پرش به محتوا

سربداران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''سربداران'''، نهضت و حكومت به پا خاسته از خراسان (737-788ق / 1337-1386م) با ويژگي‌هاي اجتماعي و شيعي، در اواخر دوره ايلخانان<sup>*</sup>. نهضت سربداري، با آموزه‌هاي شيعي و تبليغ‌هاي دراويشي چون شيخ خليفه، كه در 736ق / 1336م به قتل رسيد و شاگرد او، شيخ حسن جوري...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''سربداران'''، نهضت و حكومت به پا خاسته از خراسان (737-788ق / 1337-1386م) با ويژگي‌هاي اجتماعي و شيعي، در اواخر دوره ايلخانان<sup>*</sup>.  
'''[[سربداران]]'''، نهضت و حکومت به پا خاسته از خراسان (737-788ق / 1337-1386م) با ویژگی‌های اجتماعی و شیعی، در اواخر [[ایلخانان|دوره ایلخانان]].  


نهضت سربداري، با آموزه‌هاي شيعي و تبليغ‌هاي دراويشي چون شيخ خليفه، كه در 736ق / 1336م به قتل رسيد و شاگرد او، شيخ حسن جوري با تلاش‌هاي اميران سربداري براي بربري اجتماعي، رهايي از زياده‌ستاني مالياتي مأموران مغولي و رهايي از سلطه بيگانه از روستاي باشتين در بيهق (سبزوار) آغاز شد (شعبان 737ق / مارس 1337م).<sup>1</sup>  
نهضت سربداری، با آموزه‌های شیعی و تبلیغ‌های دراویشی چون شیخ خلیفه، که در 736ق / 1336م به قتل رسید و شاگرد او، شیخ حسن جوری با تلاش‌های امیران سربداری برای بربری اجتماعی، رهایی از زیاده‌ستانی مالیاتی مأموران [[مغول ها|مغولی]] و رهایی از سلطه بیگانه از روستای باشتین در بیهق (سبزوار) اغاز شد (شعبان 737ق / مارس 1337م)<ref>اژند، یعقوب. '''''قیام شیعی سربداران'''''. تهران: گسترده، 1363، ص 15.</ref>.


در سدة 8ق / 14م، خراسان، مازندران و گيلان تحت تأثير ترويج آموزه‌هاي شيعه دوازده امامي قرر گرفته بود.<sup>2</sup> حكومت ايلخانان مغول پس از درگذشت سلطان ابوسعيد (736ق / 1335م) از هم گسيخت و آل كرت* در هرات، طوغاي تمور (طغاتيمور) و جاني قربانيان در خراسان و مازندران، آل مظفر* در مركز و جنوب ايران، آل جلاير* در بغداد، آل چوپان* در آذربايجان و... سر برآوردند. در اين زمان امير عبدالرزاق باشتيني و برادرش وجيه‌الدين مسعود از متمولان بيهق فيام روستاي باشتين را كه متشكل از پيروان شيخ خليفه و شيخ حسن جوري بود، رهبري كردند و به زودي در مقابل طغاتيمور، جانشين سلطان ابوسعيد و متحدان او آل كرت (معزالدين حسين) و جاني قربانيان قرار گرفتند.<sup>3</sup> اين قيام با هدف آن كه، سر به دار دادن بهتر از تن به ذلت دادن است،<sup>4</sup> تا زمان يورش‌هاي تيمور گوركان ادامه يافت (788ق / 1386م).  
در سده 8ق / 14م، خراسان، [[استان مازندران|مازندران]] و [[استان گیلان|گیلان]] تحت تأثیر ترویج آموزه‌های شیعه [[امام دوازدهگانه|دوازده امامی]] قرر گرفته بود<ref>مرعشی، ظهیرالدین بن سید نصیرالدین. '''''تاریخ طبرستان و رویان و مازندران'''''. به اهتمام عباس شایان، تهران: [بی نا]، 1333، ص 330.</ref>.  [[ایلخانان|حکومت ایلخانان]] [[مغول ها|مغول]] پس از درگذشت سلطان ابوسعید (736ق / 1335م) از هم گسیخت و آل کرت* در هرات، طوغای تمور (طغاتیمور) و جانی قربانیان در خراسان و [[استان مازندران|مازندران]]، [[مظفریان|آل مظفر]]* در مرکز و جنوب ایران، [[جلایریان|آل جلایر]]* در بغداد، آل چوپان* در آذربایجان و... سر برآوردند. در این زمان امیر عبدالرزاق باشتینی و برادرش وجیه‌الدین مسعود از متمولان بیهق فیام روستای باشتین را که متشکل از پیروان شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بود، رهبری کردند و به زودی در مقابل طغاتیمور، جانشین سلطان ابوسعید و متحدان او آل کرت (معزالدین حسین) و جانی قربانیان قرار گرفتند<ref>رویمر، ه‍. ر. «ال جلایر، ال مظفر و سربداران»، '''''تاریخ ایران دوره تیموریان''''' (پژوهش دانشگاه كمبریج)، ترجمه یعقوب اژند، تهران: جامی، 1379، ص 14.</ref>.  این قیام با هدف آن که، سر به دار دادن بهتر از تن به ذلت دادن است،<ref>حافظ ابرو، عبدالله بن لطف‌الله. '''''زبده التواریخ'''''. به كوشش كمال حاج سید جوادی، تهران: ارشاد اسلامی، 1372، ص 34.</ref> تا زمان یورش‌های تیمور گورکان ادامه یافت (788ق / 1386م).  


از آغاز شكل‌گيري حكومت سربداران در سبزوار، دو جناح در آن پديدار شد: نخست جناح معروف به سربداري كه ميانه‌رو و شامل اميران، ملاكان و برخي رؤساي اصناف بود و دوم جناح پيرو شيوخ و درويش سربداري كه متأثر از آموزه‌هاي شيخ خليفه و شيخ حسن جوري بودند.<sup>5</sup> حكمرانان سربداري از اين دو جناح و بدين ترتيب بودند:  
از آغاز شکل‌گیری حکومت سربداران در سبزوار، دو جناح در ان پدیدار شد: نخست جناح معروف به سربداری که میانه‌رو و شامل امیران، ملاکان و برخی روسای اصناف بود و دوم جناح پیرو شیوخ و درویش سربداری که متأثر از آموزه‌های شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بودند<ref>پطروشفسكی، ای. پ. '''''نهضت سربدارن خراسان'''''. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1351، ص 57-58.</ref>. حکمرانان سربداری از این دو جناح و بدین ترتیب بودند:  


امير عبدالرزاق و وجيه‌الدين مسعود مشهور به سلطان، پسران خواجه فضل‌الله باشتيني؛ محمد آي تيمور از غلامان وجيه‌الدين مسعود؛ كُلو اسفنديار كه به دليل لقب كُلو مسلماً سردسته پيشه‌وران بوده است؛ خواجه شمس‌الدين بن فضل‌الله، عمو و نايب‌السلطنة خواجه لطف‌الله پسر وجيه‌الدين مسعود؛ خواجه شمس‌الدين علي، مهم‌ترين چهره جناح شيخيان؛ يحيي كرابي (از روستاي كراب در بيهقظهيرالدين كرابي؛ پهلوان حيدر قصاب (سپهسالار يحيي كرابي و كشندة خواجه شمس‌الدين علي)؛ لطف‌الله پسر وجيه‌الدين مسعود كه سال‌ها در انتظار حكومت بود و در اين زمان نيز عمويش نصرالله باشتيني و پهلوان حسن دامغاني (سپهسالار و محرك قتل پهلوان حيدر قصاب)، كار حكومت او را پيش مي‌بردند. سرانجام نيز پهلوان حسن با كشتن او، خود به حكومت رسيد؛ خواجه علي مؤيد كه به تيمور پيوست و به اشاره او كشته شد و پس از او چند تن از سربداران حكومت‌هاي كوتاه مدت در برخي روستاها و شهرهاي پيرامون سبزوار برقرار كردند.<sup>6</sup> مهم‌ترين درگيري‌هاي دروني سربداران ميان اين رقيبان براي بدست آوردن حكومت و در بيرون جنگ با جاني قربانيان،‌ طغاتيمور و ملوك كرت بود. در سال 743ق / 1342م ملك معزالدين حسين كرت در زاوه بر وجيه‌الدين مسعود پيروز شد و در اين جنگ برجسته‌ترين شاعر سربداري، ابن يمين فريومدي (وفات 769ق)؛ توسط سپاهيان آل كرت اسير شد.<sup>7</sup> وجيه‌الدين مسعود نيز كه در جنگ با جاني قربانيان پيروزي‌هايي به دست آورده بود به دست مَلِك رُستمدار به قتل رسيد (745ق). جنگ‌هاي سربداران با طغاتيمور نيز به شكست و كشته شدن وي در دوره يحيي كرابي انجاميد (754ق). در اواخر اين دوره نيز هم داستاني خواجه علي مؤيد با تيمور در زمان زوال سربداران تلاش‌هاي ديگر گروه‌هاي سربداري در مازندران، خراسان و... را به شكست كشانيد.<sup>8</sup>  
امیر عبدالرزاق و وجیه‌الدین مسعود مشهور به سلطان، پسران خواجه فضل‌الله باشتینی؛ محمد ای تیمور از غلامان وجیه‌الدین مسعود؛ کُلو اسفندیار که به دلیل لقب کُلو مسلماً سردسته پیشه‌وران بوده است؛ خواجه شمس‌الدین بن فضل‌الله، عمو و نایب‌السلطنه خواجه لطف‌الله پسر وجیه‌الدین مسعود؛ خواجه شمس‌الدین علی، مهم‌ترین چهره جناح شیخیان؛ یحیی کرابی (از روستای کراب در بیهقظهیرالدین کرابی؛ پهلوان حیدر قصاب (سپهسالار یحیی کرابی و کشنده خواجه شمس‌الدین علی)؛ لطف‌الله پسر وجیه‌الدین مسعود که سال‌ها در انتظار حکومت بود و در این زمان نیز عمویش نصرالله باشتینی و پهلوان حسن دامغانی (سپهسالار و محرک قتل پهلوان حیدر قصاب)، کار حکومت او را پیش می‌بردند. سرانجام نیز پهلوان حسن با کشتن او، خود به حکومت رسید؛ خواجه علی موید که به تیمور پیوست و به اشاره او کشته شد و پس از او چند تن از سربداران حکومت‌های کوتاه مدت در برخی روستاها و شهرهای پیرامون سبزوار برقرار کردند<ref>برای اگاهی بیشتر ← فصیح‌خوافی، احمد بن محمد. '''''مجمل فصیحی'''''. تصحیح محمود فرخ، مشهد: باستان، 1331.</ref>. مهم‌ترین درگیری‌های درونی سربداران میان این رقیبان برای بدست آوردن حکومت و در بیرون جنگ با جانی قربانیان،‌ طغاتیمور و ملوک کرت بود. در سال 743ق / 1342م ملک معزالدین حسین کرت در زاوه بر وجیه‌الدین مسعود پیروز شد و در این جنگ برجسته‌ترین شاعر سربداری، ابن یمین فریومدی (وفات 769ق)؛ توسط سپاهیان آل کرت اسیر شد<ref>دولتشاه سمرقندی. '''''تذكرهالشعراء'''''. تهران: اقبال، 1337، ص 101.</ref>. وجیه‌الدین مسعود نیز که در جنگ با جانی قربانیان پیروزی‌هایی به دست آورده بود به دست مَلِک رُستمدار به قتل رسید (745ق). جنگ‌های سربداران با طغاتیمور نیز به شکست و کشته شدن وی در دوره یحیی کرابی انجامید (754ق). در اواخر این دوره نیز هم داستانی خواجه علی موید با تیمور در زمان زوال سربداران تلاش‌های دیگر گروه‌های سربداری در [[استان مازندران|مازندران]]، خراسان و... را به شکست کشانید<ref>عبدالرزاق سمرقندی، عبدالرزاق‌بن اسحاق. '''''مطلع‌السعدین و مجمع‌البحرین'''''. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: طهوری، 1353، ص 95.</ref>.


سربداران در دوره اوج اقتدار خود از شمال تا كرانه‌هاي درياي مازندران، از غرب تا پيرامون ري، از جنوب تا قهستان و از شرق تا هرات را در قلمرو خود داشتند. نهضت آنان توسط پيشه‌وران، پهلوانان و اهل فتوت، درويشان گسترش مي‌يافت به گونه‌اي كه در مازندران، گيلان، سمرقند و كرمان نيز قيام‌هايي توسط سربداران شكل گرفت كه از آن ميان قيام پهلوان اسد خراساني در كرمان با لشكركشي گسترده شاه شجاع مظفري مواجه شد (775ق / 1373م) و به شكست انجاميد.<sup>9</sup> قيام‌هاي مازندران نيز به حكومت سادات در آنجا كمك شايان كرد. در دولت سربداري مشاغل ديواني مانند وزير، نايب سلطان، مستوفي (مأمور ماليه) و القاب شهريار و سلطان رايج بود اگر چه حكمرانان آن خاستگاه روستايي، پهلواني يا مريدي درويشان را داشتند.<sup>10</sup>  
سربداران در دوره اوج اقتدار خود از شمال تا کرانه‌های دریای مازندران، از غرب تا پیرامون ری، از جنوب تا قهستان و از شرق تا هرات را در قلمرو خود داشتند. نهضت آنان توسط پیشه‌وران، پهلوانان و اهل فتوت، درویشان گسترش می‌یافت به گونه‌ای که در مازندران، گیلان، سمرقند و کرمان نیز قیام‌هایی توسط سربداران شکل گرفت که از ان میان قیام پهلوان اسد خراسانی در کرمان با لشکرکشی گسترده شاه شجاع مظفری مواجه شد (775ق / 1373م) و به شکست انجامید<ref>كتبی، محمود. '''''تاریخ ال مظفر'''''. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: امیركبیر، 1364، ص 99.</ref>. قیام‌های [[استان مازندران|مازندران]] نیز به حکومت سادات در انجا کمک شایان کرد. در دولت سربداری مشاغل دیوانی مانند وزیر، نایب سلطان، مستوفی (مأمور مالیه) و القاب شهریار و سلطان رایج بود اگر چه حکمرانان آن خاستگاه روستایی، پهلوانی یا مریدی درویشان را داشتند<ref>اسمیت، جان ماسون. '''''خروج و عروج سربداران'''''. ترجمه یعقوب اژند، تهران: واحد مطالعات و تحقیقات فرهنگی و تاریخی، 1361.</ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.    آژند، يعقوب. '''''قيام شيعي سربداران'''''. تهران: گسترده، 1363، ص 15.
* [[ایلخانان]]
* [[مغول ها]]
* [[مظفریان]]
* [[جلایریان]]


2.    مرعشي، ظهيرالدين بن سيد نصيرالدين. '''''تاريخ طبرستان و رويان و مازندران'''''. به اهتمام عباس شايان، تهران: [بي نا]، 1333، ص 330.
==  مآخذ ==
 
<references />
3.    رويمر، ه‍. ر. «آل جلاير، آل مظفر و سربداران»، '''''تاريخ ايران دورة تيموريان''''' (پژوهش دانشگاه كمبريج)، ترجمه يعقوب آژند، تهران: جامي، 1379، ص 14.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
4.    حافظ ابرو، عبدالله بن لطف‌الله. '''''زبدة التواريخ'''''. به كوشش كمال حاج سيد جوادي، تهران: ارشاد اسلامي، 1372، ص 34.
 
5.    پطروشفسكي، اي. پ. '''''نهضت سربدارن خراسان'''''. ترجمه كريم كشاورز، تهران: پيام، 1351، ص 57-58.
 
6.    براي آگاهي بيشتر ← فصيح‌خوافي، احمد بن محمد. '''''مجمل فصيحي'''''. تصحيح محمود فرخ، مشهد: باستان، 1331.
 
7.    دولتشاه سمرقندي. '''''تذكرةالشعراء'''''. تهران: اقبال، 1337، ص 101.
 
8.    عبدالرزاق سمرقندي، عبدالرزاق‌بن اسحاق. '''''مطلع‌السعدين و مجمع‌البحرين'''''. به اهتمام عبدالحسين نوايي، تهران: طهوري، 1353، ص 95.
 
9.    كتبي، محمود. '''''تاريخ آل مظفر'''''. به اهتمام عبدالحسين نوايي، تهران: اميركبير، 1364، ص 99.
 
10.  براي آگاهي بيشتر ← اسميت، جان ماسون. '''''خروج و عروج سربداران'''''. ترجمة يعقوب آژند، تهران: واحد مطالعات و تحقيقات فرهنگي و تاريخي، 1361.


== نویسنده مقاله ==
کورش صالحی
کورش صالحی
[[رده:تاریخ]]
[[رده:تاریخ و باستان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۳۹

سربداران، نهضت و حکومت به پا خاسته از خراسان (737-788ق / 1337-1386م) با ویژگی‌های اجتماعی و شیعی، در اواخر دوره ایلخانان.

نهضت سربداری، با آموزه‌های شیعی و تبلیغ‌های دراویشی چون شیخ خلیفه، که در 736ق / 1336م به قتل رسید و شاگرد او، شیخ حسن جوری با تلاش‌های امیران سربداری برای بربری اجتماعی، رهایی از زیاده‌ستانی مالیاتی مأموران مغولی و رهایی از سلطه بیگانه از روستای باشتین در بیهق (سبزوار) اغاز شد (شعبان 737ق / مارس 1337م)[۱].

در سده 8ق / 14م، خراسان، مازندران و گیلان تحت تأثیر ترویج آموزه‌های شیعه دوازده امامی قرر گرفته بود[۲]. حکومت ایلخانان مغول پس از درگذشت سلطان ابوسعید (736ق / 1335م) از هم گسیخت و آل کرت* در هرات، طوغای تمور (طغاتیمور) و جانی قربانیان در خراسان و مازندران، آل مظفر* در مرکز و جنوب ایران، آل جلایر* در بغداد، آل چوپان* در آذربایجان و... سر برآوردند. در این زمان امیر عبدالرزاق باشتینی و برادرش وجیه‌الدین مسعود از متمولان بیهق فیام روستای باشتین را که متشکل از پیروان شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بود، رهبری کردند و به زودی در مقابل طغاتیمور، جانشین سلطان ابوسعید و متحدان او آل کرت (معزالدین حسین) و جانی قربانیان قرار گرفتند[۳]. این قیام با هدف آن که، سر به دار دادن بهتر از تن به ذلت دادن است،[۴] تا زمان یورش‌های تیمور گورکان ادامه یافت (788ق / 1386م).

از آغاز شکل‌گیری حکومت سربداران در سبزوار، دو جناح در ان پدیدار شد: نخست جناح معروف به سربداری که میانه‌رو و شامل امیران، ملاکان و برخی روسای اصناف بود و دوم جناح پیرو شیوخ و درویش سربداری که متأثر از آموزه‌های شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بودند[۵]. حکمرانان سربداری از این دو جناح و بدین ترتیب بودند:

امیر عبدالرزاق و وجیه‌الدین مسعود مشهور به سلطان، پسران خواجه فضل‌الله باشتینی؛ محمد ای تیمور از غلامان وجیه‌الدین مسعود؛ کُلو اسفندیار که به دلیل لقب کُلو مسلماً سردسته پیشه‌وران بوده است؛ خواجه شمس‌الدین بن فضل‌الله، عمو و نایب‌السلطنه خواجه لطف‌الله پسر وجیه‌الدین مسعود؛ خواجه شمس‌الدین علی، مهم‌ترین چهره جناح شیخیان؛ یحیی کرابی (از روستای کراب در بیهق)؛ ظهیرالدین کرابی؛ پهلوان حیدر قصاب (سپهسالار یحیی کرابی و کشنده خواجه شمس‌الدین علی)؛ لطف‌الله پسر وجیه‌الدین مسعود که سال‌ها در انتظار حکومت بود و در این زمان نیز عمویش نصرالله باشتینی و پهلوان حسن دامغانی (سپهسالار و محرک قتل پهلوان حیدر قصاب)، کار حکومت او را پیش می‌بردند. سرانجام نیز پهلوان حسن با کشتن او، خود به حکومت رسید؛ خواجه علی موید که به تیمور پیوست و به اشاره او کشته شد و پس از او چند تن از سربداران حکومت‌های کوتاه مدت در برخی روستاها و شهرهای پیرامون سبزوار برقرار کردند[۶]. مهم‌ترین درگیری‌های درونی سربداران میان این رقیبان برای بدست آوردن حکومت و در بیرون جنگ با جانی قربانیان،‌ طغاتیمور و ملوک کرت بود. در سال 743ق / 1342م ملک معزالدین حسین کرت در زاوه بر وجیه‌الدین مسعود پیروز شد و در این جنگ برجسته‌ترین شاعر سربداری، ابن یمین فریومدی (وفات 769ق)؛ توسط سپاهیان آل کرت اسیر شد[۷]. وجیه‌الدین مسعود نیز که در جنگ با جانی قربانیان پیروزی‌هایی به دست آورده بود به دست مَلِک رُستمدار به قتل رسید (745ق). جنگ‌های سربداران با طغاتیمور نیز به شکست و کشته شدن وی در دوره یحیی کرابی انجامید (754ق). در اواخر این دوره نیز هم داستانی خواجه علی موید با تیمور در زمان زوال سربداران تلاش‌های دیگر گروه‌های سربداری در مازندران، خراسان و... را به شکست کشانید[۸].

سربداران در دوره اوج اقتدار خود از شمال تا کرانه‌های دریای مازندران، از غرب تا پیرامون ری، از جنوب تا قهستان و از شرق تا هرات را در قلمرو خود داشتند. نهضت آنان توسط پیشه‌وران، پهلوانان و اهل فتوت، درویشان گسترش می‌یافت به گونه‌ای که در مازندران، گیلان، سمرقند و کرمان نیز قیام‌هایی توسط سربداران شکل گرفت که از ان میان قیام پهلوان اسد خراسانی در کرمان با لشکرکشی گسترده شاه شجاع مظفری مواجه شد (775ق / 1373م) و به شکست انجامید[۹]. قیام‌های مازندران نیز به حکومت سادات در انجا کمک شایان کرد. در دولت سربداری مشاغل دیوانی مانند وزیر، نایب سلطان، مستوفی (مأمور مالیه) و القاب شهریار و سلطان رایج بود اگر چه حکمرانان آن خاستگاه روستایی، پهلوانی یا مریدی درویشان را داشتند[۱۰].

نیز نگاه کنید به

 مآخذ

  1. اژند، یعقوب. قیام شیعی سربداران. تهران: گسترده، 1363، ص 15.
  2. مرعشی، ظهیرالدین بن سید نصیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. به اهتمام عباس شایان، تهران: [بی نا]، 1333، ص 330.
  3. رویمر، ه‍. ر. «ال جلایر، ال مظفر و سربداران»، تاریخ ایران دوره تیموریان (پژوهش دانشگاه كمبریج)، ترجمه یعقوب اژند، تهران: جامی، 1379، ص 14.
  4. حافظ ابرو، عبدالله بن لطف‌الله. زبده التواریخ. به كوشش كمال حاج سید جوادی، تهران: ارشاد اسلامی، 1372، ص 34.
  5. پطروشفسكی، ای. پ. نهضت سربدارن خراسان. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1351، ص 57-58.
  6. برای اگاهی بیشتر ← فصیح‌خوافی، احمد بن محمد. مجمل فصیحی. تصحیح محمود فرخ، مشهد: باستان، 1331.
  7. دولتشاه سمرقندی. تذكرهالشعراء. تهران: اقبال، 1337، ص 101.
  8. عبدالرزاق سمرقندی، عبدالرزاق‌بن اسحاق. مطلع‌السعدین و مجمع‌البحرین. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: طهوری، 1353، ص 95.
  9. كتبی، محمود. تاریخ ال مظفر. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: امیركبیر، 1364، ص 99.
  10. اسمیت، جان ماسون. خروج و عروج سربداران. ترجمه یعقوب اژند، تهران: واحد مطالعات و تحقیقات فرهنگی و تاریخی، 1361.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

کورش صالحی