پرش به محتوا

سربداران

از ویکی ایران

سربداران، نهضت و حکومت به پا خاسته از خراسان (737-788ق / 1337-1386م) با ویژگی‌های اجتماعی و شیعی، در اواخر دوره ایلخانان.

نهضت سربداری، با آموزه‌های شیعی و تبلیغ‌های دراویشی چون شیخ خلیفه، که در 736ق / 1336م به قتل رسید و شاگرد او، شیخ حسن جوری با تلاش‌های امیران سربداری برای بربری اجتماعی، رهایی از زیاده‌ستانی مالیاتی مأموران مغولی و رهایی از سلطه بیگانه از روستای باشتین در بیهق (سبزوار) اغاز شد (شعبان 737ق / مارس 1337م)[۱].

در سده 8ق / 14م، خراسان، مازندران و گیلان تحت تأثیر ترویج آموزه‌های شیعه دوازده امامی قرر گرفته بود[۲]. حکومت ایلخانان مغول پس از درگذشت سلطان ابوسعید (736ق / 1335م) از هم گسیخت و آل کرت* در هرات، طوغای تمور (طغاتیمور) و جانی قربانیان در خراسان و مازندران، آل مظفر* در مرکز و جنوب ایران، آل جلایر* در بغداد، آل چوپان* در آذربایجان و... سر برآوردند. در این زمان امیر عبدالرزاق باشتینی و برادرش وجیه‌الدین مسعود از متمولان بیهق فیام روستای باشتین را که متشکل از پیروان شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بود، رهبری کردند و به زودی در مقابل طغاتیمور، جانشین سلطان ابوسعید و متحدان او آل کرت (معزالدین حسین) و جانی قربانیان قرار گرفتند[۳]. این قیام با هدف آن که، سر به دار دادن بهتر از تن به ذلت دادن است،[۴] تا زمان یورش‌های تیمور گورکان ادامه یافت (788ق / 1386م).

از آغاز شکل‌گیری حکومت سربداران در سبزوار، دو جناح در ان پدیدار شد: نخست جناح معروف به سربداری که میانه‌رو و شامل امیران، ملاکان و برخی روسای اصناف بود و دوم جناح پیرو شیوخ و درویش سربداری که متأثر از آموزه‌های شیخ خلیفه و شیخ حسن جوری بودند[۵]. حکمرانان سربداری از این دو جناح و بدین ترتیب بودند:

امیر عبدالرزاق و وجیه‌الدین مسعود مشهور به سلطان، پسران خواجه فضل‌الله باشتینی؛ محمد ای تیمور از غلامان وجیه‌الدین مسعود؛ کُلو اسفندیار که به دلیل لقب کُلو مسلماً سردسته پیشه‌وران بوده است؛ خواجه شمس‌الدین بن فضل‌الله، عمو و نایب‌السلطنه خواجه لطف‌الله پسر وجیه‌الدین مسعود؛ خواجه شمس‌الدین علی، مهم‌ترین چهره جناح شیخیان؛ یحیی کرابی (از روستای کراب در بیهق)؛ ظهیرالدین کرابی؛ پهلوان حیدر قصاب (سپهسالار یحیی کرابی و کشنده خواجه شمس‌الدین علی)؛ لطف‌الله پسر وجیه‌الدین مسعود که سال‌ها در انتظار حکومت بود و در این زمان نیز عمویش نصرالله باشتینی و پهلوان حسن دامغانی (سپهسالار و محرک قتل پهلوان حیدر قصاب)، کار حکومت او را پیش می‌بردند. سرانجام نیز پهلوان حسن با کشتن او، خود به حکومت رسید؛ خواجه علی موید که به تیمور پیوست و به اشاره او کشته شد و پس از او چند تن از سربداران حکومت‌های کوتاه مدت در برخی روستاها و شهرهای پیرامون سبزوار برقرار کردند[۶]. مهم‌ترین درگیری‌های درونی سربداران میان این رقیبان برای بدست آوردن حکومت و در بیرون جنگ با جانی قربانیان،‌ طغاتیمور و ملوک کرت بود. در سال 743ق / 1342م ملک معزالدین حسین کرت در زاوه بر وجیه‌الدین مسعود پیروز شد و در این جنگ برجسته‌ترین شاعر سربداری، ابن یمین فریومدی (وفات 769ق)؛ توسط سپاهیان آل کرت اسیر شد[۷]. وجیه‌الدین مسعود نیز که در جنگ با جانی قربانیان پیروزی‌هایی به دست آورده بود به دست مَلِک رُستمدار به قتل رسید (745ق). جنگ‌های سربداران با طغاتیمور نیز به شکست و کشته شدن وی در دوره یحیی کرابی انجامید (754ق). در اواخر این دوره نیز هم داستانی خواجه علی موید با تیمور در زمان زوال سربداران تلاش‌های دیگر گروه‌های سربداری در مازندران، خراسان و... را به شکست کشانید[۸].

سربداران در دوره اوج اقتدار خود از شمال تا کرانه‌های دریای مازندران، از غرب تا پیرامون ری، از جنوب تا قهستان و از شرق تا هرات را در قلمرو خود داشتند. نهضت آنان توسط پیشه‌وران، پهلوانان و اهل فتوت، درویشان گسترش می‌یافت به گونه‌ای که در مازندران، گیلان، سمرقند و کرمان نیز قیام‌هایی توسط سربداران شکل گرفت که از ان میان قیام پهلوان اسد خراسانی در کرمان با لشکرکشی گسترده شاه شجاع مظفری مواجه شد (775ق / 1373م) و به شکست انجامید[۹]. قیام‌های مازندران نیز به حکومت سادات در انجا کمک شایان کرد. در دولت سربداری مشاغل دیوانی مانند وزیر، نایب سلطان، مستوفی (مأمور مالیه) و القاب شهریار و سلطان رایج بود اگر چه حکمرانان آن خاستگاه روستایی، پهلوانی یا مریدی درویشان را داشتند[۱۰].

نیز نگاه کنید به

 مآخذ

  1. اژند، یعقوب. قیام شیعی سربداران. تهران: گسترده، 1363، ص 15.
  2. مرعشی، ظهیرالدین بن سید نصیرالدین. تاریخ طبرستان و رویان و مازندران. به اهتمام عباس شایان، تهران: [بی نا]، 1333، ص 330.
  3. رویمر، ه‍. ر. «ال جلایر، ال مظفر و سربداران»، تاریخ ایران دوره تیموریان (پژوهش دانشگاه كمبریج)، ترجمه یعقوب اژند، تهران: جامی، 1379، ص 14.
  4. حافظ ابرو، عبدالله بن لطف‌الله. زبده التواریخ. به كوشش كمال حاج سید جوادی، تهران: ارشاد اسلامی، 1372، ص 34.
  5. پطروشفسكی، ای. پ. نهضت سربدارن خراسان. ترجمه كریم كشاورز، تهران: پیام، 1351، ص 57-58.
  6. برای اگاهی بیشتر ← فصیح‌خوافی، احمد بن محمد. مجمل فصیحی. تصحیح محمود فرخ، مشهد: باستان، 1331.
  7. دولتشاه سمرقندی. تذكرهالشعراء. تهران: اقبال، 1337، ص 101.
  8. عبدالرزاق سمرقندی، عبدالرزاق‌بن اسحاق. مطلع‌السعدین و مجمع‌البحرین. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: طهوری، 1353، ص 95.
  9. كتبی، محمود. تاریخ ال مظفر. به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران: امیركبیر، 1364، ص 99.
  10. اسمیت، جان ماسون. خروج و عروج سربداران. ترجمه یعقوب اژند، تهران: واحد مطالعات و تحقیقات فرهنگی و تاریخی، 1361.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

کورش صالحی