس از او پسرش کمبوجیه و داریوش اول کبیر از شاخه اریارمنه، نقش چشمگیری در تثبیت و ساماندهی شاهنشاهی ایفا کرد. پس از داریوش به ترتیب هشت پادشاه (خشایارشا، اردشیر اول، داریوش دوم [اخس]، اردشیر دوم، ارسک، داریوش سوم [کدمان][۳] از نوادگانش حکومت کردند تا اینکه در اثر ضعف درونی و با حمله اسکندر مقدونی این شاهنشاهی سرنگون شد (330پ.م)[۴] افزایش قدرت درباریان و خواجگان توأم با توطئهها و قتل برخی پادشاهان، از عوامل این ضعف بود[۵]. هماورد اصلی هخامنشیان یونانیان بودند و جنگهای متعددی (ماراتن 490پ.م، ترموپیل 480پ.م، سالامین 480پ.م، پلانه 479پ.م) میان آنان درگرفت، ایرانیان در نبرد ترموپیل آتن پایتخت یونان را فتح و ویران کردند[۶].
فرو نشاندن شورشهای مختلف در گوشه و کنار شاهنشاهی از جمله مصر از دیگر دغدغههای شاهان هخامنشی بود. ارتش هخامنشی شامل پیاده نظام و سواره نظام و متشکل از سربازان اقوام مختلف شاهنشاهی و مزدوران یونانی بود و به واحدهای دهتایی، صدتایی و هزارتایی تقسیم میشد. بیشتر فرماندهان این ارتش افسران پارسی و مادی بودند[۷]. مهمترین آن نیروی دههزار نفری سپاهیان جاویدان (بیمرگ) بود که وظیفه حفاظت و نگهبانی از شخص شاه را بر عهده داشتند. در این ارتش واحدهایی از شتر سواران و پیلبانان نیز وجود داشتند و نیروی دریایی آن متشکل از دریانوردان فنیقیهای بود. مطابق کتیبههای پادشاهان هخامنشی اقوام و کشورهای تابع شاهنشاهی 25 تا 28 کشور بودند. شاهنشاهی به 20 ایالت (ساتراپی) علاوه بر شهر دولتهای خودمختار یونانی تقسیم میشد[۸].
در رأس هر ایالت یک والی (ساتراپ) قرار داشت و در کنارش یک دبیر که رابط میان او و پادشاه و مراقب و ناظر عملکرد او بود. در سرتاسر شاهنشاهی مأموران خبر چینی وجود داشتند که آنان را چشم و گوش شاه مینامیدند. جادههای شاهی موجود در شاهنشاهی، انجام امور اداری و عبور و مرور کاروانهای تجاری را تسهیل میکردند. مهمترین آنها جادهای با 2683 کیلومتر طول و 111 ایستگاه چاپار از شوش تا سارد وافسوس ادامه داشت و چاپارها با اسبهای تازه نفس مسیرهای 90 روزه را در یک هفته میپیمودند. هگمتانه (اکباتان= همدان) پایتخت تابستانی، بابل و شوش پایتختهای تابستانی که شوش مرکز اداری و سیاسی نیز بود، پاسارگارد محل آرامگاه و کاخهای کوروش مرکز آئینی و محل تاجگذاری شاهان هخامنشی و تخت جمشید کانون معنوی قلمرو آنان بود[۹]. کشاورزی، تجارت و درآمدهای مالیاتی ارکان مهم اقتصاد شاهنشاهی هخامنشیان بودند. مالکان بزرگ زمینها و کشاورزان را در اختیار داشتند و ایران پل ارتباطی مسیرهای تجاری شرق و غرب بود و شاهانی مانند داریوش به آن اهمیت فراوان قائل بودند، [۱۰]دربار هخامنشی محل تمرکز خزائن پادشاهی، مالیاتها و هدایا بود که درآمدها صرف دربار، ارتش، عمران و رفاه میشد. ایالت پارس از پرداخت مالیات معاف بود و پادشاه و برخی ساتراپها در ضرب سکه اختیار داشتند در یک (زریک) سکه طلا و سیلگوس سکه نقره هخامنشیان بودند و در شهرهایی مانند بابل بانکها فعالیت داشتند[۱۱].
زبان پارسی باستان زبان رسمی شاهنشاهی بود که با خط میخی نوشته میشد. آرامی زبان اداری در تدوین و نگارش نامهها و فرمانها بود [۱۲]و بسیاری از کتیبهها به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شدهاند.
وجود ادیان مختلف در مناطق گوناگون شاهنشاهی گواه از آن دارد که در آن دوره در ترویج و پرستش ادیان، ممانعتی وجود نداشت. دین یهودی از جمله آئینهای رایج در مناطق غربی شاهنشاهی بود و تا حدود زیادی به خاطر رهایی از اسارت بابلیان مدیون کورش کبیر و دولت هخامنشی بود. دین پادشاهان هخامنشی ظاهراً گونهای از آئین زرتشتی بود. خدایان مقدس آنان اهورا مزدا، میترا و آناهیتا بودند و به وجود خدای بدی و شرِ «دروج» اعتقاد داشتند. آنان آتش را نیز مقدس میشمردند. در این دوران تبلیغ و اشاعه دین و انجام مراسم مذهبی به عهده مغان «طایفهای از قبایل ماد» بود[۱۳]. هنر و معماری هخامنشی امروزه بیشتر از طریق هنر و معماری درباری آنان قابل شناسایی است. معماری آنان تلفیقی از معماری یونانی و دیگر اقوام تابع شاهنشاهی و همچون ایونیان و بینالنهرینیها است. قطعات بزرگ سنگ، چوب و الوار از عناصر اصلی این معماری بوده و استاد کاران و هنرمندان اقوام مختلف شاهنشاهی در ساخت شهرها و کاخهای سلطنتی شرکت داشتهاند[۱۴]. مصالح این بناها از مناطق مختلف شاهنشاهی همچون هندوستان، لبنان، مصر و بابل تأمین میشدند. هنر نقش برجسته و پیکرهتراشی پیشرفت چشمگیری داشته و مجسمهها و نقش برجستههای بیشمار تصاویر بینظیری از پادشاهان، درباریان، خدایان و موجودات اساطیری به نمایش میگذاشتهاند[۱۵]. علاوه بر این شمار زیادی از جواهر آلات، جامها، ظروف و سکههای طلا و نقره از این دوران به دست آمدهاند که حاوی تصاویر و نقشهای مشابه پیکرهها و نقش برجستهها هستند. تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم، کتیبه بیستون، کاخهای شوش از آثار مهم آن زمان و اثرگذار در روند هنری جوامع بشری هستند. حجاریهای این بناها به ویژه در تخت جمشید نشانگر آن است که در آن زمان دانش ریاضی و نجوم در حد کمال بوده است و هخامنشیان در توسعه علم و دانش اهتمام میورزیدند.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ مشکور، محمدجواد. ایران در عهد باستان. تهران: سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی، 1343، ص166.
- ↑ ایسرائیل، ژرار. کورش بزرگ. مترجم ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 13، ص94.
- ↑ Schmitt. R.Achaemenid. Encyclopedia Iranica, London and Newyork, Routladge and kegan paul, 1986, VolI, p 414.
- ↑ ناردو، دان. امپراتوری ایران. مترجم مرتضی ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 1380، ص111.
- ↑ ویسهوفر، یوزف. ایران باستان از 550 پ.م تا 650 میلادی. مترجم مرتض ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 1377، ص139.
- ↑ پیرنیا، حسن (مشیرالدوله). ایران قدیم. تهران: مجلس شورای ملی، 1308، ص96.
- ↑ میرسعیدی، نادر. ایران باستان. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، 1382، ص56.
- ↑ کورت، امیلی. هخامنشیان. مترجم مرتضی ثاقبفر، تهران: انتشارات ققنوس، 1378، ص108.
- ↑ اومستد، آ. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. مترجم محمد مقدم، تهران: سازمان چاپ و پخش کتاب، 1340، ص370.
- ↑ کخ، هایدماری. از زبان داریوش. مترجم پرویز رجبی، تهران: نشر کارنگ، 1376، ص70.
- ↑ گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. مترجم محمود بهفروزی، تهران: انتشارات جامی، 1379، ص180.
- ↑ داندامایف، م.آ. ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی. مترجم روحی ارباب، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1352، ص15.
- ↑ زرینکوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: انتشارات امیرکبیر، 1364، ج1، ص192.
- ↑ بریان، پیر. امپراطوری هخامنشی. مترجم ناهید فروغان، تهران: نشر قطره، نشر فرزان، 1381، ص262.
- ↑ Boardman, John. Persia and the West. London, Thames and Hudson, 2000
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
مهرداد شباهنگ